صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
2
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
Bayas Goolآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 2169
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Tehran
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 17 آبان 1386، ساعت 12:41
 1 سال پيش
#31
 
و اما درس چهارم:

يه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون که يه جشن کوچيک دو نفره بگيرن. وقتي توي پارک زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشتهء کوچيک خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: به خاطر اينکه شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من براي هر کدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميکنم.
زن از خوشحالي پريد بالا و گفت: اوه! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم. فرشته چوب جادوييش رو تکون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد!
حالا نوبت شوهر بود که آرزو کنه. مرد چند لحظه فکر کرد و گفت: خب… اين خيلي رمانتيکه. ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد. بنابراين خيلي متاسفم عزيزم… آرزوي من اينه که يه همسري داشته باشم که ۳۰ سال از من کوچيکتر باشه!
زن و فرشته جا خوردند و خيلي دلخور شدند. ولي آرزو آرزوئه. و بايد برآورده بشه. فرشته چوب جادوييش رو تکون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد!


نتيجهء اخلاقي: مردها هرچقدر هم زرنگ و بدجنس باشند ، ولي يادشون باشه همه فرشته ها زن هستند! Twisted Evil Mr. Green Twisted Evil

_________________
ياد آور اين باشيم که عشق معجزه مي کند Angel
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
panteaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1269
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 25
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 17 آبان 1386، ساعت 22:03
 1 سال پيش
#32
 
ها ها ها
اي ول مصي جوووون!خوشم اومد


A husband and wife are sitting quietly in bed reading, when the wife
looks over at him and asks the question...

WIFE: "What would you do if I died? Would you get married again?"


HUSBAND: "Definitely not!"

WIFE: "Why not? Don't you like being married?"

HUSBAND: "Of course I do."

WIFE: "Then why wouldn't you remarry?"

HUSBAND: "Okay, okay, I'd get married again."

WIFE: "You would?" (with a hurt look)

HUSBAND: (makes audible groan)

WIFE: "Would you live in our house?"

HUSBAND: "Sure, it's a great house."

WIFE: "Would you sleep with her in our bed?"

HUSBAND: "Where else would we sleep?"

WIFE: "Would you let her drive my car?"

HUSBAND: "Probably, it is almost new."

WIFE: "Would you replace my pictures with hers?"

HUSBAND: "That would seem like the proper thing to do."

WIFE: "Would you give her my jewelry?"

HUSBAND: "No, I'm sure she'd want her own."

WIFE: "Would she use my golf clubs?"

HUSBAND: "No, she's left-handed."

WIFE: -- silence --

HUSBAND: "Oh shit!"







Twisted Evil Wink

نتيجه اخلاقي: مردا اونقدرا هم که فکر مي کنن دروغگوياي خوبي نيستن پس تا دلتون مي خواد بپيچونيدشون! Razz Twisted Evil Mr. Green

_________________
مه اديان و بيش‏ترِ آيين‏ها به شيشه‏ي پنجره مي‏مانند : راستي را از پسِ آن‏ها مي‏بينيم، ولي ميان ما و راستي حائل مي‏شوند و ما را از آن دور مي‏دارند. جبران‏خليل‏جبران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3369
اعتبار کسب شده: 3732
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 17 آبان 1386، ساعت 23:11
 1 سال پيش
#33
 
1- هيچ وقت خودتو براي اتفاقات زندگيت سرزنش نکن
بد ديدن وقايع گذشته ,دليل بر بد بودنشون نيست ,دليل بر رشد ماست ,از اونجايي که انسان همواره در حال رشد و يادگيريه
اگه امروزت ,همه ي گذشتت رو تأييد کنه ,معنيش اينه که رشد نکردي و ديدت در همون سطح مونده

2- آدما رو همونجوري دوست داشته باش که هستن ,نه اونجوري که تو دوست داري باشن

3- آدما رو به خاطر نوع تفکرشون يا اعمالشون محاکمه نکن ,هر کسي زندگي رو توي دوره هاي متفاوت جور متفاوتي تجربه ميکنه ,هيچ کس زير پوست ديگري نيست تا بدونه دليل انتخاب اعمالش از کجا سر چشمه ميگيره

4- به طبيعت نگاه کن
هر پديده اي درون خودش کامل ميشه ,و وقتي کامل شد ,آماده ي بهره وري ميشه
درخت ,گل ,ميوه ...............................................
توي يک باغ ,تکامل هر درخت مستقل از درخت کناريش صورت ميگيره ,و تکامل هر کدوم شرطي به وجود ديگري نيست
بلکه شرطي به سلامت درونشه, وقتي شته از ريشه خشک يا مريضش ميکنه درخت کناري در حال ميوه دادنه
ما آدمها هم جداي از طبيعت نيستيم
دنبال نيمه ي گم شده و................. نگرديم ,هر کدوم از ما بايد در درون خودش کامل بشه و بعد قابليت هاشو با ديگري قسمت کنه
ديگران مسؤ و ل خوشحال کردن ما ,و حل مشکلات رواني که از شونصد سال پيش توي خودمون جمع کرديم نيستن

5- روح و درون ما هم درست مثل جسم خاکيمون نياز به پاکيزگي و clean up داره
وقتي يه دونه خار و خاشاک روي سرت باشه ,تا زماني که هي جاش و عوض کني يا زير موهات قايمش کني هنوز اونجاست
تا وقتي که برش داري و دور بندازيش
درون ما هم همينطوره ,وقتي يه ناخالصي مثل حسادت ,کينه ,بدجنسي..... توش به وجود مياد بايد با خودت حلش کني
در خودت کامل بشي و دورش بريزي تا زماني که فقط درپوش دروغ روش بذاري هر روز به اشکال مختلف سراغت مياد
تميزش کن ,دورش بنداز ,وجود پاک و خدايي تو آشغال نميخواد
بعد ميبيني که چقدر سبکبالي ,چقدر عشق توي وجودته ,چقدر خالصي ,چقدر آزادي ,هيچ چيزي براي پنهان کردن نداري
و اين انرژي هم به خودت سبکبالي ميده هم به اطرافيانت

Razz
خوب اين درس ها ي عجيب غريب صداي دلي براي چند سالي از زندگيتون بسه Cool
باشد که همگي در زندگي رستگار شويد فيزيک و شيمي رو هم ولش کنيد من که هر چي خوندم الان يادم رفته Confused Razz
چه فايده اي داره نه شکم مردي رو سير ميکنه و نه رختخوابشو گرم ميکنه Mr. Green
تازشم خودشون شونصد تا فيزيک و شيمي بيشتر از ما بلدن
درس عشق و عاشقي بديد که تا آخر عمر باهاتونه
کرسي تدريس رو به ديگر اساتيد محترم و محترمه ميسپارم Razz

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3369
اعتبار کسب شده: 3732
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 23 آبان 1386، ساعت 10:05
 1 سال پيش
#34
 
اگه ما آدما فقط ميتونستيم با منطقمون زندگي کنيم ميشد درس زندگي داد
همه چيز قابل کنترل بود و هر جزيي از زندگي رو ميشد توي يک فرمول گنجوند و بر اساسش زندگي کرد
ولي وجود روح جستجوگر که گاهي توي قالب تن نميگنجه و وجود حس علاقه که لامذهب نميدوني کجاي اين
بدن خاکيت توليد ميشه ,توي درس زندگي تبديلت ميکنه به يه شاگرد فراري و درس نخون
که حتي وقتي استادي مثل مولانا مياد ميگه
در نگنجد عشق در گفت و شنيد -------عشق درياييست قعرش ناپديد
توي- انسان- دوپاي- ضعيف -مغرور ,ميخواي به زور عشق و توي وجود خودت بگنجوني و بعد که ميبيني
توي وجودت براش,جا ,کم مياري ,هي بشيني ننه من غريبم با خودت بخوني
وقتي استادي مثل مولانا مياد بهت ميگه
چون قلم اندر نوشتن ميشتافت -------چون به عشق آمد قلم در خود شکافت
چون سخن در وصف اين معنا رسيد ---------هم قلم بشکست و هم کاغذ دريد
ولي توي -انسان -چشم سفيد ,هي دنبال واژه ميگردي و فکر ميکني قلم ,رساناي اون حست ,از قلبت به روي کاغذه
و هي ميخواي بنويسي و بنويسي و بنويسي..........................
هي ميخواي حست و به ورطه ي آزمايش بکشوني. تا شايد تجربه اي متفاوت با ديگران کشف کني
غافل از اينکه تا انسان بوده و هست قصه ي زندگي همين بوده...........................
هر چه استاد گفت
يافت مي نشود جسته ايم ما -------- گفتيم -------آنچه يافت مي نشود آنم آرزوست
هميشه در جستجوييم
در جستجوي سهم خود از زندگي
غافل از اينکه
درسته که ما وارثين زندگي هستيم
ولي زندگي ,هيچ تضميني براي سهم ما نداده
حتي نميدونم سهم من از زمان زندگي چقدره
حتي مالک سلامت يک عضو کوچک از بدنم نيستم Crying or Very sad
هر چي بخواد بشه
ميشه
نه نگراني و نه نوشتن چيزي رو عوض نميکنن
بايد سوار بر مرکب زندگي بود Sad Crying or Very sad

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
bikarآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 18 مرداد 1382
مجموع ارسالها: 19
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 24 آبان 1386، ساعت 20:29
 1 سال پيش
#35
 
صداي دل خانم حرفاتو قبول دارم و اين رو اضافه مي کنم: که بزرگترين درس عشق، فهميدن و عشق ورزيدن به کسيه که همه مشکلات و خوبيها رو براي اينکه بدون هيچ دليلي همه مون رو دوست داره سر راهمون ميزاره. اون با به وجود آوردن همه عشقاي دنيا مي خواد بگه من از همه تون عاشق ترم و با آفريدن همه سختيا داد مي زنه که قدر عشقو بدونين. Applause
آفرين به خودم
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
حيف!آفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 19 شهريور 1385
مجموع ارسالها: 658
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 25 آبان 1386، ساعت 21:05
 1 سال پيش
#36
 
بزرگترين درس عشق اينه که بخاطر يه چيزي يه کسي همه چيزو بذاري کنار بعد بفهي که چيزي نيست... همه چيزو رها کني بخاطر هيچي...مسخره بشي..تحقير بشي...بعد تازه بگي چه خوب d'oh! ....من بردم Shocked ...اگه ببازي بگي ..اي واي همه چيز از دست رفت Shocked ...

_________________
سر آن ندارد امشب ..که برآيد آفتابي....
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
panteaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1269
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 25
جنسيت: زن
ارسال جمعه 25 آبان 1386، ساعت 22:37
 1 سال پيش
#37
 
منم اين پاور پوينت رو تقديم مي کنم به همه ي دوستاي خوب مخصوصا مصي و سيما :

خوشبختي

Image

_________________
مه اديان و بيش‏ترِ آيين‏ها به شيشه‏ي پنجره مي‏مانند : راستي را از پسِ آن‏ها مي‏بينيم، ولي ميان ما و راستي حائل مي‏شوند و ما را از آن دور مي‏دارند. جبران‏خليل‏جبران
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3369
اعتبار کسب شده: 3732
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 26 آبان 1386، ساعت 0:14
 1 سال پيش
#38
 
pantea نوشته بود:
منم اين پاور پوينت رو تقديم مي کنم به همه ي دوستاي خوب مخصوصا مصي و سيما :




مرسي پانته آ جون
فوق العاده قشنگ بود و همه ي باور هاي من
زندگي رو لحظه ها پر ميکنه و وقتي قشنگه که هدف بازي برنده برنده باشه نه برنده بازنده
اين هم براي شما با آرزوي لحظه هاي خوب در زندگي

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مارمولکآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386
مجموع ارسالها: 840
اعتبار کسب شده: 8752
محل سکونت: بين آدمها
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 28 آبان 1386، ساعت 14:53
 1 سال پيش
#39
 
يه شب خانم خونه به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه!

صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه که ديشب مجبور شده خونه يکي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه...

شوهر بر ميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچکدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميکنن!

يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه که ديشب مجبور شده خونه يکي از دوستهاي صميميش (مذکر) بمونه...

خانم خونه بر ميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه : ۱۵ تاشون تاييد ميکنن که آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ۵ تاي ديگه حتي ميگن که آقا هنوزم خونه اونا پيش اوناست !!!


نتيجه اخلاقي: يادتون باشه که مردها دوستهاي بهتري هستند !

Wink Wink Wink

_________________
نظرم عوض شد : از مارمولک بازي خوشم مياد!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مارمولکآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386
مجموع ارسالها: 840
اعتبار کسب شده: 8752
محل سکونت: بين آدمها
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 28 آبان 1386، ساعت 14:55
 1 سال پيش
#40
 
چهار تا دوست که ۳۰ سال بود همديگه رو نديده بودند توي يه مهموني همديگه رو مي بينن و شروع مي کنن در مورد زندگي هاشون براي همديگه تعريف کنن...

بعد از مدتي يکي از اونا بلند ميشه ميره دستشويي. سه تاي ديگه صحبت رو مي کشونن به تعريف از فرزندانشون :
اولي: پسر من باعث افتخار و خوشحالي منه. اون توي يه کار عالي وارد شد و خيلي سريع پيشرفت کرد.

پسرم درس اقتصاد خوند و توي يه شرکت بزرگ استخدام شد و پله هاي ترقي رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس و اونقدر پولدار شده که حتي براي تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد !
دومي: جالبه. پسر من هم مايه افتخار و سرفرازي منه. توي يه شرکت هواپيمايي مشغول به کار شد و بعد دوره خلباني گذروند و سهامدار شرکت شد و الان اکثر سهام اون شرکت رو تصاحب کرده. پسرم اونقدر پولدار شد که براي تولد صميميترين دوستش يه هواپيماي خصوصي بهش هديه داد !!!
سومي: خيلي خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده ...

اون توي بهترين دانشگاههاي جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شرکت ساختماني بزرگ براي خودش تاسيس کرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه که براي تولد بهترين دوستش يه ويلاي ۳۰۰۰ متري بهش هديه داد!


هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريک مي گفتند که دوست چهارم برگشت سر ميز و پرسيد اين تبريکات به خاطر چيه؟!

سه تاي ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون که باعث غرور و سربلندي ما شدن صحبت کرديم راستي تو در مورد فرزندت چي داري تعريف کني؟!
چهارمي گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توي يه کلوپ مخصوص کار ميکنه!

سه تاي ديگه گفتند: اوه مايه خجالته چه افتضاحي !!!

دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضي نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگي بدي هم نداره.

اتفاقا همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمي ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيماي خصوصي و يه ويلاي ۳۰۰۰ متري هديه گرفت !!!


نتيجه اخلاقي: هيچوقت به چيزي که کاملا در موردش مطمئن نيستي افتخار نکن !!!

_________________
نظرم عوض شد : از مارمولک بازي خوشم مياد!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مارمولکآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386
مجموع ارسالها: 840
اعتبار کسب شده: 8752
محل سکونت: بين آدمها
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 28 آبان 1386، ساعت 14:58
 1 سال پيش
#41
 
توي اتاق رختکن کلوپ گلف ، وقتي همه آقايون جمع بودند يهو يه موبايل روي يه نيمکت شروع ميکنه به زنگ زدن.

مردي که نزديک موبايل نشسته بود دکمه اسپيکر موبايل رو فشار ميده و شروع مي کنه به صحبت.

بقيه آقايون هم مشغول گوش کردن به اين مکالمه ميشن ...
مرد: الو؟
صداي زن اونطرف خط: الو سلام عزيزم. تو هنوز توي کلوپ هستي؟
مرد: آره !

زن: من توي فروشگاه بزرگ هستم

اينجا يه کت چرمي خوشگل ديدم که فقط ۱۰۰۰ دلاره! اشکالي نداره اگه بخرمش؟

مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داري اشکالي نداره!
زن: من يه سري هم به نمايشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهاي جديد ۲۰۰۶ رو ديدم. يکيشون خيلي قشنگ بود قيمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود !
مرد: باشه. ولي با اين قيمت سعي کن ماشين رو با تمام امکانات جانبي بخري !
زن: عاليه. اوه يه چيز ديگه اون خونه اي رو که قبلا ميخواستيم بخريم دوباره توي بنگاه گذاشتن براي فروش. ميگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولي سعي کن ۹۰۰۰۰۰ دلار بيشتر ندي !!!
زن: خيلي خوبه. بعدا مي بينمت عزيزم. خداحافظ
مرد: خداحافظ
بعدش مرد يه نگاهي به آقايوني که با حسرت نگاهش ميکردن ميندازه و ميگه: کسي نميدونه که اين موبايل مال کيه ؟!


نتيجه اخلاقي: هيچوقت موبايلتونو جايي جا نذارين !!!

_________________
نظرم عوض شد : از مارمولک بازي خوشم مياد!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3369
اعتبار کسب شده: 3732
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 29 آبان 1386، ساعت 0:47
 1 سال پيش
#42
 
خدا را شکر که ماليات ميپردازم اين يعني اينکه شغل و در آمدي دارم

خدا را شکر که در پايان روز از خستگي از پا مي افتم اين يعني اينکه توان سخت کار کردن را دارم

خدا را شکر که بايد پنجره ها را تميز کنم و ظرفها را بشويم اين يعني اينکه خانه اي دارم

خدا راشکر که آن دورها جاي پارکي پيدا کردم اين يعني اينکه هم توان راه رفتن دارم هم اتومبيلي براي سوار شدن

خدا را شکر که گاهي بيمار ميشوم اين به يادم مي آورد که اغلب اوقات سالم هستم

خدا را شکر که خريد سال نو جيبم را خالي ميکند اين يعني اينکه عزيزاني دارم که ميتوانم برايشان هديه بخرم

خدا را شکر
خدا را شکر
خدا را شکر
خدا را شکر
خدا را شکر

P.S
اين جملات بالا به من e-mail شده بود
و بالاترين درس زندگي همينه, که در همه حال واقف به زندگي باشيم, خدا رو شکر کنيم, و خوشحال باشيم Very Happy

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مارمولکآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386
مجموع ارسالها: 840
اعتبار کسب شده: 8752
محل سکونت: بين آدمها
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 01 آذر 1386، ساعت 18:54
 1 سال پيش
#43
 
يه کلاغ روي يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاري نمي کرد...
يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم مي تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاري نکنم؟
کلاغ جواب داد: البته که مي توني!...
خرگوش روي زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد!


نتيجه اخلاقي: براي اينکه بيکار بشيني و هيچ کاري نکني ، بايد اون بالا بالاها نشسته باشي!

Wink Wink Wink Wink

_________________
نظرم عوض شد : از مارمولک بازي خوشم مياد!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Bayas Goolآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 2169
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Tehran
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 27 دي 1386، ساعت 12:07
 10 ماه و 20 روز پيش
#44
 
روزي، وقتي هيزم شکني مشغول قطع کردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتي در حال گريه کردن بود، يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي کني؟ هيزم شکن گفت که تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت.

'آيا اين تبر توست؟' هيزم شکن جواب داد: ' نه' فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد که آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شکن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟ جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوش حال شد و هر سه تبر را به اوداد و هيزم شکن خوش حال روانه خونه شد.

يه روز وقتي داشت با زنش کنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. هيزم شکن داشت گريه مي کرد که فرشته باز هم اومد و پرسيد که چرا گريه مي کني؟ اوه فرشته، زنم افتاده توي آب. '

فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟ هيزم شکن فرياد زد: آره!
فرشته عصباني شد. ' تو تقلب کردي، اين نامرديه '
هيزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. مي دوني، اگه به جنيفر لوپز 'نه' مي گفتم تو مي رفتي و با کاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به کاترين زتاجونز 'نه' ميگفتم، تو مي رفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم مي گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود که اين بار گفتم آره.

نکته اخلاقي: هر وقت مردي دروغ ميگه به خاطر يه دليل شرافتمندانه و مفيده Mr. Green

_________________
ياد آور اين باشيم که عشق معجزه مي کند Angel
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
وحيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 شهريور 1386
مجموع ارسالها: 858
اعتبار کسب شده: 6761
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 04 بهمن 1386، ساعت 21:29
 10 ماه و 12 روز پيش
#45
 
لذتهاي کوچک زندگي


بيشتر ما وقتي بهمون گفته مي شه توي زندگي دنبال چه جور لذتهايي و در آرزوي چه جور اتفاقاتي هستيم که بهمون خوش بگذره، ذهنمون مي ره سراغ اتفاقات خيلي خاص و آرزوهاي بزرگ. مثلاً به اين فکر مي کنيم که کاش مي شد يک ماه از همه چيز فارغ بوديم و مي رفتيم ايرانگردي يا چند ماه جهانگردي مي کرديم يا دست کم به ويلا با تمام امکانات در خوش آب و هوا ترين مکان داشتيم و دو روز آخر هفته رو با دوستان همفکر و باحال مي رفتيم خوش مي گذرونديم. اين جور آرزوها دست نيافتني نيست؛ اما بيشتر مواقع در حد آرزو باقي مي مونه و يا اگه هم به حقيقت بپيونده، اون قدر خاص و محدوده که نمي تونه کل زندگيمون رو تحت تأثير قرار بده.
چه خوبه به جاي آرزوهاي دور و دراز و توقعات بيش از حد از زندگي، به اون چيزهايي که در زندگيمون جاريه بيشتر توجه کنيم و سعي کنيم از اونها لذت ببريم. لذتهايي که ساده، آسون و پايدار تر هستن: لذتهاي کوچک زندگي. لذت نشستن روي صندلي پارک و بستني خوردن با يک دوست، لذت دراز کشيدن روي چمنها و چشم دوختن به ستاره ها در شب، لذت خوردن يه وعده غذاي دست جمعي در کنار خانواده، لذت پياده روي با يک دوست قديمي و يادآوري خاطرات خوش گذشته و ....
اگه قدر لحظه لحظه هاي زندگي رو بدونيم و سعي کنيم از اون لذت ببريم، زندگيمون لبريز مي شه از لذتهاي کوچکي که هيچ لذت بزرگي نمي تونه جاشون رو بگيره. Angel

_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است جملات قصار
6
پاسخها: 675 بیننده: 17051 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است ارزشمندترين چيز در زندگي
3
پاسخها: 27 بیننده: 2132 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است آيا زندگي ارزش زيستن دارد؟
1
پاسخها: 61 بیننده: 2318 نویسنده: بچه برقي 78
اين موضوع قفل شده است شما نمي توانيد پيغام جديدي ارسالي کنيد، به پيغامي پاسخ دهيد و يا آن را ويرايش کنيد. داستان زندگي من...
2
پاسخها: 4 بیننده: 416 نویسنده: رايکا

مشاهده موضوع قبلی