صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
3
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
TITAN
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

مجموع ارسالها: 906
اعتبار کسب شده: 2296
محل سکونت: بين هيچ کجا و خداحافظ
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 07 فروردين 1387، ساعت 18:29
 1 ماه و 14 روز پيش
#1
 
در راستاي چند روز شيراز موندنم و به دليل اينکه اولين بار بود يه به اين شهر ميرفتم گفتم چيزهايي رو که به نظرم جالب انگيزناک بود رو به شما هم بگم
اول اينکه: خدايي شيرازي ها خيلي بچه هاي با عشقي هستند ( هرچند مسافر کوير رو پيدا نکردم، اما وحيد سلام رسوند) اما رفتم ميوه بخرم که ميوه فروش گفت: کاکو اينم ببر (يه کاهو داد) ببين کاهو شيرازي چجوريه (اشانتيون داد)، خيلي مزخرف بود خدايي

دويوم: همه جا بيسواد هست حتي توي باغ تحقيقاتي دانشگاه اين هم نشونه

Image


فکر کنم اسم اين رو فقط توي کارتون ها شنيده باشد، اين هم عکس واقعيش

Image


سيوم: شيرازي ها هرچي ميگند رو مينويسند مثلا بلوار رو مينويسند بولوار يا Ahwaz رو مينوسيند ahvas


چهارم: اينکه هرکي ميگه شيرازي ها حال ندارند خدا وکيلي نفسش حقه، زد و يه عروسي رفتيم از اول تا آخر خانم ها دست افشاني و پاي کوبي کردند، اول فکر کردم من اشتباهي اومدم توي قسمت زنونه، بعدش فهميدم که نه، آقايون حال نداشتند، ولي از حق نگذريم، شيراز خوب جاييه
(عکس تزئيني مي باشد)
Image

پنجم: تخت جمشيد جاي جالبي بود، حالا ميدونم اون تير و تخته هايي که بايد بهشون افتخار کنم چجوريه و چيه..

Image


قسمت جالبش ديدن خود مردم بود، که باشنيدن توضيحات اشک توي چشماشون حلقه ميزد و غرور رو توي چشماشون ميشد ديد، اما من همش ياد احمدي نژاد عزيز جان مي افتادم و مشعوف ميشدم

Image


يکي از راهنماها يکي از نبشته هاي ميخي رو به زبون ميخي خوند (کف کردم) يه نيم ساعتي وايسادم تا يه راهنماهاي ديگه بيان که دوباره يکيشون اون نبشته رو به زبون قديم خوند، مسئله اينه که اون يکي يه چيز ديگه خوند، اينجا بود که مطمئن شدم اين ها حتي نميتوند اون دوران شکوه رو تداعي کنند

Image


ششم: معبد آناهيتا، سمبل افتخار مهندسي و معماري
متن توضيح رو هم ميزارم اين ديدني ترين بود

Image

Image


هفتم: نامردي توي وجود همه هست، از يکي از نگهبانهاي معبد آناهيتا پرسيدم که تا غار بيشابور چقدر طول مي کشه و چقدر کوه نوردي داره؟؟ گفت من توي 30 دقيقه ميرم، منم که خودم رو کوه نورد ميدونستم گفتم خوب منم همين حدود حالا شايد اين بچه کوه من 40 دقيقه اي برم.. نشون به ايون نشون که 2 ساعت بدون توقف رفتيم، جايي که عرب ني بندزه نه، جايي که بز کوهي کم مي ياره

اين هم آقاي شاپور

Image


هشتم: من خودم بشخصه يه حجت الاسلام بي آزار پيدا کردم، ميگيد کو؟؟ ايناهاش

Image


و اين هم سفر به روايت تصوير
خوب چيه؟؟ نخل نديده ايم ديگه

Image


اين هم يه صحنه مبتذل

Image


در حسرت بازي

Image


سرباز هخامنشي و ساعتش

Image

_________________
NO PAIN, NO GAIN
در شبان غم تنهايي خويش، عابد چشم سخن گوي توام
يادگار من است اين درخت که خستگي تبرت را مي گيرد عميق تر بزن سطحي نمي خواستمت....
 
6
6
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2081
اعتبار کسب شده: 3896
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 07 فروردين 1387، ساعت 19:41
 1 ماه و 13 روز پيش
#2
 
عالي بود.اميدوارم خوش گذشته باشه و منم يه روز بتونم شيراز رو ببينم. Embarassed

_________________
خونهء عشقو نشون من بده
نذار عاشق بمونم فقط تو خواب Wink
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
وحيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 شهريور 1386
مجموع ارسالها: 744
اعتبار کسب شده: 7995
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 07 فروردين 1387، ساعت 19:59
 1 ماه و 13 روز پيش
#3
 
تو شيراز بودي که به من زنگ زدي؟! يادمه ازت پرسيدم کجايي؛ اما سوار ماشين بودم و تو شلوغي جوابت رو درست نشنيدم. فکر کردم تهراني. يک درصد هم احتمال نمي دادم شيراز باشي. و گر نه سعي مي کردم يه جور يه برنامه کوچيک جور کنم که همديگه رو ببينيم. ببخشين. Sad

_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1134
اعتبار کسب شده: 11844
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 07 فروردين 1387، ساعت 20:44
 1 ماه و 13 روز پيش
#4
 
خوب شد که زود برگشتي.
آخه اينجا کمال همنشين خيلي زود در آدما اثر ميکنه!
اونوقت ديگه حال برگشتن برات باقي نمي مونه .... Mr. Green


Image

 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 2065
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 08 فروردين 1387، ساعت 2:14
 1 ماه و 13 روز پيش
#5
 
ALPHA نوشته بود:
خوب شد که زود برگشتي.
آخه اينجا کمال همنشين خيلي زود در آدما اثر ميکنه!
اونوقت ديگه حال برگشتن برات باقي نمي مونه .... Mr. Green


Image


اين يکي رو اشتباه کردي ديگه.
تو شيراز هر چي هم که بيحال بشي؛ براي خروج از شيراز حال خواهي داشت!
انصافاً من نصف حالم تو شيراز مربوط به وقتي بود که مي خواستم از شيراز برگردم اهواز Mr. Green
تازه من جزو آدمهايي هستم که تو شيراز خيلي حال مي کردم. باور نمي کني؟ از همين وحيد بپرس!

ولي خروج از شيراز يه حال ديگه اي داره.

جوونيييي Angel Angel

_________________
علي يارت
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
خزان
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

مجموع ارسالها: 135
اعتبار کسب شده: 687
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 08 فروردين 1387، ساعت 12:25
 1 ماه و 13 روز پيش
#6
 
هميشه به تفريح دوست عزيز

ايول داري
گزارشت حرف نداشت دوستان ديگه اگر جاي ديگه اي رفتن و مي تونم اينطوري گزارش بدن ممنون ميشيم

که نرفته بتوني ببيني Applause Applause Brick wall Brick wall

_________________
le paure che io sento quanto bruciano dentro le parole che non ho più detto, sai

 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
وحيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 شهريور 1386
مجموع ارسالها: 744
اعتبار کسب شده: 7995
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 08 فروردين 1387، ساعت 20:50
 1 ماه و 12 روز پيش
#7
 
TITAN نوشته بود:
رفتم ميوه بخرم که ميوه فروش گفت: کاکو اينم ببر (يه کاهو داد) ببين کاهو شيرازي چجوريه (اشانتيون داد)، خيلي مزخرف بود خدايي

واقعاً که. Not talking به کاهوي شيرازي توهين مي کني؟ اصلاً تا خالا تو عمرت وسط چمن نشستي کاهو و ترشي بخوري که اين جوري حرف مي زني؟ نصف عمرت فناست. Shame on you

_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
TITAN
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

مجموع ارسالها: 906
اعتبار کسب شده: 2296
محل سکونت: بين هيچ کجا و خداحافظ
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 09 فروردين 1387، ساعت 0:24
 1 ماه و 12 روز پيش
#8
 
وحيد نوشته بود:
اصلاً تا خالا تو عمرت وسط چمن نشستي کاهو و ترشي بخوري که اين جوري حرف مي زني؟ نصف عمرت فناست. Shame on you


حالا


------------
1-وسط چمن نميدونم کجاست، اما رو چمن نشستم
2- ترشي ابدا دوست ندارم
3-چمن و کاهو و ترشي به هم هارموني دارند؟؟
4-دم شما گرم؛ راستش شيراز اونقدر برام توي اين اولين بازديدم جذاب بود که حتي يه اپسيلون وقت نکردم که به دوستاي گلم سر بزنم يا حتي زنگ، ايشا ا.. اگه قسمت شد سري بعد...شما که زياد مياييد اينطرفها.. ( هرچند دوست داشتم احسان رو ببينم)
5-آخه يه چيز ديگه هم هست، ابدا لازم نبود که بهمون کاهو بده، چون مزرعه کاهو توي راه کازرون بود، خودمون از اونجا دزديه بوديم Anxious



نقل قول:


دوستان ديگه اگر جاي ديگه اي رفتن و مي تونم اينطوري گزارش بدن ممنون ميشيم




خزان عزيزم شما لطف داري
اما تورو جون هرکي دوست داري ادبيات فارسي رو به F نده

_________________
NO PAIN, NO GAIN
در شبان غم تنهايي خويش، عابد چشم سخن گوي توام
يادگار من است اين درخت که خستگي تبرت را مي گيرد عميق تر بزن سطحي نمي خواستمت....
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
خزان
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

مجموع ارسالها: 135
اعتبار کسب شده: 687
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 09 فروردين 1387، ساعت 0:56
 1 ماه و 12 روز پيش
#9
 
TITAN نوشته بود:
وحيد نوشته بود:
اصلاً تا خالا تو عمرت وسط چمن نشستي کاهو و ترشي بخوري که اين جوري حرف مي زني؟ نصف عمرت فناست. Shame on you


حالا


------------
1-وسط چمن نميدونم کجاست، اما رو چمن نشستم
2- ترشي ابدا دوست ندارم
3-چمن و کاهو و ترشي به هم هارموني دارند؟؟
4-دم شما گرم؛ راستش شيراز اونقدر برام توي اين اولين بازديدم جذاب بود که حتي يه اپسيلون وقت نکردم که به دوستاي گلم سر بزنم يا حتي زنگ، ايشا ا.. اگه قسمت شد سري بعد...شما که زياد مياييد اينطرفها.. ( هرچند دوست داشتم احسان رو ببينم)
5-آخه يه چيز ديگه هم هست، ابدا لازم نبود که بهمون کاهو بده، چون مزرعه کاهو توي راه کازرون بود، خودمون از اونجا دزديه بوديم Anxious



نقل قول:


دوستان ديگه اگر جاي ديگه اي رفتن و مي تونم اينطوري گزارش بدن ممنون ميشيم




خزان عزيزم شما لطف داري
اما تورو جون هرکي دوست داري ادبيات فارسي رو به F نده



اولا من داداش حال مي کنيم از اينکه با هم اينجا دارم براتون فارسي کابلي مي نويسم

حالا مگر اين ادبيات فارسي ما از کجا اومدم ؟

چه فرقي داره که کي چطوري بنويسيم ؟
ها مهم اينکه پياممونو برسونم
موفق باشيد

_________________
le paure che io sento quanto bruciano dentro le parole che non ho più detto, sai

 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
E}{$/\Nآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 06 بهمن 1386
مجموع ارسالها: 52
اعتبار کسب شده: 571
محل سکونت: متغيرالمکان
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 09 فروردين 1387، ساعت 1:18
 1 ماه و 12 روز پيش
#10
 
ايشون از F,..گذشته کارشون. به H دادن ديگه Anxious
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
خزان
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

مجموع ارسالها: 135
اعتبار کسب شده: 687
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 09 فروردين 1387، ساعت 12:40
 1 ماه و 12 روز پيش
#11
 
E}{$/\N نوشته بود:
ايشون از F,..گذشته کارشون. به H دادن ديگه Anxious


Brick wall Brick wall Brick wall Brick wall احسان خان اينا همه براي اينه که يک تاپيک بياد ماندني داشته باشم .
نه براي A B C D E F G H و الي آخره Applause Applause Applause Applause Applause Applause

_________________
le paure che io sento quanto bruciano dentro le parole che non ho più detto, sai

 
2
1
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Bayas Goolآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 2080
اعتبار کسب شده: 5672
محل سکونت: Tehran
جنسيت: زن
ارسال يکشنبه 11 فروردين 1387، ساعت 14:28
 1 ماه و 10 روز پيش
#12
 
مرسي تيتان به خاطر عکس ها و توضيحاتت
حتما حسابي بهت خوش گذشته
اگه امکانش بود ، من امسال رو هم حتما مي رفتم شيراز ولي نشد Sad

_________________
ديگه از کوچه عشق من ، راه برگشتي نداري Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
hadiآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 19 ارديبهشت 1385
مجموع ارسالها: 900
اعتبار کسب شده: 4851
محل سکونت: شهر ري
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 12 فروردين 1387، ساعت 10:27
 1 ماه و 9 روز پيش
#13
 
نقل قول:
هفتم: نامردي توي وجود همه هست، از يکي از نگهبانهاي معبد آناهيتا پرسيدم که تا غار بيشابور چقدر طول مي کشه و چقدر کوه نوردي داره؟؟ گفت من توي 30 دقيقه ميرم، منم که خودم رو کوه نورد ميدونستم گفتم خوب منم همين حدود حالا شايد اين بچه کوه من 40 دقيقه اي برم.. نشون به ايون نشون که 2 ساعت بدون توقف رفتيم، جايي که عرب ني بندزه نه، جايي که بز کوهي کم مي ياره

تيتان جون اين قضيه که گفتي تو وجود همشون هست . نميدوني ما رو چه زجري دادن تو اين شيراز : روز اول که با يکي از اشناها که خونشون نزديک تخت جمشيد بود راه افتاديم بريم تخت جمشيد . بهش گفتيم چقدر تا اونجا راهه گفت دو قدم راهه چيزي نيست چيزي نزديک به يک ساعت پياده روي کرديم تا تخت جمشيد حالا گشت و گذار توي تخت جمشيد بماند . بعدش رفتيم دنبال هتل . رفتيم جلوي يه هتله گفت ما جا نداريم ولي بريد دو قدم پايينتر اونجا اتاق داره . اينبار هم حدود يک ساعت پياده روي کرديم . روزي که خواستيم بريم بليط برگشت بگيريم از دربون هتل پرسيديم اقا تا ترمينال چقدر راهه برگشت گفت دو قدم راهه ايندفعه هم نزديک يک ساعت پياده روي کرديم . اصلا چرا راه دور بريم همين بچه هاي شيراز وحيد و شاهين و سياسفيد . اقا چشمتون روز بد نبينه از حافظيه تا دروازه قران ما رو پياده بردن اولش گفتن دو قدم راهه ولي نزديک به يک ساعت پياده روي کرديم . تازه به زور ما رو بردن بالاي دروازه قران که من فشار قبر واقعي رو اونجا احساس کردم . من فقط موندم اين شيرازيا قدماشون چقدره که يک ساعت راهو ميگن دو قدم راهه .
 
3
3
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نبيآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 06 شهريور 1385
مجموع ارسالها: 1205
اعتبار کسب شده: 5573
محل سکونت: اينور دنيا!
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 12 فروردين 1387، ساعت 13:28
 1 ماه و 9 روز پيش
#14
 
سلام تيتان جان!
اينورا نميايي ديگه؟! نه!؟ Twisted Evil

حالا فرق اينور با شيراز اينه که هر جا بپرسي آدرس رو يکي مي گه : موستگيمه!
اوروز سوار تاکسي بودم ، يه مسافري اومد پرسيد خيابون شهناز کدوم سمته (بيشتر هتلها اونجا هستند) و ما که دقيقا در خلاف سمت اون حرکت مي کرديم! راننده با کمال تعجب گفت مستقيمه! و اين يارو تا تهران هم مستقيم ميرفت ، شهنازي نمي ديد! Mr. Green البته اين راننده در توضيحاتي که به ماداد گفت که منظورش اين بود که از موستقيم بره دور بزنه به اتوبان و برگرده! و اينو مي خواسته بگه! Mr. Green Brick wall

_________________
Seems, there is going to be some great news!
Il semble, il va être à certains une bonne nouvelle


 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
TITAN
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

مجموع ارسالها: 906
اعتبار کسب شده: 2296
محل سکونت: بين هيچ کجا و خداحافظ
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 13 فروردين 1387، ساعت 0:02
 1 ماه و 8 روز پيش
#15
 
hadi نوشته بود:


تيتان جون اين قضيه که گفتي تو وجود همشون هست . نميدوني ما رو چه زجري دادن تو اين شيراز : روز اول که با يکي از اشناها که خونشون نزديک تخت جمشيد بود راه افتاديم بريم تخت جمشيد . بهش گفتيم چقدر تا اونجا راهه گفت دو قدم راهه چيزي نيست چيزي نزديک به يک ساعت پياده روي کرديم تا تخت جمشيد .......... .


سال پيش رفته بوديم قلعه رودخان، يه راه خالي نسبتا طولاني داره، مخصوصا طولاني بودنش رو وقتي بيشتر حس ميکنيد که با ماشين آکبدتون که ساخت ايران خودرو هم هست بريد اونجا
کلي رفتيم از يه پيرمردي پرسيديم که پدر جان چقدر ديگه راه تا اونجا، گفت همينجا پشت همين تاپه (تپه) گفيم اين پيره مرده حتما راست ميگه چون اگه خودش بخواد بيشتر از اين بره عمرش کفاف نميده، نميدونم چند تا کوه و کمر رو پيچيديم تا برسيم... خودايش جونم بود ج.ن هاي قديم، کوه رو تپه ميبينند

_________________
NO PAIN, NO GAIN
در شبان غم تنهايي خويش، عابد چشم سخن گوي توام
يادگار من است اين درخت که خستگي تبرت را مي گيرد عميق تر بزن سطحي نمي خواستمت....
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است دفتر خاطرات
3
پاسخها: 19 بیننده: 739 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است خاطرات با مزه
2
پاسخها: 16 بیننده: 771 نویسنده: يلدا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است خاطرات هاشمي رفسنجاني (طنز)
1
پاسخها: 1 بیننده: 302 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است خاطرات سربي - جهنم 156!
3
پاسخها: 11 بیننده: 392 نویسنده: احسان

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: