| نویسنده |
پیغام |
majidjon13 آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2086 اعتبار کسب شده: 3850 محل سکونت: پرشيا جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 16 مهر 1386، ساعت 20:45 |
|
 |
9 ماه پيش |
|
#1
|
| |
دکتر ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا (زاده ۱۴ ژوئن، ۱۹۲۸ - درگذشته ۹ کتبر، ۱۹۶۷) که معمولاً بهعنوان چهگوارا يا الچه شناخته ميشود، يک انقلابي مارکسيست ِ متولد آرژانتين بود.
گوارا يکي از اعضاء جنبش ۲۶ ژوئيه ِ فيدل کاسترو بود. اين جنبش در سال ۱۹۵۹ قدرت را در کوبا بهدست آورد. گوارا چندين پست مهم را در دولت جديد کوبا بر عهده داشت و پس از آن با اميد برانگيختن انقلاب در ديگر کشورها کوبا را ترک کرد. وي ابتدا در سال ۱۹۶۶ به جمهوري دموکراتيک کنگو رفت و سپس به بوليوي سفر کرد. در اوايل اکتبر ۱۹۶۷ چهگوارا در بوليوي طي عملياتي که توسط سازمان سيا طرحريزي شده بود دستگير شد. برخي باور دارند که سيا ترجيح ميداد گوارا را براي بازجويي زنده در دست داشته باشد، اما بهرصورت او بهوسيلهٔ ارتش بوليوي در نزديکي والهگرانده در سانتا کروز دلاسيهرا کشته شد. تفاصيل مرگ او هنوز هم مبهم هستند، ولي خيليها باور دارند که دولت بوليوي از قصد گوارا را کشت تا از اجراي يک محاکمهٔ عمومي براي او جلوگيري کند.
پس از مرگ گوارا، او به عنوان يک تئوريسين، متخصص در فنون جنگي، و جنگآوري بي همتا تبديل به قهرمان جنبشهاي انقلابي سوسياليستي جهان سوم شد. وي همچنين تصويري محبوب براي انقلاب و جناح چپ در فرهنگ غربي است.
چه گوارا در روزاريا دومين شهر بزرگ آرژانتين زاده شد و در آغاز ارنستو گوارا نام داشت. پدر او «ارنستو گوارا لينچ» ايرلندي و مادرش «سليا دولاسرنا» اسپانيايي بود. اين خانواده از طبقه متوسط جامعه با گرايشهاي شديد چپ و تمايلات آزاديخواهانه بودند. خانواده گوارا ستايشگر «خوزه مارتي» و هوادار جمهوريخواهان در دوره جنگهاي داخلي اسپانيا بودند. ارنستو گوارا دولاسرنا - نام کامل چه _ در چهاردهم ژوئن ۱۹۲۸ در آرژانتين زاده شد.
وي همچنين قبل از اينکه دست به انقلابي بزند کل آمريکاي لاتين را به همراه دوستش آلبرتو گرانادو گشت زده و همچنين کتابي بسيار معروف که فيلم آن نيز ساخته شده است با نام "خاطرات سفر با موتور سيکلت" را به رشته تحرير در آورده است.
در بامداد ۸ اکتبر ۱۹۶۷ در نزديکي لاهيگوئرا(دهکده کوچکي در بوليوي و در نزديکي کوههاي آند) چهگوارا به همراه چندتن از چريکهايش به محاصره ارتش بوليوي که به وسيله ماموران سيا و افسران آمريکايي همراهي ميشدند به محاصره درآمد و با جراحات فراوان دستگير شد،روز بعد چه انقلابي آرژانتيني الاصل در گذشت.
ويکي پديا
|
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط majidjon13 در تاريخ دوشنبه 16 مهر 1386، ساعت 20:53 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
majidjon13 آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2086 اعتبار کسب شده: 3850 محل سکونت: پرشيا جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 16 مهر 1386، ساعت 20:50 |
|
 |
9 ماه پيش |
|
#2
|
| |
اين عکس که البرتو کوردا از چه گوارا گرفته، پيش از اينکه به تصويري اسطوره اي از اين جنگجوي شورشي مبدل شود، سالها در استوديوي عکاسي اين عکاس آويزان بود. چهل سال بعد از مرگ او اين عکس يکي از شناخته شده ترين و پرفروش ترين ها در دنيا است.
جيم فيتزپاتريک آرتيست و عکاس ايرلندي به نشر گسترده اين عکس در جهان کمک کرد. اين نسخه "چه گواراي هوش ربا" يکي از اولين کار هاي اوست که روي تخته اي از زرورق نقاشي شده بود. در طول چهل سال گذشته اين عکس به يک مارک تجاري مبدل شده است.
نسخه بزرگ اين عکس ميدان انقلاب شهر هاوانا را تزئين کرده است. اين عکس در کنار اينکه پيام سياسي دارد به صورت بي سابقه اي روي تي شرت ها و ديوار ها در سراسر دنيا نقاشي شده است.
براي عده اي اين تصوير چه گوارا نمادي از تدين مذهبي است. اما همانطوري که هنوز اين عکس نمادي از مبارزه بومي در آمريکاي لاتين است، در بسياري از کشور هاي ديگر حاوي پيام هاي تبليغاتي براي اشياي مصرفي است.
مدونا يکي از کساني است که براي تبليغ و بازاريابي موسيقي اش از اين تصوير چه گوارا استفاده کرد.
تصوير چه گوارا آنقدر مشهور است که هرقدر تغيرش بدهند بازهم آنچه از آن باقي مي ماند به آساني قابل شناخت است.
در بسياري از مناطق آمريکاي لاتين مانند ونزوئلا اين عکس پيام سياسي اش را حفظ کرده است.
اما در پرو يک شرکت زرنگ توليد کننده تنباکو، سيگارها را با اين عکس چه گوارا تزئين کرده است. آميزه اي از سرمايه داري و محصولات مصرفي، مذهب و مبارزه انقلابي. اين عکس همچنان بي رقيب مانده است.
بي بي سي |
|
|
|
|
|
|
 |
s_mr66  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 499 اعتبار کسب شده: 2018 محل سکونت: همه جاي ايران سراي من است جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 18 مهر 1386، ساعت 0:59 |
|
 |
8 ماه و 29 روز پيش |
|
#3
|
| |
همان روزها که ماجراي جنجالي دانشگاه کلمبيا رخ داد و اذهان را به خود متوجه ساخت، ماجراي ديگري در همين دانشگاه تهران خودمان اتفاق افتاد که خيلي هم جالب بود و مي توانست جنجالي هم باشد، ولي خوب ديگر...
البته جنس اين دو نشست با هم فرق داشت. آنجا ميزبان رييس دانشگاه کلمبيا بود و اينجا بسيج دانشجويي که نشستي تحت عنوان «چه؛ مثل چمران» را برگزار مي کرد.
حتما ارنستو چه گوارا معرف حضورتان هست. براي ما که در دوران دانشجويي چهره معروفي بود و بسيار زياد موضوع بحث و تريبون هاي آزاد آن روزگار قرار مي گرفت. حالا را نمي دانم. پزشکي آرژانتيني متولد سال 1928 که از مبارزين بنام ضد امپرياليستي در جهان معاصر به شمار مي رود و در کشورهاي بسياري علمدار مبارزات کمونيستي بوده است. برخي گفته اند چه گوارا از معروف ترين تصاوير دنياي امروز است و از سمبل هاي قرن بيستم به شمار مي آيد. او واقعا در چارچوب فکر و انديشه خود يک مبارز کامل و خستگي ناپذير بود و يکي از شاخصه هايش هم رزمي با فيدل کاسترو. دخترش مي گويد: پدرم تنها پيامبري را که مي شناخت فيدل بود.
چه گوارا در جريان مبارزاتش بالاخره در سال 1967 در حين عبور از بوليوي به دست ارتش آن کشور اعدام شد.
حالا برگرديم به دانشگاه تهران که در نشست مورد اشاره، عده اي از دوستان سعي کردند به طور محيرالعقولي اين مارکسيست تمام عيار و نماد انقلاب ضدامپرياليستي و کمونيستي را به نحوي به اعتقادات موجود در جامعه ما نزديک نشان دهند... که البته برخي ناظرين اين نوع اقدامات را با لفظ «لايتچسبک» تحليل و ارزيابي مي کنند!
اليدا چه گوارا، دختر اين چريک بين المللي هم که به همراه برادرش به اين نشست دعوت شده بود از اين فرصت استثنايي - در شرايطي که انديشه و گفته هاي پدرش غيرقابل پخش است – بهره برده و از تريبون نشست بسيج دانشجويي به تشريح مواضع کمونيستي و غيرديني پدرش پرداخت. او هر گونه نسبت دين داري را در مورد پدرش نفي کرد.
اين نشست البته به دليل مسايل پيش آمده قبل از پايان مباحث به تعطيلي کشانده شد. اتفاق دانشگاه تهران از دو منظر قابل تامل است. يکي اينکه باز هم شگفتي آفريده شد. اظهاراتي کاملا الحادي از يک تريبون کاملا مذهبي يکي ديگر از شگفتي ها و تناقضات آشکار دوران کنوني است و ديگر اينکه از رهگذر اين اتفاق مي توان به مقايسه درجه تحمل ديدگاههاي مخالف در دو دانشگاه تهران و دانشگاه کلمبيا پرداخت. نه؟
وقتي اخبار مربوط به اين نشست را مي خواندم فکر کردم اگر چنين اشتباهي را هر کدام از گروههاي دانشجويي مانند انجمن اسلامي مرتکب شده بود حالا چه قيامتي در رسانه هايي چون کيهان و شبکه هاي مختلف تلويزيوني بر پا بود و نداي وا اسلاما همه عالم را پر کرده بود. اي امان از اين يک بام و دو هوا که هيچ نشانه اي از عدالت را با خود ندارد. اگر چه به قول يکي از دوستان خوبست که خدا هست ... پس ملالي نيست.
اين حس را اين روزها بايد براي خيلي موارد ديگر هم به کار برد و تسري داد. مثلا در مورد بروشوري که ديروز به دستم رسيد. اين بروشور « تا انتخابات هشتم؛ آسيب هاي ناشي از عملکرد جريان دوم خرداد» نام دارد و آن گونه که بر روي آن درج شده توسط جمعيت ايثارگران به چاپ رسيده است. اين بروشور 24 صفحه اي سراپا تهمت و افترا به دولت هاي هفتم و هشتم و در واقع به نظام جمهوري اسلامي است. اطلاعات عديده نادرست، کلي و تکراري مانند نسبت دادن حمله به مقدسات اسلامي، زير سوال بردن دفاع مقدس، جايگزين کردن گفتمان ليبراليسم و سکولاريسم، ترويج اشرافيگري و ...
اما جالب اينکه صفحه رو و اول داخل بروشور را هر قدر وارسي کردم کلمه بسم الله را نيافتم. ياد آن حديث افتادم که هر فعلي و نوشته اي بدون بسم الله ابتر است. شايد هم آن قدر تهمت و دروغ را به هم بافته اند که دستشان نرفته آن را به نام خدا آغاز کنند. در هر صورت اين هم از آن نشانه هاييست که «خدا هست» و او شاهد و ناظر بر نيات و قلوب است. |
|
|
|
|
|
|
 |
شازده کوچولو  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385 مجموع ارسالها: 969 اعتبار کسب شده: 6357 محل سکونت: هيدالو سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 18 مهر 1386، ساعت 11:46 |
|
 |
8 ماه و 28 روز پيش |
|
#4
|
| |
سلام
اگه ميشه اين بروشور رو از يه جايي گير بيارين و اسکن کنيد. بعدش براي همه يه جايي آپلودش کنيد.
حيفه که مردم شهرها و دانشگاه هاي ديگه از خوندن اين بروشور محروم بشن.
يادتون هست که سال 86 چه نشريه اي منتشر شد؟ بعضيا هنوز اون نشريه رو نگه ميدارن. |
|
_________________ نکند من هم يک خرده به آدم بزرگها رفتهام؟ «بايد پير شده باشم».
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنتگزوپهري)
|
|
|
|
|
 |
آزاد  سال صفري!
تاريخ عضويت: شنبه 24 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 80 اعتبار کسب شده: 232 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 20 دي 1386، ساعت 19:37 |
|
 |
5 ماه و 26 روز پيش |
|
#5
|
| |
چند رباعي در اين خبر
عنوانِ همايشي سياسي «چه» شد
با شور فراوان سخن از هر «چ» شد
وقتي که دو فرزند چه از وي گفتند
در محضر شاهدان عيني «سه» شد!
*****
هرچند براي جنگ بيدل باشد
در راه عقيدهاش قويدل باشد
وقتي چهگوارا پي آبادي نيست
بهتر که همان رفيق فيدل باشد!
*****
آن بيخبرازما بشود اسطوره
از آن سر ِ دنيا بشود اسطوره
وقتي که بزرگانِ خودي سانسورند
بايد چه گوارا بشود اسطوره
*****
هرچند که گويند «چه بيدين بوده!
شايان عذاب و لعن و نفرين بوده»
«آزادي انسان» و «عدالتخواهي»
سرمايهي دين مگر به جز اين بوده؟ |
_________________ من از آن روز که رسوا شده ام، آزادم
|
|
|
|
|
 |
itwman  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: جمعه 16 آذر 1386 مجموع ارسالها: 162 اعتبار کسب شده: 1044 محل سکونت: کاشان سن: 23 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 21 دي 1386، ساعت 2:00 |
|
 |
5 ماه و 26 روز پيش |
|
#6
|
| |
«آزادي انسان» و «عدالتخواهي»
سرمايهي دين مگر به جز اين بوده؟ |
|
_________________ من نه يک مسيحي هستم و نه يک بشردوست.
من هرچيزي برعکس يک مسيحي هستم،
و بشردوستي در مقايسه با آنچه من باور دارم بيارزش بهنظر ميرسد.
من بهجاي اينکه اجازه بدهم به يک صليب ميخکوب شوم، با هر سلاحي که دستم به آن برسد ميجنگم.
فرمانده چه
|
|
|
|
|
 |
وکيل بعد از اين  سال صفري!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 01 فروردين 1387 مجموع ارسالها: 77 اعتبار کسب شده: 57 محل سکونت: گفتن بگم شيراز جنسيت: مرد |
 |
شنبه 17 فروردين 1387، ساعت 22:46 |
|
 |
3 ماه پيش |
|
#7
|
| |
|
|
|
|
 |
|
|