| نویسنده |
پیغام |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2980 اعتبار کسب شده: 2345 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 26 فروردين 1387، ساعت 23:14 |
|
 |
1 ماه و 1 روز پيش |
|
#106
|
| |
هر از گاهي بيدار ميشويم. من نميدانم کي خوابمان ميبرد که بعدش بيدار ميشويم. ولي هر از گاهي بيدار ميشويم. بيدار شدن را دوست دارم.
|
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3375 اعتبار کسب شده: 4090 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 27 فروردين 1387، ساعت 9:17 |
|
 |
1 ماه و 1 روز پيش |
|
#107
|
| |
و شبي در کوير
به ستاره ها قول دادم
که همه بوته هاي خار را
بجوم برايت
تا دهانم خون بيايد
|
|
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 2106 اعتبار کسب شده: 3896 جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 27 فروردين 1387، ساعت 9:31 |
|
 |
1 ماه و 1 روز پيش |
|
#108
|
| |
| نقل قول: |
و شبي در کوير
به ستاره ها قول دادم
که همه بوته هاي خار را
بجوم برايت
تا دهانم خون بيايد |
نوش جونتون گوشت بشه بچسبه به رونتون |
_________________ شکل تو گل اسم تو گل اما خودت خاري و بس
بغض مني نمي شکني گرفته اي راه نفس
ظالم ظالم
منو مي آزاري و بس
ظالم ظالم
براي من روحيهء خودم مهمه که افسرده نباشه.پس گير به من نده که برام مهم نيستي.___________
بيخود تلاش هم نکن به حالم ب.... 
|
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1240 اعتبار کسب شده: 2510 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 28 فروردين 1387، ساعت 14:31 |
|
 |
1 ماه پيش |
|
#109
|
| |
وقتي تو نيستي
چه فرق ميکند
فرقم را از کجا باز کنم
و يقهام را تا کجا
|
_________________ از ننه اديسون:
| نقل قول: |
از عاشق شدن مگه حاليته ؟
عشقت مال اون بچه ساليته ! |
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 2106 اعتبار کسب شده: 3896 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 28 فروردين 1387، ساعت 16:54 |
|
 |
1 ماه پيش |
|
#110
|
| |
از همان نخست اميد در من نمرد
با هم بزرگ شديم
ريشه هاي اميدم سخت تر ريشه دواند.
خدايم شکرت |
_________________ شکل تو گل اسم تو گل اما خودت خاري و بس
بغض مني نمي شکني گرفته اي راه نفس
ظالم ظالم
منو مي آزاري و بس
ظالم ظالم
براي من روحيهء خودم مهمه که افسرده نباشه.پس گير به من نده که برام مهم نيستي.___________
بيخود تلاش هم نکن به حالم ب.... 
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2980 اعتبار کسب شده: 2345 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 29 فروردين 1387، ساعت 0:10 |
|
 |
29 روز و 19 ساعت پيش |
|
#111
|
| |
بعضي شعرها را براي همه مينويسم
بعضي را براي يک "تو"
بعضي براي خودِ تو
اين را براي دلِ تو
که با کلماشقانهها مينويسم
براي چشمَفسونت و حالا که دلدلپَر ِ ياد تو گرفتهام
و تشنهذوق صدايت
اين حالا که چند روزيست گريبانگيرم شده
چقدر آرزوي ابديت دارد، چقدر خوشروزهاي اينروزهام دوستم گرفته
چه زيستخوشي خوبست با چشماحرفهايت با ماتخيرگي و چانهدستيام وقتي روبهتو
من پايانهراس بودهام هميشه که اينقدر رخنقابيپيشهام
باري چه شوقي چه شوقي چو شوقآوري تو
که منهايم سالومهرقصيات ميکنند
که حرفهايم خوشخدمتيت
تو شرقامپراتريسي و غربملکه
تو پادشاهِ هرجا باشمي
فرمان ميدهي... فرمانبرم و اين جاده و فرمانِ لغاتِ به هم ميپيچانم
شرماعشق ميسازم و شرماشوق
شوقيدن ميکنم وقت حرفآوازت
ماتيده ميشوم وقت آنسونگاهي
من پيچ ميخورم که چفت تو باشم
حرفدوزي ميکنم به تن خندذوقيات
من راستراستي به پيشانيات شعربافي ميکنم
عينکحسودي ميکنم
حريف نگاهات نشدم
شعرشير مينويسم
شجاعکلامي ميکنم
دلتا تنگْ کنارت نشستن يادم ميشود
يادتا زياد ميشوم
ز باد ميشوم دورگرديات ميکنم
دفتر ميشوم که شعر
شعر ميشوم به توخواني
لبآوازت ميشوم ذوقانه
بيخيالِ دستورکتابها
|
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3189 اعتبار کسب شده: 4835 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 29 فروردين 1387، ساعت 3:08 |
|
 |
29 روز و 16 ساعت پيش |
|
#112
|
| |
من پيچ ميخورم که چفت تو باشم
چون پيچش با د در آغوش ساقه ها
و زندگي را لمس ميکنم
که
مردها از خود آبستن هستند
|
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2980 اعتبار کسب شده: 2345 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 29 فروردين 1387، ساعت 22:29 |
|
 |
28 روز و 21 ساعت پيش |
|
#113
|
| |
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3189 اعتبار کسب شده: 4835 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 30 فروردين 1387، ساعت 7:56 |
|
 |
28 روز و 11 ساعت پيش |
|
#114
|
| |
دو ماهي از اين شش ماه به سختي گذشت
براي فهم اينکه چرا نفهميد
سر انجام ندانستم کداميک بود
با چشمهاي بسته ميشنيد
يا با گوش هاي بسته ميديد
دورها را هم ,ديد اما
ولي حتماً ,خوب نديد
شايد ,هوا ابري بود آنروز
گفت شام بخوريم
گفت
کوفت بخوري بعد از اين همه ...........
اول بايد .................
|
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2980 اعتبار کسب شده: 2345 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 04 ارديبهشت 1387، ساعت 20:01 |
|
 |
22 روز و 23 ساعت پيش |
|
#115
|
| |
گناه شده است کار ما،
جان ما.
نه گريزي از آن است،
نه علاجي و نه شتابي به علاج.
آرام و قرار گرفته بر لب قيل و قال دنيا
سر در کار خود داشتن عين گناه است،
عين لذت است،
عين مستي است.
آلوده به گناه ماندن ذکر ذات است
که گناه نوشتن است، ديدن است، عشق ورزيدن است،
زيستن است.
|
|
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2980 اعتبار کسب شده: 2345 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 05 ارديبهشت 1387، ساعت 19:53 |
|
 |
21 روز و 23 ساعت پيش |
|
#116
|
| |
در آغاز زيبايي بود،
با چشماني آبي.
خدا کارهاي نبود.
باورهايم رؤياهايم هستند.
امروز ميمانم خانه.
|
|
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3189 اعتبار کسب شده: 4835 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 06 ارديبهشت 1387، ساعت 5:22 |
|
 |
21 روز و 14 ساعت پيش |
|
#117
|
| |
چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار
براي همينه که پاها حرکت ميکنن
به سويي
وقتي دل تنگ ميشه
|
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1240 اعتبار کسب شده: 2510 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 06 ارديبهشت 1387، ساعت 14:21 |
|
 |
21 روز و 5 ساعت پيش |
|
#118
|
| |
| sedayedel نوشته بود: |
چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار
براي همينه که پاها حرکت ميکنن
به سويي
وقتي دل تنگ ميشه
 |
و گاه هر کدام به سويي |
_________________ از ننه اديسون:
| نقل قول: |
از عاشق شدن مگه حاليته ؟
عشقت مال اون بچه ساليته ! |
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2980 اعتبار کسب شده: 2345 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 06 ارديبهشت 1387، ساعت 19:39 |
|
 |
21 روز پيش |
|
#119
|
| |
نشان فرزانگي خنده است.
سکوت نيست
که گويي پس از سالها عشق و جهد و عاقبت درک هستي،
ذات چنان تلخ و تيره و يا عميق و سنگين که جز سکوت چارهاي نباشد.
بشارتها فريبي بيش نبودهاند و جز مرهمي بر جهل مبشران به کاري نيايند.
فرزانه زهرخند ميزند
به سادگي و پوچي تمام آنچه گفته بودند در جان آدمي نگنجد.
اگر هر چه هست همان راز عيان است و نه بيشتر چه بهتي، چه شوري.
اين قهقهه شکست است.
|
|
|
|
|
|
|
 |
rezaa سال صفري!
مجموع ارسالها: 49 اعتبار کسب شده: 452 محل سکونت: تهران سن: 19 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 06 ارديبهشت 1387، ساعت 20:13 |
|
 |
20 روز و 23 ساعت پيش |
|
#120
|
| |
اولش فکر نميکردم که دلم رو برده باشه
يا دلم گول چشاي روشنش رو خورده باشه
اما بعد گذشت و ديدم دل من ديوونه تر شد
به تو گفتم و دلت از قصه من با خبر شد
آخ که چه لذتي داره ناز چشماتو کشيدن
رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن
ميدنم دوسم نداري مثل روزاي گذشته
من خودم خوندم تو چشمات يه کسي اينو نوشته
ميدونم فرقي نداره واست عاشق بودن من
ميدونم واست يکي شد بودن و نبودن من
اما روح من يه درياست.پر از موج و تلاطم
ساحلش تويي و موجاش.خنجراي حرف مردم
آخ که چه لذتي داره ناز چشماتو کشيدن
رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن
ميدنم دوسم نداري مثل روزاي گذشته
من خودم خوندم تو چشمات يه کسي اينو نوشته
ميدونم فرقي نداره واست عاشق بودن من
ميدونم واست يکي شد بودن و نبودن من
اما روح من يه درياست.پر از موج و تلاطم
ساحلش تويي و موجاش.خنجراي حرف مردم |
|
_________________ ديريست که دلدار پيامي نفرستاد.ننوشت کلامي و سلامي نفرستاد
|
|
|
|
|
 |
|
|