صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
6
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
عيسيآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 14 آذر 1386
مجموع ارسالها: 68
اعتبار کسب شده: 635
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 06 دي 1386، ساعت 15:31
 6 ماه و 10 روز پيش
#1
 
اگه بعد از چند سال زندگي مشترک بفهمي که ياورت يه راز خيلي خيلي بزرگ رو از همون اول آشنايي از تو پنهون کرده ...چيکار ميکنين با اين ياري که حداقل اين يه مورد رو به شما نگفته؟؟؟؟؟

ميشه جواب بدين؟
همه جور نظري با آغوش باز پذيرفته ميشه Embarassed

_________________
With God all things are possible.Nothing is ever too hard to do if your faith is strong and purpose is true.So never give up and never stop
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
وحيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 شهريور 1386
مجموع ارسالها: 772
اعتبار کسب شده: 8408
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 06 دي 1386، ساعت 15:51
 6 ماه و 10 روز پيش
#2
 
به نظر من هر کس حق داره يه حريم خصوصي داشته باشه. يعني بخشي از زندگيش فقط و فقط به خودش مربوط باشه و نه به هيچ کس ديگه؛ حتي به نزديک ترين افراد مثل خانواده و همسر. زن و شوهر هم مي تونن و بايد حريم شخصي داشته باشن. مسلماً يه سري مسائل شخصي وجود داره که به هيچ کس ديگه حتي همسر آدم مربوط نيست. اگه اين راز بزرگ جز اين مسائل باشه، اون شخص حق پنهان کردنش رو داره؛ ولي اگه مطلبي رو که لازم بوده افشا کنه پنهان کرده، مي شه بازخواستش کرد.
متأسفانه حريم خصوصي در فرهنگ ما چندان رسميت نداره. مخصوصاً در خانواده ها و بين پدر و مادر و فرزندان و همچنين زن و شوهر بايد اين حريم به درستي تعريف بشه و رسميت پيدا کنه.

_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
 
3
2
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ATENAآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 06 دي 1386
مجموع ارسالها: 6
اعتبار کسب شده: 145
محل سکونت: اسمون
سن: 26
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 06 دي 1386، ساعت 17:19
 6 ماه و 10 روز پيش
#3
 
عيسي نوشته بود:
اگه بعد از چند سال زندگي مشترک بفهمي که ياورت يه راز خيلي خيلي بزرگ رو از همون اول آشنايي از تو پنهون کرده ...چيکار ميکنين با اين ياري که حداقل اين يه مورد رو به شما نگفته؟؟؟؟؟

ميشه جواب بدين؟
همه جور نظري با آغوش باز پذيرفته ميشه Embarassed


به نظر من هرکسي يه رازهايي رو رو تو زندگيش داره و مشکلي نيست.
من سعي ميکنم موقعيتش رو درک کنم.
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سرابآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385
مجموع ارسالها: 2343
اعتبار کسب شده: 3487
محل سکونت: شيراز
سن: 20
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 06 دي 1386، ساعت 17:41
 6 ماه و 10 روز پيش
#4
 
به نظر من هم هر کسي ميتونه رازي تو زندگيش داشته باشه که به هيچ کس(حتي خودش!) مربوط نيست!
ولي بستگي داره که اين راز به طرف مقابل مربوط باشه يا نه! مثال ميزنم:
اگه يه مردي فرضا خداي نکرده خداي نکرده مثلا يه بيماري خاص داشته باشه و اونو به زنش نگه، به نظر من خيانت کرده ولي اگه چيزي باشه که تاثيري روي روابطشون نداشته باشه، نگفتنش مشکلي نيست! اميدوارم حداقل يه نفر بفهمه چي ميگم!!! چون خودم نفهميدم!

_________________
همون بهتر که ساکت باشه این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل
از این بدتر نشه رسوایی ما
که تنها تر نشه تنهایی ما...
 
3
3
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ATENAآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 06 دي 1386
مجموع ارسالها: 6
اعتبار کسب شده: 145
محل سکونت: اسمون
سن: 26
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 06 دي 1386، ساعت 17:46
 6 ماه و 10 روز پيش
#5
 
سراب نوشته بود:
به نظر من هم هر کسي ميتونه رازي تو زندگيش داشته باشه که به هيچ کس(حتي خودش!) مربوط نيست!
ولي بستگي داره که اين راز به طرف مقابل مربوط باشه يا نه! مثال ميزنم:
اگه يه مردي فرضا خداي نکرده خداي نکرده مثلا يه بيماري خاص داشته باشه و اونو به زنش نگه، به نظر من خيانت کرده ولي اگه چيزي باشه که تاثيري روي روابطشون نداشته باشه، نگفتنش مشکلي نيست! اميدوارم حداقل يه نفر بفهمه چي ميگم!!! چون خودم نفهميدم!


من فهميدم Image و شما حق داري اگه بيماري داشته باشه و ممکن باشه به شريکش سرايت کنه بايد بگه.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريبآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385
مجموع ارسالها: 2230
اعتبار کسب شده: 4505
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 06 دي 1386، ساعت 18:59
 6 ماه و 10 روز پيش
#6
 
نقل قول:
من فهميدم و شما حق داري اگه بيماري داشته باشه و ممکن باشه به شريکش سرايت کنه بايد بگه

چه مسري باشه چه نباشه بايد آدم بگه.من که اين کار رو کردم و مي کنم.اگه اون طرف واقعا عاشقم باشه بدون ترس از ام اس مياد جلو. Embarassed
نه خودش بهم هرچيزي رو که لازم باشه بدونم بهم ميگه. مابقي که نگفته لازم نبده حتما. Neutral

_________________
ازم نخوا با تو بمونم
تو هيچي از من نمي دوني
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمي موني


اين مطلب آخرين بار توسط ستاره’ غريب در پنجشنبه 06 دي 1386، ساعت 19:05 ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سرابآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385
مجموع ارسالها: 2343
اعتبار کسب شده: 3487
محل سکونت: شيراز
سن: 20
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 06 دي 1386، ساعت 18:59
 6 ماه و 10 روز پيش
#7
 
البته اين صرفا يه مثال بود Wink

_________________
همون بهتر که ساکت باشه این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل
از این بدتر نشه رسوایی ما
که تنها تر نشه تنهایی ما...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مهساآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

تاريخ عضويت: شنبه 03 تير 1385
مجموع ارسالها: 451
اعتبار کسب شده: 1258
محل سکونت: 
سن: 22
جنسيت: زن
ارسال جمعه 07 دي 1386، ساعت 12:12
 6 ماه و 9 روز پيش
#8
 
خوب درسته که هر کس يک حريم خصوصي داره واين حرفا، ولي مسلمه که آدم يک ذره يا شايد بيشتر ناراحت ميشه.حس ميکنه که نتونسته انقدر بهش نزديک بشه که از رازهاش باخبر بشه(حتي با اينکه ميدونه اون حق داشته يک سري چيزا رو بهش نگه)
 
3
3
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
itwmanآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 16 آذر 1386
مجموع ارسالها: 162
اعتبار کسب شده: 1044
محل سکونت: کاشان
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 07 دي 1386، ساعت 18:00
 6 ماه و 9 روز پيش
#9
 
وقتي دونفر تو زندگي هم شريک ميشن قاعدتا مسائل خصوصي اونا هم (همون حريم شخصيشون) بايد به اشتراک بزارن

چرا که شايد پس از چند سال و فاش شدن موضوعي هرچند کوچک ، موجب کدورت و بد دلي در ديگري بشه!

_________________
من نه يک مسيحي هستم و نه يک بشردوست.

من هرچيزي برعکس يک مسيحي هستم،

و بشردوستي در مقايسه با آن‌چه من باور دارم بي‌ارزش به‌نظر مي‌رسد.

من به‌جاي اين‌که اجازه بدهم به يک صليب ميخ‌کوب شوم، با هر سلاحي که دستم به آن برسد مي‌جنگم.

فرمانده چه
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
وحيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 شهريور 1386
مجموع ارسالها: 772
اعتبار کسب شده: 8408
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 07 دي 1386، ساعت 22:04
 6 ماه و 9 روز پيش
#10
 
itwman نوشته بود:
وقتي دونفر تو زندگي هم شريک ميشن قاعدتا مسائل خصوصي اونا هم (همون حريم شخصيشون) بايد به اشتراک بزارن

چرا که شايد پس از چند سال و فاش شدن موضوعي هرچند کوچک ، موجب کدورت و بد دلي در ديگري بشه!

به نظر من راه حل اين مشکلي که گفتي اينه که حريم خصوصي رو براي هر کس حتي همسرمون به رسميت بشناسيم؛ نه اين که از اساس حريم خصوصي نداشته باشيم! مشکل در ديدگاه ماست. پاک کردن صورت مسأله راه حل مسأله نيست.

_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
 
2
1
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
itwmanآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 16 آذر 1386
مجموع ارسالها: 162
اعتبار کسب شده: 1044
محل سکونت: کاشان
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 08 دي 1386، ساعت 19:40
 6 ماه و 8 روز پيش
#11
 
اين حرفت منطقيه و من قبول دارم!

ولي متاسفانه من با احساسم زندگي مي کنم نه با منطق !

_________________
من نه يک مسيحي هستم و نه يک بشردوست.

من هرچيزي برعکس يک مسيحي هستم،

و بشردوستي در مقايسه با آن‌چه من باور دارم بي‌ارزش به‌نظر مي‌رسد.

من به‌جاي اين‌که اجازه بدهم به يک صليب ميخ‌کوب شوم، با هر سلاحي که دستم به آن برسد مي‌جنگم.

فرمانده چه
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
عيسيآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 14 آذر 1386
مجموع ارسالها: 68
اعتبار کسب شده: 635
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 08 دي 1386، ساعت 21:56
 6 ماه و 8 روز پيش
#12
 
با عرض معذرت از آقا وحيد Anxious
اما من ميگم همه چيز بايد گفته بشه تا بعدا دلخوري پيش نياد...اما واقعا بعضي چيزا نميشه گفته بشن و گاهي اوقات آدم از گفتنشون حتي با صداي بلند براي خودش هم خجالت ميکشه Embarassed
حالا تکليف چيه که اگه بگه طرف بدش مياد...اگه نگه هم بدش مياد!!!؟ d'oh!

_________________
With God all things are possible.Nothing is ever too hard to do if your faith is strong and purpose is true.So never give up and never stop
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
-faghatyedoost-آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 15 آبان 1385
مجموع ارسالها: 315
اعتبار کسب شده: 743
محل سکونت: تالار گفتمان
سن: 21
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 09 دي 1386، ساعت 2:21
 6 ماه و 8 روز پيش
#13
 
من که اگه با اوني که دوستش دارم ازدواج کنم
برام مشکلي نيست
شما هم آقا عيسي
فک کن اگه حاضر باشي برا يکي بميري
بعد اون يه چيزي رئ نگفته باشه بهت ناراحت ميشي؟
هر چي ميخواد باشه!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
rfj_b_kasآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 23 مرداد 1386
مجموع ارسالها: 159
اعتبار کسب شده: 922
محل سکونت: ايران
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 09 دي 1386، ساعت 11:47
 6 ماه و 7 روز پيش
#14
 
اولا بستگي به اون رازش داره

دوما بستگي به من داره

اگه رازش وخيم بود و من بي منطق = طلاق

اگه رازش عادي بود و من بي منطق = دعوا و قهر

اگه راز خفن بود و من روشنفکر = با صحبت حل مي شه

پس نتيجه ميگيريم که همه چيز يه حل داره

_________________
خوشا آنان که بار دوستي را کشيدند و نرنجيدند و رفتند
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريبآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385
مجموع ارسالها: 2230
اعتبار کسب شده: 4505
جنسيت: زن
ارسال يکشنبه 09 دي 1386، ساعت 12:44
 6 ماه و 7 روز پيش
#15
 
نقل قول:
اولا بستگي به اون رازش داره

دوما بستگي به من داره

اگه رازش وخيم بود و من بي منطق = طلاق

اگه رازش عادي بود و من بي منطق = دعوا و قهر

اگه راز خفن بود و من روشنفکر = با صحبت حل مي شه

پس نتيجه ميگيريم که همه چيز يه حل داره

خوب الان چي هستي ؟ يه روشنفکر يا بي منطق ؟ Laughing
من اما يکم دلخور ميشم.شايد براي دو دقيقه باهاش قهر باشم اما بيشتر از دو دقيقه نمي تونم.زندگي ارزش اين رو نداره که بخوام براي خودم و اون زهرش کنم.کلا من تو زندگيم هم حتي با دوستانم هم قهر نکردم.بعضي وقتا که با خواهرم هم بگو مگو مي کنم دو دقيقه بعدش باهاش حواسم نيست و حرف ميزنم.کلا از اون آدماي بد پيله و بد قلق نيستم. Embarassed

_________________
ازم نخوا با تو بمونم
تو هيچي از من نمي دوني
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمي موني


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط ستاره’ غريب در تاريخ يکشنبه 09 دي 1386، ساعت 14:27 ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است جملات قصار
5
پاسخها: 671 بیننده: 16037 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است ارزشمندترين چيز در زندگي
3
پاسخها: 27 بیننده: 1801 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است آيا زندگي ارزش زيستن دارد؟
1
پاسخها: 61 بیننده: 2090 نویسنده: بچه برقي 78
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است چيست راز اين حلقه ي زر؟
1
پاسخها: 12 بیننده: 320 نویسنده: شيدا

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: