| نویسنده |
پیغام |
TITAN پرچونه!!
مجموع ارسالها: 906 اعتبار کسب شده: 2296 محل سکونت: بين هيچ کجا و خداحافظ سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 07 فروردين 1387، ساعت 18:29 |
|
 |
1 ماه و 14 روز پيش |
|
#1
|
| |
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2081 اعتبار کسب شده: 3896 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 07 فروردين 1387، ساعت 19:41 |
|
 |
1 ماه و 13 روز پيش |
|
#2
|
| |
عالي بود.اميدوارم خوش گذشته باشه و منم يه روز بتونم شيراز رو ببينم. |
_________________ خونهء عشقو نشون من بده
نذار عاشق بمونم فقط تو خواب 
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 744 اعتبار کسب شده: 7995 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 07 فروردين 1387، ساعت 19:59 |
|
 |
1 ماه و 13 روز پيش |
|
#3
|
| |
تو شيراز بودي که به من زنگ زدي؟! يادمه ازت پرسيدم کجايي؛ اما سوار ماشين بودم و تو شلوغي جوابت رو درست نشنيدم. فکر کردم تهراني. يک درصد هم احتمال نمي دادم شيراز باشي. و گر نه سعي مي کردم يه جور يه برنامه کوچيک جور کنم که همديگه رو ببينيم. ببخشين. |
|
_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
|
|
|
|
|
 |
ALPHA  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385 مجموع ارسالها: 1134 اعتبار کسب شده: 11844 محل سکونت: زير گنبد کبود سن: 23 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 07 فروردين 1387، ساعت 20:44 |
|
 |
1 ماه و 13 روز پيش |
|
#4
|
| |
خوب شد که زود برگشتي.
آخه اينجا کمال همنشين خيلي زود در آدما اثر ميکنه!
اونوقت ديگه حال برگشتن برات باقي نمي مونه ....
|
|
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 2065 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 08 فروردين 1387، ساعت 2:14 |
|
 |
1 ماه و 13 روز پيش |
|
#5
|
| |
|
|
|
|
 |
خزان بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 135 اعتبار کسب شده: 687 جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 08 فروردين 1387، ساعت 12:25 |
|
 |
1 ماه و 13 روز پيش |
|
#6
|
| |
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 744 اعتبار کسب شده: 7995 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 08 فروردين 1387، ساعت 20:50 |
|
 |
1 ماه و 12 روز پيش |
|
#7
|
| |
| TITAN نوشته بود: |
| رفتم ميوه بخرم که ميوه فروش گفت: کاکو اينم ببر (يه کاهو داد) ببين کاهو شيرازي چجوريه (اشانتيون داد)، خيلي مزخرف بود خدايي |
واقعاً که. به کاهوي شيرازي توهين مي کني؟ اصلاً تا خالا تو عمرت وسط چمن نشستي کاهو و ترشي بخوري که اين جوري حرف مي زني؟ نصف عمرت فناست. |
|
_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
|
|
|
|
|
 |
TITAN پرچونه!!
مجموع ارسالها: 906 اعتبار کسب شده: 2296 محل سکونت: بين هيچ کجا و خداحافظ سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 09 فروردين 1387، ساعت 0:24 |
|
 |
1 ماه و 12 روز پيش |
|
#8
|
| |
| وحيد نوشته بود: |
اصلاً تا خالا تو عمرت وسط چمن نشستي کاهو و ترشي بخوري که اين جوري حرف مي زني؟ نصف عمرت فناست.  |
حالا
------------
1-وسط چمن نميدونم کجاست، اما رو چمن نشستم
2- ترشي ابدا دوست ندارم
3-چمن و کاهو و ترشي به هم هارموني دارند؟؟
4-دم شما گرم؛ راستش شيراز اونقدر برام توي اين اولين بازديدم جذاب بود که حتي يه اپسيلون وقت نکردم که به دوستاي گلم سر بزنم يا حتي زنگ، ايشا ا.. اگه قسمت شد سري بعد...شما که زياد مياييد اينطرفها.. ( هرچند دوست داشتم احسان رو ببينم)
5-آخه يه چيز ديگه هم هست، ابدا لازم نبود که بهمون کاهو بده، چون مزرعه کاهو توي راه کازرون بود، خودمون از اونجا دزديه بوديم
| نقل قول: |
دوستان ديگه اگر جاي ديگه اي رفتن و مي تونم اينطوري گزارش بدن ممنون ميشيم
|
خزان عزيزم شما لطف داري
اما تورو جون هرکي دوست داري ادبيات فارسي رو به F نده |
|
_________________ NO PAIN, NO GAIN
در شبان غم تنهايي خويش، عابد چشم سخن گوي توام
يادگار من است اين درخت که خستگي تبرت را مي گيرد عميق تر بزن سطحي نمي خواستمت....
|
|
|
|
|
 |
خزان بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 135 اعتبار کسب شده: 687 جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 09 فروردين 1387، ساعت 0:56 |
|
 |
1 ماه و 12 روز پيش |
|
#9
|
| |
| TITAN نوشته بود: |
| وحيد نوشته بود: |
اصلاً تا خالا تو عمرت وسط چمن نشستي کاهو و ترشي بخوري که اين جوري حرف مي زني؟ نصف عمرت فناست.  |
حالا
------------
1-وسط چمن نميدونم کجاست، اما رو چمن نشستم
2- ترشي ابدا دوست ندارم
3-چمن و کاهو و ترشي به هم هارموني دارند؟؟
4-دم شما گرم؛ راستش شيراز اونقدر برام توي اين اولين بازديدم جذاب بود که حتي يه اپسيلون وقت نکردم که به دوستاي گلم سر بزنم يا حتي زنگ، ايشا ا.. اگه قسمت شد سري بعد...شما که زياد مياييد اينطرفها.. ( هرچند دوست داشتم احسان رو ببينم)
5-آخه يه چيز ديگه هم هست، ابدا لازم نبود که بهمون کاهو بده، چون مزرعه کاهو توي راه کازرون بود، خودمون از اونجا دزديه بوديم
| نقل قول: |
دوستان ديگه اگر جاي ديگه اي رفتن و مي تونم اينطوري گزارش بدن ممنون ميشيم
|
خزان عزيزم شما لطف داري
اما تورو جون هرکي دوست داري ادبيات فارسي رو به F نده |
اولا من داداش حال مي کنيم از اينکه با هم اينجا دارم براتون فارسي کابلي مي نويسم
حالا مگر اين ادبيات فارسي ما از کجا اومدم ؟
چه فرقي داره که کي چطوري بنويسيم ؟
ها مهم اينکه پياممونو برسونم
موفق باشيد |
|
_________________ le paure che io sento quanto bruciano dentro le parole che non ho più detto, sai
|
|
|
|
|
 |
E}{$/\N  سال صفري!
تاريخ عضويت: شنبه 06 بهمن 1386 مجموع ارسالها: 52 اعتبار کسب شده: 571 محل سکونت: متغيرالمکان جنسيت: مرد |
 |
جمعه 09 فروردين 1387، ساعت 1:18 |
|
 |
1 ماه و 12 روز پيش |
|
#10
|
| |
ايشون از F,..گذشته کارشون. به H دادن ديگه |
|
|
|
|
|
|
 |
خزان بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 135 اعتبار کسب شده: 687 جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 09 فروردين 1387، ساعت 12:40 |
|
 |
1 ماه و 12 روز پيش |
|
#11
|
| |
|
|
|
|
 |
Bayas Gool  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 2080 اعتبار کسب شده: 5672 محل سکونت: Tehran جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 11 فروردين 1387، ساعت 14:28 |
|
 |
1 ماه و 10 روز پيش |
|
#12
|
| |
مرسي تيتان به خاطر عکس ها و توضيحاتت
حتما حسابي بهت خوش گذشته
اگه امکانش بود ، من امسال رو هم حتما مي رفتم شيراز ولي نشد |
_________________ ديگه از کوچه عشق من ، راه برگشتي نداري 
|
|
|
|
|
 |
hadi  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 19 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 900 اعتبار کسب شده: 4851 محل سکونت: شهر ري سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 12 فروردين 1387، ساعت 10:27 |
|
 |
1 ماه و 9 روز پيش |
|
#13
|
| |
| نقل قول: |
| هفتم: نامردي توي وجود همه هست، از يکي از نگهبانهاي معبد آناهيتا پرسيدم که تا غار بيشابور چقدر طول مي کشه و چقدر کوه نوردي داره؟؟ گفت من توي 30 دقيقه ميرم، منم که خودم رو کوه نورد ميدونستم گفتم خوب منم همين حدود حالا شايد اين بچه کوه من 40 دقيقه اي برم.. نشون به ايون نشون که 2 ساعت بدون توقف رفتيم، جايي که عرب ني بندزه نه، جايي که بز کوهي کم مي ياره |
تيتان جون اين قضيه که گفتي تو وجود همشون هست . نميدوني ما رو چه زجري دادن تو اين شيراز : روز اول که با يکي از اشناها که خونشون نزديک تخت جمشيد بود راه افتاديم بريم تخت جمشيد . بهش گفتيم چقدر تا اونجا راهه گفت دو قدم راهه چيزي نيست چيزي نزديک به يک ساعت پياده روي کرديم تا تخت جمشيد حالا گشت و گذار توي تخت جمشيد بماند . بعدش رفتيم دنبال هتل . رفتيم جلوي يه هتله گفت ما جا نداريم ولي بريد دو قدم پايينتر اونجا اتاق داره . اينبار هم حدود يک ساعت پياده روي کرديم . روزي که خواستيم بريم بليط برگشت بگيريم از دربون هتل پرسيديم اقا تا ترمينال چقدر راهه برگشت گفت دو قدم راهه ايندفعه هم نزديک يک ساعت پياده روي کرديم . اصلا چرا راه دور بريم همين بچه هاي شيراز وحيد و شاهين و سياسفيد . اقا چشمتون روز بد نبينه از حافظيه تا دروازه قران ما رو پياده بردن اولش گفتن دو قدم راهه ولي نزديک به يک ساعت پياده روي کرديم . تازه به زور ما رو بردن بالاي دروازه قران که من فشار قبر واقعي رو اونجا احساس کردم . من فقط موندم اين شيرازيا قدماشون چقدره که يک ساعت راهو ميگن دو قدم راهه . |
|
|
|
|
|
|
 |
نبي  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 06 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 1205 اعتبار کسب شده: 5573 محل سکونت: اينور دنيا! سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 12 فروردين 1387، ساعت 13:28 |
|
 |
1 ماه و 9 روز پيش |
|
#14
|
| |
|
|
|
|
 |
TITAN پرچونه!!
مجموع ارسالها: 906 اعتبار کسب شده: 2296 محل سکونت: بين هيچ کجا و خداحافظ سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 13 فروردين 1387، ساعت 0:02 |
|
 |
1 ماه و 8 روز پيش |
|
#15
|
| |
| hadi نوشته بود: |
تيتان جون اين قضيه که گفتي تو وجود همشون هست . نميدوني ما رو چه زجري دادن تو اين شيراز : روز اول که با يکي از اشناها که خونشون نزديک تخت جمشيد بود راه افتاديم بريم تخت جمشيد . بهش گفتيم چقدر تا اونجا راهه گفت دو قدم راهه چيزي نيست چيزي نزديک به يک ساعت پياده روي کرديم تا تخت جمشيد .......... . |
سال پيش رفته بوديم قلعه رودخان، يه راه خالي نسبتا طولاني داره، مخصوصا طولاني بودنش رو وقتي بيشتر حس ميکنيد که با ماشين آکبدتون که ساخت ايران خودرو هم هست بريد اونجا
کلي رفتيم از يه پيرمردي پرسيديم که پدر جان چقدر ديگه راه تا اونجا، گفت همينجا پشت همين تاپه (تپه) گفيم اين پيره مرده حتما راست ميگه چون اگه خودش بخواد بيشتر از اين بره عمرش کفاف نميده، نميدونم چند تا کوه و کمر رو پيچيديم تا برسيم... خودايش جونم بود ج.ن هاي قديم، کوه رو تپه ميبينند |
|
_________________ NO PAIN, NO GAIN
در شبان غم تنهايي خويش، عابد چشم سخن گوي توام
يادگار من است اين درخت که خستگي تبرت را مي گيرد عميق تر بزن سطحي نمي خواستمت....
|
|
|
|
|
 |
|
|