| نویسنده |
پیغام |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1197 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
شنبه 08 تير 1387، ساعت 15:40 |
|
 |
5 ماه و 7 روز پيش |
|
#61
|
| |
من تو را
مي چينم از آسمان
من تو را
به ارث مي برم از قصه هاي ماه
من تو را
لمس مي کنم در لطافت بي قرار شمع
وقتي دانه هاي تو بر شرم خط خورده گونه هام جاري مي شود!
پي نوشت:
اينجا تنها جايي است که از من تا تو، تنها يک کاراکتر فاصله است. که آنهم درازترين کليد هر صفحه کليدي است... |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
s.m.s  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384 مجموع ارسالها: 895 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: سن: 23 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 09 تير 1387، ساعت 1:11 |
|
 |
5 ماه و 6 روز پيش |
|
#62
|
| |
من مي گفتم و تو شنيده بودي.
اما ديگران ؛ نه شنيده بودند و نه مي شنيدند،
و نه مي شنوند!
من گنگ خواب ديده و عالم همه کر است
حرفهاي نگفتني ؛ شنيدني ترند. |
|
_________________
من اگر که هستم ستاره ام کو در آسمانها
من گر اهل دردم نشانه ام کو به داستانها
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1197 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 09 تير 1387، ساعت 19:46 |
|
 |
5 ماه و 5 روز پيش |
|
#63
|
| |
يکي نيست پندي دهد اين دل ناکوک
يا دست نا آزموده را
که دستم کوک ماهور مي رود و
دلم شور مي زند...!
|
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1197 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
دوشنبه 10 تير 1387، ساعت 1:47 |
|
 |
5 ماه و 5 روز پيش |
|
#64
|
| |
| Yaghma نوشته بود: |
.:درگيري:.
همه جملاتي را که به زبان سکوت و نگاه تکلمشان کردي شنيدم. گواهم همه نگاههاي ساکتي که از تو دريغ کردم تا نگاهم با نگاهت بر سر ناگفتني ها درگير نشود...! |
يخ بسته ام
در دماي بالاي چند درجه نگاههاي تو
از همه اين نگاههاي گيج و گنگ
که نمي روند به سمت هيچ مفهومي
- مفهومي که بگنجد در مساحت احساس من -
مي ترسم!
مي ترسم
وقتي مي کوشي
معادله درجه دوي ناهمگن اين نگاهها را حل کني
اما هيچ عامل انتگرال سازي نيست که اين معادله را کامل کند
و من فلس مي بندم در بهت اين نامعادله
و تو هنوز زل زده اي به آوار همه واي زگانهاي دنيا! |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1197 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
دوشنبه 10 تير 1387، ساعت 1:51 |
|
 |
5 ماه و 5 روز پيش |
|
#65
|
| |
| Yaghma نوشته بود: |
پي نوشت:
اينجا تنها جايي است که از من تا تو، تنها يک کاراکتر فاصله است. که آنهم درازترين کليد هر صفحه کليدي است... |
دلخوشم به همين فاصله هاي دراز
که پر مي شوند با خدا
و اين مي ارزد به تمام هر چه عشق
به تمام هر چه دوست داشتن! |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
ehsaneyazdanpanah  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 390 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: ها آمو شيرازيِـَم من جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 13 تير 1387، ساعت 20:50 |
|
 |
5 ماه و 1 روز پيش |
|
#66
|
| |
همين قدر مي دانم که به او نياز دارم....
او قلب مرا لبريز مي کند!!!! |
|
_________________ براي شعري که بي تو خواهم گفت...
قافيه کم دارم ...
و...
تجربه ي با تو بودن را...
اي کاش به اندازه ي سلامي با هم بوديم...
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1197 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 13 تير 1387، ساعت 22:30 |
|
 |
5 ماه و 1 روز پيش |
|
#67
|
| |
او در دستهايش چيزهايي دارد که به هم نمي خوانند
يک سنگ يک سفال دو کبريت سوخته
ميخي زنگ زده از ديوار روبرو
برگي که ازپنجره پايين افتاد
شبنم هايي که تازه از گلها سيراب شده اند
او اينهمه را مي گيردو در حياطش چيزي
شبيه يک درخت مي سازد
مي بيني؟شعر همين است.
ريتسوس |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1197 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
شنبه 15 تير 1387، ساعت 12:36 |
|
 |
5 ماه پيش |
|
#68
|
| |
آنقدر براي دوست داشتنت قد کشيده ام
که به من نمي رسي ... |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1197 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 16 تير 1387، ساعت 22:12 |
|
 |
4 ماه و 28 روز پيش |
|
#69
|
| |
معشوق من...!
معشوق من
خيالي است
در رحم نمناک ابر
که دور مي شود بي دليل
ومن
مسير عبورش را
دورادور
بدرقه مي کنم
معشوق من
کشف نشده ترين سياره است
که من
هر روز
نامش را
در ستون حوادث روزنامه ها
تعقيب مي کنم
معشوق من
شعري است
که در صفحه هاي خالي دفترم دراز کشيده
ومن
وسوسه ي سرودنش را
هر روز
مرور مي کنم
معشوق من
درخت سيبي است
که شاخه هاي دستانش ، از قنوت پر است
و من
در انتظار سقوط سيب سرخي
که سهم زنانه گي من است
نشسته ام
تا ثابت کنم
قانون جاذبه ي چشمهاي من
دروغ نيست .
.:: شعرهاي پنهاني من ::. |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
s.m.s  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384 مجموع ارسالها: 895 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: سن: 23 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 17 تير 1387، ساعت 0:24 |
|
 |
4 ماه و 28 روز پيش |
|
#70
|
| |
تا دريا چگونه خواهي رفت؟
هنوز سرگرم دغدغه هايت هستي ، سرگرم دنيا . . .
چند روز ديگر مانده است به آن سفر آسمان ، آن زمان بي آغاز ؟
چه ميخواهي بکني؟
- هنوز نميدانم . . .
چمدانت را بسته اي ؟
- چمدان؟
هنوز نميدانم . . .
خودت را بتکان، بيش از اين غبار پلکت را نپوشاند
هنوز خوابي ، خواب سنگين فراموشي . . .
چه بر مي داري؟
- هنوز نمي دانم . . .
و هنوز به اين دل مشغولي هاي اندکم . . . |
|
_________________
من اگر که هستم ستاره ام کو در آسمانها
من گر اهل دردم نشانه ام کو به داستانها
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1197 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
دوشنبه 17 تير 1387، ساعت 15:09 |
|
 |
4 ماه و 28 روز پيش |
|
#71
|
| |
آواره مي شوم
در هيات لحظههايي که
من من نبودم
تو بودم شايد
که اينچنين تو را و من را
در سمت خلسه آور دوست داشتن
به اشتباهي کوچک انداخت
اشتباه کوچکي که شايد براي بزرگ شدنمان کافي باشد! |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3369 اعتبار کسب شده: 3732 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 19 تير 1387، ساعت 2:34 |
|
 |
4 ماه و 26 روز پيش |
|
#72
|
| |
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1197 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 19 تير 1387، ساعت 23:40 |
|
 |
4 ماه و 25 روز پيش |
|
#73
|
| |
من دلم تنگ شده است
و اينجا
هيچ ديواري نيست
تا از همه هراسهاي کاهگلي روزهام
بدان پناه برم!
کاش ديوار بودم!
کاش سايه تو مي ماند بر خشت خشت اين ديوار
.
.
.
.
و اين ديوار هم فرو مي ريخت
تا گم شود سايه ات در آوارگي لحظه هاي من نبودن من
لحظه هاي تو بودن من!
کاش توانم بود تا به همه اين اشتباهات کوچک اعتراف کنم
بي پروا...!
يا کاش من من نبودم
کاش مي شد من تو باشم
و گم شوم در تو
بشوم:
نگاهت
صدايت
لبهايت
اصلا کاش نبودم
ن ب و د م !
ديوار مي ماندم.
و ديوار که مي شکست گم مي شد سايه ات در بي کسي کوچه هام!
کاش ديواري فرو ريخته بودم !!! |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1197 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 19 تير 1387، ساعت 23:52 |
|
 |
4 ماه و 25 روز پيش |
|
#74
|
| |
مي لرزم
از سرماي پيرامون
و همه نرده هاي حصار اينجا
از جنس زخمي ترين ترسهاي من است! |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1990 اعتبار کسب شده: 8627 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 20 تير 1387، ساعت 20:33 |
|
 |
4 ماه و 24 روز پيش |
|
#75
|
| |
گفتي : ميروم !
گفتم : به کدام سو؟
گفتي : نمي پرسي چرا؟
گفتم : خودت بهتر ميداني! لابد نيازي به دانستن من نيست
گفتي : نميگويي نرو؟
گفتم : تصميمت را گرفته اي! گفتن يا نگفتن من چيزي را کم يا زياد نميکند
گفتي : نميداني! هيچ وقت ندانستي!(اين ها را در دلت گفتي!)
گفتم : نگفتي به کدام سو؟
گفتي : ....
چيزي نگفتي ديگر! رفته بودي ، بي آنکه بداني که ميدانستم و نميخواستي بداني که ميدانم که ميداني و نميخواستي بداني و ... |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
|
|