| نویسنده |
پیغام |
| Omid |
|
صداي بريده ابروهام
درگوشه ي روشن پرده.
باد خسته
و زني تنها
در دومين سوگواره شاعران مرده .
نسخه Linux
|
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3420 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 01 بهمن 1386، ساعت 10:37 |
|
 |
10 ماه و 16 روز پيش |
|
#32
|
| |
هميشه فکر ميکردم مرگ من در يک ظهر گرم تابستون در يک کوچه خلوت اتفاق ميفته! يه مرد مشکي پوش که چون سرم زير بوده صورتش رو نديدم، تا ميرسه بهم، چاقوش رو در مياره و ميکنه توي شکمم و چند بار تابش ميده و بالا و پايينش ميکنه تا دل و روده هام با برنج و خورشت قيمه اي که براي ناهار خورده بودم بريزه کف کوچه!
و بعد من دستم رو بذارم روي شکمم، چند قدم تلو تلو بخورم و بعد کنار يه ديوار سيماني ترک خورده بيفتم روي زمين و با چشماي باز بميرم و بعد پشه ها دورم جمع بشن!
به دلايلي که هيچ وقت نفهميدم هميشه فکر ميکردم مرگ محتوم من اينطوريه و ذره اي هم شک نداشتم!
اما امروز عصر، در حاليکه از صحنه مرگ روياييم فرسنگها فاصله داشتم، خيلي آروم و منطقي مرحوم شدم! متين و بي صدا! بي چاقو، بي قاتل، بي خون،بي قيمه، بي روده، بي پشه. فقط با يه جمله!
دوست داشتم قبلش اينجا يه چيزي براتون بنويسم
در وضعيتي نبودم که بيشتر بنويسم، يا حتي همين نوشته درهم و برهم رو درست کنم.
ولي دوستي هست که حرفي رو براش نگفته نذاشتم.
ضمنا اگه کسي رو هم توي تالار رنجوندم معذرت ميخوام و
خداحافظ
|
اين مطلب آخرين بار توسط mhaji در دوشنبه 01 بهمن 1386، ساعت 11:00 ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
مارمولک  پرچونه!!
تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386 مجموع ارسالها: 840 اعتبار کسب شده: 8743 محل سکونت: بين آدمها جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 01 بهمن 1386، ساعت 10:53 |
|
 |
10 ماه و 16 روز پيش |
|
#33
|
| |
هميشه فکر ميکردم در يک ظهر گرم تابستون در يک کوچه خلوت مي کُشمش! در حاليکه مشکي پوشيدم بهش نزديک ميشم و چون سرش زير بوده صورتم رو نمي بينه، تا ميرسم بهش، چاقوم رو در ميارم و ميکنم توي شکمش و چند بار تابش ميدم و بالا و پايينش ميکنم تا دل و روده ها ش با برنج و خورشت قيمه اي که براي ناهار خورده بوده بريزه کف کوچه!
و بعد اون , دستش رو مي ذاره روي شکمش، چند قدم تلو تلو ميخوره و بعد ميفته روي زمين و با چشماي باز ميميره و بعد پشه ها دورش جمع ميشن!
به دلايلي که هيچ وقت نفهميدم هميشه فکر ميکردم مرگ محتوم اون اينطوريه و ذره اي هم شک نداشتم!
اما امروز عصر (صبح به وقت اينجا)، در حاليکه از صحنه قتل روياييم فرسنگها فاصله داشتم، خيلي آروم و منطقي مرحومش کردم! متين و بي صدا! بي چاقو، بي قابل(ناقابل)، بي خون،بي قيمه، بي روده، بي پشه. فقط با يه جمله! Crying or Very sad
دقيقا يادم نمياد اون جمله که بهش گفتم چي بود اما هروقت يادش ميفتم گريه ام ميگيره که چرا اين جمله رو بهش گفتم . چرا گفتمش؟ چرا؟ گناه داشت ! و به گناه همين گناه مرحومش کردم! چقدر من بد کردم ! حداقل کاش با چاقو کشته بودمش تا زجرکش نمي شد!!
|
|
_________________ نظرم عوض شد : از مارمولک بازي خوشم مياد!
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2299 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
دوشنبه 01 بهمن 1386، ساعت 18:55 |
|
 |
10 ماه و 15 روز پيش |
|
#34
|
| |
گردو
شکستم
گردو
شکستم
هميشه تقلب مي کني
هميشه دوباره از اول شروع مي کني بي دليل و بهونه.
تکرار مکررات هم هميشه بد نيست گاهي از بار اولش شيرين تره. |
|
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3173 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 02 بهمن 1386، ساعت 1:01 |
|
 |
10 ماه و 15 روز پيش |
|
#35
|
| |
عشق عشق عشق...
ساعتها و روزهاي زيادي روي اين کلمه فکر کردم. اما هر بار بيشتر فکر ميکنم بيشتر فاصله عميق بين
خودم و عاشق بودنو احساس ميکنم.
نسخهBeta
|
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2299 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 02 بهمن 1386، ساعت 13:21 |
|
 |
10 ماه و 15 روز پيش |
|
#36
|
| |
|
اميد اگر ميبيني جوابتو نميدم رو حساب هالو بودنم نذار. احترامتو نگه داشتم. من کلا ذاتم اين جوريه که پرخاشگري نکنم.تو دعواها هم من هيشه نقش کتک خور دارم.زبون دفاع از خودم رو هم ندارم.به نظرم دنيا ارزش تلخ کردن زندگي رو نداره.بذار چند وقت ديگه به حرفم ميرسي.الان جووني هنوز.عشق رو هم برات زوده که بهمي چيه !!! فکر نکن چون سن تو شناسنامت رفته بالا از بقيه زرگتري. بعضي چزا ربطي به سن نداره.الان برات زوده که حرفامو درک کني.موفق باشي. |
|
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3173 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 02 بهمن 1386، ساعت 19:09 |
|
 |
10 ماه و 14 روز پيش |
|
#37
|
| |
بازگشت همه به سوي چشمهاي اوست
در راستاي فوت همکار عزيزمان mhaji اين تاپيک مجددا تعطيل است.
پيشنهاد
|
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
manisa  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 تير 1385 مجموع ارسالها: 337 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: tehran سن: 31 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 03 بهمن 1386، ساعت 21:48 |
|
 |
10 ماه و 13 روز پيش |
|
#38
|
| |
|
|
|
|
 |
بچه برقي 78  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 1039 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 03 بهمن 1386، ساعت 23:44 |
|
 |
10 ماه و 13 روز پيش |
|
#39
|
| |
| Omid نوشته بود: |
بازگشت همه به سوي چشمهاي اوست
در راستاي فوت همکار عزيزمان mhaji اين تاپيک مجددا تعطيل است.
پيشنهاد
|
در همين راستا بنده نيز تسليت عرض مي نمايم.
انگار بازگشت همه بسوي او نيست.
Mirror Server |
|
_________________ ... دلبري برگزيده ام که مپرس
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3173 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 04 بهمن 1386، ساعت 1:31 |
|
 |
10 ماه و 13 روز پيش |
|
#40
|
| |
بنده شخصاً فکر مي کنم صد سال پيش، چاهها ته داشتند.حالا ندارند. با وجود اين با چند سکه يک سنتي بازي ميکنم. ته جيبم پيدايشان کردهام. گمانم فلسفهي وجودشان بر کسي معلوم نباشد. اوايل فکر ميکردم اين همان پول سياه است، منتهي مسياش، الان زياد درگير اين نيستم که چي هستند، فقط رنگشان را دوست دارم.
هر وقت فروشندهاي بهم يک سنتي ميدهد ياد بهار مياندازدم. موشهاي صحرايي بهسستي سوت ميکشند. موشخرماها رو خاک ريزِ زرد رنگِ تازه چرت ميزنند. استپ سوزان اما مرده است و همه چيز در آن بهسکوني شفاف فرو رفته. يکي از بغرنجترين وضعيتها وقتي پيش ميآيد که آدم از دست خودش حوصلهاش سر برود. بايد يک نامه به بهار بنويسم. واقعاً وضع پيچيده و خستهکنندهاي است.
متن کامل وصيتنامه
|
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2299 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 04 بهمن 1386، ساعت 12:40 |
|
 |
10 ماه و 13 روز پيش |
|
#41
|
| |
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3173 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 04 بهمن 1386، ساعت 18:12 |
|
 |
10 ماه و 12 روز پيش |
|
#42
|
| |
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3173 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 05 بهمن 1386، ساعت 20:54 |
|
 |
10 ماه و 11 روز پيش |
|
#43
|
| |
موريانهها، در دستم لانه کردهاند
در سياهرگانم فرو رفتهاند
و به دروازهي پيشاني رسيدهاند
موريانهها بزرگ ميشوند و اهلي، و ميمانند
و منم که يا چوب ميشوم و ميمانم
يا حواس پنجگانهام را رها ميکنم،
و ميروم،
به سادگي
فروپاشي آرام يک زيبايي محض...
|
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3369 اعتبار کسب شده: 3732 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 05 بهمن 1386، ساعت 21:33 |
|
 |
10 ماه و 11 روز پيش |
|
#44
|
| |
کندو
درسته
هميشه همه چيز درسته
همين شبها ,که
کندويي شد به بزرگي حجم دل
و نيش ها
نيش دلتنگي
نيش دلي که دشنه از درون خود ميخورد
که از ماست که بر ماست
کندو
و
خود من
ملکه ي زنبور ها
|
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3173 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 05 بهمن 1386، ساعت 23:26 |
|
 |
10 ماه و 11 روز پيش |
|
#45
|
| |
اين خانمه ملکه ي زنبور ها تو عکسي که گذشتي خيلي خوشکله! شبيه اون خانمه تو عکس خونه زنبوري بالايي هست |
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
|
|