| نویسنده |
پیغام |
مناجات  زبون بسته!
تاريخ عضويت: جمعه 08 اسفند 1382 مجموع ارسالها: 2 اعتبار کسب شده: 101 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 10 اسفند 1382، ساعت 1:28 |
|
 |
4 سال و 4 ماه پيش |
|
#1
|
| |
باز هم محرم شد و در دل عاشقانش، غوغايي برپاست. اما آيا همين اندازه در رثاي او کافيست؟
آيا فقط بايد بر سر و روي کوفت و هردم " حسين کشته شد" سر داد ؟ يا اينکه بگوييم حسين زنده و جاويد شد تا اسلام و حقيقت ، پايدار بماند. متاسفانه کار ما شده همين که هي بگوييم :
اي واي علي اصغر، تشنه لب، سر بريده و ..... و هيچوقت از خود پرسيده ايم که ما در اين زمان هم ميتوانيم از قاتلان حسين باشيم؟ آري، تعجب نکنيد. در زيارت عاشورا کرارا" خوانده ايم.
اشعاري که در زير مي آيد شايد تلنگري بر احساسات خمود ما باشد. از دوستان خواهش دارم نظرات خود را بيان کنند:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
پدرم گوش کن بهانه مگير
و غرور مرا نشانه مگير
از دلم با تو حرف ها دارم
حرف از روح کربلا دارم
پدرم حرف نسل ما چيزيست
که شبيه شعار نسل تو نيست
کربلا از نگاه ما شور است
نور در نور , نور در نور است
پدرم فکرتان بلند نبود
کربلاتان جوان پسند نبود
همه ي کربلا که ماتم نيست
قصه و غصه ي دمادم نيست
اين فقط نيم خالي آن است
قصه هاي خيالي آن است
کربلا, کربلاي ما چيزيست
که تمام شنيده هاي تو نيست
کربلا حرف ديگري دارد
به وصال خدا دري دارد
حرف امروز حرف ديروز است
خون به شمشير ظلم پيروز است
پس چرا غم سوار فکر شماست؟
" کشته شد وا حسين " ذکر شماست؟
زنده و جاودانه شد به خدا
مرگ او يک بهانه شد به خدا
کربلا را چقدر بد گفتيد
و فقط حرف مستند گفتيد
پس چه شد آفتاب پيروزي
پس چه شد آفتاب پيروزي
که اگر کشته شد حسين (ع) چه باک؟
خون براي اداي دين چه باک؟
فکر کن کربلا چرا زيباست:
پرچم دين هنوز پا برجاست
چه کسي اين حديث را فهميد:
"... آي شمشيرها فرود آييد..."
او خودش خواست يک "صدا" بشود
که براي خدا فدا بشود
گفت آن مظهر شکيبايي:
که "نديدم به غير زيبايي "
پس تو و من چرا نمي بينيم
ديدني هاش را نمي بينيم
روضه خوب است اشک مي آرد
بوي سقا و مشک مي آرد
تو کفايت ولي به اين کردي
شد به اصل پيام بر گردي؟
….
پدرم گوش کن بهانه مگير
و غرور مرا نشانه مگير
که اگر با تو روي صحبتم است
" اتقوا من مواضع التهم " است
حرف امروز نسل من اين است
که : عزا بي شناخت توهين است
سگ نه, يار حسين (ع) مي مانيم
و کنار حسين(ع) مي مانيم
مادرم از شبي که زاده مرا
شير عشق حسين(ع) داده مرا
کربلا زينبي ولي زيباست
استقامت پيام عاشوراست
پس چرا آفتاب پيروزي
پشت ابر کليشه مي سوزي؟
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
تو از آن همه اي ، آقا جان....
آقا ما کي ميخواهيم به اين باور برسيم که
امام حسين ِ اونائي که شلوار شش جيب ِ خاکي و پلنگي مي پوشند
امام حسين ِ اونائي هم هست که شلوار تنگ ميپوشند و موهاشونو دو کيلو ژل مي زنند
آقا ما کي ميخواهيم به اين باور برسيم که
امام حسين ِ اونائي که محاسنشون تا نزديکاي برآمدگي شکم مبارکشون ميرسه
امام حسين ِ اونائي هم هست که محاسنشون رو هفت تيغه ميکنند و کراوات هم ميزنند
آقا ما کي ميخواهيم به اين باور برسيم که
امام حسين ِ اونائي که يک تسبيح سه متري دست مي گيرند و مي چرخونند
و دو تا انگشتر بابا قوري ِ خفن هم دست مي کنند
امام حسين ِ اونائي هم هست که ادکلن چارلي ميزنند و انگشتر طلا به دست ميکنند
آقا ما کي ميخواهيم به اين باور برسيم که
امام حسين ِ اونائي که ادعاي حجاب دارند و در خفا هر کاري دلشون ميخواد انجام مي دهند
امام حسين ِ اونائي هم هست که هفت قلم آرايش مي کنند و .... اما...اما دلشون با حسينه
يادمون نرود که
حسين انحصاري نيست
حسين متعلق به همگان است
حسين مرز ندارد |
|
_________________ خُنُك آن قماربازي كه بباخت آنچه بودش
بنماند هيـــــچش ، الّا هوس قمار ديگر
|
|
|
|
|
 |
harvard  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382 مجموع ارسالها: 1595 اعتبار کسب شده: 1347 محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!! جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 10 اسفند 1382، ساعت 12:20 |
|
 |
4 سال و 4 ماه پيش |
|
#2
|
| |
|
|
|
|
 |
رويا  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 07 بهمن 1382 مجموع ارسالها: 311 اعتبار کسب شده: 215 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 10 اسفند 1382، ساعت 14:48 |
|
 |
4 سال و 4 ماه پيش |
|
#3
|
| |
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3959 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 11 اسفند 1382، ساعت 8:22 |
|
 |
4 سال و 4 ماه پيش |
|
#4
|
| |
بر سردر خانقاه عارف بزرگ، شيخ ابوالحسن خرقاني، نوشته بود:
"هر که در اين سرا درآيد، نانش دهيد .
نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد .
چه آن کس که به درگاه باريتعالي به جان ارزد، البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد."
بر سر مقبره شيخ يوسف در سروستان فارس هم نوشته شده:
"در به روي هر کس که در آيد گشوده است."
شايد بشه اين مطلب رو تعميم داد:
هر که را به مجلس حسين (ع) درآيد، بپذيريد.
بپذيريد و از ايمانش مپرسيد.
چه آن کس که به درگاه باريتعالي به جان ارزد، البته به مجلس عزاي حسين (ع) به سوگواري ارزد.
البته يادمون نره که همه ما بايد سعي کنيم اخلاق و رفتار و همه زندگيمون رو تا اون جايي که مي تونيم به اخلاق و رفتار و زندگي معصومين و بزرگان دينمون نزديک کنيم تا مورد رضايت اون ها و خداوند واقع بشيم. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |