| نویسنده |
پیغام |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 746 اعتبار کسب شده: 7995 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 16 فروردين 1387، ساعت 21:33 |
|
 |
1 ماه و 12 روز پيش |
|
#1
|
| |
"و اگر بنا باشد يکي از دو کتاب قرآن و کتاب مقدس تحريف شده را خشن بناميم، کداميک سزاوار است؟"
در حاشيه فيلم توهين آميز "فتنه"
شليک به چشم فتنه!
محمد کاشاني، کارشناس مسيحيت
رشد اسلام گرايي در اروپا مسيحيان تندرو را بر آن داشته تا دست به حملات توهين آميز و ناجوانمردانه نسبت به اسلام بزنند. سلسله حملات منسجمي از سخنراني توهين آميز پاپ تا کاريکاتورهاي دانمارکي و امروز هم فيلم موهن "فتنه" و فيلم بعدي که در راه است. (کارتون هجو آميزي در باره يکي از زنان پيامبر اسلام) همه و همه نشان از ترس مسيحيان تندرو از گسترش اسلام در اروپا است.
در موارد قبل، جوشش و عشق مسلمانان به پيامبر مهرباني ها، آنان را بر آن داشت تا به خيابان ها بريزند و اعتراض خود را به اين اقدامات توهين آميز نشان دهند ولي چنان که افتد و داني اين واکنش ها اثر چنداني نداشت و فقط حساسيت و عشق مسلمانان را نسبت به پيامبرشان نشان مي داد و در طرف مقابل هر کسي که دچار شهوت شهرت بود، قلمي به دست گرفت و طعني به اسلام زد، شايد در قبال اين توهين به نان و نوايي برسد.
اين بار گريت وايلدرز نماينده پارلمان هلند با ساختن فيلم کوتاه فتنه و تلفيق قرآن با اعمال تروريستي وهابيان -که وظيفه اي جز ريختن خون ديگر مسلمانان ندارند-، خواست نشان دهد اسلام با تروريست برابر است و خواستند به بهانه دفاع از آزادي بيان، سنگي به قامت رعناي اسلام بزنند غافل از آنکه چراغي را که ايزد بر فروزد، هر آن کس پف کند ريشش بسوزد.
مهمترين سوالي که اکنون با آن روبرو هستيم اين است که واکنش مسلمانان نسبت به فيلم فتنه بايد چگونه باشد؟
آيا باز هم لازم است که به خيابانها بريزند و پرچم هلند را به آتش بکشند و خشم خود را از اين کار غيراخلاقي و غيرانساني هلندي ها نشان دهند؟ و يا بايد به انتظار محکوميت مجامع حقوق بشر بشينند و دست بر روي دست بگذارند؟ و يا راه سومي هم وجود دارد تا هم مسيحيان افراطي نتوانند لذت توهين به بيش از يک مليارد و نيم مسلمان را احساس کنند و هم از تکرار چنين توهين هايي که نتيجه اي جز جنگ تمدن ها به بار نخواهد آورد جلو گيري شود؟
آن راه سوم چيست؟
آيا بايد به انتظارمحکوميت مجامع حقوق بشر بنشينيم و زمين را به زمان بفروشيم و يا به مانند کاريکاتور هاي دانمارک به خيابان ها بريزيم و پرچم هلند را به آتش بکشيم؟ و يا راه حل سوم را پيش بگيريم و هر حمله اي را به حمله اي متقابل پاسخ دهيم و هر توهيني با حقيقتي دندان شکن پاسخ دهيم .
البته اين مسلم است که آيين ما، اجازه توهين به مقدسات ديگران را نمي دهد و نمي توانيم و نبايد به مقدسات مسيحيان تندرو توهين کنيم ولي آيا نمي توان واقعيت هاي کتاب مقدس موجود مسيحيان را هم به تصوير کشيد؟
اگر به خاطر يک آيه جهاد که در شرايطي کاملاً انساني وضع شده به ما تهمت تروريست بودن مي زنند، خوب است بدانيم در کتاب مقدس موجود مسيحيان، خشونت هاي چندش آوري وجود دارد که قلب هر انساني از شنيدن آن به درد مي آيد. هنگامي که به فرمان "يهوه" به شهرها حمله مي کنند و کودکان و زنان را به آتش مي کشند و کودکان شيرخواره مقابل چشم مادران سر بريده مي شوند و ميليونها انسان، به خاطر تصاحب زمينشان، بدين طريق نابود مي شوند.
آيا به تصوير کشيدن اين خشونت ها که از واقعيت هاي کتاب مقدس مسيحيان است، پاسخ مناسبي به توهين کنندگان مسيحي- صهيونيسم نيست؟
اگر ما به خاطر وجود آيه جهاد که فقط در شرايط ميدان جنگ وضع شده، تروريست هستيم، پس بايد نام اين نسل کشي هاي ميليوني کتب مقدس را چه بنهيم؟
مناسب است به چند نمونه از اين موارد در کتاب مقدس اشاره شود:
در جنگ هيچ جنبدهاي را زنده مگذار
در کتاب مقدس وقتي حضرت موسي مأموريت مييابد که بنياسرائيل را از مصر به کنعان آورد، در بين راه با قبايلي برخورد ميکنند که بنا است بنياسراييل در سرزمين ايشان زندگي کنند و بايد اين قبايل از بين بروند؛ لذا در کتاب مقدس نوشته شده است که خدا به حضرت موسي دستور ميدهد با اين قبايل بجنگد و همه ايشان از زن و مرد و کوچک و شيرخوار را از دم شمشير بگذران:
«چون به شهري نزديک آيي تا با آن جنگ نمايي... از شهرهاي اين امتهايي که يَهُوه، خدايت، تو را به ملکيت ميدهد، هيچ ذينفس را زنده مگذار؛ بلکه ايشان را،...، بالکل هلاک ساز.» (سفر تثنيه، 20: 10-17)
گناه کودکان شيرخوارهاي که در اين شهرها زندگي ميکردند چه بود؟ چرا بايد قتلعام ميشدند؟ گناهشان جز اينکه ساکن شهري هستند که بنياسرائيل به زمين آن چشم دارند، چه بود؟
زنان و اطفال را بکشيد
حال ببينيم بنا به گفته عهد عتيق ، حضرت موسي با اين دستور چه ميکند؟
بنا بر اين روايت تحريفشده کتاب مقدس، وقتي ايشان به شهر سيحون حمله ميکنند، همۀ زنان و کودکان را نيز از دم شمشير ميگذرانند تا بتوانند زمين ايشان را تصرف کنند:
«آنگاه سيحون با تمامي قوم خود به مقابلۀ ما براي جنگ کردن در ياهَص بيرون آمدند. و يَهُوَه خداي ما او را به دست ما تسليم نموده، او را با پسرانش و جميع قومش زديم و تمامي شهرهاي او را در آن وقت گرفته، مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کرديم که يکي را باقي نگذاشتيم. ليکن بهايم را با غنيمت شهرهايي که گرفته بوديم،.» (سفر تثنيه، 2: 32-37.)
چرا کودکان اجازه نداشتند زنده بمانند؟ چرا بايد همۀ ساکنان اين مملکت از بين بروند تا ساکنان جديد در اين سرزمين ساکن شوند؟
فقط دختران باکره زنده بمانند
لشگريان حضرت موسي به قبيله مديان حمله ميکنند و همۀ مردانشان را قتلعام ميکنند و زنان و کودکان را اسير ميکنند و غنائم شهر را جمع ميکنند و بقيۀ شهر را در آتش ميسوزانند. چون اسرا و غنائم را نزد حضرت موسي ميبرند؛ وي بر قوم خود غضبناک ميشود و ميفرمايد آيا همۀ زنان و کودکان را زنده نگاه داشتيد؟ پس الآن هر ذکوري از اطفال را و هر زني که مرد شناخته و با او همبستر شده را بکشيد!
به متن کتاب مقدس دقت کنيد:
«و بنياسرائيل زنان مديان و اطفال ايشان را به اسيري بردند، و جميع بهايم و جميع مواشي ايشان و همهي املاک ايشان را غارت کردند و تمامي شهرها و مساکن و قلعههاي ايشان را به آتش سوزانيدند و تمامي غنيمت و جميع غارت از انسان و بهايم گرفتند..... موسي به ايشان گفت: آيا همۀ زنان را زنده نگاه داشتيد؟.... پس الآن هر ذکوري از اطفال را بکشيد و هر زني را که مرد را شناخته، با او همبستر شده باشد بکشيد و از زنان هر دختري را که مرد را نشناخته و با او همبستر نشده، براي خود زنده نگاه داريد... و غنيمت سواي آن غنيمتي که مردان جنگي گرفته بودند، از گوسفند، 675 هزار رأس بود و از گاو، 72 هزار رأس و از الاغ، 61 هزار رأس و از انسان از زناني که مرد را نشناخته بودند، 32 هزار نفر بودند.» (سفر اعداد، 31: 9-20 و 32-35)
چنانکه ديديم؛ تعداد دختران باکرهاي که زنده ماندند، 32 هزار نفر بود و از اينجا ميتوان حدس زد که تعداد کشته شدگان چقدر بوده است.
سؤال اساسي اينجاست که کودکان که اسير بودند، چرا بايد قتلعام شوند و نيز زنان اسيري بايد در جلوي چشم فرزندانشان کشته شوند؟
کشتار و سوزاندن زنان و کودکان
در ادامه اين جنگها و نسلکشيها، به ادعاي کتاب مقدس يهوديان ، نوبت به يوشع ميرسد. به ادعاي تورات موجود ، ايشان ديگر نه تنها مردم و زنان و کودکان بيپناه شهرها را سرميبريد، بلکه گاو و گوسفندها را هم سربريده، همه را از دم هلاک کرده، سپس شهر را در آتش سوزانيد:
«آنگاه قوم صدا زدند و کَرِنّاها را نواختند. و چون قوم آواز کَرِنّا را شنيدند و قوم به آواز بلند صدا زدند، حصار شهر به زمين افتاد. و قوم يعني هرکس پيش روي خود به شهر برآمد و شهر را گرفتند و هرآنچه در شهر بود از مرد و زن و جوان و پير و حتي گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشير هلاک کردند و شهر را با آنچه در آن بود، به آتش سوزانيدند؛ ليکن نقره و طلا و ظروف مسين و آهنين را به خزانۀ خانۀ خداوند گذاردند.» (يوشع، 6: 20و21و24)
البته هر لشگر پيروزي ميتواند به زن و کودکان شهر مغلوب و حتي به گاو و گوسفندهاي شهر رحم نکند و همه را از دم قتلعام کند ولي کشتن بيهدف بهايم چه منفعتي براي لشگر پيروز دارد؟
کشتار ايرانيان توسط يهوديان
در کتاب استر ميخوانيم: خشايار شاه پادشاه پارس در آخرين روز جشن 180 روزه دستور داد ملکه وشتي زيبايياش را به مقامات و مهمانانش نشان دهد. ملکه امتناع ورزيد و پادشاه بسيار خشمناک شد و در همان مجلس ملکه وشتي را طلاق داد و از ميان تمام دختراني که به حرمسرا آمده بودند، استر دختر يتيم يهودي انتخاب شد و وي به جاي وشتي ملکه ايران ميشود.
پس از اين جريان، هامان وزير خشايار شاه، توطئهاي براي قتل يهوديان ميچيند اما اين توطئه به ضرر وي تمام ميشود و خشايار شاه دستور قتل هامان و تمام پسرانش را صادر ميکند و همچنين اجازه ميدهد مخالفينشان را از ميان بردارند و "مردخاي" پسر عموي استر فرماني بنام پادشاه نوشت و آن را به همه جا فرستاد. فرماني که به يهوديان اجازه ميداد مخالفين خود را از هر قومي که باشند، بکشند و داراييشان را به غنيمت بگيرند. تورات ميگويد در سراسر مملکت همه از يهوديان ميترسيدند تمام حاکمان و استانداران، مقامات مملکتي و درباريان از ترس مردخاي، به يهوديان کمک ميکردند و به اين ترتيب يهوديان به ايرانيان حمله کردند و آنها را از دم شمشير گذرانده، کشتند. (استر 6:9)
در کتاب مقدس ميخوانيم در آن روز تنها در پايتخت 500 نفر را که 10 پسر هامان نيز جزو آنها بودند، کشتهاند. روز بعد، باز يهوديان پايتخت جمع شدند و 300 نفر ديگر را کشتند. بقيه يهوديان در ساير استانها، 75 هزار نفر از دشمنان خود را کشتند و در هيچ کجا نقل نشده که اين همه کشتار در ازاي ريخته شدن حتي يک قطره خون از يک يهودي باشد و سپس تورات يادبود اين جشن، ايرانيکشي را بر يهوديان فرض و لازم گردانيد. (استر 32:10) پوريم يکي از بزرگترين جشنهاي يهوديان است. آنان هر ساله واقعه کشتار 75هزار و 800 نفر ايراني را هر ساله جشن ميگيرند و به همين مناسبت، سيزدهم ماه ادار را روزه ميگيرند. چهاردهم و پانزدهم ماه ادار را به رقص و پايکوبي ميپردازند و اين پاداش ايرانياني بود که به نقل کتاب مقدس و توسط کورش يهوديان را از اسارت 70 ساله بابلي رهانيدند و به آنها حياتي دوباره بخشيدند.
حکم مرتد در کتاب مقدس مسيحيان
يکي از اعتراضاتي که مبشران مسيحي به اسلام وارد ميکنند، بحث ارتداد است. البته اين بحث را با نگاهي غيرواقعبينانه و به نحوي مغرضانه بيان ميکنند، در حاليکه در کتاب مقدس هم احکام شديدي براي مرتد وضع شده که به يک نمونه آن اشاره ميکنيم که اگر اهل يک شهر مرتد شوند، دستور متفاوت ميشود و بايد همه اهالي شهر از کوچک بزرگ و حتي گاو و گوسفند از دم کشته شوند و اجسادشان نيز با اتش سوزانده شود.
اگر درباره يکي از شهرهايي که يَهُوَه خدايت به تو به جهت سکونت ميدهد که بعضي پسران بلّيعال از ميان تو بيرون رفته، ساکنان شهر خود را منحرف ساخته، گفتهاند برويم و خدايان غير را که نشناختهايد، عبادت نماييم آنگاه تفحص و تجسس نموده نيکو استفسار نما و اينک اگر اين امر صحيح و يقين باشد که اين رجاست در ميان تو معمول شده است. البته ساکنان آن شهر را به دم شمشير بکُش و آنرا با هرچه در آن است و بهايمش را به دم شمشير هلاک نما. و همهي غنيمت آنرا در ميان کوچهاش جمع کن و شهر را با تمامي غنيمتش براي يَهُوَه خدايت به آتش بالکّل بسوزان و آن تا به ابد تلّي خواهد بود و بار ديگر بنا نخواهد شد. (تثنيه فصل 13: 12-17)
قطع کردن دست
و همچنين مسيحيان هميشه به احکام اسلام طعن ميزنند و به خاطر نمونه يکي از احکام کتاب مقدس ذکر ميشود:
«و اگر دو شخص با يکديگر منازعه نمايند و زن يکي پيش آيد تا شوهر خود را از دست زنندهاش رها کند و دست خود را دراز کرده عورت او را بگيرد، پس دست او را قطع کن و چشم تو بر او ترحم نکند.» (تثنيه 25:11ـ12)
اين آياتي است که همه مسيحيان بايد به آن ايمان داشته باشند گرچه ديگر به آن عمل نميکنند و در صورت انکار يکي از اين آيات، کليسا ترديدي در کفر ايشان نميکند و با وجود اين همه آيان خشن در کتاب مقدس مسيحيان همواره به مسلمانان تهمت تروريست بودن ميزنند.
و اگر بنا باشد يکي از دو کتاب قرآن و کتاب مقدس تحريف شده را خشن بناميم، کداميک سزاوار است؟
و اکنون دنياي اسلام، هنرمند غيوري ميطلبد تا با به تصوير کشيدن اين واقعيتهاي موجود در کتاب مقدس به امثال جناب پاپ و وايلدرز بفهماند کسي که خانه اش از شيشه است، نبايد به خانه همسايه سنگ اندازي کند.
منبع: جهان نيوز
http://www.jahannews.com/pages/view.php?id=25774
نا گفته نمونه از ديدگاه مسلمونها کتاب مقدس مسيحيان و يهوديان دچار تحريف شده و چيزي که الان از انجيل و تورات وجود داره، نسخه تحريف شده اونه. ايراداتي هم که در اين نوشتار بر کتاب مقدس مسيحيان وارد شده، مربوط به نسخه تحريف شده اون هست. |
|
_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
|
|
|
|
|
 |
شازده کوچولو  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385 مجموع ارسالها: 951 اعتبار کسب شده: 6183 محل سکونت: هيدالو سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 19 فروردين 1387، ساعت 1:09 |
|
 |
1 ماه و 10 روز پيش |
|
#2
|
| |
| وحيد نوشته بود: |
| اگر ما به خاطر وجود آيه جهاد که فقط در شرايط ميدان جنگ وضع شده، تروريست هستيم، پس بايد نام اين نسل کشي هاي ميليوني کتب مقدس را چه بنهيم؟ |
منبع معتبر؟؟؟؟ |
|
_________________ نکند من هم يک خرده به آدم بزرگها رفتهام؟ «بايد پير شده باشم».
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنتگزوپهري)
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 746 اعتبار کسب شده: 7995 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 19 فروردين 1387، ساعت 6:17 |
|
 |
1 ماه و 10 روز پيش |
|
#3
|
| |
| شازده کوچولو نوشته بود: |
| وحيد نوشته بود: |
| اگر ما به خاطر وجود آيه جهاد که فقط در شرايط ميدان جنگ وضع شده، تروريست هستيم، پس بايد نام اين نسل کشي هاي ميليوني کتب مقدس را چه بنهيم؟ |
منبع معتبر؟؟؟؟ |
منبع معتبرش خود قرآن و دلايل واضح عقليه. آيات قرآن رو نمي شه مستقل و بدون توجه به شأن نزول اون و آيات قبل و بعدش بررسي کرد. کما اين که وقتي من و شما هم وسط يه بحث حرفي مي زنيم، اين حرف مختص اون شرايط هست و اگه از بين همه حرفهايي که در شرايط خاصي زديم فقط يه تکه خاص گزينشي انتخاب بشه و بدون توجه به جملات قبل و بعد از ون و اصل موضوع بحث جاي ديگه اي نقل قول بشه، ممکنه از اساس با اون چيزي که منظور ما بوده تفاوت داشته باشه. |
|
_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |