| نویسنده |
پیغام |
مهدي پلنگ  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 13 مهر 1382 مجموع ارسالها: 369 اعتبار کسب شده: 1030 محل سکونت: کرج جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 19 فروردين 1387، ساعت 12:34 |
|
 |
1 ماه و 10 روز پيش |
|
#16
|
| |
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 2106 اعتبار کسب شده: 3896 جنسيت: زن |
 |
دوشنبه 19 فروردين 1387، ساعت 13:07 |
|
 |
1 ماه و 10 روز پيش |
|
#17
|
| |
بهتون خوش بگذره جاي منه شيراز نديده رو هم خالي کنيد.
همين
وديگر هيچ |
_________________ شکل تو گل اسم تو گل اما خودت خاري و بس
بغض مني نمي شکني گرفته اي راه نفس
ظالم ظالم
منو مي آزاري و بس
ظالم ظالم
براي من روحيهء خودم مهمه که افسرده نباشه.پس گير به من نده که برام مهم نيستي.___________
بيخود تلاش هم نکن به حالم ب.... 
|
|
|
|
|
 |
سراب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2324 اعتبار کسب شده: 4473 محل سکونت: شيراز سن: 20 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 19 فروردين 1387، ساعت 14:59 |
|
 |
1 ماه و 10 روز پيش |
|
#18
|
| |
|
|
|
|
 |
سراب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2324 اعتبار کسب شده: 4473 محل سکونت: شيراز سن: 20 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 19 فروردين 1387، ساعت 15:06 |
|
 |
1 ماه و 10 روز پيش |
|
#19
|
| |
|
|
|
|
 |
مهدي پلنگ  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 13 مهر 1382 مجموع ارسالها: 369 اعتبار کسب شده: 1030 محل سکونت: کرج جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 20 فروردين 1387، ساعت 10:43 |
|
 |
1 ماه و 9 روز پيش |
|
#20
|
| |
آقا من چه پاقدمي دارم.
ديشب تو پارک آزادي يه ساعتي برق رفت.
و من و وحيد و رضا گپمون در تاريکي برگزار شد.
جاي شما خالي شام دوستانه اي زديم.
الان هم که داره تو شيراز بارون مي باره. هوا خيلي خوبه جاي شما سبز.
راستي سراب عزيز ممنون. اما من امروز برمي گردم. |
|
_________________ کار ما نيست شناسايي راز گل سرخ،
کار ما شايد اين است
که در افسون گل سرخ شناور باشيم.
|
|
|
|
|
 |
سراب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2324 اعتبار کسب شده: 4473 محل سکونت: شيراز سن: 20 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 20 فروردين 1387، ساعت 10:52 |
|
 |
1 ماه و 9 روز پيش |
|
#21
|
| |
| مهدي پلنگ نوشته بود: |
آقا من چه پاقدمي دارم.
ديشب تو پارک آزادي يه ساعتي برق رفت.
و من و وحيد و رضا گپمون در تاريکي برگزار شد.
جاي شما خالي شام دوستانه اي زديم.
الان هم که داره تو شيراز بارون مي باره. هوا خيلي خوبه جاي شما سبز.
راستي سراب عزيز ممنون. اما من امروز برمي گردم. |
پس از پاقدم تو بود؟؟!
شام هاي دوستانه ما با وحيد معمولا خرج زيادي برامون داشته!!! اميدوارم خرجت زياد نشده باشه؛ چون هميشه با زيرکي خاصي پول شام خودش رو هم از ما ميگيره!!!
راستي اگه گفته بودي با وحيد شام ميري بيرون يه راه بهت ياد ميدادم که زجرش بدي!!!(البته شايد هم خودت بلد باشي)
حيف شد که داري ميري...هميشه دوست داشتم اين اعجوبه ديوونه خونه رو ببينم!!! |
|
_________________ همون بهتر که ساکت باشه این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل
از این بدتر نشه رسوایی ما
که تنها تر نشه تنهایی ما...
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |