صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
4
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1039
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 25 دي 1386، ساعت 12:39
 10 ماه و 22 روز پيش
#46
 
Wellcome to the hell
از اونجايي که قراره متأهل و متعهد بشم، و يک خونواده را نون بدم و اصلاً به آدم بيکار زن نميدن. براي پيدا کردن يه لقمه نون حلال سري به «مرکزي پنجم» زدم. تنها جايي که نيرو مي خواد جنوب هست، تو اهواز بهش ميگن «چهار طبقه». احتمالاً بلندترين ساختمان اهواز هست. حقوق پايه 260 تومن، 80 درصد بخاطر ناخالگي (مثلاً نخبه) و اضافه کاري و اينا نهايتاً 500 تومن.
بايد برم «اهواز» يه جايي احتمالاً «کوت عبدالله» زندگي کنم و از قوم و خويشاي عبود اينا هر روز يه سير کتک بخورم، تازه اگه سرم را نبرن.
به يکي از دوستام زنگ زدم، اوضاع را پرسيدم، گفت: Wellcome to the hell

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1039
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 25 دي 1386، ساعت 16:31
 10 ماه و 22 روز پيش
#47
 
امروز بالاخره رفتم proposal را خدمت «استاد» ارائه کردم. قرار شده در موردش فکر کنند.



هزار جهد بکردم که سِر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش ميسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمايل تو بديدم نه عقل ماند و نه هوشم

حکايتي ز دهانت بگوش جان آمد

دگر نصيحت مردم حکايت است به گوشم

منِ رميده دل آن به که در سماع نيايم

که گر به پاي در آيم بدر برند بدوشم

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3369
اعتبار کسب شده: 3732
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 26 دي 1386، ساعت 21:11
 10 ماه و 20 روز پيش
#48
 
بچه برقي 78 نوشته بود:
امروز بالاخره رفتم proposal را خدمت «استاد» ارائه کردم. قرار شده در موردش فکر کنند.


شمايل تو بديدم نه عقل ماند و نه هوشم

حکايتي ز دهانت بگوش جان آمد

دگر نصيحت مردم حکايت است به گوشم



Applause Applause

دقيقاً درسته بچه برقي جان
راستش شايد بچه ها مثل اميد يا مهدي بدونن که من بيشتر از هر کس ديگه اي حرف براي گفتن توي اين تاپيک دارم Very Happy
به دور از شعار و رؤياي soul mate و زندگي خوش و اينکه اگه تو خيلي خوب باشي همه چيز خوب پيش ميره Rolling Eyes
ولي يه چيزي رو خوب ميدونم Razz ما آدما وقتي تصميم بگيريم کاري رو انجام بديم يا نديم
حرف و نصيحت ديگران برامون ميشه لالايي و حکايت Razz
همه ميخوان خودشون همه چيز زندگي رو به ورطه ي آزمايش بکشن براي همين هم اين همه داستانهاي مشابه
توي رابطه ها تکرار و تکرار ميشه
اگه قرار بود ماها بتونيم 100% خودمون رو کنترل کنيم که سليمان حکيم چند صد سال پيش گفته
آزموده را آزمودن خطاست
پس من هم حرفي براي گفتن ندارم و لي فقط ازت يک سؤال دارم
جوابش رو نميخواد به من بدي
به خودت جواب بده
ازدواج رو چي ميبيني و هدفت و دليلت براي ازدواج چيه
وقتي داري به خودت جواب ميدي ,خواهش ميکنم براي خودت اداي فيلسوفا رو در نيار که منطق صد در صد داره کار ميکنه
فکر نکن که وجود تو رو هم از خاک ديگه اي سرشتن
ما همگي انسانيم پر از حس و غريزه و هيجان و ديوونه بازي
ديوونه تر از همتون هم خود بنده زاده هستم Applause Razz

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
3
3
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
وحيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 شهريور 1386
مجموع ارسالها: 858
اعتبار کسب شده: 6761
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 27 دي 1386، ساعت 0:41
 10 ماه و 20 روز پيش
#49
 
بچه برقي 78 نوشته بود:
امروز بالاخره رفتم proposal را خدمت «استاد» ارائه کردم. قرار شده در موردش فکر کنند.



هزار جهد بکردم که سِر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش ميسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمايل تو بديدم نه عقل ماند و نه هوشم

حکايتي ز دهانت بگوش جان آمد

دگر نصيحت مردم حکايت است به گوشم

منِ رميده دل آن به که در سماع نيايم

که گر به پاي در آيم بدر برند بدوشم

شعر واقعاً زيبايي هاست. از خوندنش جداً لذت بردم. Applause

يه اشکال تايپي کوچيک وجود داشت. شکل صحيح مصراعي که با قرمز مشخص کردم اينه:

"حکايتي ز دهانت به گوش جان من آمد"

_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1039
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 27 دي 1386، ساعت 17:16
 10 ماه و 20 روز پيش
#50
 
sedayedel نوشته بود:
ازدواج رو چي ميبيني و هدفت و دليلت براي ازدواج چيه
وقتي داري به خودت جواب ميدي ,خواهش ميکنم براي خودت اداي فيلسوفا رو در نيار که منطق صد در صد داره کار ميکن

همون دليلي که نام کاربري شما «صداي دل» هست.

قلم را آن زبان نبود که سر عشق گويد باز / وراي حد تقرير است شزح آرزومندي

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط بچه برقي 78 در تاريخ پنجشنبه 27 دي 1386، ساعت 17:27 ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1039
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 27 دي 1386، ساعت 17:24
 10 ماه و 20 روز پيش
#51
 
وحيد نوشته بود:
بچه برقي 78 نوشته بود:

حکايتي ز دهانت بگوش جان آمد



"حکايتي ز دهانت به گوش جان من آمد"


ممنون، شايد اساتيد مختلف ادبيات به گونه هاي متفاوتي اشعار سعدي را تصحيح کرده باشند. ولي من اين شعر را با صداي استاد شجريان توي کاست «شب وصل» شنيدم و اينطوري بيشتر دوست دارم. مي توني با کاست شب وصل چک کني.

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1039
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 27 دي 1386، ساعت 18:04
 10 ماه و 20 روز پيش
#52
 
انسانم من
آنکه گفتي «آنم آرزوست»

فرمانده زورگوي جهانم من
آنکه فضا را در جستجوست

وراي من غير نباشد
گر باشد
در خواب و خيال تو باشد

س.ک.س و فلسفه
طعم گيلاس و صداي «سلن دايون»
مال من باشد

رنج و درد
بي خوابي و هزيون
مال تو باشد

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Omidآنلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 3173
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Florida
سن: 36
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 27 دي 1386، ساعت 18:31
 10 ماه و 20 روز پيش
#53
 
بچه برقي 78 نوشته بود:
sedayedel نوشته بود:
ازدواج رو چي ميبيني و هدفت و دليلت براي ازدواج چيه
وقتي داري به خودت جواب ميدي ,خواهش ميکنم براي خودت اداي فيلسوفا رو در نيار که منطق صد در صد داره کار ميکن

همون دليلي که نام کاربري شما «صداي دل» هست.
قلم را آن زبان نبود که سر عشق گويد باز / وراي حد تقرير است شزح آرزومندي


Ha ha!! Very Happy I remember somebody was talking about making decisions based on "LOGIC" and "RATIONALITY" just a few days ago... Now, the wind has changed its direction so he is talking about "The SECRET of LOVE" and the "STORY OF LUST"!! Applause Applause

Well, this is all normal and helps us learn about human behaviour Wink Razz

_________________
بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1039
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 27 دي 1386، ساعت 18:53
 10 ماه و 20 روز پيش
#54
 

S. e. x. & Philosophy (2005)
Directed by Mohsen Makhmalbaf
On his fortieth birthday, a man engineers a revolt against himself. He telephones his lovers -- all four of them -- and arranges to meet them at his dance school that afternoon. The women are shocked to discover that they have been sharing the affections of the same man. He arrives and tries to explain his actions. He has realized that time is limited for each of us. Total honesty is the only answer. One by one we review the beginning of each affair. The man and his lovers discuss passion, possession, time. How love blossoms from even the smallest seed. He gives each woman a parting gift -- a stopwatch -- and asks them to measure each minute of true love that they experience from now on. The women leave. The man is alone. Later, the fourth woman calls him and they arrange to meet at her house, where he finds the tables turned: he is now one of four lovers. Unable to handle the new situation, the men argue and depart. The man is left alone again.

Image

Image

Image

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1039
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 27 دي 1386، ساعت 19:14
 10 ماه و 20 روز پيش
#55
 
Omid نوشته بود:

Ha ha!! Very Happy I remember somebody was talking about making decisions based on "LOGIC" and "RATIONALITY" just a few days ago... Now, the wind has changed its direction so he is talking about "The SECRET of LOVE" and the "STORY OF LUST"!! Applause Applause

Well, this is all normal and helps us learn about human behaviour Wink Razz

مکن به چشم حقارت نگاه در من مست / که آبروي شريعت بدين قدر نرود

مهم اينه که انتخاب که مهمترين مرحله هست، بر اساس عقل و منطق باشه. وگرنه خودت هم خوب مي دوني اينا نمک زندگي هست. Smile

به خاطر دقت و تيزبيني که داري، مستحق يه جايزه خوب هستي، يه آهنگي با لهجه تاجيکي برگرفته از فيلم س.ک.س و فلسفه.

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
وحيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 شهريور 1386
مجموع ارسالها: 858
اعتبار کسب شده: 6761
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 28 دي 1386، ساعت 1:13
 10 ماه و 19 روز پيش
#56
 
بچه برقي 78 نوشته بود:
وحيد نوشته بود:
بچه برقي 78 نوشته بود:

حکايتي ز دهانت بگوش جان آمد



"حکايتي ز دهانت به گوش جان من آمد"


ممنون، شايد اساتيد مختلف ادبيات به گونه هاي متفاوتي اشعار سعدي را تصحيح کرده باشند. ولي من اين شعر را با صداي استاد شجريان توي کاست «شب وصل» شنيدم و اينطوري بيشتر دوست دارم. مي توني با کاست شب وصل چک کني.

جدي؟! متأسفانه اين آلبوم رو گوش نکردم. بنده سررشته زيادي در ادبيات و شعر ندارم؛ اما به وضوح اين جوري که نوشتي وزن شعر دچار مشکل هست. واسه همين اولين باري که خوندم حدس زدم بايد واژه "من" جا افتاده باشه و با يه جستجو به اين نتيجه رسيدم که حدسم درست بوده. شايد هم اشتباه مي کنم. Confused

_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1039
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 29 دي 1386، ساعت 15:55
 10 ماه و 18 روز پيش
#57
 
Iraq on alert for Shia festival

Security is tight in Iraq for the Shia Muslim festival Ashura, after dozens die as a Shia cult clashes with police.

http://www.bbc.co.uk

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
majidjon13آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 19 آذر 1384
مجموع ارسالها: 2181
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: پرشيا
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 29 دي 1386، ساعت 16:09
 10 ماه و 18 روز پيش
#58
 
بچه برقي 78 نوشته بود:
Iraq on alert for Shia festival

Security is tight in Iraq for the Shia Muslim festival Ashura, after dozens die as a Shia cult clashes with police.

http://www.bbc.co.uk


در حادثه عراق تعدادي کشته هم دادند.

البته اصل ماجرا حمله گروه تروريستي به پليس بود.

در اصفحان هم بين نيروي پليس و عزاداران درگيري بوجود اومده و تعداد زخمي و بازداشتي داشتند.

مشکل هم مربوط به قمه زني و حرکت دادن علم بوده.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
وحيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 شهريور 1386
مجموع ارسالها: 858
اعتبار کسب شده: 6761
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 29 دي 1386، ساعت 16:13
 10 ماه و 18 روز پيش
#59
 
majidjon13 نوشته بود:
در اصفحان هم بين نيروي پليس و عزاداران درگيري بوجود اومده و تعداد زخمي و بازداشتي داشتند.

اصفحان ديگه کجاست؟! من فقط يه" اصفهان" مي شناسم که نصف جهان هست. اين يکي اصفحان احتمالاً نصفه ديگه اشه. Neutral

_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
panteaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1269
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 25
جنسيت: زن
ارسال يکشنبه 30 دي 1386، ساعت 0:30
 10 ماه و 17 روز پيش
#60
 
Omid نوشته بود:
بچه برقي 78 نوشته بود:

Dear Omid,

I am wondering, how do you infere that I'm in love? Maybe based on my preceeding statement about the right time of marriage. Please explain us about this inference methodology.



Esmaeel jaan,

It is very very clear from your writings that you don't know anything about women, relationships and marriage*. It's OK. I didn't know anything when I was a graduate student like you either. Sad I learned my lessons the HARD WAY but you you don't have to. It's never too late to learn. Razz

You can call me and ask for my opinion. This way you'll be forced to spend effort and money on what you want to learn and therefore will appreciate the value of what I tell you. Wink


*: The same applies to Vahid jaan, Pantea jaan and many other users of the forum. Sima jaan, Mahdi jaan and Manisa are partially experinced. There are only two people who are well-experinced and can help you: Shaahin and myself. Given that he lives in the same society as you do, you might want to contat Shahin and respectfully ask for his valuable advice. Each sentence that Shahin will tell you is more valuable to your future life thatn ten IEEE journal papers. Cool Angel



they 're all good for us Omid jan! thanks ,you are right but I prefer watching films to hearing from some experienced ones! save thou Wink
My patience wil be exhausted! Razz
]



_________________
مه اديان و بيش‏ترِ آيين‏ها به شيشه‏ي پنجره مي‏مانند : راستي را از پسِ آن‏ها مي‏بينيم، ولي ميان ما و راستي حائل مي‏شوند و ما را از آن دور مي‏دارند. جبران‏خليل‏جبران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مهم: تصاوير گردهمايي يازدهم مرداد 1385 - رستوران فدک شيراز
1
پاسخها: 65 بیننده: 4703 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است جملات قصار
6
پاسخها: 675 بیننده: 17051 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است آيا زندگي ارزش زيستن دارد؟
1
پاسخها: 61 بیننده: 2318 نویسنده: بچه برقي 78
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است شنبه شب در جلسه زعفرانيه چه گذشت؟
1
پاسخها: 4 بیننده: 351 نویسنده: احسان

مشاهده موضوع قبلی