صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
2
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4967
اعتبار کسب شده: 9596
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 24 مهر 1386، ساعت 11:35
 9 ماه و 6 روز پيش
#1
 
دنياي زيرزميني جاعلان حرفه اي
هيچوقت کپي برابر اصل نيست

اگه مي توني جاعل را بگير!
کمتر خلافي را مي شود سراغ گرفت که گستره کاري و تنوع آدم هاي فعال در آن، اينقدر وسيع و فراوان باشد. «جعل» گاهي کوچک و حقير است، گاهي هم آنقدر مهم و حساس که براي مجازات عاملٍ کننده، تا خود اعدام هم حکم بريده مي شود.
ميان جاعلين هم از همه جور تيپ و همه طبقات، وجود دارند؛ از کارگر چاپخانه گرفته تا مهندس کامپيوتر. با وجود اين وجوه تشابه، اما فرق اساسي آن با سلطان خلاف ها يعني «دزدي»، در اين است که جعل در تمام مواردش علاوه بر حوصله فراوان، به تخصص هم نياز دارد. نمي شود بدون علم و آگاهي سراغ آن رفت. بايد با زمينه کار آشنا بود، اسناد را شناخت، کمي از علم شيمي سر درآورد، گاهي فن هنرپيشگي لازم است و... خلاصه اينکه کار هرکس نيست جعل کردن!
عمده ترين اسنادي که جاعلان به سراغ شان مي روند، اين ها هستند: اسکناس، چک هاي بانکي، سندهاي ملکي، شناسنامه، کارت پايان خدمت سربازي، مدارک تحصيلي و گواهينامه رانندگي.
البته ميان اين ها گاهي هم کارهاي ديگري به پست شان مي خورد: دستکاري اسناد مختلف، جعل اوراق بهادار گوناگون، مهر کردن نامه هاي رسمي و... گروهي ديگر هم به امر جعل و چاپ چيزهاي ديگر مشغولند؛ مثل قوطي داروهاي تقلبي، مارک و برچسب شرکت هاي مختلف و... که اگر بخواهيم همه را بنويسيم، خودش يک پرونده مفصل مي شود. پس بدون اين که به جاده خاکي بزنيم، مي رويم سراغ همان گروه اصلي جاعلان حرفه اي و جعل هاي عمده شان.

***
بعد از ور رفتن با دندان هاي تازه لق شده، يکي از بزرگ ترين تفريحات کودکي ام بيرون کشيدن نخ اسکناس هايي بود که يواشکي از جيب پدر کش مي رفتم. مرحوم «صادق هدايت» در کتاب «نيرنگستان»اش از قول عوام آورده که: «وقتي فرزندي از پدرش دزدي مي کند، خدا خنده اش مي گيرد.»
اما من که نمي خواستم دزدي کنم؛ پول ها را بعد از خاتمه کار، تاکرده و باز توي جيب شلوار پدر مي گذاشتم. عشق من فقط اين بود که با ناخن لبه اسکناس ها را زخمي کنم و نخي که از عرض شان گذشته بود را بيرون بياورم. صداي زير و عجيبي - مثل ناله زائوها- مي داد...
يادم نمي آيد با آن نخ هاي پلاستيکي که رويشان نوشته بود «بانک مرکزي»؛ چه مي کردم. فقط يادم است که يک روز پدر سخت عصباني به خانه آمد و با مغر آمدن برادر، سيلي سختي خوردم که تا عمر دارم ديگر از اين غلط ها نکنم. دست کردن توي جيب جناب سرهنگ و بردن آبرويش جلوي کاسب هاي محل!
يادم نمي آيد آن روز کسي در خانه ما خنديده باشد. در عوض فهميدم چرا داخل اسکناس ها نخ دارد؛ اين يکي از نشانه هاي اصل بودن پول کاغذي و ترفندي براي جلوگيري از سوءاستفاده جاعلان است.
نه حالا، که در تمام طول تاريخ بشريت، خلافکارها هميشه حاضر بوده اند و فعال. مثلاً جالب است بدانيد چند قرن پيش که چيزي به نام «پول» اختراع شده و به شکل ابتدايي اش يعني سکه طلا يا نقره رواج داشت، اجداد همين جاعلان الان، برمي داشتند لبه سکه ها را تراشيده و در حقيقت از سکه ها مي دزديدند. از همان وقت ها بود که رسم شد در ضرب سکه، لبه مسکوکات را دندانه دار کنند تا در صورت سايش غيرمجاز، فاعل لو برود!
بعدها، ساليان درازي طول کشيد تا بروات و شکل ابتدايي اسکناس هاي فعلي – که از نظر عوام فقط تکه اي کاغذ بودند- جا بيفتند و درست از همين جا بود که داستان جعل اسکناس آغاز شد. در سال هاي اخير، مرزهاي غربي کشور و آنطور که همه اهل فن روي آن اتفاق نظر دارند، شاهراه اروميه محل ورود پول تقلبي و تجهيزات مربوطه به ايران است. اسکناس روي کاغذهاي مخصوصي چاپ مي شود که دو نوع اسرائيلي و انگليسي آن در بازار سياه يافت مي شود. نوع اول بسيار مرغوب تر و مناسب تر است و دومي هم کم پيدا مي شود و هم تقلبي اش زياد است. حساب کنيد: به آدم متقلب، جنس تقلبي آب کنند. چه شود!
دستگاه هاي مورد استفاده براي چاپ پول هم معمولاً کم حجم و کوچک هستند. تجهيزات پيشرفته فعلي، که عمدتاً ساخت انگلستان اند، حجمي معادل يک دستگاه فتوکپي ساده را دارند. ولي در گذشته هاي نچندان دور، بخشي از کار چاپ، دستي انجام مي شد و بسيار نفسگير و خسته کننده بود.
در حال حاضر، جعل و چاپ غير از هزار و دوهزار توماني، صرف ندارد. وقتي پنج هزار توماني ها وارد چرخه اقتصادي مملکت شدند، لابد عروسي جاعلان بوده؛ چرا که اولاً مردم با اين اسکناس تازه آشنايي نداشتند و آب کردن پول جعلي راحت تر بود، بعد هم اينکه براي چاپچي محترم ميزان کار مثل سابق بود، در حالي که ارزش هر قطعه اسکناس جعلي پنج برابر شد! البته از طرف بانک مرکزي که تنها متولي چاپ پول در کشور است، اطمينان داده شد براي اين اسکناس هاي پيازي رنگ بيشتر مايه گذاشته شده و از چند ناحيه قابل تميز است که آيا جعلي است يا اصل. با اين حال، از همين که مدت هاست ديگر پنج هزار توماني نديده ايم و شايعه خروج اين اسکناس از چرخه پولي شنيده مي شود، مي شود خيلي چيزها برداشت کرد.
قيمت معادل يک ميليون تومان پول تقلبي، در پايتخت بين سيصد تا پانصد هزار تومان است. ولي در غرب کشور همين ميزان اسکناس جعلي را با صد يا دويست هزار تومان هم مي شود خريد. گفتني اين که با وجود ورود تجهيزات لازم از استان هاي غربي، عمده کار چاپ پول جعلي در همين کرج و بعد تهران خودمان اتفاق مي افتد.
دوستان خلافکار، زرنگ تر از آنند که با بيرون دادن اسکناس هاي نو، خودشان را تابلو کنند. آن ها با شيوه هاي خاص خود، اين دست ساخته هايشان را به شکل پول هاي رايج و استفاده شده در مي آورند. مثلاً مدتي اسکناس ها را زير خاک نگه مي دارند تا نم دار و فرسوده به نظر برسند. شيطان ها!

ادامه دارد...

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4967
اعتبار کسب شده: 9596
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 24 مهر 1386، ساعت 11:37
 9 ماه و 6 روز پيش
#2
 
حدود پانزده سال پيش بود که يک اسکناس جعلي سوراخ نشده را از نزديک ملاقات کردم! تا پيش از آن، هرچه ديده بودم در قاب عکس يا زير شيشه روي ميز کاسب ها بود و سوراخ شده؛ که صاحب مغازه به عنوان سند نقره داغ خود، جلوي چشم نگه داري مي کرد.
ماجراي آن آشنايي شرم آور است، ولي مي گويم. يکي از پسرهاي فاميل که به قول معروف مايه ننگ نام خانواده شده و از سيزده سالگي بين زندان و خانه در رفت و آمد بود، بابت خرج شش قطعه هزار توماني بدلي در شمال دستگير شد. زرنگي اش اين بود که بقيه پول جعلي ها را قايم کرده و به کل منکر قضيه شده بود. وقتي «شهرام» (بد شانسي، هم نام فرهنگي خودمان هم بود) بعد از مشت و مال اساسي بالاخره بيرون آمد، برايم تعريف کرد: «سيصد تومان داديم، يک ميليون گرفتيم. اين ها را چند نفر افغاني توي يک مسافرخانه در ميدان امام حسين مي زنند. حرف ندارد، حتي نخ هم دارد، نگاه کن...»
خوبي قضيه در اين بود که پس از يک بحث فني، با ضعف و قوت کار جاعلان اسکناس آشنا شده و راه تشخيص دادن اصل يا جعل پول را ياد گرفتم. اسکناس هايي که آن روز ديدم، مثل موارد اصل، وقتي مقابل نور مي گرفتي هم تصوير امام را در خود داشتند و هم به ظاهر نخي از وسط شان رد شده بود. در حالي که نخي وجود نداشت و فقط آن قسمت از اسکناس ها پر رنگ تر بود تا اينطوري ملت به اشتباه بيفتند. ضمناً جاعلان عزيز با همه زرنگي شان هنوز نتوانسته اند پول برجسته چاپ کنند؛ يا اگر هم بکنند، برايشان صرف نمي کند. اگر روي اسکناس هاي واقعي دست بکشيد، بعضي نقاط شان برجسته و زبر است. مثلاً روي دوهزار توماني ها، عبارت «بيست هزار ريال» و عباي تصوير امام خميني برجسته است و از اين راه بدون اين که پول را توي نور گرفته و تابلو بازي کنيد، مي توانيد متوجه اصالت اسکناسي که به آن شک داريد شويد.
هروقت از اين شيوه استفاده کرديد، يادتان نرود براي شادي روح شهرام قصه ما فاتحه بفرستيد. طفلي آخرش تزريقي شد و هپاتيت گرفت و در عنفوان جواني جان به جان آفرين تسليم کرد! Mr. Green Applause

***
چاپ چک هاي مسافرتي و بي نام هم يکي از عمده کارهاي جاعل هاست. اين مورد هم مثل چاپ پول مي ماند، با اين تفاوت که مبلغ حاصله خيلي بالاتر مي رود و به همين نسبت امکان لو رفتن هم بالاست. چرا که خرج تراول چک بدون ارائه مدارک شناسايي، تقريباً امکان ندارد. خلافکارهاي حرفه اي چک هاي جعلي را مي فروشند و در صورت نياز فقط با مدارک جعلي دست به خرج آن ها مي زنند.
اما چک هاي بانکي معمولي هم از دست خلاف جماعت مصون نيستند. معمول ترين شيوه، دست بردن در مبلغ چک هاست که براي انجام اين کار، ابتدا نوشته هاي دستي را با مواد شيميايي خاصي پاک کرده و بعد به دلخواه خودشان صفرهاي مقابل رقم چک را بيشتر مي کنند.
جعل سند زمين و ملک هم همين روال را دارد. البته براي انجام يک کار اينچنيني، اول بايد ديد سند قرار است براي چه کاري مورد استفاده قرار بگيرد. معمولاً زمين يا ملک بي صاحبي وجود دارد که برايش دندان تيز شده. در اين صورت بايد يک سر رفت بازار، «کوچه مروي» يا «کوچه عرب ها». آنجا مي شود سندي با قيمت صد تا پانصدهزار تومان (به زرنگي دو طرف بستگي دارد) خريداري کرد. چندي پيش تلويزيون هم در بخش هاي خبري خود گزارشي در اينباره پخش کرد و عنوان شد همه جور مدرک و سند جعلي و غيرجعلي در اين مکان ها خريد و فروش مي شود. با وجود اين، نقاطي که اشاره شد، همچنان پاتوق خلافکارهاي سند و امثالهم است.
بعد از انجام خريد، جاعل فرضي ما بايد سند مربوطه را پاک و دوباره نويسي کند. البته سندٍ پاک شده هم هست، ولي قيمتش کمي تفاوت دارد و پنجاه تا صدهزار تومان گران تر است. براي پاک کردن سند از محلولي حاوي روغن ترمز اتومبيل به علاوه کمي آب و مايع سفيدکننده (وايتکس) استفاده مي شود. درصد ترکيبش را نمي نويسيم تا بدآموزي نشود!
ضمن اين که اگر نظافتچي موردنظر خبره اين کار نباشد، گند مي زند به سند و نوشته هايي که در حالت عادي نامئي هستند، روي کاغذ نم دار آشکار مي شوند: جعلي، جعلي، جعلي، جعلي، جعلي،...
اين نکته، مهم ترين مشخصه سندهاي پاک شده است؛ که جاعل هرچقدر هم کارش تميز باشد، معمولاً باز از دستش در رفته و گوشه اي از کار خودش را نشان مي دهد. متاسفانه خيلي از دفتردارهاي ثبت اسناد رسمي هم اين نکته را نمي دانند و اگر بهشان بگويي فقط با تعجب نگاهت مي کنند!
ادامه داستان خيلي مفصل است، ما خلاصه اش را مي نويسيم: سند پاک شده بايد با اطلاعات تازه، دوباره نوشته شود. جاعل ماجرا، بايد شماره پلاک زمين يا ملک بي صاحب را در بياورد. البته نه آن پلاک روي درش را، بلکه پلاک ثبت شده در خزانه داري کل و... دوستان اشاره مي کنند بيشتر ننويسيم. تا همينجا محض اطلاع کافي بود! Shame on you

***
يادمان رفت ديگر موارد استفاده سند هاي جعلي را بنويسيم. اگر غرض فروش ملک نباشد، حتماً براي کارهاي خلاف ديگر کاربرد دارد؛ مثلاً براي وثيقه گذاري. يک مورد لو رفته را مثال مي آوريم تا باز هم خيالمان راحت باشد بدآموزي نشود: مدتي مد شده بود که با وثيقه قرار دادن سندهاي جعلي، زنداني آزاد مي کردند! عده اي دم در دادگاه ها پيدايشان شده بود که اصطلاحاً به آن ها «اجاره گذار سند» مي گويند («مي گويند» چون متاسفانه هنوز هم گاهي سروکله شان پيدا مي شود). آن ها در ازاي دريافت ده درصد مبلغ وثيقه، سند مناسبي براي سپردن به دادگاه جور مي کردند؛ سندي که طبيعتاً جعلي بود!
حالا که حرف از دادگاه شد، اين حکايت را هم داشته باشيد: سال گذشته يک آقاي کلاه بردار دستگير شد که مقابل دادگاه هاي خانواده گشت زده و با کارت و مدارک جعلي، خود را بازپرس ويژه معرفي مي کرد. او با زنان و خانواده هاي گرفتار ارتباط برقرار کرده و از آن ها سوءاستفاده جنسي و مالي مي کرد!
اينجاست که مي گويند: «توصيه هاي ايمني را جدي بگيريد». گاهي حتي به چشم هاي خودتان هم اعتماد نکنيد، ضرر ندارد.

ادامه دارد

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4967
اعتبار کسب شده: 9596
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 24 مهر 1386، ساعت 11:39
 9 ماه و 6 روز پيش
#3
 
باور کنيد يا نه، اين يکي هم اسمش شهرام است. کار اصلي اش چيز ديگريست، اما به قول خودش هميشه «عاشق جعل» بوده. هيکل رو به راهي دارد و وقتي از کتک هايي که بابت خلاف خورده مي گويد، زياد دل آدم به حالش نمي سوزد. مي گويد: «مامورهاي آگاهي با دزدها خيلي بدند. اما جاعل ها را دوست دارند! مي گويند طرف زرنگ است، دستش کج نيست!» Laughing
- جدي؟
- خب، نه اين که هواي آدم را داشته باشند. ولي وقتي بهشان گفتم دست خودم نيست، جعل را دوست دارم. دادند برگه اعتراف پر کردم، همشان باهام دست دادند و ولم کردند بروم...
- آزادت کردند؟
- نه، رفتم زندان! Mr. Green Applause

اين يکي شهرام دو سال بابت چاپ بليط اتوبوس هاي تقلبي حبس کشيده. حالا ديگر بچه هايش بزرگ شده اند و دلش نمي خواهد رشد کردن آن ها را نبيند. ضمن اين که از بي وفايي «معشوق» هم گله دارد؛ اين اصطلاح را اولين بار از او شنيدم: «پول جعل وفا ندارد». تعريف مي کند که چقدر ناگهاني، اتفاقات عجيب و غريبي دست به دست هم دادند تا باز برگردد سر جاي اولش و بي پول شود. دوباره مجبور شد برود سر کار سابق و تا مدت ها با افسوس بگويد: «برکت نداشت لامصب!»

***
در کوچه مروي همه چيز پيدا مي شود؛ از شناسنامه گرفته تا ليسانس و فوق ليسانس تضميني! ديپلم که کاري ندارد، ولي مشتري ندارد ديگر.
قيمت شناسنامه: پنجاه هزار تومان. اگر با مشخصات تازه بخواهي، مي شود صدوپنجاه تا دويست هزار تومان؛ با مهر ثبت احوال روي عکس. هر مهري هم که بخواهي، براي هر کاري، يا مي سازند يا دارند و مي زنند. قيمت ساخت مهر: به نسبت اهميتش، بين صدهزار تومان تا يک ميليون.
حتي مهر کردن هم گاهي قيمت بالايي دارد؛ مثلاً در موردي اضطراري و اورژانسي، يکي از مشتريان بيچاره اين کوچه بابت مهر شدن شناسنامه جعلي اش پانصدهزار تومان پياده شده.
بيشتر طالبان شناسنامه، اتباع کشورهاي همسايه هستند که غيرقانوني وارد کشور شده و براي ماندن نياز به مدارک شناسايي دارند. البته کسي را هم سراغ داريم که براي خوش بودن با معشوق مربوطه و گذران شب در هتل، شناسنامه جعلي براي خودش دست و پا کرده بود؛ که آخرين بار لو رفت و به حالت «بدو رو» از يکي از هتل هاي معروف تهران گريخت و معشوق جا گذاشت!
در مورد جالب ديگر، يک فرد بيکار حاضر شد در قبال دريافت بيست ميليون تومان، با شناسنامه جعلي، يک سال به جاي فرد پولداري به زندان برود. از بخت بدشان حالا هر دو در زندانند و نوبتي روي ديوار چوب خط مي کشند!
خبر نداريم، اما شايد عامل لو رفتن آن ها شماره سريال شناسنامه جعلي باشد. به گفته يک مطلع سرد و گرم چشيده، هنوز هيچکس نتوانسته شماره سريال شناسنامه اي را دستکاري کند: «هرکس هم بگويد کرده، دروغ مي گويد.»
از جمله غيرقابل جعل ها، بايد به کارت ملي اشاره کرد که تا به حال موارد بسياري ديده شده که جعل کرده اند اما چيز خوبي از آب درنيامده و زود لو رفته اند. کارت ملي به خاطر درج هولوگرام و مهر مخصوص، مثل غولي ترسناک سر راه جاعلان حرفه اي ايستاده و تا زماني که تکنولوژي هولوگرام دست شان نيفتد، کار و بارشان روز به روز بدتر هم خواهد شد؛ چرا که اخيراً از سوي مراجع رسمي و دولتي تاکيد شده تا چندي ديگر همه ايرانيان بايد کارت ملي خود را گرفته و براي کليه امور رسمي از اين کارت استفاده کنند.
با اين حال، يک چيز را نمي شود ناديده گرفت: جاعلان بالفطره اي مثل قهرمان فيلم «اگه ميتوني منو بگير» هميشه بودند و تا ابد هم خواهند بود. آن ها آدم هاي خاصي هستند؛ تحقيقات علمي ثابت کرده، بزرگ ترين خلافکاران باهوش ترين مردمانند. آيا پيشرفت تکنولوژي و فناوري هاي نوين خواهد توانست جلوي اين نابغه هاي شوم را بگيرد؟ اميدواريم!

مزدک علي نظري

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است دنياي بي جواب
1
پاسخها: 3 بیننده: 184 نویسنده: احمدي نژاد
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است حرفه: مداحي
1
پاسخها: 4 بیننده: 286 نویسنده: s_mr66
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است 30 كار 30 ثانيه اي براي تغيير دادن دنياي شما
1
پاسخها: 2 بیننده: 146 نویسنده: ice.plus
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است ويروس!
1
پاسخها: 9 بیننده: 231 نویسنده: غريب آشنا

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: