| نویسنده |
پیغام |
مسافر کوير  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383 مجموع ارسالها: 1798 اعتبار کسب شده: 4889 محل سکونت: خودمم نميدونم! جنسيت: مرد |
 |
جمعه 11 آبان 1386، ساعت 5:48 |
|
 |
8 ماه و 21 روز پيش |
|
#1
|
| |
را بطه ي بين من و فرهاد يک رابطه ي عجيب و غريبه.
يه دوستي عميق و درک ريشه اي.تک تک کلماتش رو مي فهمم و تمام نگاه هاش برام معني داره.
حتي (( هه! )) گفتنش رو هم درک ميکنم. دلم براي نگاه خسته اش تنگ شده.خيلي وقته که باهاش درد دل نکردم.
مخصوصا حالا که مثل جغد بارون خورده اي تو کوچه فرياد ميزنم. اونم با صداي بي صدا.
کاش لااقل يه بار از نزديک ديده بودمش.
ادامه دارد.....
|
_________________ - آلارم!آلارم!
- کنيشنيش ! 
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2278 اعتبار کسب شده: 4505 جنسيت: زن |
 |
جمعه 11 آبان 1386، ساعت 12:12 |
|
 |
8 ماه و 20 روز پيش |
|
#2
|
| |
فرهاد؟
ايشون که 5 يا6 سال هست که مرحوم شدن.ديدار با ايشون رو بايد بذاري تا به قيامت. |
_________________ چي بگم از بخت سوختهء خودم 
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط ستاره’ غريب در تاريخ جمعه 11 آبان 1386، ساعت 20:45 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 790 اعتبار کسب شده: 8408 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 11 آبان 1386، ساعت 13:09 |
|
 |
8 ماه و 20 روز پيش |
|
#3
|
| |
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |