| نویسنده |
پیغام |
E}{$/\N  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: شنبه 06 بهمن 1386 مجموع ارسالها: 141 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: متغيرالمکان جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 2:50 |
|
 |
4 ماه و 17 روز پيش |
|
#16
|
| |
يکي از دوستام اين پيغامو واسم فرستاد:
خيلي وحشتناک بود ، ما تو پارک قوري بوديم. صداي مهيب و همه جا مثل جهنم شد. داييم رفته بود مي گفت تا چشم کار مي کرد ، جنازه و خون و دست و پاي قطع شده . اعصابم داغونه |
|
|
|
|
|
|
 |
dr_potter  سال صفري!
تاريخ عضويت: يکشنبه 28 بهمن 1386 مجموع ارسالها: 83 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: ناکجاآباد سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 9:18 |
|
 |
4 ماه و 17 روز پيش |
|
#17
|
| |
نميتونم چيزي بنويسم اينجور حوادث خيلي دردناک
فقط ميتونم همدردي کنم و برا سلامتيشون دعا کنم و اگه نياز به کمک هم بود ما هستيم
عکساشو تو خبرگزاري فارس ديدم با اينکه فقط عکس تجمع مردم بود ولي بغضم گرفت |
|
_________________ يک چيز مهم:هرقدر دست نيافتني تر باشي دوست داشتني تر هستي.
See things as they are,not as u wish them to be
هيچ وقت روزي که صفحه سياه DOS رو جلو چشمام ديدم ،فکر نمي کردم که روزي اينترنت تو جيبم باشه
|
|
|
|
|
 |
سياسفيد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 2873 اعتبار کسب شده: 5551 محل سکونت: شيراز سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 9:22 |
|
 |
4 ماه و 17 روز پيش |
|
#18
|
| |
کاش همه اين چيز هايي که ديدم و شنيدم خواب بود !
جلسه ستاد استقبال رهبري، بحث و جدال روي کميته هايي که مي تونيم داشته باشيم، يکي ميگفت: همينا خوبه و هر کميته ديگه اي مي خواد تشکيل بشه! بايد بياد زير اين کميته ها! يه عده همه ميگفتيم: نه کميته ها بزرگ ميشه و بهتره از هم جدا بشن يه لحظه يکي از بچه ها پاميشه ميره بيرون!بعدش يکي دونفر پشت سرش مي رن بيرون! و از جمع ما دور مي شن !و مدام با تلفن اين طرف اون طرف صحبت مي کنند، چي شده !؟ شايد از اين نحوه جلسه و حرف هايي که زده ميشه انتقاد دارند! اما نه اين جور بچه هايي نيستند و مي شينند بحث مي کنند، پا شدم و رفتم ببينم که چي شده! به جمعشون نزديک شدم ، قيافه همشون تغييير کرده بود ، قيافه هاي ترسيده و مضطرب!ا معلوم نبود چي شده، هر حدسي را مي زدم به جز اين اتفاق! تا اين که به يکيشون گفتم بياييد بشينيم چند تا کميتش کنيم اين جوري که اينا دارند برنامه مي ريزند خوب نيست، شما ها که پاشديد ، اين جوري که نيمشه يه حالت شاکيانه! يکيشون گفت اگه اين خبري که شنيديم راست باشه شايد اين برنامه ها هم لغو بشه، مگه چي شده؟ حالا بگذار مطمئن بشيم مي گيم، نه بگيد! چي شده!؟ رهپويان وصال ! چي شده ؟! مثل اين که انفجاري رخ داده، نه! کي اين جوري شده؟ داداشم، اولين کسي که به ذهنم رسيد، بابا، سلام، صادق خونه هست، نرفته جلسه انجوي؟! نه، خونه است، خيالم راحت شد گوشي راقطع کردم بدونه اين که بگم چي شده تا ناراحت بشن، بلافاصله بعدش ياد دوستام افتادم حامد، هاني، علي، مهدي ، عباس و خيلي از بچه هاي ديگه که اسمم توي ذهنش نمي يومد و از بچه هاي کانون بودند، آقا! من بايد برم، خيلي از دوستام اونجا هستند، خب صبر کن جلسه را تمومش کنيم باهم بريم، باشه چند دقيقه اي صبر کردم تا جلسه تموم بشه ديگه نفهميدم جلسه چي شد! براي دوستايي که مي شناختم تلفن مي زدم اما هيچ کدوم آنتن نمي دادند معلوم بود خبريه، از مسجد دانشگاه راه افتاديم توي راه بچه ها براي دوسستاشون تماس مي گرفتند اونا هم موفق نمي شدند، آنتن نمي داد، مثل سال تحويلي حرم امام رضا که هيچ جا آنتن نميداد، يکي از بچه ها موفق شد تماس بگيره و خبر را تاييد کرد، توي ماشين بحث اين بود که چي شده و کار کي مي تونه باشه! همش توي فکرم مي گفتم حتما يه آتيش سوزي کوچيک بوده و مردم با نقل و قول به همديگه بزرگش کردند اما وقتي نزديک حسينيه شديم از چند کيلو متري ترافيک سنگيني بود، چند تا خيابون بالاتر حسينيه پارک کرديم و به طرف حسينيه پياده رفتيم! همه مي رفتند و مي اومدند اوضاعي بود معلوم بود قضيه جدي هست و خيلي هم جدي هست از آدمايي که داشتند برمي گشتند و قيافه هاي ناراحتي که داشتند! از کسايي که با عجله يه سمت حسينيه در حال حرکت بودند و مي گفتند يا حسين! و مادري که مثل ديوونه ها به طرف حسينيه حرکت مي کرد، يا فاطمه بچم را از تو مي خوام! از کنار هر کسي که رد مي شدي حال و هوايي داشت و اتفاقي را که افتاده بود از ديد خودش تعريف مي کرد خانواده هاي نگراني که بچه هاشون در مراسم شرکت کردند و الان هيچ خبري ندارند هفته اي ميانگين ده هزار نفر جمعيت در جلسه شنبه شب هاي کانون شرکت مي کنند که با اومدن مهمان خاص يا مناسبت خاصي به پنجاه هزار نفر و صد هزارنفر هم مي رسه! يکي از بچه هاي کانون مي گفت تنها شبي بوده که مداح مهمان نداشتيم و مجلس زياد شلوغ نبوده و خدا را شکر بمب عقب مجلس بوده و زماني که که جمعيت براي سينه زني به طرف جلو مي اومدن اين اتفاق افتاده! من ديشب به خاطر جلسه مسجد دانشگاه نتونستم شرکت کنم از بچه هاي قديمي کانون هم کسي بيرون حسينيه نبود همه يا داخل بودند يا اتفاقي براشون افتاده بود! بازم سعي کردم با اون چند تايي که تلفنشون را داشتم ارتباط برقرار کنم که نشد! يکي از بچه هاي قديمي را ديدم رفتم در مورد حادثه ازش پرسيدم گفت: قبل از شروع سينه زني که جمعيت داشتن براي برنامه آماده مي شدند و به طرف جلوي حسينيه مي اومدند عقب حسينيه کنار ديوار و نمايشگاه دفاع مقدس انفجاري رخ مي ده و همه جا تاريک مي شه و همه سعي مي کنند از در کوچيک جلوي حسينيه خارج بشن و سقف عقب حسينيه ريزش مي کنه و روي سر مردم مي ريزه، از تعداد کشته ها و مجروح ها چيزي نمي دونستند اما مي گفتند خيلي از زخمي ها توي راه جونشون را از دست دادند و مي گفت معلوم نيست چقدر کشته داده باشيم و بيشتر زخمي ها هم قسمت خواهران بوده که سقف ريزش کرده و فشردگي جمعيت اون طرف بيشتر بوده!. البته صبحي راديو تعداد کشته هاي تا حالا را ده نفر اعلام کرد که مطمئنا آمار اوليه اتفاقه و زيادتر از اين عدد ميشه ، ديشب بعد از اين که ديدم حضورم هيچ گونه کمکي نمي تونه بکنه و نيرو هاي کمکي از مردم خواهش مي کنند که محل حادثه را ترک کنند ، من و بچه هاي دانشگاه هم دور شديم و يکي از بچه ها توي راه حرف قشنگي زد : بچه هاي کانون اگه شهيد نشن بايد تعجب کرد! هميشه آخر هر برنامه اي دستاشونو که ميدن به هم و دعاي شهادت را مي کنند آدم باورش نميشه که اينا يه روزي شهيد نشن ! خونه که اومدم داداشم همراه دوستاش رفته بود بيمارستان تا اگه مي تونه براي شناسايي مجروحين کمک کنه، يه سري از بچه ها هم که تماس گرفته بودند که خونه بهشون گفته بودند سالممو چيزيم نشده. داداشم از تهران زودتر از ما قضيه را متوجه شده بود و تماس گرفته بود خلاصه يه خورده که گذشت به دوستايي که مي شناختم و احتمال مي دادم توي مجلس بوده باشند تماس گرفتم و خدا را شکر همگي صحيح و سالم بودند. گرچه هنوز واسه بچه هاي قديمي کانون خيلي نگرانم به خصوص براي يکي از بچه ها که هميشه موقع سينه زني ها آخر مجلس ميرفت تا عقب مجلس را به اصطلاح خودش گرم کنه و يه عده از بچه هاي کانون که هميشه عقب مجلس ميشينند و لنج ننشين برنامه ها هستند! گرچه مدت هاست از کانون دور بودم اما خيلي از بچه ها را دورا دور مي شناسم به خصوص بچه هايي که هم دانشگاهي هستيم که تقريبا همشون جلسه مسجد بودند، ايشالله براي هيچ کدومشون اتفاقي نيفتاده باشه گرچه صبحي که از خواب بيدار شدم گفتم کاش همه اين چيزايي که مي ديدم و مي شنيدم خواب بود !!! يه مشت جوون دختر و پسر بي گناه، اول زندگي، جونشون را از دست دادند يا الان دچار نقص عضو هايي مي شن که تا آخر عمرشون بايد تحمل کنند، واقعا سخته براي خودشون و خانواده هاشون و دل هر انساني را به درد مياره و اين را ديشب در سيل جمعيتي که نزديک حسينيه بودند، ديدم و براي همه جور قيافه و فکر و مسلکي اين قضيه ناراحت کننده بود! صبحي دست و دلم به هيچ کار نمي رفت هيچ کاري هم نتونستم بکنم! راديو هم اعلام کرد در محل حادثه و بيمارستان ها تجمع نکنيد، گفتم بيام اينجا بنويسم شايد يه خورده خودم سبک تر بشم و شما هم از چون و چراي قضيه با خبر بشيد گرچه فرماندار شيراز با توجه به محل حادثه که نمايشگاه دفاع مقدس بوده گفت نمي توان به طور يقين گفت که اين حادثه عمدي يا سهوي بوده و تا يکي دو روز آينده همه چيز مشخص ميشه، بازم از چند نفري که ديشب تماس گرفتند و جوياي حالم شدند ممنونم. (وحيد ، بياض گل و سراب) |
|
_________________
|
|
|
|
|
 |
خزان بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 164 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 9:59 |
|
 |
4 ماه و 17 روز پيش |
|
#19
|
| |
از اينکه اين دوستانمون سالمن خيلي خوشحال و از اينکه برادرامون کشته و زخمي شدند بسيار داغون شدم
من از ديشب تو جا بودم و حال مساعادي نداشتم الان که اومدم تو سايت ديدم اين تاپيک رو زدن و تا آخرين پستش اشک تو چشام جمع شد
ما به افغانستان و عراق حرف مي زنيم هنوز که هوزه از اين برنامه ها تو ايران خودمون هست نمي دونم چقدر از تلفات برو بچ خبر دارن ولي اگر خبر خاصي بود به ما هم خبر بدين
از صميم قلب براي دوستانمون تو شيراز خانواده هايي که داغدار طلب صبر از خداي متعال مي کنم
به اميد پايان اين درد ها
الان رفتم تو شبکه خبر نوشته 10 گلمون پرپر شده و 160 گل ديگرمون زخمين خدا بهشون کمک کنه
يا حق |
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط خزان در تاريخ يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 10:03 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
s_mr66  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 531 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همه جاي ايران سراي من است جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 10:03 |
|
 |
4 ماه و 17 روز پيش |
|
#20
|
| |
رکز درماني نمازي
_________________________________
همدم جردان
محمد سليمان زاده
حميد رضا فرازمنديان
سجاد رهبر
غلامرضا بهمني
فرشيد فرهنگيان
بهرام قهرماني
امين رشيدي
زهرا اسدي
جواد شاهسوند
علي نصيري
امير حسين نظريان
حسن زحمت کشان
ذبيح شيرواني
حسين باغنده
راضيه متاله
ابراهيم سنا سيمي
محمد جواد برزگر
ساناز خسروي
محمد رضا طالبان پور
محمد نبي عاري
نازنين حسيني
سهيلا جمال آبادي
اسماعيل فريدوني
هادي دعوت الحق
فاطمه صدري
حسين سليمان زاده
محمد بردبار
زهرا زارع مويدي
مصطفي اکبر جو
علي نصيري
رسول باقري
عبدالمحمد کشاورز
امين رشيدي
امير شفيعي
سعيد خرمندار
کاظم سعيدي
بهزاد شاهسوند
آسيه کشاورز
حديث باغنده
سعيد قاسمي
امين شفيعي
فاطمه آقايي
حسين سليم فرد
آرزو رنجبر
فاضل پاک نيت
محمد علي حق پرست
8 نفر ناشناس
مرکز درماني خليلي
_________________________________
رحيم فني
مهدي زارع
فرشيد فرهنگيان
مهدي خرمن دار
اسماعيل زارع
علي آتش باز
امين زارعي
مهسا مهرير
ليلا جعفري
محمد علي حق پرست
محمد صادق شايان
سيد عبدالرضا يونسي
مرکز درماني مسلمين
_________________________________
ابوفاضل مظلوميان
مريم رئيسي
محمد رضا طالبان پور
مرکز درماني ارديبهشت
_________________________________
احمد فرهادي
حسن زارعي
ناشناس
مرکز درماني دنا
_________________________________
رضا عباس زاده
فاطمه توکلي
پروين سپهر تاج
مرکز درماني ميرحسني
_________________________________
حسن خدا مرادي
مرکز درماني قطب الدين
_________________________________
رسول رحيمي
حميد رضا فتحي
سيد عبدالوهاب عابدي
رضا هاشمي
مجتبي شيرواني
مصطفي شيرواني
ناشناس
مرکز درماني فرهمندفر
_________________________________
زهره کشاورز
شفيع شهرزاد
مرکز درماني فقيهي
_________________________________
سعيده احمدي
حسين کامراني
منصور مجري پور
هاجر کشتکار
سهيلا کشاورز
مليحه زارع
سعيد احمدي
راضيه احمدي
سهيلا غفار زاده – غفار زادگان
ليلا ويسي
زهرا عوضي
مهناز مختاري
امين بردبار
کاووس روستا
محمد رضا قاسم شيرواني
محمد ابراهيم جوانمردي
امير حسين نظريان
مرکز ام آر آي
_________________________________
زهرا بوکائي
مرکز درماني بهشتي
_________________________________
عباس اکتفايي
حسين کشاورز
غلامرضا هاشمي
بلقيس سرکوهي
محد اسدي
مرکز درماني چمران
_________________________________
افشين آفريدوني
محمد وطن ايمان
گيتي بصيري پور
معصومه بهمني
آذر زارع گلستاني
سمانه احمدي
موسي قندي
مريم بخشي
مريم آهنگر
مريم آهن گل
افشين فريدوني
نوشين نصيري پور
معصومه بهمني
آذر زارع
معصومه شمشيري
سمانه احمدي
محمد وطني ايمان
مريم آهن گلبر
زهرا عوضي
مرکز درماني محمد رسول اله
_________________________________
هدايت وکيلي
يزدان خوبياري
محمد قاسمي
خانم خبيري
آقاي خبيري
آقاي سارقي زاده
آقاي کشاورز
زهرا صحرايي
رحيم برزگر
خانم جوکار
فتحعلي زاده
قمر حسيني
خانم رضايي
محمد فرحي
خانم نظري
آقاي حيدري
خانم شاهپرست
آقاي کديور
آقاي حميدي
آرزو پاليزان
بهمن صفايي
روح اله حيدري
ايران بردبار
مليحه يزداني |
|
_________________ از نيل تا پنجاب
|
|
|
|
|
 |
خزان بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 164 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 10:07 |
|
 |
4 ماه و 17 روز پيش |
|
#21
|
| |
هنوز خبري از عوامل انفجار نيست ؟ |
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط خزان در تاريخ يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 10:24 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
Bayas Gool  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 2146 اعتبار کسب شده: 3405 محل سکونت: Tehran جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 10:21 |
|
 |
4 ماه و 17 روز پيش |
|
#22
|
| |
|
|
|
|
 |
خزان بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 164 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 10:33 |
|
 |
4 ماه و 17 روز پيش |
|
#23
|
| |
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2298 اعتبار کسب شده: 3636 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 11:14 |
|
 |
4 ماه و 17 روز پيش |
|
#24
|
| |
خدا خودش کمکشون کنه.
دقت کردي دختراي اين دوره زمو اصلا شانس ندارن.پسراي الان يا خودشون دستي دستي خودشونو مي فرستن بالاي دار.يا اينجوري مي کشنشون و ما رو بيوه ميکنن.البته اگر ازدواج مي کديم بيوه مي شديما.
دل آدم براي اين جووناي معصوم مي سوزه
________________________________________
|
|
|
|
|
|
|
 |
سياسفيد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 2873 اعتبار کسب شده: 5551 محل سکونت: شيراز سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 11:33 |
|
 |
4 ماه و 17 روز پيش |
|
#25
|
| |
| خزان نوشته بود: |
...
فقط خدا کنه اين انفجار هم مثل انفجار مسجد حضرت زينب (س) تو ايلام نباشه
که به خاطر سهل انگاي برو بچ بسيج و هيئت مذهبي بخواطر گذاشتن يک بمب خنثي نشده بود تو نمايشگاه دفاع مقدس بود .... |
| نقل قول: |
حجت الاسلام انجوي نژاد در گفتوگو با «الف» اظهار داشت: انفجار کانون رهپويان وصال بدون شک بمبگذاري بوده است.
به گزارش «الف»، حجتالاسلام انجوي نژاد، خطيب جلسات کانون رهپويان وصال شيراز، در گفتوگو با الف اظهار داشت: بمب در زير جايگاه معراج الشهدا منفجر شده است و جايگاه را از جاي کنده، به سقف پرتاب کرده و بخشي از سقف در نتيجه اين انفجار فروريخته است. وي افزود: علاوه براين ديوار حائل قسمت خواهران و برادران در نتيجه اين انفجار فروريخته است.
انجوي نژاد افزود: عدهاي سعي ميکنند ماجرا را حادثه جلوه بدهند تا به طور غيرواقعي شهر را امن جلوه بدهند در حاليکه اين وظيفه آنهاست که امنيت ايجاد کنند. وي اضافه کرد: اين که گفته ميشود حادثه بوده، هرگز اين طور نيست و آنچه که روي ميز معراج الشهدا بوده علاوه بر آثار و نامههاي شهدا چند پوکه خالي منور بوده است و عکسهاي معراج الشهدا قبل از انفجار اين را تاييد ميکند. انجوي نژاد راجع به عوامل احتمالي انفجار گفت: اين کار وظيفه نهادهاي اطلاعاتي است، اما ما احتمالاتي ميدهيم که وهابيون و بهاييون در اين کار دست داشتهاند. وي اضافه کرد: لحظاتي قبل از انفجار، اعضاي کانون فرد ناشناسي را ديدهاند که بستهاي را به محل آورده و خيلي سريع آنجا را ترک کرده است، به طوري که يکي از اعضا به وي مشکوک شده و او را تعقيب کرده است. وي افزود: تعدادي از اعضاي کانون آماده چهرهنگاري از فرد مظنون هستند. انجوي نژاد يادآوري کرد: انفجار در زمان سينه زني و در جلسه هفتگي کانون بوده است. کانون رهپويان وصال شيراز بزرگترين مرکز فرهنگي غير دولتي جنوب کشور است و هر هفته هزاران نفر از جوانان تحصيل کرده شيراز در جلسات آن شرکت ميکنند. |
منبع :
http://tabnak.ir/pages/?cid=8955
http://tabnak.ir/pages/?cid=8975 |
|
_________________
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2298 اعتبار کسب شده: 3636 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 11:58 |
|
 |
4 ماه و 17 روز پيش |
|
#26
|
| |
تقريبا همزمان با شهادت صياد شيرازي بود.تا کي ما بايد اين داغ ها رو تحمل کنيم.
کاش من اونجا بودم و شهيد ميشدم.نه اونا که سالم بودن.هرچند خدا هم مثل بنده ها منو دوست نداره.
خدا به هممون صبر بده.
___________________________________-
|
_________________ 
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط ستاره’ غريب در تاريخ يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 12:04 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
خزان بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 164 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 12:02 |
|
 |
4 ماه و 17 روز پيش |
|
#27
|
| |
ممنونم از اين اطلاعاتي که به ما ميرسوني
بايد هر چه زود تر عوامل رو شناسايي کند اخه گيرم 100 تا 200 نفر 500 نفر رو بکشيد بقيه مردم رو مي خواين چکار کنيد ؟
اين جوري نا مسلمانا تموم مي شن نه کس ياز اسلام زده مي شه همه مي دونن با اين کارا فقط طرفداراي اون مسجدو هيئت اضافه تر مي شن نه کمتر به اميد روزي که ديگه از اين اتفاق ها نداشته باشيم
کسي خبر از آمار شهدا و مجروحين ديگه نداره ؟
برو بچ شيرازي تا اوضاع امن شه مراقب خودتون باشيد |
|
|
|
|
|
|
 |
قطره  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 174 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 14:11 |
|
 |
4 ماه و 16 روز پيش |
|
#28
|
| |
|
در اخبار ساعت 14 اعلام شد که 183 زخمي و 12 نفر کشته شده اند. |
|
|
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1328 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 16:16 |
|
 |
4 ماه و 16 روز پيش |
|
#29
|
| |
|
چوب خدا اين بار بدجوري صدا کرد و اين است سنت الهي |
|
_________________ شوهر نمي خوام چون به اعتقاد من زندگيم ميشه تکرار مکررات.مثل يه فيلم تکراري که خيلي مسخرست از نظر من.الان دلم مي خواد با نقاشي بتونم خودمو نشون بدم.بعدش اصلا من غير از متخصصين هيچ پزشک عمومي رو قبول ندارم حتي بابامو.پزشک عمومي مثل يه بچهء کلاس اوليه از ديد من.
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2298 اعتبار کسب شده: 3636 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 25 فروردين 1387، ساعت 16:27 |
|
 |
4 ماه و 16 روز پيش |
|
#30
|
| |
| نقل قول: |
| چوب خدا اين بار بدجوري صدا کرد و اين است سنت الهي |
ببخشيد !!! اين حرفتون يعني چي اونوقت ؟!!! |
_________________ 
|
|
|
|
|
 |
|
|