| نویسنده |
پیغام |
بزرگمهر  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 30 دي 1386 مجموع ارسالها: 124 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: ايران سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 15 اسفند 1386، ساعت 23:23 |
|
 |
9 ماه و 1 روز پيش |
|
#16
|
| |
به موضوعات چه بسا خيلي حاشيه اي و کم اهميت بيروني و موضوعات نامربوط دنياي اطرافمون مدتها فکر مي کنيم و درباره اش با آب و تاب مي نويسيم و چه بحثها که درباره اش نمي کنيم. اما با اين حال درباره اوضاع و احوال دروني خودمون هيچ توجهي نداريم. انگار هيچ موضوع مهمي نيست. درباره خود من اين طور بوده. و اولين بار که به اين موضوع پي بردم متعجب مونده بودم که چرا اين طور بوده؟ تا جايي هم که آدمهاي اطرافم رو تماشا کرده ام اين وضع خيلي از اوقات در مورد اونها هم صدق مي کنه. به طرز عجيب غريبي از خودمون بيگانه ايم. مسحور دنياي بيرون شده ايم و خودمونو فراموش کرده ايم. به اين دنيا مياييم، زندگي مي کنيم و ميريم و اصلاً متوجه نمي شيم کي بوديم و چي کار کرديم و قرار بود چي کار کنيم.
"شناخت خدا عميق است؟!
اي احمق عميق تويي! اگر عميقي هست،تويي!" |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |