| نویسنده |
پیغام |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3513 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: My home سن: 37 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 18 آبان 1388، ساعت 19:06 |
|
 |
9 ماه و 27 روز پيش |
|
#1
|
| |
دانشجوي سال اولي: دانشجويي که فکر مي کند با تحصيلات دانشگاهي ميتواند آيندهي بهتري براي خودش بسازد
دانشجوي سال دومي: دانشجويي که فکر نميکند با تحصيلات دانشگاهي بتواند آيندهي بهتري براي خودش بسازد.
دانشجوي سال سومي: دانشجويي که مطمئن شده است با تحصيلات دانشگاهي نخواهد توانست آيندهي بهتري براي خودش بسازد.
دانشجوي سال چهارمي: دانشجويي که ديگر نه فکر ميکند، نه به چيزي اطمينان دارد و نه آيندهي براي خود متصور است.
مشروط: دانشجويي که به خاطر علاقهي زيادش به درس خواندن، مورد حسادت قرار گرفته و از اين رو دانشگاه او را ملزم کرده است که در ترم بعدي بيش از حد معيني واحد انتخاب نکند تا به بقيه هم برسد! کلمه مشروط از «مشروطه» ميآيد که عدهاي معتقدند باعث رونق گرفتن دانشگاه در ايران شد. عدهي ديگري هم معتقدند که رونق گرفتن کار مشروطها باعث اضمحلال مشروطه شد.
تقلب: دانش دوپينگي
سهميه: دوپينگ قانوني.
گوسپند: نوعي جانور که جز نوشتن جزوه، حفظ جزوه و پاس کردن درس از روي جزوه هيچ کار ديگري در دانشگاه نميکند. چنين موجوداتي در دانشگاههاي مشهور بيشتر ديده ميشوند و فرق آنها با ساير گوسپندان در اين است که نه کلهي اين گوسپندان قابل استفاده است و نه پاچهي خوشمزهاي دارند.
جزوه: دستنوشتههايي که گمان ميشود عصارهي يک کتاب است. اما در واقع تفالهي بخشي از آن است. دستگاه تفالهگيري «استاد» ناميده ميشود.
استاد حل تمرين: دانشجوي ترم بالاتري که در ازاي گرفتن شندرغاز پول و شنيدن لفظ «استاد» چنان از خودبيخود ميشود که تن به خورد گچ تخته و مسخره شدن توسط سي چهل تا دختر و پسر ميدهد.
موجودات در دورهي دبيرستان بسته ميشود و در کلاسهاي کنکور به بلوغ ميرسند. اين موجودات اغلب در کافه ترياهاي دانشکدهها استحاله ميشوند.
تريا: محلي براي فرار از غذاي سلف که در اين حالت مصداق بارز از چاله به چاه افتادن است. اما صرفنظر از ارزش غذايي آن، از لحاظ فرهنگي اهميت زيادي دارد. به خصوص براي پژوهندگان زبان کوچه و بازار و کاشفان جديدترين فحشها و اصطلاحات جنسي.
گرد: جسمي که طول و عرض و ارتفاع آن از مرکزش به يک فاصله است. چنين دخترهايي معمولا در حدود 165 سانتيمتر قد و به ميزان سه چهارم پي آر 3 حجم دارند که ناشي از سالها در خانه نشستن و دست به سياه و سفيد نزدن و تست زدن است. سه عاقبت دردناک در انتظار آنهاست: ازدواج، انفجار و ورود به دانشگاه که گزينهي آخري و متعاقب آن استفاده از غذاي سلف، دردآورترين آنهاست.
سلف (غذاخوري): فعالترين آزمايشگاه و واحد توليدي هر دانشگاه که توانايي تبديل موجودات گوناگون به غذا را دارد. يکي از رايجترين تواناييها که شرط لازم اوليه براي سلف ناميده شدن يک مکان محسوب ميشود، توانايي بازيافت چمنهاي محوطه به شکل قرمهسبزي است.
گوريل: گونهاي از دانشجويان پسر با موهاي ژوليده و لباسهاي بدفرم که از بوي سير دهان و عرق لباسهايشان نمي توان کمتر از سه متر به آنها نزديک شد. اين جانوران معمولا پس از فارغالتحصيلي بهجاي اعزام به قلب جنگلهاي آمازون در پشت ميزهاي مديريت و رياست جاي ميگيرند.
شاسکول: دانشجويي (عمدتا دختر) که بعد از 20 بار جزوه دادن به يکي از دانشجويان جنس مخالف هنوز فکر ميکند خط خوبش باعث محبوبيتاش است.
پلشت: دانشجويي که حاضر است کيسه فريزر دور بشقابش بکشد و با قاشق يک بار مصرف غذا بخورد تا مجبور نباشد روزي يکبار ظرفهايش را بشويد. تقريبا اکثر دخترهاي ساکن در خوابگاه هاي دانشکده هاي علوم و مهندسي.
بتونهکاري: فريضهي واجبي که بيشتر دختران دانشجو صبحها قبل از حرکت به سمت دانشگاه بر روي صورت خود انجام ميدهند تا ديدارشان قابل تحمل شود. معمولا هم نميشود.
جلبک: نوعي دانشجو با آيکيوي حيرتبرانگيز و توانايي جزوه نوشتن حتي از روي سرفههاي استاد. تراکم زيستي اين جانداران در دانشکدههاي علوم انساني بيشتر است. |
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3513 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: My home سن: 37 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 18 آبان 1388، ساعت 19:09 |
|
 |
9 ماه و 27 روز پيش |
|
#2
|
| |
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |