صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 03 فروردين 1387، ساعت 16:20
 2 سال و 5 ماه پيش
#31
 
جناب مارمولک:
در مورد پيامبر و اينکه چرا او رو از خودم برتر مي دونم:
من به موقع سر کلاس ميرم و به موقع بيرون ميام. از درسم کم نمي ذارم. با دانشجو برخورد محترمانه و صميمانه دارم. با اين حال در نمره دادن عدالت و تشخيص خودم رو تأثير ميدم؛ نه ميل شخصي و توصيه و درخواست. به دانشجو توهين نمي کنم. هميشه بررسي مي کنم که آيا مطالب رو درست ميگم يا نه؛ بارها شده که سرفصل و مطالبم رو عوض کردم. اگر بتونم کاري براي دانشجويي انجام بدم؛ دريغ نمي کنم. تا هر چقدر که بتونم براي سؤالاتشون در داخل کلاس و بيرون کلاس وقت ميذارم. دروغ نمي گم. به چيزي که حقم نيست دست نمي زنم. صف و اولويت رو رعايت مي کنم. به ديگران آسيب نمي زنم. و خيلي چيزهاي ديگه.
بخشي از اين رفتارها رو از پدر و مادرم ياد گرفتم که اونها به من گفتن اين رفتارها جزو اسلام هست. بخشي ديگه اش چيزهايي است که در گفتار و رفتار پيامبر خوندم و سعي کردم ياد بگيرم. "إن لکم في رسول الله اسوة ٌ حسنةٌ"
محمد امين در عربستان جاهلي که هيچ ارزشي براي صداقت و امانت و عفت قائل نبودند؛ اون طور زندگي کرد.
من گاهي گناه و اشتباه مي کنم؛ در کلاس؛ در خانه؛ در خيابان؛ اما اگر متوجه بشم از گناهم پشيمان ميشم و از اشتباهم عذرخواهي ميکنم.
چندين بار شده که از دانشجو به خاطر يک عصبانيت يا از اساتيدم به خاطر برخورد اشتباه عذرخواهي کردم.

اين ها رو با واسطه يا بي واسطه از محمد امين آموخته ام. پس همينها ملاکهاي من براي پيروي از اوست.
در فساد شديد عربستان پاک بود.
هيچ وقت بت نبود، خاص نبود و با يارانش برابر مي نشست.
مشورت مي کرد. احترام مي گذاشت.
به کودکان محبت مي کرد. به دختران مانند پسران محبت مي کرد؛ بلکه بيشتر. در زماني که کودکان رو تحقير مي کردند و دختران رو مي کشتند.
پاکيزه بود؛ خوش بو بود؛ منظم بود. لباسش را وصله مي کرد و لباس ساده و ارزاني داشت؛ ولي هميشه تميز بود.
اينها رفتارهايي است که کمتر کسي در آن زمان داشت. در اين زمان هم خيليها به بخشي از اين رفتارها عمل مي کنند.
همين رفتارها در کلام خدا قرآن و کلام پيامبر و کلام علي تجليل شده اند.

حرف من اين بود که صحبتهاي سروش تناقضاتي داره که به معني کذاب خوندن محمد امين ميشه که هيچ وقت کسي در مکه آن زمان ازش دروغ نشنيده بود.

_________________
علي يارت
 
2
1
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 03 فروردين 1387، ساعت 16:23
 2 سال و 5 ماه پيش
#32
 
دوباره جناب وحيد:
در مورد سروش؛ حرف شما درسته. ولي همونطور که اميد با مثالش بيان کرد؛ ساختار دين اسلام؛ يک ساختار منظمه که همه جاش به هم مربوطه. در نتيجه خيلي وقتا اگر کسي يک تيکه اش رو بيحساب جابجا کنه؛ کل ساختار رو به هم ميزنه و در نتيجه با دلايل ابتدايي ميشه حرفش رو رد کرد.

حرفاي سروش خيلي حرفاي ريز و ظريفي هست که به اين راحتي نميشه ردش کرد. ولي وقتي که خلاصه حرفش رو مي خوني مي فهمي که اون حرفاي ظريف به چه نتيجه اي منجر ميشه.
چو دزدي با چراغ آيد - گزيده تر برد کالا

در واقع سروش آدم باهوش و تحصيل کرده ايه. لذا خيلي راحت نميشه مچش رو گرفت.

البته؛ براي انجام بعضي ماستماليهاي لازمه؛ مجبوره که حرفاش رو بپيچونه که من فکر مي کنم دليل اينکه سبک کلام سروش با همه فلاسفه و متکلمين اسلامي و غربي متفاوت هست همينه. بعضي وقتا از يک پاراگراف سروش 10 معني مختلف ميشه برداشت کرد.

دلم مي خواد که eBook کاملش رو گير بيارم تا ببينم ته حرفش چيه.

در پاسخي که به آقاي سبحاني داده؛ به بعضي از احاديث استناد شده که ضعيف هستن. همچنين بعضي توجيهاتي که براي حرفاش آورده با بعضي نتيجه هايي که در مصاحبه اولش گرفته متناقض هست. ولي گاهي به نکاتي اشاره کرده که من تا الان جايي نديده بودم و برام جالبه بدونم که نظر کسي مثل آقاي جوادي آملي در باره اون نکات چيه.

_________________
علي يارت
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 03 فروردين 1387، ساعت 16:36
 2 سال و 5 ماه پيش
#33
 
اکتيو نوشته بود:
وحيد و شازده کوچولو:

اين حرفا چيه؟ اغواگر بودن ذاتي زن چيه؟ آدم و بهشت و اين بحثا چيه؟
اينها چه ربطي به بحث قرآن داره؟

در مورد آدم،
اشتباه کرد؛ توبه کرد؛ توبه اش پذيرفته شد.
ديگه چرا و چه وقت و کجا و چطور معني نداره.
ما هم اشتباه زياد مي کنيم.
اگه توبه کرديم؛ خدا مي بخشه.
اگر نه، ديگه مهم نيست در چه شرايطي و کجا گناه کردي. بهشت يا جهنم؛ با زن يا بي زن؛ برخلاف دستور مستقيم يا دستور غير مستقيم.
جزئياتش به خدا مربوطه؛ نه به ما.

براي اين که از ته صفحه در بياد تکرار کردم.

_________________
علي يارت
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
وحيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 شهريور 1386
مجموع ارسالها: 858
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 05 فروردين 1387، ساعت 12:02
 2 سال و 5 ماه پيش
#34
 
شازده کوچولو نوشته بود:
وحيد جان! هرچي ما ميگيم که به تفاسير توجه نکن و از عقل خودت پيروي کن. گوش نميکني که. ...
...خداوند براي رسولانش نگهباناني قرار ميده که مواظب باشن کارش رو درست انجام بده و مواظبش باشن که شياطين و وسوسه‌ها طرفش نرن.
پس پيامبرها ذاتا مصون از گناه نيستن و اين نگهبانان و مامورين خدا هستن که از اونا مراقبت مي‌کنن....
حتي بهشت بودن اونجا رو هم زير سوال بردي. حتا توي اون تفسيرها نوشته که خداوند به آدم دستور نداده بلکه توصيه کرده. Brick wall Brick wall Brick wall Brick wall Brick wall ...

و تو جواب ندادي که اگه توصيه بوده براي چي به خاطر سرپيچي از يه توصيه بايد مجازات ميشدن....
همونطور که توي آيات سوره توبه اومده (همونا که بالاي صفحه خودت نوشتي) خداوند ميگه که "فرود آييد در حالى که بعضى شما دشمن برخى ديگر است و براى شما در زمين قرارگاه و تا وقتى معيّن بهره و برخوردارى است"
اگه اونجا بهشت آسمون نبوده چرا فرود اومدن؟ اگه روي زمين بودن که نيازي نبود که دوباره روي زمين هبوط کنن.

در خوندن قرآن در جاهايي ناچار از تفسير هستيم. به عنوان نمونه در خوندن آياتي که خود قرآن به اونها "متشابهات" مي گه. بدون تفسير متوجه شدن منظور قرآن امکان پذير نيست. تفسير رو هم کسي بايد انجام بده که به قرآن تسلط کامل داشته باشه. با توجه به اين که قاعدتاً من و شما به زبان عربي و قرآن تسلط نداريم، نمي تونيم فقط و فقط به خوندن قرآن و تطبيق اون با عقل خودمون معاني همه آياتش رو به درستي متوجه بشيم.

به عنوان نمونه در مورد اين موضوع که"جنت" که آدم و حوا از اون اخراج شدن بهشت موعود بوده يا نه، تفسير نور يه سري دليل ذکر کرده و مدعي شده که بهشت موعود نبوده. تو هم دلايل خودت رو آوردي. بنده در رد دلايل تو مي تونم بگم که اول اين که هبوط مي تونه به معني تنزل درجه باشه نه فرود آمدن فيزيکي از يه جاي بلند به يه جاي پست. دوم اين که فرض کنيم آدم و حوا از جنتي که در آسمانها و خارج از زمين هست هبوط کردن. چه دليلي داري که اين جنت همون بهشت موعوده؟

در بحث ما اين که پيامبران مصون از گناه و اشتباه هستن يا نه جايگاهي نداره و ارتباطي با اين بحث پيدا نمي کنه. اين که خداوند به حضرت آدم دستور داده يا توصيه کرده هم ربطي به اين بحث پيدا نمي کنه. چيزي که کاملاً مسلمه اينه که حضرت آدم لغزشي مرتکب شده و بعد هم توبه کرده و توبه اش پذيرفته شده. اما تو همچنان اصرار داري که گناهش خيلي بزرگ بوده و چون تو گناه به اين بزرگي انجام ندادي، از حضرت آدم برتر و بالاتري. در صورتي که ميزان کوچک يا بزرگ بودن گناه رو تو نيستي که مي توني تعيين کني. ضمن اين که لغزش حضرت آدم هر چقدر هم که بزرگ يا کوچک باشه، مورد بخشايش خدا قرار گرفته. در صورتي که تو نمي توني ادعا کني گناهي مرتکب نشدي يا اگه مرتکب شدي مورد بخشايش قرار گرفته. در نتيجه نمي توني ادعا کني از حضرت آدم برتر و بالاتري.

شازده کوچولو نوشته بود:
شما توي بحث فقط احمدي‌نژادي عمل ميکني. بجاي اينکه جواب سوال پيش اومده رو بدي، خود سوال رو نفي ميکني و به بيراهه ميکشوني. وقتي هم طرفت ميبينه نه تو اهل بحث مفيد نيستي و فقط انحراف ميزني خسته ميشه ودست ميکشه.

اونوقته که تو فکر ميکني اينجوري برنده بحث و مناظره شدي.

کساني که مباحث رو مي خونن خودشون قضاوت مي کنن که چه کسي منطقي بحث مي کنه و چه کسي برنده مناظره است.

_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
وحيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 شهريور 1386
مجموع ارسالها: 858
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 06 فروردين 1387، ساعت 9:51
 2 سال و 5 ماه پيش
#35
 
وحيد نوشته بود:
در خوندن قرآن در جاهايي ناچار از تفسير هستيم. به عنوان نمونه در خوندن آياتي که خود قرآن به اونها "متشابهات" مي گه....

امير حسين بهم تذکر داد که در اينجا بهتره بگيم "تأويل" نه "تفسير". از تذکرش ممنونم. Smile

_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اميرحسينآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 06 مهر 1384
مجموع ارسالها: 1617
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: ايران
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 07 فروردين 1387، ساعت 18:50
 2 سال و 5 ماه پيش
#36
 
يک مطلب از علامه جعفري در همين رابطه:
معاني و الفاظ وحي
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
شازده کوچولوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385
مجموع ارسالها: 1230
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: هيدالو
سن: 28
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 08 فروردين 1387، ساعت 0:29
 2 سال و 5 ماه پيش
#37
 
سلام

من در اين مورد قانع شدم که حضرت آدم هرچقدر هم که گناهکار بوده ممکنه که خداوند گناه اون رو به طور کامل بخشيده باشه.

اما حداقل نتيجه اين بحث اين بود که همه قبول کرديم که حضرت آدم که اولين پيامبر هم بوده (حداقل) لغزش داشته.

_________________
هيچ وقت نبايد به حرف گل‌ها گوش داد. گل را فقط بايد بوئيد و تماشا کرد. گلِ من تمامِ اخترکم را معطر مي‌کرد گيرم من بلد نبودم چه‌جوري از آن لذت ببرم.
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنت اگزوپري)
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
وحيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 شهريور 1386
مجموع ارسالها: 858
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 08 فروردين 1387، ساعت 0:41
 2 سال و 5 ماه پيش
#38
 
شازده کوچولو نوشته بود:
سلام

من در اين مورد قانع شدم که حضرت آدم هرچقدر هم که گناهکار بوده ممکنه که خداوند گناه اون رو به طور کامل بخشيده باشه.

اما حداقل نتيجه اين بحث اين بود که همه قبول کرديم که حضرت آدم که اولين پيامبر هم بوده (حداقل) لغزش داشته.

عليک سلام.
اميدوارم به اميد خدا در بحثهاي بعدي به نتايج بيشتري برسيم. Razz

_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mammadآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 25 بهمن 1384
مجموع ارسالها: 315
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 30
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 08 فروردين 1387، ساعت 21:57
 2 سال و 5 ماه پيش
#39
 
پاسخ مهندس عبدالعلي بازرگان فرزند مهندس مهدي بازرگان به اظهارات اخير سروش درباره قرآن

_________________
نان را از هر طرف که بخواني نان است !
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 3513
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: My home
سن: 37
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 15 خرداد 1387، ساعت 20:35
 2 سال و 3 ماه پيش
#40
 
به نظر من ايردات دکتر سروش و نتيجه ابتدايي که از اونها ميگيره ("آن‌که به حقيقت سخن مي‌گويد محمد (ص) است") منطقي هست ول نتيجه بعدي که مياد و مسله رو به شکل يک الهام شاعرنه توجيه ميکنه ("کلامش، از فرط قرب و انس، عين کلام خداوند است" ) کاملا مزخرفه. بعدشم معلوم نيست اين جناب سروش چرا بعد از 30 سال فلسفه اسلامي درس دادن به فکر اين که کتاب خداوند (ع) "کشف و آفرينش هنري" محمد (ص) هست افتاده??? Confused اين سولات که از سالها قبل مطرح بوده اند پس چرا ايشون بعد از اين همه سال از آخور اسلام نون خوردن و معروف شدن مياد اين بحث ها رو رو ميکنه? Confused Confused Liar Liar


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از دومين نامه‌ي دکتر سروش به آيت‌الله سبحاني:

***
به خاطر شما مي‌آورم که در موسسه حکمت و اديان که سخن از «حسن عقلاني صدق» و قبح عقلاني کذب مي‌گفتيد، پرسيدم مگر به اعتقاد معتزليان آن‌که عقلاً قبيح است «کذب ضار» نيست (دروغ زيان بخش نه کذب مطلق)؟ و شما تصديق کرديد. آن گاه گقتم پس به نظر شما منعي ندارد که خداوند با خلق خود دروغي بگويد سودمند (در قرآن يا جاي ديگر) و شما گفتيد محتمل است اما احتمالش يک در ميليون است! Very Happy

اين اجتهاد شما بود در باب احتمال کذب خداوند و من شما را به خاطر آن ملامت نمي‌کنم و از شما توبه نمي‌طلبم، اما در شگفتم از اين که شما کسي را ملامت مي‌کنيد که عمري‌ست خردورزانه و فروتنانه به اجتهاد مي‌پردازد و تحقيق را به جاي تقليد مي‌نشاند و از سنت ستبر ارتدکسي نمي‌هراسد و در وحي و فراورده‌هاي آن بديده نقاد عقل خداداد مي‌نگرد و مطمئن است که «آبروي شريعت بدين قدر نرود.»

***

باري اين شخصيت بديع، با قلبي بيدار و چشمي بينا و ذهني حساس و زباني توانا صنع خدا بود و باقي همه صنع او و تابع کشف و آفرينش هنري او. محمد کتابي بود که خدا نوشت و محمد، کتاب وجود خود را که مي‌خواند، قرآن مي‌شد. و قرآن کلام خدا بود. محمد را خدا تاليف کرد و قرآن را محمد. و قرآن کتاب خدا بود. همچنان که زنبور را خدا آفريد و عسل را زنبور. و عسل فراورده وحي بود.

بلي اگر به ظاهر روايات و آيات نظر کنيم خداوند هم سخن مي‌گويد (کلم الله موسي تکليما-) هم راه مي‌رود (و قدمنا الي ما عملوا من عمل – فرقان:۲۳)، هم عصباني مي‌شود (فلما آسفوانا انتقمنا منهم - زخرف:۵۵)، هم بر تخت مي‌نشيند (الرحمن علي العرش استوي - طه:۵)، هم دچار ترديد مي‌شود (ما ترددت کترددي في قبض روح عبدي المومن.)..

ولي اگر به معنا نظر کنيم، هيچ يک از اين‌ها در حق او صادق نيست، آن‌که به حقيقت سخن مي‌گويد محمد (ص) است که کلامش، از فرط قرب و انس، عين کلام خداوند است Shocked Shocked Confused Confused Think Think و اسناد تکلم به خداوند، همچون اسناد ديگر اوصاف بشري به او، مجازي است نه حقيقي. و تشبيهي است نه تنزيهي.

***
در خبرها آمده است که جبرئيل ششصد بال يا ششصد هزار بال دارد و پيامبر در معراج او را به همين صورت مشاهده کرد. قرآن هم مي‌گويد: اولي اجنحة مثني و ثلاث و رباع (فرشتگان دو باله و سه باله و چهار باله – سوره فاطر.) عموم مفسران و عامه مقلدانشان اين گفته‌ها را، به معناي ساده و آشکار آن فهميده اند و حقيقتا فرشتگان را پرنده‌هايي بالدار پنداشته‌اند که ميان زمين و آسمان‌ها در پريدن‌اند.[۲]

در اين ميان امام فخر رازي، مفسر و متکلم (قرن ششم هجري)، با احتياط و ترس، مي‌نويسد که شايد غرض از بال، نيروها و کارکردهاي مختلف فرشتگان باشد، چون رزق‌رساني و جان‌ستاني و... و وقتي نوبت به صاحب‌‌الميزان مي‌رسد، اين راي آشکارتر و دليرانه‌تر بيان مي‌شود و او با به ميان کشيدن يک نظريه زباني– تفسيري صريحا مي‌نويسد که فرشتگان از جنس اجسام نيستند تا بال داشته باشند. بلکه منظور از بال، همان غايت و غرضي است که بر بال مترتب است يعني خدماتي که مي‌دهند و نقش‌هايي که ايفا مي‌کنند و مي‌افزايد که بلي در خيال پيامبر، فرشتگان بال‌دار مي‌نمودند، اما اين صورت راستين آنان نبود. همچنان که فرشته نزد مريم و آتش نزد موسي و موارد ديگر.

يعني قرآن به روشني مي‌گويد فرشتگان دو بال و سه بال و چهار بال دارند، اما طباطبايي مي‌گويد اين ممکن نيست. آن‌ها در خيال پيامبر دو بال و سه بال و چهار بال دارند نه در واقع. و البته اين فقط طباطبايي نيست. او در سنتي گام بر مي‌دارد و از اصولي فلسفي پيروي مي‌کند، و اقتدا به فيلسوفاني (چون فارابي و خواجه نصير...) مي‌برد که جز اين مقتضا و منتهايي ندارد. ...

اما فقط صورت بال و پرنده نيست که مخلوق خيال خلاق پيامبر است. صورت لوح و قلم و عرش و کرسي هم چنين است. آن‌ها هم حقايقي بي‌صورت‌اند که بر پيامبر چنين مي‌نمايند. نار و حور و صراط و ميزان و... نيز چنين‌اند. اين صورت‌ها همه از زندگي و محيط مالوف پيامبر وام شده‌اند و حتي يک صورت ناآشنا در ميان آن‌ها نيست.[۴]

Image

همين‌که خدا (يا پيامبر) به زبان عربي سخن مي‌گويد و عرف اعراب را امضا مي‌کند، پيشاپيش محدوديت‌هاي بسياري را پذيرفته است. هيچ دليلي قائم نشده است که زبان عربي تواناترين زبان ممکن است و مفاهيم فربه را مي‌تواند در تنگناي خود جاي دهد. ...

اين گونه نگريستن به اسلام و احکام و قرآن، فهم «پديده قرآن» را سهولت مي‌بخشد و زحمت تکلفات و تاويلات نالازم و ناسالم را سبک مي‌کند و قرآن را همچون متني بشري - تاريخي در برابر ما مي‌گشايد و پست و بلند جغرافياي آسماني آنرا به تبع پست و بلند جغرافياي زميني تبيين مي‌کند.

ديگر شگفت‌زده نمي‌شويم اگر ببينيم تقويم قرآن «تقويم قمري» است و روزه را بر همه آدميان در ماه رمضان واجب مي‌کند (بقره)، يا براي ديدن صنع خدا همه آدميان را به تامل در ساختمان «شتر» دعوت مي‌کند (غاشيه)، يا براي همه آدميان از ايلاف «قريش» سخن مي‌گويد (قريش) يا از ميان همه آدميان «ابولهب» را لعنت مي‌کند (مسد)، يا سيه چشمان بهشتي را در خيمه‌هاي عربي مي‌نشاند (الرحمن) Razz Razz يا سخن از زنده بگور کردن دختران عرب مي‌گويد (تکوير) يا اين همه به ايمان آوردن «جنيان» مي‌پردازد (جن) يا از همسران پيامبر و سبک‌سري‌شان خبر مي‌دهد (تحريم) يا عقايد اعراب در باب دختران خدا را بيان مي‌کند (نجم.).. که همه رنگ و بويي عربي و قومي و شخصي دارند و سخت به خطه حجاز وابسته‌اند و شايد کمي آن سوتر، دل کسي را نربايند و اشتهاي کسي را تيز نکنند. Wink Applause Applause

و نيز ديگر شگفت‌زده نمي‌شويم اگر ببينيم قرآن به سوالاتي پاسخ مي‌دهد که نه خود چندان مهم‌اند و نه براي آدمياني غير از اعراب آن زمان، جاذبه دارند چون سوال از اهلّه، و سوال از ذوالقرنين، و از قاعدگي زنان، و از جنگ در ماه هاي حرام... که يا به پيشينه ذهني و تاريخي جزيره‌نشينان بر مي‌گردد يا به شيوه ويژه زندگي‌شان. Wink همچنين است سخن از آسمانهاي هفت گانه، يا خروج نطفه از ميان صلب و سينه، يا اصابت شهاب‌ها به شياطين بلفضول يا مرکزيت ادراکات در قلب (نه مغز) و... که همه از جنس علم ناقص زمانه‌اند.

***

در باب اشارات و تنبيهات حضرت آيت‌لله در خصوص تعارض ظواهر قرآن با علم، سخن را بدرازا نمي‌کشانم. تنها اظهار شگفتي مي‌کنم از اين‌که روحانيت مسلمان و شيعه، گويي هيچ پندي و درسي از تجربه‌هاي کليسا نمي‌خواهد بياموزد و درست همان سخن‌ها را که کليسا در مقابل کپرنيک و گاليله گفته بود، تکرار مي‌کند و باز هم آن‌ها را بديع و گره‌گشا مي‌داند و دمي نمي‌‌انديشد که بانيان نخستين ديري است که آن شيوه‌هاي سترون را ترک گفته‌اند و تن به قبض و بسط‌ها و پيچش‌ها و چرخش‌هاي عنيف و عظيم در فهم (هرمنوتيک) صحف مقدس داده‌اند.

آن‌ها هم يک چند به سازگاري علم حقيقي و وحي حقيقي دل خوش کردند، يک چند علم را تخفيف کردند، يک چند سخن از در نيافتن مراد جدي متکلم گفتند، يک چند به تاويلات بعيد دست بردند، اما با همه زيرکي ناکام ماندند. منصفانه تسليم مشکل شدند، و راهي تازه در پيش گرفتند و در ساختار تئولوژي و دين شناسي طرحي نو در افکندند. درک خود از خدا، از وحي، از متن، از علم... را نو کردند، و از آن چالش مهيب، نيرومندتر بيرون جستند. حجم ادبيات و مکتوبات مربوط به تعارض علم و وحي، اکنون سر به فلک مي‌سايد و من در عجبم از اين‌که سهم ما از اين خوان گسترده نواله‌يي چنين اندک است.

آخر اگر مراد جدي متکلم پس از هزار و چهار صد سال هنوز معلوم نشده، پس اين مراد جدي براي که و کجا است؟ و اگر بايد به انتظار نشست تا علم تجربي معلوم کند که مراد از هفت آسمان چيست، پس چرا اين همه بر سر علم بايد کوفت؟ آن هم علمي که در برهان نظم براي اثبات وجود خدا از آن بهره مي‌جوييم، و علمي که آقاي طباطبايي با استناد به آن، معناي پرتاب شهاب به شياطين را پاک عوض مي‌کند و بر خلاف همه مفسران فتوا مي‌دهد؟ و اگر يافتن مراد جدي متکلم اين همه ديرياب و دشوار ياب است، آن هم در مسايل خردي چون آسمان‌هاي هفت‌گانه که با سعادت و شقاوت مومنان پيوندي ندارد، پس در مورد مسايل مهم‌تري چون مبداء و معاد چگونه مي‌توان به يافتن مراد جدي متکّلم اطمينان يافت؟ آيا اين شيوه در فهم و استفاده از قرآن رخنه‌هاي رفو ناپذير نمي‌افکند؟ و بر همه چيز غبار ترديد و تيرگي نمي‌افشاند؟ و امن و اعتماد به کلام و متکلّم را نمي‌ستاند؟


Full Text

_________________
بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است اخبار دولت احمدي نژاد
3
پاسخها: 358 بیننده: 18874 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است تضاد قرآن کريم با جمهوري و دموکراسي و راي اکثريت؟!!!
1
پاسخها: 23 بیننده: 882 نویسنده: hakimPHP
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است سنت قرآن يا قرآن سنت؟
1
پاسخها: 8 بیننده: 2076 نویسنده: alibitaraf
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است واکنش جالب يک يهودي به اظهارات پاپ
1
پاسخها: 1 بیننده: 376 نویسنده: عبود

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: