| نویسنده |
پیغام |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 15 ارديبهشت 1383، ساعت 19:02 |
|
 |
4 سال و 7 ماه پيش |
|
#16
|
| |
با عرض معذرت از اين که مدتي درس تعطيل شده بود. امروز يي ( يعني يک ) اصطلاح جديد داريم:
لت زدن( LAT ): با يک مثال توضيح مي دهم. فرض کنيد که يک تشت در دست داريد که سه چهارم آن آب است و شما هم در حال راه رفتن باشيد. خوب، حالا براي آب درون تشت چه اتفاقي مي افتد؟
شيرازي ها به اين پديده لت زدن مي گويند.
به اميد اينکه درس امروز براي شما مفيد واقع شود. |
|
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 19 ارديبهشت 1383، ساعت 18:38 |
|
 |
4 سال و 6 ماه پيش |
|
#17
|
| |
بيو ( Bio ): يعني بيا
بستون ( Bostoon ): يعني بگير؛ مثلا: بيو اي کتابو بستون--> بيا اين کتاب رو بگير
هونونوي ( Hononoy ): اين کلمه که بسيار اصيل است در متون چند صد سال پيش بکار رفته، بتازگي توسط يک استاد نوازنده و خواننده زنده شده است معناي آن "شاهکار و کار عجيب غريب" مي باشد؛ مثال: هونونوي کٍردي --> شاهکار کردي |
|
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 29 خرداد 1383، ساعت 18:41 |
|
 |
4 سال و 5 ماه پيش |
|
#18
|
| |
گروخت (gorookht) : گريخت، فرار کرد
آقوي حاجي: به اشخاص بسيار مهم (!) گفته مي شود. اين کلمه خصوصيت polysemy دارد و ممکن است به اشخاصي بصورت خاص هم اطلاق شود.
پسر خاله : براي بيان علاقه، مخاطب را به اين طريق مورد خطاب قرار مي دهند. ضمنا هر چه ميزان علاقه بيشتر باشد، ميزان مد روي الف خاله بيشتر مي شود؛ خااااااااااااااااااااااله.
کاکو (kaakoo) : همانطور که همه مي دانند يعني داداش.
توجه : بعضي کلمات هنگامي که با لهجه شيرازي ادا شوند کمي ممکن است مستهجن به نظر بيايند؛ مانند: خابگو ( خوابگاه )، دانشگو ( دانشگاه ) و ... . در چنين موقعيتي اصلا اعتماد به نفس خود را از دست ندهيد و کلمات مذکور را به همان شکل و طبق قاعده ادا کنيد. |
|
|
|
|
|
|
 |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 30 خرداد 1383، ساعت 15:00 |
|
 |
4 سال و 5 ماه پيش |
|
#19
|
| |
|
|
|
|
 |
snoopy  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 246 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: تهران سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 02 تير 1383، ساعت 12:04 |
|
 |
4 سال و 5 ماه پيش |
|
#20
|
| |
اينو يکي از دوستام تعريف کرده .اين ماجرا تو اتوبوس اتفاق افتاده :
آي آقو درو وا کن لاش گير کرده(kerde)
|
|
_________________ \
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3369 اعتبار کسب شده: 3732 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 13 مرداد 1384، ساعت 6:51 |
|
 |
3 سال و 4 ماه پيش |
|
#21
|
| |
سلام بچه ها
داشتم توی سايت يک دوری میزدم تا اینکه این قسمت را ديدم
ديدم به شوخی يا جدی با هم مزه پرونی کرديد من شما ها رو از نزديک نمیشناسم
پس دخالتی هم توی شوخيهاتون نمیکنم
فقط خو استم بگم يک روزی که همگيتون درستون تموم میشه و از هم جدا میشيد
هر کدوم میريد شهر خودتون (بار ديگر شهری که دوست میداريد) دلتون برای این روزا
تنگ خواهد شد خيلی تنگ برای همه مسخره بازيها خاطره ها سختيها
وقتی ادم يک چيزی داره همش ایرد میگيره ولی وقتی از دستش میده يا ازش دور میشه
آرزوی يک لحظه اون رو داره
مثل من که دلم حتی برای چاله چوله های تهران تنگ شده يک روزی برای لهجه ها دشوريها
اردوهای پر درد سر با اون نظام مسخره خواهر ها از برادرها جدا که گربه شاخش نزنه
انگار برادرها ی بدبخت لولو هستند به نظر من که اخر بی احترامی به برادرها است
و خيلی چيزا دلتون تنگ خواهد شد
پس به قول سهراب سپهری
يادم باشد کاری نکنم که به قانون زمين بر بخورد
برای همتون ارزوی پيروزی دارم
این يک کلام را هم بشنويد از مادر دوماد. |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط sedayedel در تاريخ چهارشنبه 24 اسفند 1384، ساعت 22:12 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1276 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 13 مرداد 1384، ساعت 8:37 |
|
 |
3 سال و 4 ماه پيش |
|
#22
|
| |
| عبود نوشته بود: |
بيو ( Bio ): يعني بيا
بستون ( Bostoon ): يعني بگير؛ مثلا: بيو اي کتابو بستون--> بيا اين کتاب رو بگير
هونونوي ( Hononoy ): اين کلمه که بسيار اصيل است در متون چند صد سال پيش بکار رفته، بتازگي توسط يک استاد نوازنده و خواننده زنده شده است معناي آن "شاهکار و کار عجيب غريب" مي باشد؛ مثال: هونونوي کٍردي --> شاهکار کردي |
من اينجوو نيده بودم براي همي دارم تازه مطلب مينويسم
دربارهي بستون: اين کلمه از بستان يعني گرفتن است و در کل ايران بکار گرفته ميشده
و فقط در شيراز بکار نميرفته ولي در شيراز بيشتر باقي مونده. |
|
|
|
|
|
|
 |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1276 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 13 مرداد 1384، ساعت 8:45 |
|
 |
3 سال و 4 ماه پيش |
|
#23
|
| |
| عبود نوشته بود: |
با عرض معذرت از اين که مدتي درس تعطيل شده بود. امروز يي ( يعني يک ) اصطلاح جديد داريم:
لت زدن( LAT ): با يک مثال توضيح مي دهم. فرض کنيد که يک تشت در دست داريد که سه چهارم آن آب است و شما هم در حال راه رفتن باشيد. خوب، حالا براي آب درون تشت چه اتفاقي مي افتد؟
شيرازي ها به اين پديده لت زدن مي گويند.
به اميد اينکه درس امروز براي شما مفيد واقع شود. |
دربارهي لت زدنهم يه توضيح کوچيک بدم که اصلش هم مله شيراز بوده
يه مثال راحت تر هم ميشه زد:فرض کنيد يه نيسان گاوي پر از کاه داريد که از همه طرفش زده بيرون(اگه ديده باشيد) بعد اين ماشين سر پيچ ها که تکون ميخوره ماشينه هي اينور اونور ميشه
جوري که ادمو فِکميکنه ماشينو ميخواد بٌتٌره بيفته زمين (چپ بشه) به اين پديده در علم زبان شيرازي لت زدن گفته ميشود.
مثال:سِي ماشينو داره چه لََتي ميزنه! |
|
|
|
|
|
|
 |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1276 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 13 مرداد 1384، ساعت 8:51 |
|
 |
3 سال و 4 ماه پيش |
|
#24
|
| |
سِي:اين فکر نميکنم اصلا ايراني باشه واز انگليسي گرفته شده
از seeبه معناي ديدن يا فهميدن که در لهجهي شيرازي از هر دو معنا
استفاده ميشود.
مثال(ديدن):سِي ماشينو داره چه لتي ميزنه.
مثال(فهميدن):سِِي کٌ کاکو اوجوري که تو ميگي ني.
armoazn |
|
|
|
|
|
|
 |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1276 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
شنبه 13 مرداد 1386، ساعت 21:52 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#25
|
| |
پس از مدتهاي مديد زي نو فرصتي پديد امد تا دوباره اموختن را از سر گيرم:
شَمپَلَش پَخه:اين واژه در خطاب به افراد ياوه گو و بعضا ..خل بکار ميره.
اوضوي اَل : در مواقعي که چند کار با هم گره خوردن و ادم گيج و عصبي شده
مثال:ووي چه اوضوي الي را افتيده. |
|
|
|
|
|
|
 |
شازده کوچولو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385 مجموع ارسالها: 1110 اعتبار کسب شده: 5604 محل سکونت: هيدالو سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 13 مرداد 1386، ساعت 23:34 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#26
|
| |
|
کي ميدونه شيرازيا به سيب زميني چي ميگن؟ |
|
_________________ تو تا زندهاي نسبت به چيزي که اهلي کردهاي مسئولي. تو مسئول گُلِتي...
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنت اگزوپري)
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 13 مرداد 1386، ساعت 23:56 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#27
|
| |
| شازده کوچولو نوشته بود: |
| کي ميدونه شيرازيا به سيب زميني چي ميگن؟ |
آلو زميني؟ مادر بزرگ من که جهرمي هست هم به سيب زميني مي گه آلو زميني. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
No1 سال صفري!
مجموع ارسالها: 94 اعتبار کسب شده: 491 جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 14 مرداد 1386، ساعت 1:09 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#28
|
| |
پر پاچه پرخي(perpacheperkhi):اين واژه بايد سريع گفته بشه و منظور ازش زرنگه..(عجب دختر پرپاچه پرخي هست)
خشتکتو سرت ميکشم:نشان از اوج خشونت...(فکرشو کنيد خشتک کسيو از عقب رو سرش بکشن)
سورولو:زکي ...فکر کردي زرنگي..(همون انگشت شصت خودمون به معناي بدش )
لوس(Lous) شدن:اين واژه خوراک حاج غلام پيرواني هست يعني از ارزش انداختن چيزي(قضيه لوس کردن) |
|
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 14 مرداد 1386، ساعت 1:14 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#29
|
| |
|
|
|
|
 |
ehsaneyazdanpanah  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 390 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: ها آمو شيرازيِـَم من جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 14 مرداد 1386، ساعت 9:42 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#30
|
| |
باسلام
.
پکندن(pokondan):ترکاندن
.
بچه دماغته کي پکنده؟
.
هاکک(hakak):خميازه،دهاندره
.
آمو هاکک نکش حالمونه گرفتيا...
.
نوموس:ضايع،نادرست(از الفاظ لات مسلک پسند)
.
اي نوموس بازيا چيچيه در مياري؟
.
کمبيزه(kombize):يه نوع ميون*...
.
يي بيت شــــــــعر عاشقانه شيرازيم هست که مطرح ميکنم:
بو پوي پتي تنگيدي رو کمم(komom)،کممه پکندي
.
حالو کمم به درک ، چرو دلمه(delome) شکندي(shokondi).
.
فکر کنم از استاد بيژن صمندر باشه
................................................................
.
*ميوه است(گاهي اوقات در گويش شيرين ما فعل "است" تبديل به نون ماقبل مفتوح ميشه مثلا کجا است:کجان؟ يا چقدر بي مزه است:چه بي مزن( ز مشدد) |
|
_________________ براي شعري که بي تو خواهم گفت...
قافيه کم دارم ...
و...
تجربه ي با تو بودن را...
اي کاش به اندازه ي سلامي با هم بوديم...
|
|
|
|
|
 |
|
|