صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
3
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 3513
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: My home
سن: 37
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 06 بهمن 1387، ساعت 20:38
 1 سال و 7 ماه پيش
#1
 
يادمه اون قديم قديما وقتى من تازه عضو شده بودم و کسى رو درست نميشناختم نميدونستم که "صداى دل" يه خانوم (بسيار زيبا و خوش قلب) هست! Confused چندبار ديدم که ايشون با کاربرهاى ديگه خيلى با لطافت صحبت ميکنه و يه پست راجع به اينکه چرا شماها با هم اينطورى صحبت ميکنيد گزاشتم!! d'oh! جالبه که ايشون هم ظاهرا از مطالبى که من مينوشتم اصلا خوششون نيومده بود و از احسان خواسته بودن که منو از فروم بيرون بندازن! Very Happy Razz Razz Applause Applause

شما هم اگه خاطره با حالى از فروم بياد دارين اينجا بنويسين. Cool

_________________
بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
 
4
4
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3577
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 07 بهمن 1387، ساعت 21:29
 1 سال و 7 ماه پيش
#2
 
Omid نوشته بود:
يادمه اون قديم قديما وقتى من تازه عضو شده بودم و کسى رو درست نميشناختم نميدونستم که "صداى دل" يه خانوم (بسيار زيبا و خوش قلب) هست! Confused چندبار ديدم که ايشون با کاربرهاى ديگه خيلى با لطافت صحبت ميکنه و يه پست راجع به اينکه چرا شماها با هم اينطورى صحبت ميکنيد گزاشتم!! d'oh! جالبه که ايشون هم ظاهرا از مطالبى که من مينوشتم اصلا خوششون نيومده بود و از احسان خواسته بودن که منو از فروم بيرون بندازن! Very Happy Razz Razz Applause Applause

شما هم اگه خاطره با حالى از فروم بياد دارين اينجا بنويسين. Cool



ها ها ها Razz Razz Razz چه با حال بودما Razz Dancing Dancing
کاشکي انداخته بود Wink Razz Razz
اصلاً اين احسان از اولش هم در مورد بيرون انداختن کار بر ها حرف گوش کن نبود Not talking Razz

_________________
از تخم خودم, تخم خودم, جوجه ميسازم, ميشم جوجه فروش, به تخمم مينازم Razz Razz
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3474
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 08 بهمن 1387، ساعت 0:42
 1 سال و 7 ماه پيش
#3
 
بعد از اختلافاتي که در مديريت تالار رسمي بخش کامپيوتر به وجود اومد که در نهايتا حل نشد و باعث تولد persianbb شد، ما هنوز گاهگداري از روي عادت يا کنجکاوي يا براي خنديدن به تالار قبلي سر ميزديم! يعني وقتي حوصله امون سر ميرفت، بين بقيه کارهامون ميرفتيم صفحه اول اون تالار رو چک ميکرديم و وقتي ميديديم جديدترين پيغام صفحه اولش مثلا مال يه هفته پيش بود کلي دلمون خنک ميشد و بعد دو تا کليد رو کيبورد فشار ميداديم: Ctrl و W! من با خودم عهد کرده بودم که به جز صفحه اول و چک کردن ليست جديدترين پيغامهاي اون تالار کار ديگه اي بهش نداشته باشم. به عهدم وفادار موندم تا يک روز توي همون ليست جديدترين پيغامها، پستي با عنوان Hello From Toronto نظرم رو جلب کرد. نتونستم روش کليک نکنم، چون هم عنوانش متفاوت و تحريک کننده بود و هم فرستنده اش کاربر جديدي بود: Omid
و به قول معروف «قصه اينجوري شروع شد...»

وقتي اولين پست اميد رو خوندم و در ادامه اش وب سايت و کتاب و مقاله هاش رو ديدم، احساس کردم اميد بزرگترين، دست نيافتي ترين و رويايي ترين کاربري هست که هر فرومي آرزوش رو داره. اميد خارجي مينوشت، دکتر بود و مهمترين از همه خارج بود! اميد مثل آدمهاي موفق روي جلد مجله ها بود. اميد مثل توي فيلمها بود! و مسلم بود که من نميخواستم اميد اونجا بمونه. اميد حق بچه هاي آفتاب سوخته ي تالار ما بود...

من اون موقع ادمين تالار نبودم و هيچ دخالتي توي مسائل مديريتي نداشتم. فقط ميدونستم که ما ديگه اونجا نيستيم و اين رو بايد به اميد بگم. خدا ميدونه با اون سواد انگليسيم که محدود ميشد به خوندن يه مشت کتاب تخصصي کامپيوتر، چه زجري کشيدم تا براي اميد توضيح دادم که چي بر تالار گذشته و چرا ما رفتيم و الان کجاييم.
ايميل دومم رو با همچين جمله اي تموم کردم: "It is now up to yourself to decide"

و اميد تصميم گرفت با ما باشه Very Happy Dancing
 
5
5
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 3513
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: My home
سن: 37
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 08 بهمن 1387، ساعت 21:29
 1 سال و 7 ماه پيش
#4
 
ها ها!! مهدى جان اساسا منو شرمنده کردن!! Razz اى کاش من يک هزارم از اين ويژگيهايى که مهدى گفت واقعا داشتم! Embarassed

يادمه يه روز بعد از ظهر که حوصلم سر رفته بود و حالم هم از پروژه اى که تو شرکت قبلى (BIOSCRYPT) روش کار ميکردم به هم ميخورد همينطورى کلمه SHIRAZ UNIVERSITY رو سرچ کردم و يه لينک به اون فروم کزايى ديدم. يه حس نوستالژيک بهم دست داد و گفتم يه سلامى به دانشجويان جديد بکنم و بدين ترتيپ بود که اون پست HELLO FROM TORONTO که مهدى گفت رو اونجا نوشتم. بقيش هم که مهدى توضيح داد.. Wink

_________________
بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
itwmanآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 16 آذر 1386
مجموع ارسالها: 645
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: کاشان
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 10 بهمن 1387، ساعت 16:53
 1 سال و 7 ماه پيش
#5
 
انگيزه اصلي من براي عضويت در تالار ديدن بحث نوابيغ نابغه نما بود که به پروژه سي شريفي اختصاص داشت!

بحث خيلي جالبي بود ، يه کم به گشت و گزار تو تالار پرداختم و فهميدم که يه عده از اعضاي اينجا استادن و بعضياشون هم اميرکبير درس ميخونن ،

البته خودم هم خيلي شيرازي ها و لهجشون رو دوست داشتم ولي اون روزا نمي دونستم بنيان اينجا چيه..

به هر حال خيلي خوشم اومد و عضو شدم. بعد يه مدت که هر روز سر ميزدم به تالار پست هاي اميد رو ميدادم که همش به انگليسي بود ،

پيش خودم گفتم بنده خدا عشق سرزمين هاي فرنگي برش داشته و محل سکونتش رو هم اونجا زده. ولي يه مدت که گذشت ديدم نه ،

مثله اينکه واقعني دکتره! (دکتر خيلي مخلصيم!) کسايي که خيلي پستاشون رو دوست داشتم Mhaji و احسان بودن !

چندتا تو تالار بودن که الآن نيستن ، هميشه ميخواستم دليل اسماشون رو بدونم ؛ سيب ، هاروارد و عبود.. فکر کنم قسمت نشد..

تالار روزاي خوشي داشت ولي متاسفانه فيلتر احمقانه PersianBB تيشه به ريشه اينجا زد!

آشنايي منم با ستاره غريب اونجايي بود که بهم پيام خصوصي داد و گفت که اونم کاشونيه..

يه مدت ديدم نيست رفتم وبلاگش و بهش گفتم چرا نمياي ديگه تالار.. ولي اصلا نمي دونستم اينجوريه و بچه هاي تالار باهاش مشکل دارن.

خدايا ، از گناهان ما در اين تالار در گذر (الهي آمين) (به اينا هم خاطره ميگن؟) Rolling Eyes Wink

_________________
به خانمي که سن واقعيش را مي گه نبايد اعتماد کرد؛ چون از چنين خانمي گفتن هرچيزي بر مياد!
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 3513
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: My home
سن: 37
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 12 بهمن 1387، ساعت 1:00
 1 سال و 7 ماه پيش
#6
 
جالب بود! Wink

آهاى ملت! بياين اينجا خاطراتتون رو از فروم بنويسين. مثلا هچکدوم از شماها يادتون هست که اولين کسى که عکس خودش رو به عنوان آواتار قرار داد کى بود؟ چه کسى دختر خانوم هاى فروم رو تشويق/ مجبور کرد عکس خودشون رو تو اوتارشون بزارن؟ Confused Very Happy

_________________
بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3577
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 12 بهمن 1387، ساعت 1:45
 1 سال و 7 ماه پيش
#7
 
Omid نوشته بود:
جالب بود! Wink

آهاى ملت! بياين اينجا خاطراتتون رو از فروم بنويسين. مثلا هچکدوم از شماها يادتون هست که اولين کسى که عکس خودش رو به عنوان آواتار قرار داد کى بود؟ چه کسى دختر خانوم هاى فروم رو تشويق/ مجبور کرد عکس خودشون رو تو اوتارشون بزارن؟ Confused Very Happy



I can not recall anything Confused Rolling Eyes Liar Liar Razz Razz
If you created this beautiful topic 1 year ago, I would post a kind of breath taking writing about all the memories in Forum which is really valuable to me, but it is about several months that I have decided to live in the moment Cool
this way of living make my life so much easier and fun Razz
So there is no past and future for me, everything is NOW, my only responsibility is just to make sure to not create any hurtful memories for others Applause and I think it is more than enough for whom I interact with. Angel Dobareh Filsoof shodam Mr. Green


P.S
But I'm honored to acknowledge YOU as the first member who uploaded his picture as his avatar and encoraged girls to do the same Applause and also as the one who make them and others escape from forum as well Mr. Green


I left the footprint of Sedayedel's love everywhere in this forum as a live memory forever Dancing Angel

http://www.youtube.com/watch?v=fIzBW5yNBpc#

Have a wonderful weekend

_________________
از تخم خودم, تخم خودم, جوجه ميسازم, ميشم جوجه فروش, به تخمم مينازم Razz Razz
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1104
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: قطب شمال
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 13 بهمن 1387، ساعت 16:13
 1 سال و 7 ماه پيش
#8
 
To me, the best memorable days of the forum are the days of the FIFA Worldcup 2006. There was a topic for this. Only I and Shahin were the Italy fans in the Forum. There were a lot of "Kal-Kal" among guys. Finally, arrogant Brazil was eliminated by Zizo and Italy came out the champion.
Moreover I was enthusiastic fan of Zizo. Zizo and Italy both were wonderful. Applause

_________________
ما را به رندي افسانه کردند ،پيران جاهل شيخان گمراه
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1952
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 13 بهمن 1387، ساعت 19:05
 1 سال و 7 ماه پيش
#9
 
Very Happy Very Happy Very Happy

آره يادش به خير!
چقدر اين طرفداراي آلمان و برزيل به ما پوزخند زدند!
اما آخر کار حق به حق دار رسيد Dancing

_________________
هنوز يار تو هستم....خالي بستم!
به هيشکي دل نبستم......خالي بستم! Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1104
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: قطب شمال
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 14 بهمن 1387، ساعت 15:27
 1 سال و 7 ماه پيش
#10
 
يکي ديگه از خاطرات باحال فروم «انتخاب کاربر برگزيده ماه» بود. Razz

يکي از ماهها بين من و «ميني» رقابت سختي براي کاربر برگزبده شده وجود داشت. من يه مرسدس بنز «مي باخ» به مينا رشوه دادم و همه رأي هاش را خريدم تا اول بشم. Smile

_________________
ما را به رندي افسانه کردند ،پيران جاهل شيخان گمراه
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Bayas Goolآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 2235
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Tehran
جنسيت: زن
ارسال دوشنبه 14 بهمن 1387، ساعت 15:59
 1 سال و 7 ماه پيش
#11
 
آخي
چه تاپيک باحالي
ممنون از سيما بابت کليپ پر از خاطره اش Applause

از روزهاي اول استخدامم در تالار پست سيما و نظرش در مورد شال نيمه افتاده من و بحث داغ عينکم که بچه برقي راه انداخته بود ( نمي دونم چطور به ذهنم رسيد که بگم عينک رو از پشت شاهراچ خريدم Razz) ، يادم مياد
از همون روز اول هم که آواتارم عکس خودم بود Smile

و قشنگ ترين قسمت آشنائي با بچه هاي تالار هم مربوط به زماني بود که کيوان رو توي کوه ديدم و فهميدم کامپيوتر خونده و چون خيلي از آشنائي من با تالار نگذشته بود و ‌با اسم بچه ها خيلي َآشنا نبودم ،‌نمي تونستم زياد در مورد تالار حرف بزنم
فقط اسم مهدي حاجي با اون آواتاره با مزه ( آدمک خندون) يادم مي اومد و چه همه بعد ها اين آشنائي من و کيوان سوژه بود
و غمگين ترين قسمت بودنم توي تالار مربوط به لحظاتي که مجبور بودم به دوست دخترهاي پسرهاي عضو تالار ،‌توضيح بدم که بنده هيچ احساس عاطفي نسبت به بوي فرندشون ندارم و خيالشون رو راحت کنم Sad

_________________
ياد آور اين باشيم که عشق معجزه مي کند Angel
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1104
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: قطب شمال
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 14 بهمن 1387، ساعت 16:25
 1 سال و 7 ماه پيش
#12
 
يکي از خاطرات بيادماندي فروم، که البته خارج از فروم بود، گردهمايي اعضاي تالار بود. Very Happy

يادمه يه بار بچه ها برام جشن تولد گرفته بودن، که البته زحمتاي اصلي را «بياض گل» کشيده بود، و هماهنگي ها را انجام داده بود. دست گلش درد نکنه. Applause
خيلي بهم خوش گذشت، هيچوقت يادم نمي ره. Smile

_________________
ما را به رندي افسانه کردند ،پيران جاهل شيخان گمراه
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
hadiآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 19 ارديبهشت 1385
مجموع ارسالها: 993
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شهر ري
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 19 بهمن 1387، ساعت 20:04
 1 سال و 6 ماه پيش
#13
 
ياداوري يه سري از خاطرات فروم که براي خودم پيش اومده بيشتر مصرف سيگارمو زياد ميکنه (البته بيشتر اينو بهونه کردم جدي نگيريد) خاطرات تلخ و شيريني که هيچوقت از يادم نميره . براتون هم تعريف نميکنم تا سيگاري نشيد Mr. Green
ولي يه خاطره دارم که براتون تعريف کنم البته اونم خارج از فروم اتفاق افتاد.
يه روز سر کار بودم اتفاقا پشت ليفتراک هم نشسته بودم . گوشيم زنگ خورد ديدم نبي جان خودمونه . صداش هم بد جوري قطع و وصل ميشد صداي ليفتراک ما هم که يا حال اساسي ديگه به صداش داده بود خلاصه بعد از سلام احوال پرسي با اون وضعيت قطع و وصل شدن صداش برگشت گفت:
- /... شا..هين و ... گاز .... گرفته .. الان بيمارستانه
اقا ما رو بگي شوکه شده بوديم هي ميگفتم نبي کي يا چي گازش گرفته؟ اونم ميگفت شاهين . به خودم ميگفتم يعني چي شده شاهين کسي رو گاز گرفته حالا خودش رفته بيمارستان مگه کجاشو گاز گرفته!!! . بعد گفتم نه بابا حتما يه سگي يا جونوري يه جاشو ( اين يه جا هر جايي ميتونه باشه زياد فکرتونو درگير نکنيد Mr. Green ) گاز گرفته . خلاصه تو اين فکرا بودم که بلاخره اين قطع و وصل صدا بهتر شد منم ليفتراک خاموش کردم خلاصه تازه فهميدم که اي داد بيداد شاهين و گاز گرفته يعني نه کسي شاهين و گاز گرفته نه شاهين کسي رو گاز گرفته ( چي گفتم خودمم نفهميدم!!!) ما رو بگي از يه طرف سر فکرهايي که کرده بودم خنده م گرفته بود از يه طرفم بد جوري ناراحت و دلواپس شاهين شده بودم که خدا رو شکر بلا به دور بود خطر از بيخ گوش شاهين گذشته بود .
ايشالله بچه هاي تالار هميشه سالم و سرزنده باشن يه حالي هم به اين تالار بدن . تا از اين وضعيت در بياد بشه مثل سابق تا بازم ازش خاطره داشته باشيم البته نه از اين خاطرات من
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
پسر شجاعآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382
مجموع ارسالها: 1840
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: کارتون خوابيم
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 20 بهمن 1387، ساعت 0:06
 1 سال و 6 ماه پيش
#14
 
يه بارم من يادمه که هادي ليفتراک توي 13بدر بودش که ظاهرا زيادي قليون کشيده بود و .... . حالا جالب تر اينکه چند تا اهدا کننده تخم (تخمي) هم داشت. Whistle

_________________
پسر شجاع در جمع دانشجويي:" به خدا سوگند که پست رياست جمهوري برايم از پيشاب بز هم کم ارزش تر است."
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سرابآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385
مجموع ارسالها: 2371
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 22
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 21 بهمن 1387، ساعت 3:13
 1 سال و 6 ماه پيش
#15
 
بچه برقي 78 نوشته بود:
يکي ديگه از خاطرات باحال فروم «انتخاب کاربر برگزيده ماه» بود. Razz

يکي از ماهها بين من و «ميني» رقابت سختي براي کاربر برگزبده شده وجود داشت. من يه مرسدس بنز «مي باخ» به مينا رشوه دادم و همه رأي هاش را خريدم تا اول بشم. Smile

يادمه به خاطر اين انتخابات، تهديد به مرگ شدم!!! همون موقع تصميم گرفتم کانديد رياست جمهوري آمريکا نشم!!! Shocked
راستي چند روز پيش تو دانشگاه مهدد(فرد تهديد کننده را گويند) رو ديدم و از ترس زير چمن ها(!!!) قايم شدم!!!

_________________
I Am SO Cute!!!
Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است خاطرات هاشمي رفسنجاني (طنز)
1
پاسخها: 2 بیننده: 1035 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است شيرازو و خاطرات من
3
پاسخها: 20 بیننده: 2229 نویسنده: TITAN
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است دفتر خاطرات
3
پاسخها: 19 بیننده: 1296 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است خاطرات سربي - جهنم 156!
3
پاسخها: 11 بیننده: 684 نویسنده: احسان

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: