صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
3
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1952
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 19 آذر 1386، ساعت 0:25
 2 سال و 8 ماه پيش
#1
 

دو کاج
در کنار خطوط سيم پيام
خارج از ده دو کاج روييدند

ساليان دراز رهگذران
آن دو را چون دو دوست ميديدند

روزي از روزهاي پاييزي
زير رگبار و تازيانه ي باد

يکي از کاج ها به خود لرزيد
خم شد و روي ديگري افتاد

گفت: (( اي آشنا ببخش مرا
خوب در حال من تامل کن

ريشه هايم ز خاک بيرون است
چند روزي مرا تحمل کن ))

کاج همسايه گفت با تندي :
((مردم آزار از تو بيزارم

دور شو دست از سرم بر دار
من کجا طاقت تو را دارم؟))

بينوا را سپس تکاني داد
يار بي رحم و بي محبت او

سيم ها پاره گشت و کاج افتاد
بر زمين نقش بست قامت او

مرکز ارتباط ديد آن روز
انتقال پيام ممکن نيست

گشت عازم گروه پي جويي
تا ببيند که عيب کار از چيست

سيمبانان پس از مرمت سيم
راه تکرار بر خطر بستند

يعني آن کاج سنگ دل را نيز
با تبر تکه تکه بشکستند

_________________
هنوز يار تو هستم....خالي بستم!
به هيشکي دل نبستم......خالي بستم! Mr. Green
 
5
5
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1952
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 19 آذر 1386، ساعت 10:22
 2 سال و 8 ماه پيش
#2
 
يکي روبهي ديد بي‌دست و پاي
فروماند در لطف و صُنع خداي

که چون زندگاني به سر مي‌برد
بدين دست و پاي از کجا مي‌خورد

درين بود درويش شوريده رنگ
که شيري درآمد شغالي به چنگ

شغال نگون‌بخت را شير خورد
بماند آنچه، روباه از آن سير خورد

دگر روز باز اتفاق اوفتاد
که روزي رسان قوت روزش بداد

يقين مرد را ديده بيننده کرد
شد و تکيه بر آفريننده کرد

کزين پس به کنجي نشينم چو مور
که روزي نخوردند پيلان به زور

زنخدان فروبرد چندي به جيب
که بخشنده روزي فرستد ز غيب

نه بيگانه تيمار خوردش نه دوست
چو چنگش رگ و استخوان ماند و پوست

چو صبرش نماند از ضعيفي و هوش
ز ديوار محرابش آمد به گوش

برو شير درنده باش اي دغل
مينداز خود را چو روباه شَل


چنان سعي کن کز تو ماند چو شير
چه باشي چو روبه به وامانده سير

چو شير آنکه را گردني فربه است
گر افتد چو روبه، سگ از وي به است

به چنگ آر و با ديگران نوش کن
نه بر فضله ديگران گوش کن

بخور تا تواني به بازوي خويش
که سعيت بود در ترازوي خويش

بگير اي جوان دستِ درويش پير
نه خود را بيفکن که دستم بگير

خدا را بر آن بنده بخشايش است
که خلق از وجودش در آسايش است

کرم ورزد آن سر که مغزي در اوست
که دون همتانند بي مغز و پوست

کسي نيک بيند به هر دو سراي
که نيکي رساند به خلق خداي

_________________
هنوز يار تو هستم....خالي بستم!
به هيشکي دل نبستم......خالي بستم! Mr. Green
 
4
4
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
s.m.sآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384
مجموع ارسالها: 895
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 19 آذر 1386، ساعت 14:08
 2 سال و 8 ماه پيش
#3
 
باز باران،
با ترانه،
با گهر هاي فراوان،
مي خورد بر بام خانه
¤
يادم آرد روز باران،
گردش يک روز ديرين،
خوب و شيرين،
توي جنگلهاي گيلان:
¤
کودکي ده ساله بودم،
شاد و خرم،
نرم و نازک،
چست و چابک،
¤
با دو پاي کودکانه،
ميدويدم همچو آهو،
مي پريدم از سر جو،
دور مي گشتم ز خانه،
¤
مي شنيدم از پرنده،
داستانهاي نهاني،
از لب باد وزنده،
رازهاي زندگاني،
¤
جنگل از باد گريزان،
چرخها مي زد چو دريا،
دانه هاي گرد باران،
پهن مي گشتند هر جا،
¤
برق چون شمشير بران،
پره مي کرد ابرها را،
تندر ديوانه غران،
مشت مي زد ببر ها را،
¤
سبزه در زير درختان،
رفته رفته گشت دريا،
توي اين درياي جوشان،
جنگل وارونه پيدا،
¤
بس دلارا بود جنگل !
به!چه زيبا بود جنگل!
بس ترانه ،بس فسانه،
بس فسانه،بس ترانه.
¤
بس گوارا بود باران!به!چه زيبا بود باران!
مي شنيدم اندر اين گوهر فشاني؛
رازهاي جاوداني،پند هاي آسماني:
¤
«بشنو از من ،کودک من،
پيش چشم مرد فردا،
زندگاني،خواه تيره،خواه روشن،
هست زيبا! ،هست زيبا!،هست زيبا!»

گلچين گيلاني

_________________

من اگر که هستم ستاره ام کو در آسمانها
من گر اهل دردم نشانه ام کو به داستانها


 
3
3
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2315
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: زن
ارسال دوشنبه 19 آذر 1386، ساعت 20:01
 2 سال و 8 ماه پيش
#4
 
صد دانه ياقوت دسته به دسته
با نظم و ترتيب يک جا نشسته
هر دانه اي هست خوشرنگ و رخشان
قلب سپيدي در سينهء آن
ياقوت ها را پيچيده با هم
در پوششي نرم پروردگارم
پاک است و زيبا
نامش انار است
هم ترش و شيرين
هم آبدار است

_________________
Smile
 
3
3
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Tylerآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 16 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 92
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: جهنم
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 20 آذر 1386، ساعت 21:29
 2 سال و 8 ماه پيش
#5
 
عالي بود عالي بود عااااااالي بود.
بوي دفتر مشق و پاک کن و کلاس دوم ...
هر چي آدم بزرگتر مي شه، هر چي بيشتر در دنياي بزرگتر ها غرق مي شي، هر چي پيرتر مي شي، اون ته خط فقط بوها، و رنگهاي کودکيه که واست باقي مي مونه... بوي پاک کن، حس اولين دندوني که تو دهنت افتاد، روز اول مدرسه، مادر...
Neutral
خدا خيرت بده به خاطر اين حال خوبي که برام ساختي. Angel

_________________
ما شیاطین قانونی داریم: آمدنمان دست خودمان است اما رفتنمان با خودمان نیست.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
s_mr66آفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385
مجموع ارسالها: 546
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: همه جاي ايران سراي من است
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 20 آذر 1386، ساعت 23:54
 2 سال و 8 ماه پيش
#6
 
Tyler نوشته بود:
عالي بود عالي بود عااااااالي بود.
بوي دفتر مشق و پاک کن و کلاس دوم ...
هر چي آدم بزرگتر مي شه، هر چي بيشتر در دنياي بزرگتر ها غرق مي شي، هر چي پيرتر مي شي، اون ته خط فقط بوها، و رنگهاي کودکيه که واست باقي مي مونه... بوي پاک کن، حس اولين دندوني که تو دهنت افتاد، روز اول مدرسه، مادر...
Neutral
خدا خيرت بده به خاطر اين حال خوبي که برام ساختي. Angel

يوي پاکي يک رنگي سادگي دوستان ساده دل ياد ان دوران بخير
خيلي تاپيک خوبه ادمه و ياد اون روزگاري ميندازه که که دل ها صاف بود

_________________
از نيل تا پنجاب
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مارمولکآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386
مجموع ارسالها: 848
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: بين آدمها
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 21 آذر 1386، ساعت 15:42
 2 سال و 8 ماه پيش
#7
 
خوشا به حالت اي روستايي
چه شاد و خرم، چه با صفايي
در شهر ما نيست جز دود ماشين
دلم گرفته از آن و از اين
.
.
.

_________________
آره وضع تالار خوبه و اکثر کاربراى اسپمر هم گم و گور شدن.
نظرم عوض شد : از مارمولک بازي خوشم مياد!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1952
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 21 آذر 1386، ساعت 18:40
 2 سال و 8 ماه پيش
#8
 
مارمولک نوشته بود:
خوشا به حالت اي روستايي
چه شاد و خرم، چه با صفايي
در شهر ما نيست جز دود ماشين
دلم گرفته از آن و از اين
.
.
.


خوشا به حالت اي روستايي
چه شاد و خرم چه با صفايي
در شهر ما نيست جز دود ماشين
دلم گرفته از آن و از اين
در شهر ما نيست جز داد و فرياد
خوشا به حالت که هستي آزاد
اي کاش من هم پرنده بودم
با شادماني پر ميگشودم
ميرفتم از شهر به روستايي
آنجا که دارد آب و هوايي !


شاعر احتمالي: مصطفي رحماندوست

_________________
هنوز يار تو هستم....خالي بستم!
به هيشکي دل نبستم......خالي بستم! Mr. Green
 
4
4
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
rfj_b_kasآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 23 مرداد 1386
مجموع ارسالها: 159
اعتبار کسب شده: 922
محل سکونت: ايران
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 21 آذر 1386، ساعت 18:43
 2 سال و 8 ماه پيش
#9
 
هه من هميشه با دردسر زياد اين شعر ها رو حفظ مي کردم و هيچ خاطره ي خوشي از اين شعر ها ندارم


يا حق

_________________
خوشا آنان که بار دوستي را کشيدند و نرنجيدند و رفتند
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1952
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 21 آذر 1386، ساعت 18:46
 2 سال و 8 ماه پيش
#10
 
درخت

به دست خود درختي مي‌نشانم
به پايش جوي آبي مي‌کشانم
کمي تخم چمن بر روي خاکش
براي يادگاري مي‌فشانم
درختم کم‌کم آرد برگ و باري
بسازد بر سر خود شاخساري
چمن رويد در آن جا سبز و خرم
شود زير درختم سبزه‌زاري
به تابستان که گرما رو نمايد
درختم چتر خود را مي‌گشايد
خنک مي‌سازد آن جا را زسايه
دل هر رهگذر را مي‌ربايد


عباس يميني شريف

_________________
هنوز يار تو هستم....خالي بستم!
به هيشکي دل نبستم......خالي بستم! Mr. Green
 
4
4
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
خورشيد خانمآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 24 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 101
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: آسمان
سن: 25
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 21 آذر 1386، ساعت 23:22
 2 سال و 8 ماه پيش
#11
 
چشمه و سنگ


جدا شد يکي چشمه از کوهسار
به ره گشت ناگه به سنگي دچار
به نرمي چنين گفت با سنگ سخت
کرم کرده راهي ده اي نيکبخت
گران سنگ تيره دل سخت سر
زدش سيلي و گفت : دور اي پسر !
نجنبيدم از سيل زورآزماي
که اي تو که پيش تو جنبم ز جاي !
نشد چشمه از پاسخ سنگ ، سرد
به کندن در استاد و ابرام کرد
بسي کند و کاويد و کوشش نمود
کز آن سنگ خارا رهي بر گشود
ز کوشش به هر چيز خواهي رسيد
به هر چيز خواهي کماهي رسيد
برو کارگر باش و اميدوار
که از ياس جز مرگ نايد به بار
گرت پايداري است در کارها
شود سهل پيش تو دشوارها


ملک الشعراي بهار

کتاب فارسي پنجم دبستان
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2315
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: زن
ارسال دوشنبه 26 آذر 1386، ساعت 10:22
 2 سال و 8 ماه پيش
#12
 
کتاب

من يار مهربانم
دانا و خوش بيانم
گويم سخن فراوان با آنکه بي زبانم
پندت دهم فراوان من يار پند دانم
من دوستي هنرمند با سود و بي زيانم
از من مباش غافل من يار پند دانم

مطمئنم اشتباه نوشتم.دوستان شرمنده يه جا بايد قبول کنيم پير شديم.پير شدم دقيق يادم نيست. Embarassed Cool Laughing

_________________
Smile
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
خورشيد خانمآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 24 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 101
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: آسمان
سن: 25
جنسيت: زن
ارسال دوشنبه 26 آذر 1386، ساعت 14:08
 2 سال و 8 ماه پيش
#13
 
ستاره’ غريب نوشته بود:
مطمئنم اشتباه نوشتم.دوستان شرمنده يه جا بايد قبول کنيم پير شديم.پير شدم دقيق يادم نيست. Embarassed Cool Laughing



اتفاقا کاملا هم درست نوشتي. Smile
شاعر اين شعر عباس يميني شريف هست.

_________________


دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر..........کز ديو و دل ملولم و انسانم آرزوست

گفتند يافت مي نشود گشته ايم ما.............گفت آنچه يافت مي نشود آنم آرزوست
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
خورشيد خانمآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 24 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 101
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: آسمان
سن: 25
جنسيت: زن
ارسال دوشنبه 26 آذر 1386، ساعت 14:10
 2 سال و 8 ماه پيش
#14
 
روزي گذشت پادشهي از گذرگهي
فرياد شوق بر سر هر کوي و بام خاست

پرسيد زان ميانه يکي کودک يتيم
کاين تابناک چيست که بر تاج پادشاست

آن يک جواب داد چه دانيم ما که چيست
پيداست آنقدر که متاعي گرانبهاست

نزديک رفت پيرزني گوژپشت و گفت
اين اشک ديده ي من و خون دل شماست

ما را به رخت و چوب شباني فريفته است
اين گرگ سالهاست که با گله آشناست

آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است
آن پادشا که مال رعيت خورد، گداست

بر قطره سرشک يتيمان نظاره کن
تا بنگري که روشني گوهر از کجاست


پروين اعتصامي
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2315
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: زن
ارسال سه‌شنبه 27 آذر 1386، ساعت 23:23
 2 سال و 8 ماه پيش
#15
 
اي نام تو بهترين سر آغاز
بي نام تو نامه کي کنم باز
اي ياد تو مونس جانم
جز نام تو نيست بر زبانم
هم نامهء نا نوشته خواني
هم نامهء نا نوشته داني
از ظلمت خود رهائيم ده
با نور خود آشنائيم ده
Applause

_________________
Smile
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است تو رو خدا فارسي!
1
پاسخها: 6 بیننده: 800 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است هک کردن سايت لينوکس فارسي + گنو
2
پاسخها: 11 بیننده: 1138 نویسنده: جواد
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است پايگاه داده کلمات پربسامد فارسي
1
پاسخها: 7 بیننده: 681 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است پيشنهاد کلمه فارسي
1
پاسخها: 7 بیننده: 736 نویسنده: احسان

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: