صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
3
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
panteaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1269
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 25
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 15 اسفند 1386، ساعت 23:44
 9 ماه و 1 روز پيش
#1
 
اندر حکايات آورده اند که جوانکي از روستاي قوقولي آباد از توابع شهرستان گاگول تپه!! به لطف همت و استعداد خداداديش در حالي که پدر و مادرش هر دو بي سواد بودند بدون شرکت در آزمون هاي آزمايشي موسسات طماع و دروغگو به اشارتي!! در دانشگاه تهران پذيرفته گرديد
و کل سکنه زنده و مرده روستا را غرق شادي و سرور گردانيد!!چون موسم سفر فرا رسيد پسزک رخت بر ببست

و به شوق طي مدارجات عاليات راهي ديار غربت بگشت در حالي که اشک از ديدگان مادرش چون سيحون روان بود!!

چون سنگ بناي ترم جديد گذاشته شد با دختري از دخترکان بچه مايه!! تهراني آشنا بگشت و يک دل که نه صد دل به او بباخت.وليک از آن جا که غالب اوقات شرم و حياي ژنتيکي!!! بر او غالب و مستولي مي گشت موضوع را با يکي از هم قطاران در ميان نهاد که خداي جوانمردي و فتوت بوده و در روزگار کنون حکم کيميا دارند!!!!
او چون اين سخن از پسرک بشنيد شکرخندي بنمود و به قول امروزي ها او.کي بداد که در اسرع وقت مخ آن انث زاد را در اختيارت خواهم گذاشت آک و بلااستفاد!!فردا روز چون بر پسرک ما وارد بگشت بفرمود:اين شماره همراه آن عزيز کرده و آن نازنين معشوق است.
به او اس.ام.اسي روا بدار.پسرک روستايي در جواب بگفت:اس.ام.اس ندانم که چيست؟؟هم قطار ترش بنمود ولي بر روي خويشتن نياورد و گفت در غير اين صورت گزيري نداري که حرفهايت را رو در رو با او در ميان بنهي.

قرار ملاقات استمار و راسخ بگشت.مکانکي دنج و دور از ديده نامحرمان انتخاب شد.افاضات آغاز ديده ها در ديده ها دوخته اشارتهاي ابرو آشکار و ناز و اداها و دل بباختن ها فزوني گرفت.روزي پسرک به هم قطار گفت:حال وقت چه باشد؟

و در جواب شنيد که بايد عشق و محبت خالصانه خود در طبق اخلاص نهي تا بر استواري پايه هاي رابطه تان افزون گردد!!گفت:بر دوش من چه مسئوليتي ستگيني مي کند؟هم قطار بفرمود:مثلا مي تواني او را به کافي شاپي دعوت نمايي
؟روستايي پاسخ داد:اين دگر چگونه مکاني باشد؟

هم قطار بگفتا:جايي است که زيود کلاس گذاردندي خنده هاي الکي و دولکي نمودندي و در کل خوش زماني سپري نمودندي ولي افسوس که هزينه آن هميشه بر دوش شخص خاصي ثقل مي ورزيده است.
باري پسرک تمام برگ سبزهاي تحفه در ويشش را که با عرق جبين و کد يمين پدرش حاصل شده بود را چند روزه به پاي آن دخترک فنا بنمود.
روزي از جانب دخترک پيغامي بيامد بدين مضمون:امروز که خانه را از حضور اغيار خالي کرده ام مايلم از تو عزيز تر از جانم در منزل پذيرايي نمايم و تاريخ چند روز آينده بر ان مرقوم گشته بود.

چون پسرک اين مطلب با هم قطار در ميان نهاد تنها سر تکان دادني از وي مشاهده بنمود.
از چرخش روزگار روز موعود فرا رسيد و پسرک راهي منزل شد.دخترک خويش را به هفت قلم بياراست و چون در باز نمود پسرک را سخت به آغوش کشيد و بوسه اي از لبش بنمود.
از عفت قلم که نگذريم شد آن چه نبايد ميشد و پسرک کرد آن چه نبايد ميکرد چنان که بر سندان کوبند آهنگران!!!! از قضاي روزگار مادرش در فراغ او انفارکتوس مليحي بنمود و اطبا علاج درمان او را در اعزام به آن ابر شهر دانستند.

پسرک نيز که هنوز بوي مهر و عاطفه به مشامش مي رسيد در حال روانه مريضخانه گشت و دو واخد از آن مايع حياتي را در کيسه اي بريخت.چند لحظه بعد نرسي ملبس به جامه اي سخت سفيد بر او بشد و بفرمود:متاسفم.اچ.آي.وي (+).شما نمي توانيد خون بدهيد.پسرک که چيزي دستگيرش نشد ولي چون مساله با هم قطار در ميان نهاد زهرخندي بنمود و گفت:نه هر زيري زبر دارد نه هر کلکي شکر دارد

Twisted Evil Mr. Green Mr. Green

Image

_________________
مه اديان و بيش‏ترِ آيين‏ها به شيشه‏ي پنجره مي‏مانند : راستي را از پسِ آن‏ها مي‏بينيم، ولي ميان ما و راستي حائل مي‏شوند و ما را از آن دور مي‏دارند. جبران‏خليل‏جبران
 
3
3
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
itwmanآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 16 آذر 1386
مجموع ارسالها: 393
اعتبار کسب شده: 3018
محل سکونت: کاشان
سن: 22
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 16 اسفند 1386، ساعت 0:17
 9 ماه و 1 روز پيش
#2
 
نتيجه گيري :

هميشه در انتخاب هم قطاري دقت نماييم !!

_________________
هميشه پشت سر هر مرد موفق ، زني هست که نتونسته جلوي موفقيت شو بگيره. Shame on you
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1039
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 17 اسفند 1386، ساعت 13:45
 9 ماه پيش
#3
 
pantea نوشته بود:
اندر حکايات آورده اند ...


و بعد از اين حادثه در قرن ششم هجري، خداوند (ع) رعايت احتياط واجب را بطور اکيد واجب اعلام فرمود.

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2299
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: زن
ارسال جمعه 17 اسفند 1386، ساعت 17:35
 8 ماه و 29 روز پيش
#4
 
پاني جون دستت درد نکنه جالب بود.
دلم براي پسره سوخت ولي اون بايد ميدونست هيچ وقت سلام گرگ بي طمع نيست.از دخترايي که اينطورين متنفرم.همين طور اگر پسري اينطور باشه. Mad

_________________
Smile
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است چهار هفته به زايمان اولين مرد حامله باقي مانده است!
1
پاسخها: 2 بیننده: 535 نویسنده: خزان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است اندر حکايت ما و گوگل !!
1
پاسخها: 27 بیننده: 1296 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است و اين بود حکايت من
1
پاسخها: 25 بیننده: 707 نویسنده: hadi
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است ابوالفضل زرويي - چگونه ميشود با مردم مهرباني کرد؟
1
پاسخها: 6 بیننده: 395 نویسنده: سيب

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: