| نویسنده |
پیغام |
ice.plus  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 29 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 4456 محل سکونت: کاخ سفيد جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 01 اسفند 1386، ساعت 23:45 |
|
 |
2 ماه و 25 روز پيش |
|
#1
|
| |
در اين تاپيک مطالب طنزي رو که پيدا کردم براتون ميگذارم شما هم کمک کنيد:دي
_______________
امتحان!
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند
پدر عزيزم
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت،
John
پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن
پ.ن:اصولا با پايان يافتن امتحان ها،اين يکي از راه هاي فرار از کتک و محروميت هاي احتمالي است.البته فکر نميکنم درکش براي همه ي پدر و مادر ها آسان باشد!و بعدش امکان کتک خوردن 2برابر هم وجود دارد!
منبع |
_________________ پرسپوليس اول ميشي،ولي آخرم بشي دوسِت داريم
|
|
|
|
|
 |
ice.plus  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 29 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 4456 محل سکونت: کاخ سفيد جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 01 اسفند 1386، ساعت 23:51 |
|
 |
2 ماه و 25 روز پيش |
|
#2
|
| |
عصر تکنولوژي يا چگونه انتخاب واحد ما فرااينترنتي شد!
يادش به خير! اون قديما که ميخواستيم انتخاب واحد کنيم بايد ميرفتيم توي يه صف شش کيلومتري وايميساديم. تو صف ميزديم، تو صف ميزدن، فحش ميداديم، فحش ميخورديم، بعد با هزار اميد و آرزو در حالي که فکر ميکرديم بهترين برنامهي قرنو جور کرديم وقتي نوبتمون ميشد حضرت اپراتور با اين عبارت تو ذوقمون ميزد که: پُره پره پره پره پره! بعدم ميگفت ميخواي با فلاني فلان روز بگيري؟ ما هم چارهاي نداشتيم ميگفتيم آره! وقتي پرينت انتخاب واحدو ميدادن دستمون بيشتر تو ذوقمون مي خورد آخه شنبهها ساعت هشت تا ده صبح کلاس داشتيم وسطش کلاس نداشتيم تا بره شش تا هشت شب. هيچ وقتم کلاساي عصرو نميرفتيم و آخر سرم درسو حذف ميکرديم.
اما يه دفه علم پيشرفت کرد دوران تکنولوژي و آيتي فرا رسيد ايران به انرژي هستهاي دست پيدا کرد، ماهوارهي کاوشگر به فضا پرتاب شد، انتخاب واحد دانشگاههاي دوست و برادر اينترنتي شد، نه ديگه نميشد انتخاب واحد ما دستي باشه ما هم اينترنتي شديم. روز انتخاب واحد گفتيم اين بار ديگه يه برنامهي توپ ميگيريم اما چرا همچين شده بود؟ سرويس در دسترس نبود هي زور زديم که بريم تو سايت اما نميشد به دانشگاه زنگ زديم گفتن نيم ساعت ديگه درست ميشه، دو ساعت بعد درست شد فقط لاگين شدنش نيم ساعت طول کشيد صفحهي انتخاب واحد باز شد اما يهويي همه چيز پريد و اين پيغام اومد: لطفآ از مرورگر Ie 4 يا نسخههاي بالاتر استفاده کنيد. به فايرفاکس و فرهنگ اوپن سورس لعنت فرستاديم، وقتي رفتيم اينترنت اکسپلورر کار از کار گذشته بود چون دوباره سرويس از دسترس خارج شده بود دوباره زنگ زديم گفتن مهلت انتخاب واحد تا هفت صبح تمديد شده نصف شب درست ميشه، نصف شب درست شد اصلآ همه چي درست درست بود همهي دروس ارائه شده تو سايت وجود داشت کدشون بود اسم استاد بود، فقط اينجا يه مشکل کوچيک وجود داشت، طراح دانشمند سايت يادش رفته بود چيزي به اسم ثبت دروس توي سايت بذاره، کفمون بريد! فرداش گفتن خر ما از کرگي دم نداشت از هفتهي بعد بيان به همون روش سنتي انتخاب واحد کنين ما مدرنيته و اين چيزا نخواستيم!
و ما از اين اتفاق نتيجه گرفتيم همواره به سنتهاي خود پايبند باشيم و در برابر فرهنگ منحط غرب که هدفي جز تهاجم به فرهنگ و دور کردن ما از آداب و رسوم باستانيمان ندارد ايستادگي کنيم.
نوشته: در فوريه 5, 2008 توسط Ehsan Moslehi |
_________________ پرسپوليس اول ميشي،ولي آخرم بشي دوسِت داريم
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |