صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
2
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
meshkaatآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

تاريخ عضويت: شنبه 18 اسفند 1386
مجموع ارسالها: 2
اعتبار کسب شده: 144
محل سکونت: 
سن: 33
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 18 اسفند 1386، ساعت 11:00
 2 ماه و 10 روز پيش
#1
 
رسول خداوند(ص) در مسير هدايت انسان‌ها رنج‌هاي بسياري را تحمل کرد. مشرکان در آزار آن حضرت، هر چه در توان داشتند، انجام دادند؛ رفتارهايي که قلب نازنين حضرت خاتم(ص) را آزرده مي‌کرد.درحالي که پيامبر اکرم(ص) براي هدايت مردم بسيار مي‌کوشيد. در قرآن کريم، چنين آمده است:
«لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْکُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ» (توبه/128)
«به يقين، رسولي از خود شما به سويتان آمد که رنج‌هاي شما بر او سخت است و اصرار بر هدايت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است».
نمونه اول: پس از جنگ بدر، نخستين تفرقه، ميان اصحاب پيامبر(ص) بروز کرد. اين مشکل که حضرت رسول(ص) را آزرده خاطر ساخت، دربار? تقسيم غنايم اتفاق افتاد. پاسداران برجِ فرماندهي کل قوا، تعقيب کنندگان دشمنان تا آخرين لحظات، جمع آوران غنايم و ... سهم بيشتري را براي خود مي‌خواستند... پيامبر اسلام(ص) پس از گذشت مدتي، غنايم را به طور مساوي تقسيم فرمود. ولي باز هم برخي اعتراض مي‌کردند. مثلاً سعد وقاص به آن جناب، اعتراض مي‌کرد که آيا مرا با کارگران ساده، يکسان مي‌بينيد؟(1) اين رفتارها، آن حضرت را ناراحت مي‌کرد؛ زيرا آن جناب براي پرهيز از مال پرستي مي‌کوشيد و آمده بود، تا تساوي را برقرار کند.
نمونه دوم: در جنگ احد، کوهي به همين نام، پشت سر سپاه اسلام قرار داشت. شکافي در وسط اين کوه بود و پيامبر اسلام(ص) براي دفع خطر دشمن، چهل تيرانداز را مأمور کرد تا از اين قسمت حفاظت کنند و تأکيد فرمود که به هيچ وجه، اين نقطه را رها نکنند.(2)دشمنان بارها تلاش کردند به لشکر اسلام حمله کنند؛ ولي با مقاومت مواجه شدند و عقب نشستند. در اواخر جنگ، سپاه دشمن، سلاح به زمين گذاشتند و فرار کردند.
برخي از مراقبان اين قسمت حساس، فکر کردند که نبرد،‌ تمام شده است؛ آنان از سخنان پيامبر(ص) غفلت و از فرماندهشان سرپيچي کردند و تنها ده نفر باقي ماندند. بقيه محل مأموريت خود را ترک کردند و براي جمع آوري غنيمت رفتند؛ اما از سوي ديگر، دشمنان، متوجه شدند که مي‌توانند تنگه را تصرف کنند.
آنها پس از تصرف اين نقطه حساس، از پشت به مسلمانان حمله کردند، آنان را غافلگير کردند و سپاه اسلام را دچار بي‌نظمي و هرج و مرج کردند. و در نتيجه شکست را پذيرفتند.
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
meshkaatآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

تاريخ عضويت: شنبه 18 اسفند 1386
مجموع ارسالها: 2
اعتبار کسب شده: 144
محل سکونت: 
سن: 33
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 18 اسفند 1386، ساعت 11:04
 2 ماه و 10 روز پيش
#2
 
meshkaat نوشته بود:
رسول خداوند(ص) در مسير هدايت انسان‌ها رنج‌هاي بسياري را تحمل کرد. مشرکان در آزار آن حضرت، هر چه در توان داشتند، انجام دادند؛ رفتارهايي که قلب نازنين حضرت خاتم(ص) را آزرده مي‌کرد.درحالي که پيامبر اکرم(ص) براي هدايت مردم بسيار مي‌کوشيد. در قرآن کريم، چنين آمده است:
«لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْکُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ» (توبه/128)
«به يقين، رسولي از خود شما به سويتان آمد که رنج‌هاي شما بر او سخت است و اصرار بر هدايت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است».
نمونه اول: پس از جنگ بدر، نخستين تفرقه، ميان اصحاب پيامبر(ص) بروز کرد. اين مشکل که حضرت رسول(ص) را آزرده خاطر ساخت، دربار? تقسيم غنايم اتفاق افتاد. پاسداران برجِ فرماندهي کل قوا، تعقيب کنندگان دشمنان تا آخرين لحظات، جمع آوران غنايم و ... سهم بيشتري را براي خود مي‌خواستند... پيامبر اسلام(ص) پس از گذشت مدتي، غنايم را به طور مساوي تقسيم فرمود. ولي باز هم برخي اعتراض مي‌کردند. مثلاً سعد وقاص به آن جناب، اعتراض مي‌کرد که آيا مرا با کارگران ساده، يکسان مي‌بينيد؟(1) اين رفتارها، آن حضرت را ناراحت مي‌کرد؛ زيرا آن جناب براي پرهيز از مال پرستي مي‌کوشيد و آمده بود، تا تساوي را برقرار کند.
نمونه دوم: در جنگ احد، کوهي به همين نام، پشت سر سپاه اسلام قرار داشت. شکافي در وسط اين کوه بود و پيامبر اسلام(ص) براي دفع خطر دشمن، چهل تيرانداز را مأمور کرد تا از اين قسمت حفاظت کنند و تأکيد فرمود که به هيچ وجه، اين نقطه را رها نکنند.(2)دشمنان بارها تلاش کردند به لشکر اسلام حمله کنند؛ ولي با مقاومت مواجه شدند و عقب نشستند. در اواخر جنگ، سپاه دشمن، سلاح به زمين گذاشتند و فرار کردند.
برخي از مراقبان اين قسمت حساس، فکر کردند که نبرد،‌ تمام شده است؛ آنان از سخنان پيامبر(ص) غفلت و از فرماندهشان سرپيچي کردند و تنها ده نفر باقي ماندند. بقيه محل مأموريت خود را ترک کردند و براي جمع آوري غنيمت رفتند؛ اما از سوي ديگر، دشمنان، متوجه شدند که مي‌توانند تنگه را تصرف کنند.
آنها پس از تصرف اين نقطه حساس، از پشت به مسلمانان حمله کردند، آنان را غافلگير کردند و سپاه اسلام را دچار بي‌نظمي و هرج و مرج کردند. و در نتيجه شکست را پذيرفتند.

نمونه سوم:
يکي از مهاجمان دشمن، فردي را به شهادت رساند که چهره‌اش پوشانده شده بود. او پنداشت که پيامبر اسلام(ص) را به شهادت رسانده است. انتشارات اين خبر بي‌اساس، باعث تقويت جرأت دشمن و تضعيف روحي? مسلمانان شد؛ از اين رو هجوم دشمن شدت گرفت و برخي از ياران پيامبر(ص) براي حفظ جان خود از کوه بالا رفتند و پيامبر را تنها گذاشتند؛ حتي پيامبر برخي از آن‌ها را با نام صدا مي‌زد؛ ولي آنان توجهي نکردند. در ميان فرار کنندگان، برخي شخصيت‌هاي مشهور هم، به چشم مي‌خورند.(3)
در اين جنگ فقط، علي، طلحه و زبير و پنج نفر از انصار براي حمايت پيامبر اکرم(ص) تا پايان ايستادند و غير از اين افراد، بقيه در پي حفظ جان خود بودند. برخي نيز که فکر مي‌کردند، پيامبر اسلام(ص) شهيد شده است، از جنگ دست کشيدند و گفتند که ديگر نبرد فايده‌اي ندارد؛ حتي برخي در پي گرفتن امان نامه از ابوسفيان بودند.(4)
نمونه چهارم:
روز دهم ماه مبارک رمضان در سال 8 هجري، فرمان حرکت براي فتح مکه، صادر شد. رسول اکرم(ص) و يارانش از مدينه خارج شدند و پس از طيّ مسافتي، خاتم الانبيا در نقطه‌اي به نام «کديد»، آب خواست و روزه‌اش را افطار کرد و به همه دستور داد که افطار کنند. بسياري از اصحاب به دستور پيامبر، افطار کردند؛ ولي برخي نيز تصور کردند اگر در حال روزه جهاد کنند، پاداششان افزون‌تر خواهد بود. در نتيجه روزه خود را ادامه دادند. اين افراد ساده لوح، تصور نکردند همان شخص که دستور داده است تا روزه بگيرند، حالا نيز به افطار امر کرده است. فرستاد? خداوند از اين عمل آنان آزرده شد. قرآن نيز اين افراد را سرزنش مي‌کند و مي‌گويد:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ» (حجرات/1)
«اي افراد با ايمان، بر خدا و پيامبر او سبقت نگيريد»
نمونه پنجم:
اسامه، جواني لايق و زبده بود؛‌ به گونه‌اي که پيامبر اسلام(ص) او را به فرماندهي برگزيد تا با روميان نبرد کند؛ زيرا آنان همواره در پي نابودي اسلام بودند. اين جريان، پس از حجة الوداع روي داد. افراد سرشناس، پسران مهاجر و انصار،‌ مأمور شدند تا در اين سپاه، شرکت کنند. (5)
فرستاد? خدا از دادن فرماندهي به يک جوان، مقاصدي داشت که از جمل? آنان توجه «شايستگي» بود؛ اما رياست او براي برخي مسلمانان که بزرگتر از او بودند، سخت بود. در نتيجه زبان به طعن و کنايه گشودند. (6)
پيامبر از سرپيچي اين افراد، بسيار ناراحت شد و با وجود داشتن تب شديد و بيماري، به مسجد رفت و ناراحتي خود را از تأخير حرکت سپاه اعلام کرد. (7) پس از شانزده روز، اصرار فراوان پيامبر خدا(ص) سبب حرکت سپاه شد؛ ولي هنوز، اندکي از حرکت آن نگذشته بود که خبر وخامت حال پيامبر به سپاهيان رسيد و کارشکني‌ها آغاز شد. به همين دليل نيز مدينه بازگشتند و خواسته آن حضرت عملي نشد.
نمونه هفتم: گاهي جاه‌طلبي کار را به جايي مي‌رساند که، حرمت بزرگ ‌ترين انسان هم شکسته مي‌شود. موضوع از اين قرار است که پيامبر اسلام(ص) در بستر بيماري بود. آن بزرگوار، همواره به برقراري اسلام و هدايت امت و همچون هر بنيانگذاري، به بقاي بناي دين مي‌انديشيد. همچنين ماجراي سپاه اسامه و عملکرد زشتِ برخي سران و بزرگان در توقف سپاه، فرستاد? خدا را نگران ساخته بود. آن حضرت که مي‌ديد در زمان زندگاني او، تصميم‌هايش را ناديده مي‌گيرند، بيمناک بود که دربار? جانشيني وي، چه روي خواهد داد؟ از اين رو، روزي که سران صحابه، براي عيادت آن جناب، آمده بودند، به آنان رو کرد و فرمود
«کاغذ و دواتي برايم بياوريد تا براي شما چيزي بنويسم که پس از آن گمراه نشويد».
در اين لحظه، يکي از افراد سرشناس، سکوت مجلس را شکست و گفت: «بيماري بر پيامبر غلبه کرده، قرآن نزد شماست. کتاب آسماني براي ما کافي است». نظر او مورد اختلاف واقع شد. گروهي به نفع و گروهي بر ضد او سخن گفتند. پيامبر از اختلاف و سخنان جسارت آميز آنان، سخت ناراحت شد و امر نمود تا خانه ايشان را ترک کنند. ابن عباس که از اصحاب پيامبر است، پس از نقل اين واقعه، آن را بزرگ‌ترين مصيبت براي اسلام برشمارد. (Cool
منابع:
1: جعفر سبحاني، فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام (ص)، ص 243.
2:- همان، ص 270.
3:ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ص 227؛
بيهقي، دلائل النبوه، ج3، ص 310؛
واقدي؛ المغازي، ج1، ص 237
سيد جعفر مرتضي، الصحيح من سيرة النبي، ج6، ص 180.
4: ابن اثير، الکامل، ج2، ص 109.
5: ابن حجر، الاصابه، ج8، ص 124
ابن اثير، تاريخ، ج6، ص 317-321.
6: ابن اثير، الکامل في التاريخ، ج2، ص 335
طبقات الکبري، ج2، ص 249.
7: ابن سعد، طبقات الکبري، ج2، ص 189و190.
8: بخاري، صحيح، کتاب علم، ج1، ص 22 و ج2، ص 14؛
مسلم، صحيح، ج2، ص 14؛
احمد بن حنبل، مسنه، ج1، ص 325،
ابن سعد، طبقات الکبري، ج2، ص 244.
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است دانشگاه آزاد اسلامي!!!
1
پاسخها: 24 بیننده: 2052 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است عکس نوجواني رسول خدا (ص) از کجا آمده است؟
1
پاسخها: 0 بیننده: 662 نویسنده: sunson
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است درگذشت رسول ملاقلي ‌پور
1
پاسخها: 7 بیننده: 343 نویسنده: sunson
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است خالق "محمد رسول الله" درگذشت
1
پاسخها: 1 بیننده: 174 نویسنده: عبود

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: