| نویسنده |
پیغام |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 582 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 19 بهمن 1382، ساعت 15:19 |
|
 |
4 سال و 5 ماه پيش |
|
#1
|
| |
به نقل از www.dariche.org
حزب مشارکت با درج مقالهاى در چهاردهمين خبرنامه داخلى خود،راه حل خروج از مشکلات کنونى کشور را پايبندى به اصول و مبانىسکولاريسم معرفى کرد. خبرنامه حزب مشارکت با دستهبندىنيروهاى سياسى کشور به دموکراسىخواهان و استبداد خواهان، تصريحکرد: »دموکراسى خواهان با تأسى از اصول سکولاريسم ايرانى کهاخلاق را محور تمدن و پيشرفت مىداند، بايد بکوشند تلقى منفىعمومى نسبت به سکولاريسم را از اذهان بزدايند و به جاى آن نهالتقدم اخلاق بر خرافات و تحريفات را بنشانند.«
قضاوت اين حزب درباره علت گرايش ايرانيان به اسلام در ابتداى ظهوراين آيينالهى نيز قابل توجه است. خبرنامه حزب مشارکت ادعا کرد:»دين اسلام نيز به دليل آنکه نسبت به مسلک مزدک و مانى، اخلاقرا در آن زمان بيشتر گسترش مىداد، مورد پذيرش ايرانيان قرارگرفت و چه بسا اگر جنگهاى طولانى ميان امپراطورىاخلاقگراى ايران با امپراطورى روم آن زمان وجود نداشت، دينصلح و صفاى مسيحيت مجال بروز و ظهور پيدا مىکرد و اين دينامروز دين رسمى ايرانيان بود.«
خبرنامه حزب مشارکت علت شکست امپراطورى ايران از لشکرياناسلام که اين نشريه آنان را اعراب باديهنشين و سوسمار خور مىنامد [ دقت کنيد که همين مطلب براي صدور حکم اعدام همشون از ديد من کافيه! ] ،دخالت دادن دين در سياست توسط شاهان ايرانى دانسته و در نهايتاينگونه نتيجهگيرى کرده است: »سکولاريسم معتقد است دين بهدليل آنکه مربوط به قرنها پيش بوده، نمىتواند زبان امروزى داشتهباشد و لاجرم براى آنکه به زبان امروزى سخن بگويد، نيازمند دينشناسانى است که تبعيت و تقليد از اين دينشناسان به مشابهقيموميت بخش اندکى از بشر بر سايرين است و اينگونه است کهدين با حقوق بشر کاملاً منافات و تعارض دارد. بنابراين دين بايدبه حريم خصوصى و شخصى افراد محدود شود و به جاى موازينو احکام دين، قوانين و قراردادهاى اجتماعى بر حکومت حاکمشود و چه بهتر آنکه در عصرى که عصر انفجار اطلاعات است واخبار و عقايد به سرعت بسط مىيابد و به گونهاى دهکدهاى جهانىبه وجود آمده است، همه جوامع با حفظ آداب و رسوم قومى وقبيلهاى از يک قرارداد که ضامن حقوق بشر است تبعيت کنند«.
همچنين در جلسه عمومى حزب مشارکت که در کانون توحيد تهرانبرگزار شد، مجتبى بديعى سخنران جلسه و مسؤول حزب مشارکتاستان تهران ادعا کرد: »اگر مىخواهيم هم حکومت درستى داشتهباشيم و هم ديندار از دنيا برويم، هيچ راهى نداريم جز اينکه دينرا از دنيا، سياست و حکومت جدا کنيم.« وى عملکرد جمهورىاسلامى از ابتداى انقلاب تاکنون را »ضد خدا و ظلمگرايانه« توصيف کردو مدعى شد: »نتيجه 25 سال حکومت اين چنينى، ضعيفتر وسستتر شدن باورهاى دينى و توحيدى مردم را در پى داشتهاست.«
اين هم آدرسش: http://daricheh.org/vizheh/13mosharekat.htm |
|
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 1126 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 19 بهمن 1382، ساعت 19:02 |
|
 |
4 سال و 5 ماه پيش |
|
#2
|
| |
| عبود نوشته بود: |
به نقل از www.dariche.org
حزب مشارکت با درج مقالهاى در چهاردهمين خبرنامه داخلى خود،راه حل خروج از مشکلات کنونى کشور را پايبندى به اصول و مبانىسکولاريسم معرفى کرد. خبرنامه حزب مشارکت با دستهبندىنيروهاى سياسى کشور به دموکراسىخواهان و استبداد خواهان، تصريحکرد: »دموکراسى خواهان با تأسى از اصول سکولاريسم ايرانى کهاخلاق را محور تمدن و پيشرفت مىداند، بايد بکوشند تلقى منفىعمومى نسبت به سکولاريسم را از اذهان بزدايند و به جاى آن نهالتقدم اخلاق بر خرافات و تحريفات را بنشانند.«
قضاوت اين حزب درباره علت گرايش ايرانيان به اسلام در ابتداى ظهوراين آيينالهى نيز قابل توجه است. خبرنامه حزب مشارکت ادعا کرد:»دين اسلام نيز به دليل آنکه نسبت به مسلک مزدک و مانى، اخلاقرا در آن زمان بيشتر گسترش مىداد، مورد پذيرش ايرانيان قرارگرفت و چه بسا اگر جنگهاى طولانى ميان امپراطورىاخلاقگراىايران با امپراطورى روم آن زمان وجود نداشت، دينصلح و صفاى مسيحيت مجال بروز و ظهور پيدا مىکرد و اين دينامروز دين رسمى ايرانيان بود.«
خبرنامه حزب مشارکت علت شکست امپراطورى ايران از لشکرياناسلام که اين نشريه آنان را اعراب باديهنشين و سوسمار خور مىنامد [ دقت کنيد که همين مطلب براي صدور حکم اعدام همشون از ديد من کافيه! ] ،دخالت دادن دين در سياست توسط شاهان ايرانى دانسته و در نهايتاينگونه نتيجهگيرى کرده است: »سکولاريسم معتقد است دين بهدليل آنکه مربوط به قرنها پيش بوده، نمىتواند زبان امروزى داشتهباشد و لاجرم براى آنکه به زبان امروزى سخن بگويد، نيازمند دينشناسانى است که تبعيت و تقليد از اين دينشناسان به مشابهقيموميت بخش اندکى از بشر بر سايرين است و اينگونه است کهدين با حقوق بشر کاملاً منافات و تعارض دارد. بنابراين دين بايدبه حريم خصوصى و شخصى افراد محدود شود و به جاى موازينو احکام دين، قوانين و قراردادهاى اجتماعى بر حکومت حاکمشود و چه بهتر آنکه در عصرى که عصر انفجار اطلاعات است واخبار و عقايد به سرعت بسط مىيابد و به گونهاى دهکدهاى جهانىبه وجود آمده است، همه جوامع با حفظ آداب و رسوم قومى وقبيلهاى از يک قرارداد که ضامن حقوق بشر است تبعيت کنند«.
همچنين در جلسه عمومى حزب مشارکت که در کانون توحيد تهرانبرگزار شد، مجتبى بديعى سخنران جلسه و مسؤول حزب مشارکتاستان تهران ادعا کرد: »اگر مىخواهيم هم حکومت درستى داشتهباشيم و هم ديندار از دنيابرويم ، هيچ راهى نداريم جز اينکه دينرا از دنيا، سياست و حکومت جدا کنيم.« وى عملکرد جمهورىاسلامى از ابتداى انقلاب تاکنون را »ضد خدا و ظلمگرايانه« توصيف کردو مدعى شد: »نتيجه 25 سال حکومت اين چنينى، ضعيفتر وسستتر شدن باورهاى دينى و توحيدى مردم را در پى داشتهاست.«
اين هم آدرسش: http://daricheh.org/vizheh/13mosharekat.htm |
وقتي کسي نمي دونه اسلام چيه؛ ميشه بش گفت! اما وقتي کسي اسلام رو نمي خواد، چي مي شه بش گفت؟
اينايي که الان ادعاي جمهوري مي کنن؛ مي شد حرفاشون رو از روزنامه ها، از سخنراني ها، از روشهاي تبليغاتي و از "آغاجاري" هاشون فهميد.
وگرنه اوايل انقلاب که ملي گراها، دموکراتها، کموله ها و ... که اين حرفا رو مي زدن آدم صاحب سخن رو مي شناخت.
مسأله "حجاريان"هايي هستند که خودشون رو وجه المصالحه اينها کردن و تيوريسين اينها شدن.
اينهم باز از اون حرفاست! اخلاق حرمسرا داري که تا اين اواخر هم سلاطين محترم ايران بش پايبند بودن و در دنيا بي سابقه بود؟ اخلاق جنگ بي پايان سياهي و سپيدي؟ ازدواج با محارم؟ کرايه دادن زنان؟ رفتارهايي نسبت به زنان که در اعراب بدوي هم مرسوم نبود؟ 16 پادشاهي که در 2 سال کشته شدند؟ نظام اجتماعي شديداً طبقاتي که 98% مردم از سواد، حق تغيير طبقه اجتماعي و شغل و پيشرفت محروم بودند؟ برخي اخلاق اعراب سوسمارخور بقدري از اخلاق امپراطوري اخلاق گراي ايراني بهتر بود که از حب علي مسلمان مي شدند و نه مثل ملت ايران از بغض معاويه! اگر اخلاقي بود که اسلام خيلي راحتتر در ايران ريشه مي کرد نه اينکه بعد از 1400 سال بتونه تازه مردم رو از حکومت پادشاهي جدا کنه و ببينه آيا ميشه کاري کرد؟
کسي که فرق اسلام و مسيحيت رو نمي دونه مي تونه اين حرف رو بزنه، کسي که از فلسفه اسلام (و نه معارف اسلامي مدارس و دانشگاهها) و از تاريخ اسلام (و نه درس دانشگاهي اون) و از علوم اسلام (و نه متون اسلامي دانشگاه) اندک خبري داشته باشه و کمي هم تاريخ تمدن غرب رو از کتابهاي خود غربيها (مثلاً کتاب ويل دورانت) بدونه؛ شايد هم اگر کسي بتونه بين انجيل و قرآن مقايسه انجام بده، هيچ وقت فکر نمي کنه که اگه اسلام نبود، خوب مسيحيت بود! اون مسيحيت که حتي مسآله تثليث رو نمي تونست حل کنه بود که به اومانيسم و سکولاريسم رسيد نه اسلامي که بعد از 14 قرن انديشمندان منصف و داراي مطالعه غربي رو به تعظيم وا مي داره.
مشکل اسلام، مسلمانها هستند نه قرآن و نه ولايت فقيه.
مگر اينکه قرآن رو قبول نداشته باشيم که اون وقت مرد مي خواد که راست بگه حرف آخر 10سال بازي سياسي چيه!
کي گفته؟ تا حالا سعي کردي قرآن بخوني؟ و بعدش سعي کردي معنيش رو بفهمي؟ و بعد از اون سعي کردي که دُرُست بفهمي؟(ونه از روي ترجمه هاي اجق و وجق، و نه مثل برخي ملي مذهبي هاي اول انقلاب با ديکشنري عربي!) و بعد از اون سعي کردي به اون چيزيش که فهميدي عمل کني؟ و دنبال معني باشي و نه ادعايي که براي اثباتش نياز به يک آيه بعنوان ضرب المثل داشته باشي؟ اگه يکبار امتحان کرده باشي در هر روزي بودن اين دين شک نمي کني. ديني که شريعتي و مطهري و طباطبايي و چمران و امام خميني مي گفتن خيلي فهمش سخت نبود! و خيلي هم کهنه نبود! تقريباً مال سالها بعد بود. اما ديني که قرآن ميگه تقريباً مال قرنهاي آينده است. خيلي از تاريخ مصرفش گذشته؟ دين براي فهم نياز به دل پاک داره و نه دين شناس.
اگر به جاي دين که احتمالاً منظورش تورات و انجيله، بذاريم قرآن و بجاي حقوق بشر بذاريم بيانيه حقوق بشر سازمان ملل و يا شايد پول توجيبي بشر، شايد هم قاقاليلي، بچه گول زنک و يا نخود سياه! ميشه گفت که صد البته دين بعنوان آرمان بشر با اون تضاد داره! حقوق بشر منع گرفتن 4تا زنه؟ يا نجات مردم ژاپن، ويتنام، عراق، افغانستان و ... از تهديد سلاحهاي کشتار جمعي؟ (نه از نوع خمپاره اندازهاي عراقي که بقول مسوولين انگليسي در عرض 45 دقيقه مي تونه در صحنه جنگ فعال بشه و يگ گلوله شايد شيميايي بندازه، بلکه از نوع بمبهاي اتمي، يک تني، راديواکتيو، ليزري و نوتروني آمريکايي) حقوق بشر آزادي همجنس بازيه و يا سيري شکم مردم آفريقا که دولشون بجاي کار و غذا براي مردم بايد سود وامهاي خيريه دول اروپايي رو بدن؟ حقوق بشر نگراني براي وضع اطفال عراقيه و يا نگراني ماليات دهندگان انگليسي از خرج بودجه انگليس براي جنگ در عراق؟
اخبار و عقايد کي به سرعت گسترش مي يابد؟ طالبان ساخته آمريکا؟ و يا عقايد شهيد مطهري؟ خود فروخته اي مثل صدام؟ و يا کاسترو که حداقل افتخار استقلال عقيده را حفظ کرده؟ ميدونيد هزينه راديويي مثل راديو فردا و BBC فارسي و ژنريکهاشون چه فارسي و چه عربي و افغاني و ترکي و پشتو و تاجيکي و مردم شبه قاره و جنوب شرقي آسيا و اطراف ويتنام و کره و چين و غيره چقدره؟ اين پولها از کجا مي آد؟ و چرا خرج مي شه؟ و سود اين سرمايه گذاري چند درصده؟ و به جيب که ميره؟ و کي همچين پولي داره که با اينا رقابت کنه؟ حفظ آداب و رسوم قومي و قبيله اي؟ زبان شما مربوط به قرن چندمه؟ اما اگه منظورت همين فرهنگ و عقايد و اخلاق و زبان و استقلال خودمونه که کي ضامنه؟ ضامنه چيه؟ ضامن ابرسرمايه دارهاي منفعت طلبي که براي تبليغ و فروش کالاهاشون دست به هر کاري مي زنن؟ و براي کاهش تنوع و انبوه سازي توليد روي تغيير سليقه هم کار مي کنن؟ اين ضمانت قابل وتو شدن هم هست؟ شوراي امنيت هم نظارت مي کنه؟ بازرساش آمريکايين؟ ضامن حقوق کدام بشر؟ حقوق مردم آمريکا که از دست بچه هاي خودشون امنيت ندارن و چندين بار قانون منع آزادي حمل اسلحه به خاطر مخالفتهاي کارخانه هاي اسلحه سازي با اختلاف رأي بسيار زياد توسط نمايندگان خودشون رد شده؟ اين قرارداد بين کيا بسته شده؟ بين دول صاحب حق وتو؟ بقيه کشورها چطور قبول کردن؟ بعد از کشتار 2 جنگ جهاني و بسيار جنگهاي منطقه اي؟ مثل معاهده NPT؟ مثل ايران با يک سال دعواي سياسي و تهديد و فشار دول مختلف شرقي و غربي؟
حکومت درست يعني چي؟ يعني حکومتي که مردم حداقل ميتونن فحشش بدن؟ يا حکومتي که روشنفکرهاش بعد از تعظيم در برابر رهنمودهاي ملوکانه شاهنشاه از روي متن مي خوندن؟ يا حکومتي مثل آمريکا که مردمش آنقدر در اين جهان پر سرعت اطلاعات خمارن که خيليهاشون از اسم وزير خارجه و وزير داخله خودشون و يا نخست وزير دولت دوست و هم پياله انگليس بي خبرن؟ اينجور نگهش داشتن که يه بار نکنه بجز به تراز حسابهاي بانکيشون به چيز ديگه اي فکر کنن! ديندار از دنيا برن يعني چي؟ کدوم دين؟ دين يعني چي؟ يعني همون رفتارهاي قديمي از مد افتاده؟ مگه ميشه آدم همه عمرش رو مدرن زندگي کنه و آخر عمري کهنه انديش از دنيا بره؟ همون که افيون توده هاست و به قول آغاجري افيون حکومتها هم هست؟ يعني آدم افيوني از دنيا بره؟ هيچ اهميتي نداره که آدم دين دار از دنيا بره. مهم اينه که آدم ديندار زندگي کنه يا نه. مهم از دنيا رفتن نيست؛ مهم جاييه که آدم ميره. بهشت و جهنم به درک! خدايي که بعد از 20، 30 يا 100 سال زندگي مي خواي پيشش بري چطور نگات مي کنه؟ مهم اينه که تو دنيا براي خودت، براي مردم، براي خداي خودت، براي آرمان بشريت و براي چيزي وراي خورد و خوراک روزانه (که تمامي پيشرفتهاي امروزه بشري رو مي شه باش تحليل کرد) چه کرده ايم. وقتي هدف محدود شد به خوردن بيشتر، راحتي بيشتر، پوشاک و املاک گرانتر، شهوت، قدرت و پول چه اهميت داره که آدم نماز بخونه، يکشنبه کليسا بره و يا هر غلط ديگه اي که دلش مي خواد بکنه. ديگه دين چه فرقي مي کنه؟
مگر خودتون چه گلي به سر اين مردم زدين؟ تو اين 25سال بجز شعار دادن و زد و بند و بالاکشيدن چه کاري کردين؟ وقتي مردم تو خيابون شعار مي دادن کجا بودي؟ وقتي جوونهاشون رو ميفرستادن جبهه چي؟ تو سالهاي به اصطلاح سازندگي چندتا بلوک براي مردم جنگ زده رويهم گذاشتين؟ چندتا گلدون رو آب دادين؟ اول هم گفتم؛ مشکل شماها نيستين! از همون اول هم نبوديد، اما رقمي هم نبوديد. مقصر اونهايي هستن که به شما ميدون دادن و خودشون کنار کشيدن. کسايي که يواش يواش حرفاتون رو زير سايه اونها زديد. شما سکولارها در نظام قبلي هم بوديد؛ چرا اونجا کاري نکرديد؟ اگه اين ادعاهايي که مي کنيد درست بود؛ اون موقع يه غلطي :sick: مي خوردين که مردم براي شما انقلاب کنن.
راستي قرآن چند سوره داره؟
حضرت علي در سال چندم ميلادي اختراع شد؟
فرق شب يلدا با شب عاشورا چيه؟ |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |