| نویسنده |
پیغام |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 195 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 02 اسفند 1382، ساعت 15:02 |
|
 |
4 سال و 4 ماه پيش |
|
#1
|
| |
|
من فکر مي کنم که در کنار بحث در باره وجود و عدم وجود خدا که البته خود از مسايل خيلي مهم است بحث در باره دو موضوع مهم تر ديگر هم مطرح شود يکي اين که خدا چگونه است ؟ وجود او از چه نظر با مخلوقاتش مخصوصا انسان مربوط مي شود. البته منظور شناخت ذات خدا نيست بلکه درک بيشتر کليات وجود اوست. مساله خيلي مهم ديگر شناخت انسان يا همان خود شناسي است . اينکه وجود ما و ديگر موجودات حقيقت دارد يا نه اگرچه خود مساله مهمي است و خيلي از دانشمندان به آن پرداخته اند و کساني مانند دکارت در انديشه خود هستي خود و جهان را اثبات کرده اند اما آيا بزرگترين مساله و درد انسان درد هستي يا نيستي است. اگر چنين بود که خيلي راحت و خوب بود .اما بزرگترين مساله و درد انسان درد هستي يا نيستي نيست بلکه درد چگونه بودن است ؟ اينکه جايگاه ما در دستگاه خلقت کجا است؟ اين که به کجاها مي توانيم برسيم ؟ اينکه به کجا بايد برسيم؟ اينکه چگونه خلقتي داريم؟ اينکه در چه موقعيتي زندگي مي کنيم؟ اينکه آيا در اين همه هستي چيزي به نام هدف وجود دارد؟ ما بر جهان چگونه تاثير مي گذاريم و مي توانيم بگذاريم و جهان بر ما چگونه تاثير مي گذارد و مي تواند بگذارد؟ اينها سوالات مهمي هستند که در ارتباط با انسان مطرح مي شوند. من فکر مي کنم بحث درباره خودشناسي و انواع آن از بحث هاي خيلي مهم و ضروري ما است که بايد پيش از پرداختن به خيلي از موضوعات ديگر به آن پرداخت. |
_________________ بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
|
|
|
|
|
 |
nashenas114 بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 150 اعتبار کسب شده: 106 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 02 اسفند 1382، ساعت 15:11 |
|
 |
4 سال و 4 ماه پيش |
|
#2
|
| |
|
|
|
|
 |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 195 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 02 اسفند 1382، ساعت 15:44 |
|
 |
4 سال و 4 ماه پيش |
|
#3
|
| |
| nashenas114 نوشته بود: |
آقاي wp.ark من يک تالار گفتمان معرفي مي کنم که واقعا جاي جالبي براي اينگونه بحث ها است و کساني هم که در ُآنجا عضو هستند انسانهاي قويي در اينگونه بحثها هستند . اگر منظورتان از شروع کردن اين بحث گرفتن پاسخ سوالهايتان است بهتر است به آنجا مراجعه کنيد !!!
http://www.rahpouyan.com/
موفق باشيد .
 |
nashenas114 فکر کنم لينکي که فرستادي مربوط است به بلاگ کانون رهپويان وصال شيراز . من تاکنون از آنجا بازديد نکرده ام اما چيز هايي در باره آن شنيده ام. به هر حال متشکرم. |
_________________ بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
|
|
|
|
|
 |
nashenas114 بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 150 اعتبار کسب شده: 106 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 02 اسفند 1382، ساعت 15:56 |
|
 |
4 سال و 4 ماه پيش |
|
#4
|
| |
|
|
|
|
 |
harvard  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382 مجموع ارسالها: 1595 اعتبار کسب شده: 1347 محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!! جنسيت: مرد |
 |
شنبه 02 اسفند 1382، ساعت 15:59 |
|
 |
4 سال و 4 ماه پيش |
|
#5
|
| |
|
|
|
|
 |
شيدا سال صفري!
مجموع ارسالها: 41 اعتبار کسب شده: 101 محل سکونت: ميکده جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 03 اسفند 1382، ساعت 16:36 |
|
 |
4 سال و 4 ماه پيش |
|
#6
|
| |
|
|
|
|
 |
nashenas114 بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 150 اعتبار کسب شده: 106 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 03 اسفند 1382، ساعت 17:03 |
|
 |
4 سال و 4 ماه پيش |
|
#7
|
| |
|
|
|
|
 |
harvard  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382 مجموع ارسالها: 1595 اعتبار کسب شده: 1347 محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!! جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 03 اسفند 1382، ساعت 23:29 |
|
 |
4 سال و 4 ماه پيش |
|
#8
|
| |
مطمئن نيستم چيز جامعي را گير بياوريد اما فکر کنم سايت اطلاع رساني شهيد آويني چيزهايي داشته باشه
http://www.aviny.com/index2.aspx/News/82/05/12/News/82/07/29/Flash/Album_A.swf |
|
_________________ عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .
اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
|
|
|
|
|
 |
harvard  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382 مجموع ارسالها: 1595 اعتبار کسب شده: 1347 محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!! جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 03 اسفند 1382، ساعت 23:46 |
|
 |
4 سال و 4 ماه پيش |
|
#9
|
| |
اين هم سايت شهيد مطهري:http://www.motahari.org/
و اين هم سايت شهيد نواب صفويhttp://www.navabsafavi.com/ |
|
_________________ عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .
اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط harvard در تاريخ سهشنبه 05 اسفند 1382، ساعت 11:51 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 529 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 04 اسفند 1382، ساعت 16:50 |
|
 |
4 سال و 4 ماه پيش |
|
#10
|
| |
| شيدا نوشته بود: |
| من قبل از ورود به تالار يه سر رفتم اونجا .چيزي که مي خواستم رو نديدم.من به دنبال زندگينامه و خاطرات دکتر چمران و بقيه ي بزرگان از جمله دکتر بهشتي بودم اگه ممکنه راهنماييم کنيد |
موسسه اي وجود دارد بنام "ستاد شهيد چمران" که کتاب ، نوار و فيلمهايي درباره او منتشر مي کند. مدير آن هم برادرش است. همين که الان توي شوراي شهر تهرانه. من خودم چندتا از کاراشون رو دارم. |
|
|
|
|
|
|
 |
nashenas114 بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 150 اعتبار کسب شده: 106 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 05 اسفند 1382، ساعت 10:22 |
|
 |
4 سال و 4 ماه پيش |
|
#11
|
| |
|
|
|
|
 |
اهورا  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 آبان 1382 مجموع ارسالها: 480 اعتبار کسب شده: 110 محل سکونت: تهران جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 18 اسفند 1382، ساعت 23:30 |
|
 |
4 سال و 3 ماه پيش |
|
#12
|
| |
رسواي جهانم
شيداي زمانم
بي دل بر و بي دل
بي نام و نشانم
دامن مکش از من
بنشين که نشايد
آن دل که سپردم
ديگر بستانم
ربطش با خودتون |
|
_________________ روزی تو خواهی آمد از كوچه های باران
تا از دلـــــــم بشویی غمهای روزگـــــاران
|
|
|
|
|
 |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 195 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 21 دي 1384، ساعت 4:57 |
|
 |
2 سال و 5 ماه پيش |
|
#13
|
| |
نزديک دوسال پيش من اين موضوع رو ايجاد کردم تا درباره آرمان هاي بزرگ زندگي انسان ها به گفتگو و بررسي بپردازيم . اما در اثر پست هاي نسبتا پراکنده اي که در پاسخ شد و بيشتر مرجع هايي معرفي شد از موضوع اصلي دور افتاديم. البته راهنمايي ها و مراجعي که بچه ها در پست هاشون فرستاده بودند خيلي خوب بودند اما هدف در اينجا فقط معرفي مرجع نبود بلکه هدف اين بود که به بيان انديشه هاي خودمون و همچنين بزرگان و انديشمندان بشري در اين مورد بپردازيم و در مورد اونها گفتگو و تبادل نظر کنيم.
زندگي بشر اگر بدون هدف ارزشمندي باشد کاملا نااميد کننده و ناپايدار است. هر گروهي و مکتبي و مسلکي براي خود اهداف و آرمان هايي دارد بزرگي و ارزش هر کس به بزرگي آرمان و نيازي که در خود احساس مي کند مربوط است .آري بزرگي انسان ها به درجه بي نيازي آنها نيست بلکه بزرگي و ارزش انسان به بزرگي و ژرفاي نيازي است که در خود احساس مي کند. اين آن چيزي است که من با ايده گيري از دکتر شريعتي آن را درد بودن ناميده ام.
امروز ترجمه يک نوشته از آلبرت آينشتاين خوندم با عنوان "جهان آنگونه که من مي بينم" خيلي جالب بود اين مقاله رو در " گاهنامه انجمن معلمان فيزيک استان فارس" که ويژه سال 2005 (سال جهاني فيزيک) بود ديدم. الان اون رو تايپ کردم و مي فرستمش . اميدوارم کساني که به موضوع علاقمند هستند نظر خودشون رو بنويسند تا گفتگو ادامه پيدا کنه.
|
_________________ بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
اين مطلب آخرين بار توسط wp.ark در چهارشنبه 21 دي 1384، ساعت 5:10 ، و در مجموع 5 بار ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 195 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 21 دي 1384، ساعت 4:59 |
|
 |
2 سال و 5 ماه پيش |
|
#14
|
| |
جهان آن گونه که من مي بينم
آلبرت آينشتاين
احوال ما ميرندگان عجيب است. هر يک از ما در سفري کوتاه اينجاييم، براي چه؟ نمي دانيم، گاهي فکر مي کنيم مي دانيم. با همين انديشه و تامل هر روزي و بدون نياز به غرق شدن در ژرفاي انديشه مي توان دريافت که هرکدام به خاطر ديگران هستي داريم. نخست به خاطر کساني که خوشي آنها يکسره به لبخندها و خوشي هاي آنها وابسته است، سپس به خاطر کسان بسياري که آنان را نمي شناسيم ولي سرنوشت ما با زنجير هاي همدلي به هم پيوند يافته است. روزي صدها بار به ياد خودم مي اندازم که زندگي بروني و دروني من بر شالوده زحمت هاي انسان هاي ديگر چه مرده و چه زنده استوار است و من هم بايد به انجام همان خدمت هايي بپردازم که دريافت کرده ام.
هرگز به راحتي و خوشي صرفا به منزله ي هدف نگاه نکرده ام و اين نگرش را نگرش آرماني ساکنان خوکداني دانسته ام. آرمان هايي که راه مرا روشن کرده است و به من جرات روبرو شدن شادمانه با زندگي بخشيده اند عبارتند از مهرباني، زيبايي و راستي.
زندگي بدون احساس خويشاوندي ميان انسان هاي هم انديشه ، بدون دل مشغولي نسبت به جهان عيني که در عرصه هاي هنر و تلاش هاي علمي هستند، به نظر من پوچ است. هدف هاي خوارمايه تلاش هاي آدمي يعني مالکيت، موفقيت هاي ظاهري و تجملات همواره به چشم من خوارمايه و ناچيز بوده اند.
شور و شوق من به عدالت اجتماعي و مسئوليت و تعهد اجتماعي همواره با عدم نياز من به داشتن تماس مستقيم با افراد و جماعت هاي انساني در تضاد است.من واقعا "مسافري تنها" هستم و هرگز از ژرفاي دل به کشور، خانه، دوستان يا حتي خويشاوندان نزديکم تعلق نداشته ام و هرگز احساس فاصله و نياز به تنهايي را از دست نداده ام.
آرمان سياسي من مردم سالاري است. بگذاريم هر فرد انساني محترم و آبرومند باشد اما بت نشود. طنز سرنوشت آن است که خود من بايد دريافت کننده ي ستايش ها و حرمت گذاري هاي مبالغه آميز هم جنسان خود باشم که نه مطابق شايستگي من و نه خواست من بوده اند. شايد علت آن علاقه به فهم چند موضوعي باشد که من با توان اندک خود با تلاش هاي خستگي ناپذير بدان ها دست پيدا کرده ام و خيلي ها به فهم آن دست نيافته اند. کاملا آگاهم که در هر سازمان براي دست يابي به هدف يک نفر بايد فکر و رهبري کند و کلا مسئوليت را بپذيرد. اما رهبري شوندگان نبايد به زور گردن بگذارند بلکه بايد خود رهبران را برگزينند. به نظر من نظام هاي اقتدار گرا خيلي زود از هم مي پاشند، قدرت آدم هاي کم جنبه را جذب و شيفته خود مي کند.
به نظر من نکته ي ارزشمند در ميدان زندگي انسان، وضعيت سياسي نيست بلکه تنها فرد آفرينشگر فهيم و انديشمند و داراي شخصيت است که مي تواند امر شريف و والا را بيافريند و بر عکس او رهبريي بي خرد همچنان با احساس و انديشه ي کودن بر جا مي ماند.
اين نکته مرا ياد بدترين تجلي زندگي رمه اي يعني نظام ميليتاريستي مي اندارد که از آن بسيار بيزارم. اين نقطه ضعيف طاعوني تمدن بايد هر چه زودتر نابود شود. فرمانروايي قهرمانان و خشونت بي معنا و اين گونه مزخرفات که زير نام ميهن پرستي عرضه مي شوند، خشم وبيزاري من را برمي انگيزند.
زيبا ترين تجربه اي که مي توانيم داشته باشيم مرموز و اسرار آميز است و عبارت است از عاطفه ي بنيادينی که کنار گهواره هنر حقيقي و علم حقيقي ايستاده است. کسي که از اين تجربه برخوردار نيست و به شگفت در نمي آيد و مبهوت نمي شود چون مرده ايست که چشمانش جايي را نمي بيند. آنچه دين را باخطر روبرو مي کند همين تجربه مرموز است حتي اگر با ترس آميخته شود. آگاهي بر وجود چيزي که نمي توانيم در آن نفوذ کنيم، درک ما از ژرف ترين برهان و خرد و درخشان ترين زيبايي که تنها در بدوي ترين شکل ها براي ذهن دسترس پذير است سازندگان ديانت حقيقي هستند. من بدين معنا و تنها بدين معنا عميقا به دين مومنم. من از رمز ابديت زندگي و آگاهي و احساس ساختار شگفت هستي و تلاش فروتنانه براي فهم کوچک ترين جلوه "خرد" که خود را در طبيعت جلوه گر مي کند خرسندم. در طول عمر دراز خود آموخته ام که کل علم ما در برابر واقعيت، ابتدايي و کودکانه است و با همه اينها ارزشمند ترين دارايي است.
|
_________________ بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
|
|
|
|
|
 |
|
|