| نویسنده |
پیغام |
siyagiso  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385 مجموع ارسالها: 518 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: تهران جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 11 آذر 1386، ساعت 10:49 |
|
 |
2 سال و 9 ماه پيش |
|
#1
|
| |
|
|
|
|
 |
مارمولک  پرچونه!!
تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386 مجموع ارسالها: 848 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: بين آدمها جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 11 آذر 1386، ساعت 11:46 |
|
 |
2 سال و 9 ماه پيش |
|
#2
|
| |
جالب ترين قسمتش اينه که هر وقت يه فرعون ميرفته زير تيغ زنده نمي موند
والبته در مصر باستان يکي از راههاي خاتمه دادن به زندگي پادشاه جراحي مغز بوده
که احتمالا چون فراعنه از لحظه اي که به دنيا ميومدند در فکر حيات ابدي بودن و تمام عمرشون صرف ساختن اهرام
باشکوهي ميشد و فکر ميکردن برن اونور خيلي حال ميکنن اگرهم از نيت پزشک اگاه ميشدن خوشحال هم ميشدن |
|
_________________ آره وضع تالار خوبه و اکثر کاربراى اسپمر هم گم و گور شدن.
نظرم عوض شد : از مارمولک بازي خوشم مياد!
|
|
|
|
|
 |
majidjon13  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2231 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: GRIGORY سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 11 آذر 1386، ساعت 12:48 |
|
 |
2 سال و 9 ماه پيش |
|
#3
|
| |
|
بنظرم بهتره به تالار ادبيات منتقل بشه! |
|
_________________ its your time LUCIFER
rise and terminate the stupidity of darkness
illuminate the world to the light of
THE LORD
|
|
|
|
|
 |
siyagiso  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385 مجموع ارسالها: 518 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: تهران جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 11 آذر 1386، ساعت 15:34 |
|
 |
2 سال و 9 ماه پيش |
|
#4
|
| |
اون قسمتي که سينوهه پزشک فرعون عاشق مينا ميشه ولي مينا وارد غار خدا ميشه و سينوهه بهش نميرسه
خيلي غم انگيز ولي يه چيز ديگه اينکه توي اين کتاب همش از خوردن ابجو حرف ميزنه و اينکه مردمان همش مست بودن پس بودن آمدهاي عاقل مثل سينوهه که خودش هم مي خورده يه معجزه است
اين کتاب سراسر از آيين گذشتان و تجربه است و وقتي مي فهميي اون دوران چطور گذشته منو به فکر وادار مينکه که چقدر تمدن و آداب اومده و رفته و چقدر مردم مان کشورها از آداب ورسوم متفاوتي برخوردار بودند و حالا هم ادامه داره
از دوستان عزيز که اين کتاب رو مطالعه کردن خواهش ميکنم نظرشون رو در مورد کتاب بنويسند |
|
_________________ من به آغاز زمين نزديکم
نبض گلها را ميگيرم
آشنا هستم با ،سرنوشت تر آب ،عادت سبز درخت
سهراب سپهري
|
|
|
|
|
 |
TITAN  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 دي 1385 مجموع ارسالها: 1252 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: بين هيچ کجا و خداحافظ سن: 29 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 12 آذر 1386، ساعت 1:03 |
|
 |
2 سال و 9 ماه پيش |
|
#5
|
| |
کتاب واقعا جالبيه هرچند هنوزم که هنوزه اطمينان ندارم که اين کتاب رو ميکا ولتاري نوشته يا ذبيح جون!!
اما قسمتي که پدر سينوهه دوستش رو که يزشک مخصوص فرعون بوده رو دعوت مي کنه، نصيحيت هاي اون به سينوهه کوچک واقعا جالبه
قسمت فاني اين کتاب هم غلام سينوهه است که اسمش فکر کنم کاپتا بود |
|
_________________ خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم
در شبان غم تنهايي خويش، عابد چشم سخن گوي توام
|
|
|
|
|
 |
siyagiso  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385 مجموع ارسالها: 518 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: تهران جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 12 آذر 1386، ساعت 13:13 |
|
 |
2 سال و 9 ماه پيش |
|
#6
|
| |
فکر مي کردم بچه هاي تالار خيلي خوب مي تونند در مورد اين کتاب نظر بدن ولي.........
فکر نکنم براشون چندان جذاب باشه
از اونهايي که که نظر دارند ممنونم |
|
_________________ من به آغاز زمين نزديکم
نبض گلها را ميگيرم
آشنا هستم با ،سرنوشت تر آب ،عادت سبز درخت
سهراب سپهري
|
|
|
|
|
 |
مارمولک  پرچونه!!
تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386 مجموع ارسالها: 848 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: بين آدمها جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 13 آذر 1386، ساعت 14:05 |
|
 |
2 سال و 9 ماه پيش |
|
#7
|
| |
| siyagiso نوشته بود: |
فکر مي کردم بچه هاي تالار خيلي خوب مي تونند در مورد اين کتاب نظر بدن ولي.........
فکر نکنم براشون چندان جذاب باشه
از اونهايي که که نظر دارند ممنونم |
والا من که دقيقا 10 سال پيش سال 76 اين کتاب رو خوندم يادمه تو اون سن خيلي خوشم اومد الان نمي دونم دوباره بخونمش خوشم مياد يا نه !
در ضمن تا جاييکه حافظه ام ياري ميکنه اسم دختره مينه آ بود نه مينا |
|
_________________ آره وضع تالار خوبه و اکثر کاربراى اسپمر هم گم و گور شدن.
نظرم عوض شد : از مارمولک بازي خوشم مياد!
|
|
|
|
|
 |
|
|