| نویسنده |
پیغام |
ولگرد  زبون بسته!
تاريخ عضويت: شنبه 04 مرداد 1382 مجموع ارسالها: 5 اعتبار کسب شده: 101 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 02 خرداد 1383، ساعت 16:12 |
|
 |
4 سال و 1 ماه پيش |
|
#1
|
| |
پرنس چارلز حياکن، انگليس رو رها کن
رهبرا رهبرا، حکم جهادم بده: در اينجا بيمار در حالي که مي داند اين رهبر مظلوم يک هفته است که حکم داده است که آقاجري را آزاد کنند، اما رئيس قوه قضائيه که از وابستگان رهبر هم هست حکم او را گوش نمي کند، حالا فرض کنيد رهبر حکم جهاد بدهد.
يا....پديدار شناسي يک تظاهرات از پيش تعيين شده
در راستاي اينکه چند روز است امت حزب الله در حال حمله به امپراطوري انگليس بوده و برادران ايثارگر در وسط خيابانهاي تهران دارند براي نابودي آمريکا شيشه هاي سفارت انگليس را مي شکنند و با توجه به اينکه لازم است هموطنان عزيز در جريان مبارزات ضداستکباري برادران حزب الله که 24 سال قبل آمريکا را نابود کرده و هفته قبل تصميم گرفته اند انگليس را هم نابود کنند، قرار بگيرند، لذا گزارش حمله ايثارگرانه برادران حزب الله همراه با تفسير سياسي اين واقعه مولمه به عرض مي رسد:
پرنس چارلز حيا کن، انگليس رو رها کن
از چند ماه پيش که طي دو مرحله عمليات مسلحانه سفارت لانه روباه پير(کشور دوست و برادر انگليس ) مورد هجوم قرار گرفت، معلوم بود که مهاجمين در نظر دارند تا همانطور که 24 سال قبل آمريکا را نابود کردند، امسال هم انگليس را نابود کنند. روز سي ام ارديبهشت ماه از ساعات اوليه صبح نيروهاي ايثارگر حزب الله در اطراف سفارت انگليس حاضر شدند. يکي از حاضرين گفت: ما بايد آمريکا را نابود کنيم، ولي وقتي آمريکا نيست انگليس هست. در اين عمليات گسترده اقدامات زير صورت گرفت:
در ابتدا نيروهاي ايثارگر و فداکار کفن هاي سفيد پوشيده و در حالي که از شوق شهادت مي گريستند و جان برکف نهاده بودند، اقدام به سنگپراني به سوي سفارت انگليس کرده و در اين عمليات موفق شدند تعدادي از شيشه هاي دشمن خونخوار را که در لانه خود پنهان شده بودند بشکنند. در اين عمليات با امدادهاي غيبي کليه برادران موفق شدند سالم بمانند. سپس تعدادي ديگر از برادران جان برکف اقدام به پرتاب مواد محترقه به سوي سفارت کردند. اين اقدام که در پاسخ به حمله اسرائيل به غزه و حمله نيروهاي صدام به حرم حضرت ابوالفضل(ع) و حمله طالبان به احمد شاه مسعود و حمله آمريکا به طالبان صورت گرفت، باعث شد آسفالت هاي خيابانهاي تهران کنده شود و شهرداري تهران اعلام کرد که براي حمايت از مسلمانان جهان حاضر است تمام خيابانهاي تهران را چندبار پشت سر هم آسفالت کند. سپس نيروهاي حزب الله که موفق شده بودند دشمن جبار و خونريز را به وحشت از جزاي الهي دچار کنند، در يک اقدام شبه انتحاري پرچم سفارت انگليس را تا آخر پايين کشيدند. در اين مرحله تعدادي از نيروها نزديک بود در اثر استفاده از کبريت دچار شهادت شوند، اما بدون اينکه ترس به خود راه دهند کارشان را ادامه دادند. بنا به گزارشات شاهدان عيني امپراطوري روباه پير که به لرزه افتاده بود، قصد خروج از ايران را کرد، اما با التماس و خواهش وزير خارجه و مسوولان مملکت سرجاي خودشان نشستند. مهاجمين سپس دست به اقدامي ديگر زدند و چون عادت نداشتند در خانه هايشان نماز بخوانند، در مقابل سفارت به اقامه نماز پرداختند. در همين رابطه يکي از مسوولان سفارت انگليس اعلام کرد: طبق اخبار منتشره در سايت بازتاب مردم مسلمان لندن خيلي بيشتر از مسيحيان براي عبادت به مساجد مي روند، اما جمعيت معترض اعلام کرد که مسلمانان انگليس هم از اين به بعد بايد در تهران نماز بخوانند. پس از خواندن نماز مهاجمين قصد داشتند غسل شهادت کنند، اما چون حمام در آن نزديکي ها نبود تيمم کرده و سعي در نزديک شدن به در سفارت داشتند. اين عمليات با مقاومت نيروهاي انتظامي مواجه شد. مهاجمان تصميم گرفتند نيروهاي انتظامي را به قتل برسانند، اما متوجه شدند که اين نيروها ايراني هستند و ممکن است خشتک شان را جر بدهند، بنابراين از نيروي انتظامي خواستند آنها به سفارت حمله کنند، اما نيروهاي انتظامي اعلام کردند وظيفه ما چيز ديگري است. با نزديک شدن وقت ناهار نيروهاي ايثارگر تصميم گرفتند که براي صرف ناهار به خانه بروند، اما يک شگفتي ديگر در همين لحظه بروز کرد. درست در ساعت يک و پنجاه و هفت دقيقه در يک عمليات استشهادي پرچم انگليس به آتش کشيده شد. اصغر، کسي که اين پرچم را از خيابان منوچهري خريده بود اعلام کرد که هنوز ده پرچم ديگر هم دراختيار دارد که براي رهايي حرمين شريفين از دست آمريکا حاضرند تمام پرچم هاي انگليس را آتش بزنند. در اين عمليات گسترده که تهران را لرزاند( معمولا وقتي زلزله ايران را نمي لرزاند براي لرزاندن تهران از اين نوع عمليات استفاده مي شود) گروهي اقدام به عکاسي و فيلمبرداري از جمعيت کردند، اما حاضران به تصويربرداران اجازه فعاليت نميدادند، ظاهرا علت اين بود که برخي از مهاجمين ويزاي انگليس داشتند و چون مي ترسيدند که در فرودگاه لندن شناسايي شده و جلوي ورود آنها به انگليس گرفته شود اين اقدام را مي کردند. اين عمليات پس از ساعتها عمليات شهادت طلبانه با پايان وقت اداري تمام شد.
رهبرا رهبرا آقاجري رو ولش کن، حکم جهادم بده
چرا مهاجمان به سفارت انگليس حمله کردند؟
1) سفارت آمريکا و اسرائيل در ايران وجود نداشت.
2) رابطه هيچ کشور اروپايي – آمريکايي مثل انگليس با ايران خوب نيست.
3) چون شهرداري در حال نصب لوح جانبازان شيميايي جلوي سفارت آلمان بود، حمله به سفارت آلمان تداخل در کارهاي شهرداري تهران محسوب مي شد.
4) چون مسوولان حکومت فرانسه مدتي قبل اعلام کرده بودند که حکومت ايران را مخالف حقوق بشر مي دانند، لزومي نداشت به سفارت فرانسه حمله شود.
5) چون عربستان سعودي، کويت، امارات متحده عربي، مصر و اردن طرفدار اسلام آمريکايي بودند لزومي نداشت به سفارت آنها حمله شود.
6) سفارت انگليس در خيابان جمهوري قرار دارد و مهاجمان مي توانستند در حين خريد لوازم صوتي هم عملياتشان را انجام دهند و هم به کارهايشان هم برسند.
7) سفارت بلژيک چون مدتها به دو دختر بلژيکي پناه داده بود مهاجمان مي ترسيدند اگر جلوي سفارت بلژيک بروند ممکن است آنها را دعوت کنند به داخل سفارت و بفرستندشان بلژيک.
روانشناسي شعارهاي مهاجمان به سفارت
شعارهاي جمعيت نشان دهنده فضاي ايران و سياستهاي مهاجمان و روانشناسي اين گروه است. لذا دکتر ژان پياژه در تحليل اين شعارها نظرات زير را ارائه داد.
قسم به خون حسين، بلر تو را ميکشيم.
1) سندروم جايگزيني: در اين بيماري بيمار به دليل نداشتن قدرت تشخيص يا عدم توانايي به جاي اينکه از دشمنش انتقام بگيرد، از کسي که به او نزديک است انتقام مي گيرد. لازم به توضيح است که پرنس چارلز وليعهد انگليس و جک استراو وزير امورخارجه انگليس مهم ترين مقامات بين المللي هستند که از ايران بازديد کردند.
2) سندروم پدرکشي: بيمار در حالي که دچار شيفتگي به پدرش است، اما چون مصباح يزدي به لندن مي رود ولي او نمي تواند برود، به سفارت حمله مي کند.
آتيش آتيش چه خوبه، حالام تنگ غروبه، توني بلر حياکن، انگليس رو رها کن
سفارت انگليس، تعطيل بايد گردد
سفارت انگليس، لانهي جاسوسي است
1) سندروم فرافکني: در اين بيماري فرد قصد حمله به اسرائيل را دارد، ولي چون فقط دستش به خيابان جمهوري و حسن آباد مي رسد، فرض مي کند که حسن آباد همان تل آويو است. به اين بيماري آستيگماتيسم سياسي يا سندروم چپ بودن احساسات چشمي دروني هم مي گويند.
2) سندروم خودزياد بيني: بيمار فکر مي کند فقط خودش حق دارد در تمام جهان سفارتخانه داشته باشد و از طريق سفارتخانه اش جاسوسي کند.
توضيح: جمهوري اسلامي تقريبا در تمام زندانهاي دنيا حداقل يکي دو ديپلمات دارد که به اتهام جاسوسي زنداني شده اند، اما طرفداران حکومت فکر مي کنند انگليسي هاي سفارت اين کشور در ايران هم بايد جاسوسي آمريکا را براي ايران بکنند، اصولا برادران حزب الله از اينکه دولت انگليس براي حفظ منافع خودش تلاش مي کند ناراحت اند، آنها فکر مي کنند که دولت انگليس هم بايد براي حفظ منافع ايران تلاش کند.
ماشاالله، حزبالله
عقده خود کم بيني: بيمار نيازمند تحسين ديگران است و وقتي ديگران او را تحسين نمي کنند، خودش خودش را تحسين مي کند.
خرازي خرازي، استعفا استعفا
نيروي انتظامي، خجالت خجالت
1) سندروم لنگه کفش کهنه: بيمار چون دچار مشکل است، اما دليل مشکلش را نمي داند تنها چيزهايي را که دارد آتش مي زند و آنها را از ميان مي برد. در موارد پيشرفته بيمار خانه و حتي رختخواب خودش را هم آتش مي زند و بعد ساعتها گريه مي کند و به ديوار نگاه مي کند.
2) پارانوياي پيشرفته: بيمار احساس مي کند همه در حال خيانت به او هستند. حتي نسبت به برادر و اعضاي خانواده هم احساس خيانت شدگي دارد. دائما خواستار استعفاي ديگران است، اما وقتي آنها استعفا بدهند دچار ماتم از دست دادگي مي شود و گريه شديد مي کند.
سکوت هر مسلمان خيانت است به ايران
1) سندروم نارسيسيسم: بيمار دچار شيفتگي نسبت به خود است و فکر مي کند همه بايد به او کمک کنند و هر کس به او کمک نکند به او خيانت کرده است. در اين حالت بيمار زياد در آينه نگاه مي کند و دائما تمايل به تغيير شکل دارد، از يک طرف ميل دارد خودش و اصولش که خيلي درست هستند حفظ کند و از طرف ديگر دوست دارد مورد توجه ديگران باشد، بنابراين دائما خودش را تغيير مي دهد.
2) سندروم جا به جايي: بيمار از ديدن مشکلات ديگران احساس مي کند که خودش هم مشکل دارد. مثلا وقتي به مسلمانان عراق و لبنان و فلسطين حمله مي شود، ايراني ها هم احساس مي کنند مظلوم هستند، بعد به جاي اينکه به مظلومين کمک کنند از آنها کمک مي خواهند. در انواع پيشرفته بيمار دائما خودش را مريض نشان مي دهد و گاهي خودزني هم مي کند.
توضيح اول: در شعار فوق حزب الله ايران فکر مي کند مورد هجوم استکبار قرار گرفته است، در حالي که عملا مسلمانان فلسطين و عراق و لبنان مورد حمله قرار گرفته اند. و مسلمانان حزب الله ايران تهاجم کننده اند نه تهاجم شونده.
سووال: چرا مسلمانان جهان زياد از حمايت مسلمانان ايران دل خوشي ندارند؟
توضيح: يکي از مشخصات مسلمانان در دنيا اين است که مسلمان هستند، مثلا نماز مي خوانند، روزه مي گيرند و قرآن مي خوانند، مسلمانان ايران تنها دليلي که مي خواهند براي مسلمان بودن شان نشان بدهند اين است که روزنامه تعطيل مي کنند و ماشين آتش مي زنند و مردم را کتک مي زنند. از طرف ديگر مسلمانان جهان فکر مي کنند اينها چه مسلماناني هستند که بلد نيستند يک آيه قرآن را درست بنويسند و يک کلام رسول الله را درست نقل کنند؟
در بيانيه صادره به مناسبت مراسم حمله به سفارت توسط مرکز بسيج دانشجويي ثارالله يک آيه قرآن و يک کلام رسول الله نقل شده است که اين موارد از روي خبر ايسنا نقل شده است و لذا جهت مطالعه به ايسنا رجوع شود:
بسم الله قاسم الجبارين
قال رسول الله: من اصبح و لم يحتم بامور المسلمين فليس به مسلم.
تجاوز وقيحانهي لشکر کفر به حريم مقدس وصي رسول خدا و سرور و سالار شهيدان و سرور آزادگان جهان خشم و انزجار همه مسلمانان با غيرت را بر ميانگيزد......
1) دليل اول مبني بر اينکه مسلمانان جهان روي حزب الله ايران حساب نمي کنند اين است که بسم الله قاصم الجبارين درست است، نه بسم الله قاسم الجبارين. جمله اول به معني درهم کوبنده(قاصم) ستمکاران است، اما قاسم( تقسيم کننده) ستمکاران است. مسلمانان جهان مي دانند که اگر ايراني ها بخواهند از خدا کمک بخواهند خدايشان به جاي اينکه ستمکاران را درهم بکوبد، آنها را تقسيم مي کند، مثلا يک جورج بوش را مي دهد به عراق، يک شارون را مي دهد به لبنان و رامسفيلد را مي دهد به افغانستان. بنابراين مسلمانان جهان ترجيح مي دهند زياد با مسلمانان ايران که يک آيه قرآن را هم بلد نيستند قاطي نشوند.
2) دليل دوم اين است که من اصبح و لم يحتم غلط است و من اصبح و لم يهتم( اهتمام کردن) درست است.
3) از کليه مسلمانان حزب الله درخواست مي شود يک سفري به لندن بروند که لااقل قرآن و کلام رسول الله را اشتباه ننويسند.
مسلمان به پا خيز، عرب به خون نشسته
1) سندروم فضولي بيجا و مصرف بالاي شکر و قند: بيمار در اين حالت با وجود اينکه دکتر بارها تاکيد کرده است که شکر زيادي نخورد و حرف زيادي نزند و اگر شکر زيادي بخورد حالش را مي گيرند و اين شکر خوردنها به او مربوط نيست، در امور ديگران دخالت مي کند.
2) سندروم مشکل شنوايي: بيمار قدرت شنوايي خود را از دست داده است و رابطه جملات را نمي فهمد. اينکه مسلمان بپاخيز و عرب به خون نشسته است بدون هيچ دليلي به همديگر متصل مي شود.
مهاجمان به سفارت انگليس براي اعتراض به آمريکا آسفالت هاي تهران را آتش مي زنند.
رهبرا رهبرا، حکم جهادم بده
1) سندروم خوشبيني فعال: در اينجا بيمار در حالي که مي داند اين رهبر مظلوم يک هفته است که حکم داده است که آقاجري را آزاد کنند، اما رئيس قوه قضائيه که از وابستگان رهبر هم هست حکم او را گوش نمي کند، حالا فرض کنيد رهبر حکم جهاد بدهد.
2) سندروم ماليخولياي مزمن: بيمار فکر مي کند که وقتي به او حکم جهاد دادند فورا او را براي ماموريت به لندن يا پاريس مي فرستند، يا در بهترين حالت او را در معيت نيروي انتظامي مي فرستند جلوي سفارت لندن در تهران که به يک مشت آدمي که از ترس مي لرزند حمله کند. تازه اگر حکم جهاد هم دادند به آقاي الله کرم آنرا ايکي ثانيه با مجوز آژانس هوايي توکاتور عوض مي کند. مشکل برادران درخواست کننده حکم جهاد اين است که فکر مي کنند قرار است در تهران و جلوي خانه باباشان بايد با استکبارجهاني مبارزه کنند.
13 آبان ماه تکرار بايد گردد
1) سندروم عشق و خشونت: بيمار چون دچار آلزايمر شديد است، فراموش کرده است که در سيزده آبان سال 1358 چه اتفاقي افتاد. او فکر مي کند که در اثر اين اتفاق ايران موقعيت بهتري پيدا کرد و آمريکا موقعيت بدتري پيدا کرد.
توضيح: اگر قرار شود سيزده آبانماه تکرار شود، در مرحله اول سفارت انگليس را مي گيرند و بعد از يک سال گروگانها را با سلام و صلوات مي فرستند انگليس. بعد، تمام ذخيره ارزي ايران را مصادره مي کنند و پول ما را بر مي دارند براي خودشان. بعد از ده سال همه رهبران حمله به سفارت دستگير و زنداني مي شوند و بعد از پانزده سال اعلام مي کنند که ديگر از اين غلط ها نمي کنند. بعد يک مشت نابغه ديگر پيدا مي شوند که همين غلط ها را مي کنند.
نيروي انتظامي چه کرد؟
در پي حملات کوبنده و دشمن شاد کن برادران حزب الله و نوابغ سياست معاصر، نيروي انتظامي وارد صحنه شده و اکيدا اعلام کردند تو رو خدا برين خونه هاتون. اما برادران ايثارگر گفتند: نيروي انتظامي، سفارت را رها کن. آنها فکر مي کردند با اين شعار دادن نيروي انتظامي از جلوي سفارت مي رود، اما نيروي انتظامي هم مانند همين افراد بودند، منتهي چون مدتي تحت نظر قرار گرفته بودند، حال شان خوب شده بود. يکي از افراد نيروي انتظامي در يک اظهار نظر تاريخي گفت:
- بستن خيابان چيزي نيست که بتوانيم از آن بگذريم؛ من و همکارانم با سودجويان برخورد ميکنيم.
و سرانجام حاضران در عمليات اشغال سفارت روباه مکار و پير بريتانيا اعلام کرد:
ما خواستار خروج اشغالگران از عراق هستيم و با تنها با پايين آمدن يک پرچم راضي نميشويم؛ ما مطيع امر رهبريم و بايد تلاش کنيم، ابزار دست کسي قرار نشويم.
در پايان مهاجمان به خانه رفتند و قرار شد ادامه عمليات اشغال روز يکشنبه سه خرداد راس ساعت سه بعدازظهر در مقابل ضلع شرقي سفارت انگليس واقع در خيابان فردوسي تقاطع منوچهري انجام شود.
چند نتيجه گيري:
1) حکومت ايران مدتهاست که اثبات مي کرد که در عمليات آمريکا در افغانستان و عراق با آمريکايي ها همکاري مي کند، حالا يک مشت نابغه پيدا مي شوند و از رهبر اين حکومت انتظار دارند رسما حکمي را به آنها بدهد که القائده هم چنين حکمي را اعلام نمي کند.
2) حکومت ايران را روحانيون قم قبول ندارند، قرار است براي مسلمانان جهان تعيين تکليف کند.
3) همه بيماريها در صورت درمان مناسب خوب مي شود.
سيد ابراهيم نبوي |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |