| نویسنده |
پیغام |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3007 اعتبار کسب شده: 1310 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 02 اسفند 1386، ساعت 20:15 |
|
 |
4 ماه و 14 روز پيش |
|
#76
|
| |
مرا تبار خوني گلها به زيستن متعهد کرده است
خوبي گلها ملولم ميکند
من از زلالي درختانم
چرا توقف کنم؟
کليد ميانبر
|
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
pantea  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 1235 اعتبار کسب شده: 2389 محل سکونت: سن: 24 جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 02 اسفند 1386، ساعت 20:54 |
|
 |
4 ماه و 14 روز پيش |
|
#77
|
| |
شب تو شب منه
شب سيرابي خوردنه
بگو عزيزم که شبه
قشنگ حال گرفتنه
شب تو شب منه
شب شب مچ گرفتنه
آروم نداره خر من
امشب چه بي قرار شده
فقط واسه لگد زدن
جفتکي درجا ميزنه
سبزترين رنگ چمن
رنگ احساس خره
فقط واسه لگد زدن
جفتکي درجا ميزنه
بهش بگو خر گلم
جفت پا ميره توو حال تو
توو حال تو،توو حال تو،توو حال تو
اورجينال
|
|
_________________ shine on! brighter than the sun...live for every moment before the moment''s gone...we shine on you and me tonight!
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3007 اعتبار کسب شده: 1310 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 03 اسفند 1386، ساعت 1:36 |
|
 |
4 ماه و 14 روز پيش |
|
#78
|
| |
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3007 اعتبار کسب شده: 1310 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 08 اسفند 1386، ساعت 20:39 |
|
 |
4 ماه و 8 روز پيش |
|
#79
|
| |
پس از حذف مخاطب و بدل شدن به تنها خوانندهي متن خود، نوشتن جرأت و جسارت عجيبي ميطلبد.
آثار يونانيان، ايرانيان و ديگران
|
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 2230 اعتبار کسب شده: 4505 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 08 اسفند 1386، ساعت 20:48 |
|
 |
4 ماه و 8 روز پيش |
|
#80
|
| |
گفتم غم تو دارم ** گفتا چشت درآيد!
گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد!
گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد**گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد!
گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد**گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد!
گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد**گفتا که اي واي ديرشد? داد مامان درآمد |
|
_________________ ازم نخوا با تو بمونم
تو هيچي از من نمي دوني
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمي موني
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3386 اعتبار کسب شده: 3779 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 09 اسفند 1386، ساعت 0:57 |
|
 |
4 ماه و 8 روز پيش |
|
#81
|
| |
در سوگِ ديگي که ديگر ديگ نيست...
ميروم از پيشِ من
از کوچه ها و شهرها
ميرسم آنجا که جايي ديگر است
و ديگران، ديگر گراني ديگرند
اما خودم، از همه ديگر ترم
چون از خودِ من ديگرم!
و ديگِ من
از دوش ديگر گشته است!
|
|
|
|
|
|
|
 |
بچه برقي 78  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 960 اعتبار کسب شده: 2082 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 11 اسفند 1386، ساعت 15:47 |
|
 |
4 ماه و 5 روز پيش |
|
#82
|
| |
واق واق سگ، حقيقت والاي سگ
ما نمي دانيم اسم اعظم سگ
ما نمي فهميم هيچ از غم سگ
ما سگ مردمان که وفا مي کنيم عين سگ
ما که نميدهدمان هيچ دهان محل سگ
ما که پارس مي کنيم عين سگ
ما که رنج مي بريم
ما که دم تکان مي دهيم
|
_________________
“When you are happy, you’re always good. But, When you are good, you’re not always happy.”
“The picture of Dorian Gray” by Oscar Wilde
|
|
|
|
|
 |
مسافر کوير  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383 مجموع ارسالها: 1767 اعتبار کسب شده: 4889 محل سکونت: خودمم نميدونم! جنسيت: مرد |
 |
شنبه 11 اسفند 1386، ساعت 23:15 |
|
 |
4 ماه و 5 روز پيش |
|
#83
|
| |
زندگي دفتري از خاطره است
يکنفر در دل شب يکنفر , در دل خاک يکنفر همدم خوشبختي هاست , يکنفر همسفر سختي هاست
چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد
ما همه همسفريم
|
|
_________________ اين تويي در آن طرف , پشت ميله ها رها
اين منم در اين طرف پشت ميله ها اسير
دست خسته ي مرا , مثل کودکي بگير
با خودت مرا ببر , خسته ام از اين کوير .......
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3007 اعتبار کسب شده: 1310 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 17 اسفند 1386، ساعت 19:18 |
|
 |
3 ماه و 29 روز پيش |
|
#84
|
| |
اين "حجم" مظلوم و بدبخت هست. هر شاعر از راه رسيده نرسيده خرجش ميکند و هر از گاهي تهي ميشود و پر ميشود و رنگي ميشود و غيره، ميانبر خوبي است بگويي حجم تهي هستي و خودت را خلاص کني از هزار توضيح، يا چه ميدانم سرشار از تهي و هر چيزي در همين رديف. اگر مثل قدما در بساط حکايات ظريفي در جمع بود يحتمل ميفرمود اين گوني سرشار از تهي را با چه پر کنيم. ميگفتيم برويم بودايي شويم. به نظر کار جالبي ميآيد، محض خالي نبودن عريضه البته. گمانم آنها هم دنيا را زيادي جدي گرفتهاند. شايد بايد سفر رفت. سر آدم گرم ميشود، تهي و اين حرفها فراموش ميشود و دردت ميشود فهماندن اينکه آقا بيت الخلاء به زبان حضرت عالي چه ميشود؟
يک جايي حوالي مريخ
|
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3007 اعتبار کسب شده: 1310 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 23 اسفند 1386، ساعت 0:56 |
|
 |
3 ماه و 24 روز پيش |
|
#85
|
| |
دختر به خارکن گفت :اي خارکن بدان وآگاه باش که من دختر شاه پريان هستم وعقد من وتو را درآسمانها بسته اند. خارکن گفت که از زنان مستقل و معتمد به نفس، خوشش مي آيد اما او - صرفا به دليل زيبايي بيشتر- ترجيح مي دهد زني با درجه پايين تر را انتخاب کند.
آنجا که جايي ديگر است
|
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3386 اعتبار کسب شده: 3779 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 23 اسفند 1386، ساعت 8:18 |
|
 |
3 ماه و 23 روز پيش |
|
#86
|
| |
مرد صندوق پست را باز کرد
اما نامه اي نداشت
و مثل هر روز
دستش را رساند به ضريح فلزي ديوارها
و فرياد زد: باز هم باز هم باز هم، صندوق من خالي است!
و بعد يک نفر از فراسوي جغجغه آبي حقيقت پرسيد:
مطمئني مشتي؟
پس مرد خم شد و باز نگاه کرد
اما باز هم نامه اي نداشت!
پس رفت
توي صندوق نشست
و درش را روي خودش بست
تا پستچي يک روز از راه آمد و او را ديد
و کلي ترسيد!
|
|
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3249 اعتبار کسب شده: 5266 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 23 اسفند 1386، ساعت 20:33 |
|
 |
3 ماه و 23 روز پيش |
|
#87
|
| |
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3007 اعتبار کسب شده: 1310 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 28 اسفند 1386، ساعت 1:05 |
|
 |
3 ماه و 19 روز پيش |
|
#88
|
| |
کنار ستوني که بيهوا قد کشيده و بالايش چراغ آويزان کردهاند و غژغژش را ميشنوي که انگار به باد فحش ميدهد و به جاي باد به گوش چند نفري که سياهپوش از کنارم ميگذرند ميرسد و آنها هم بيشتر اخم ميکنند و تابلويي عجيب جلوي خانهي آجري رنگ براي عکاس سرگردان آن طرف خيابان ميسازند و او تابلو را نشان دوستدخترش ميدهد و حواس دختر را از گرفتن کلاهش پرت کند و باد هم فرز کلاهش را برميدارد برميگرداند همين طرف خيابان جلوي پايم ولش ميکند و کلاه را برميدارم و ميروم آن طرف و با لبخند پس ميدهم؛ کنار آن ستون ايستادهام.
ترجمه انجيل
|
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3386 اعتبار کسب شده: 3779 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 29 اسفند 1386، ساعت 5:37 |
|
 |
3 ماه و 17 روز پيش |
|
#89
|
| |
نميدونم کِي گم شدم
کجا جا گذاشتمم
الان رفتم روبروي آينه و ديدم
هيچ کس... "شکل پيري من" توش نيست
بعد همه جا دنبالم گشتم
توي جعبه قرمز بيسکويتهام
توي جيب باروني سبزم
توي يخچال، زير تخت، بالاي کمد
حتي پيچ گوشتي رو برداشتم
توي راديو هم دنبالم گشتم
و بعد توي ققسه کوچيک کتابهام
همه کتابها رو صفحه به صفحه ورق زدم
و همه خطها رو با صداي بلند خوندم
با شاخه گلي قرمز
زير بارون!
|
|
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3007 اعتبار کسب شده: 1310 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 02 فروردين 1387، ساعت 0:54 |
|
 |
3 ماه و 16 روز پيش |
|
#90
|
| |
مامانم با مامانش قهر کرد
|
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
|
|