| نویسنده |
پیغام |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2272 اعتبار کسب شده: 4505 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 13 آبان 1386، ساعت 11:59 |
|
 |
8 ماه و 17 روز پيش |
|
#1
|
| |
فرهنگ لغت 2008
ادب : يعني کمک به يک خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به کمک احتياج نداشته باشد
ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با کسي است که بيشتر تقلب کند
الکل : مايه گرانبهايي که همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
اوراقچي : تنها موجودي که زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند
ايده آل : شوهري که بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي که در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار کند
زوج ايده آل : شوهر کر و زن لال
بوسه : تصادفي که فقط يک سيلي به آدم ضرر مي زند
بيست سالگي : دوراني که پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم : عضويکه چشم چرانها با آن ارتزاق مي کنند
خسيس : کسي که وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينکه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين : مردي که تصور کند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي کند گوشي را خواهد گذاشت
دست : عضوي که در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
دوران تجرد : دوراني که معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود
رفيق : کسي که هميشه به شما مقروض است
سوءظن : سعي در دانستن چيزيکه بعدا" انسان آرزو مي کند اي کاش آنرا نمي دانست
سينما : جايي که پشت سر شما حرف مي زنند
عشق : دردسري که براي فراموش کردن آن بايد عشق تازه تري پيدا کرد
سرخ پوست : مرد خوشبختي که وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيکي نمي شود
سنجاق قفلي : تنها قفلي که بدون کليد باز مي شود
مرد مجرد : کسي که هنوز عيوبي دارد که خود نمي داند
معجزه : دختر خانمي که زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود
موش : خانم هايي که نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند
هالو : شوهري که دستکش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد |
_________________ چي بگم از بخت سوختهء خودم 
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |