صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
s_mr66آفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385
مجموع ارسالها: 545
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: همه جاي ايران سراي من است
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 29 فروردين 1387، ساعت 1:05
 7 ماه و 19 روز پيش
#1
 
سلام يه مدت پيش يه تاپيکي داشتم به نام نامه اي به ... که از روز نامه اعتماد ور ميداشتم که نويسنده اون مقالات به جد طنز, ابراهيم رها بود هنوز هم اين مرد تو ستون خودش تو روزنامه اعتماد نيم نگاه هايي ژرف مينويسه که اگه تونستم ميزارم اينجا (ستون اراهيم رها صفحه اخر روز نامه اعتماده)(ميخواست اين ها رو هم زير همون تاپيک بزارم واسمشو عوض کنم که هرچي به اين عضوي که قابليت نفکر داره فشار اوردم نشد نيمدونم مشکل از اين عضوس يا اسم تاپيک رو که خودم نوشتم رو نميشه عوض کرد؟)
در درون اين خواب ها يه بحث هاي ميشه که واقعا جاي نفکر و مثل هميشه در اخر تاسف داره
(اسم ابراهيم رها منو ياد ابراهيم گلستان ميندازه با اون کتاب معروفش(خروس))
ي گدا دستاورد را انکار نکن


ابراهيم رها

خواب مي بينم يکي از دوستان آمده پيشم و هي تند تند مي گويد هست اما حاد نيست. هست اما حاد نيست. در همان عالم خواب با تعجب نگاه مي کنم، حيرتم را که مي بيند توضيح مي دهد که اين جمله را يکي از مسوولان گفته. سريع مي فهمم مقاصد و نيات شومي در سر دارد، به همين خاطر سري به تاسف تکان مي دهم و در عين حال که مي گويم چي صدا کنم تو رو آخه، اضافه مي کنم که تو مغرضانه سخن مي گويي. علاوه بر آنکه هر کس اين دستاوردها را نبيند مشاعرش، مغز و اعصابش، قلب و عروقش و حتي کليه اش مشکل دارد، در عين حال يا گداست يا عاشق، دوستم مي گويد که يعني چه؟ مي گويم من اين حرف را از خودم نمي گويم سازمان اسفنديار ميراث فرهنگي و مشايي گردشگري گفته، گفته هر کس اهميت اين دستاوردها را نمي داند يا گداست، يا عاشق.دوستان عدالت سرخود ما توانسته اند نرخ تورم را به 20 درصد برسانند و کيست که نداند شاعر چرا گفته تو خودت نمره بيستي. طبعاً براي همين دوستان گفته و آنهايي که با غرض ورزي و عداوت و سوءنيت مي گويند نمره بيست نمي خوايم، قطعاً ريگ بلکه تخته سنگ به کفش دارند. اينکه مي گويند تورم تک رقمي مي شود نيز حرف درستي نيست. يعني هست اما حاد نيست، يعني توجه بفرماييد که علم رياضي را اگر با نگاهي عدالت محورانه بنگريم بيست هم تک رقمي است چرا که بيست شامل عدد دو و صفر است، صفر که رسماً عددي نيست و دو هم تک رقمي است و کور شوم اگر دروغ بگويم. در اواخر خواب هستم که غلامحسين الهام را مي بينم دارد از آن طرف کوچه رد مي شود. دستي تکان مي دهد و سري تکان مي دهم، مي گويد تو خوبي؟ مي گويم چي صدا کنم تو رو؟، مي گذرد و مي رود. بعد من به ادامه خوابم مي رسم

_________________
از نيل تا پنجاب
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
s_mr66آفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385
مجموع ارسالها: 545
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: همه جاي ايران سراي من است
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 30 فروردين 1387، ساعت 0:03
 7 ماه و 18 روز پيش
#2
 
چي صدا کنم تو رو؟

خواب مي بينم وسط يک شهر شلوغم که اسمش را هم نمي دانم. همان اول خواب احساس مي کنم امشب يک خواب عجيب خواهم ديد. عجيب ولي واقعي، از آن خواب هايي که ظاهرشان ساده است اما در جشنواره جايزه مي برند. چشم مي گردانم اما آن اطراف عباس کيارستمي را نمي بينم، بي خيال مي شوم و به خوابم مي رسم. يک دفعه يکي را کنار خيابان مي بينم؛ قشنگ، ترگل ورگل، شيک، يکدست هم تيپ قرمز زده. توي دلم مي گويم عجيب است که به اين گير نمي دهند. در همان عالم خواب سر صحبت مان باز مي شود و خب... البته راجع به مسائل حوزه بالکان حرف مي زنيم، و در همين اثنا متوجه مي شوم قيمتش خيلي بالاست، مي پرسد اسمت چيه؟ مي گويم ابراهيم رها. مي پرسم من چي صدا کنم تو رو؟ مي گويد گوجه فرنگي، بي خيال ماجرا مي شوم. عجب شهر عجيب و غريبي است. بعد يک دفعه خوابم شبيه فيلم هاي گانگستري مي شود. مي بينم يک آقايي با عينک آفتابي، يک باراني بلند، زخمي، دراز به دراز افتاده يک گوشه يي دارد به سلامتي جان مي کند. مي روم جلو و مي پرسم چي شده؟ مي گويد مي بيني که. سرش را در بغل مي گيرم و مي دانم اينجاي فيلم ها بايد طرف حرف آخرش را بزند و با گفتن آخرين کلمه خلاص شود. مي پرسم چي صدا کنم تو رو؟ مي گويد سينما. البته بچه ها توي محل، کتاب هم منو صدا مي کنند، آخر فيلم را بي خيال مي شوم و در مي روم. مردي که روي زمين افتاده داد مي زند و مي گويد به کسي نگي من رو اين جوري ديدي. مي پرسم چرا؟ مي گويد اون وقت مي گن مشاعرت مشکل داره، بعد يک باره خوابم کمدي مي شود. همه حرف هاي بامزه مي زنند. مثلاً يکي مي پرسد اين خونه فسقلي چنده؟ جواب مي دهم ارزون، مفت، عدالت، سرخود، دويست ميليون، همه هم شادند. عجب آدم هاي سرزنده يي. در اين اثنا چشمم به يک آدم آشنا مي افتد. مي پرسم ببخشيد شما برايم آشناييد. مي گويد حواست کجاست من غلامحسين الهامم ديگر. يک دفعه از خواب مي پرم، بيدار که مي شم به آن شهر فکر مي کنم که اصلاً اسمش يادم نيست. راستي چي صدا کنم تو رو؟،

_________________
از نيل تا پنجاب
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است انفجار بمب در حسينيه رهپويان وصال شيراز
6
پاسخها: 77 بیننده: 7080 نویسنده: وحيد
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است دنيا از دريچه طنز
2
پاسخها: 36 بیننده: 1891 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است نقل و انتقال ليگ برتر
1
پاسخها: 13 بیننده: 680 نویسنده: مسافر کوير
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است اوضاع سيراب شيردونه!(ابراهيم نبوي)
2
پاسخها: 1 بیننده: 428 نویسنده: pantea

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: