| Poll :: آیا با کلیات مقاله فوق موافق هستید؟ |
| بلي |
|
50% |
[ 2 ] |
| خير |
|
50% |
[ 2 ] |
|
| مجموع آراء : 4 |
|
| نویسنده |
پیغام |
salambarhame  زبون بسته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 مرداد 1386 مجموع ارسالها: 16 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: يه جاي خوب! جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 15 مهر 1386، ساعت 3:16 |
|
 |
1 سال و 1 ماه پيش |
|
#1
|
| |
مشکل استعمار با زبان فارسي
فرهاد عرفاني مزدک:
سياست فارسي ستيزي، سياست کهنهء استعماري است که نگارنده، در مقالات گوناگون و متعدد، بدان پرداخته است، اما نظر به تلاش جديد و سرسختانه اي که اکنون در جريان است تا موجبات فروپاشي فرهنگي و زباني ملت ايران و همسايگانش فراهم آيد، ضروري است بار ديگر به اين موضوع بس پر اهميت پرداخته شود. انگيزهء نگارش اين مقاله، غير از مورد فوق، سخنان اعلمي، نمايندهء تبريز در مجلس شوراي اسلامي، در اعتراض به دستور فارسي نويسي تابلوهاي اصناف در استان آذربايجان شرقي است .
همانگونه که مي دانيد، زبان فارسي، د رحال حاضر، نه زبان يک قوم خاص، بلکه زبان مشترک اقوام ايراني و حتي مليتهاي مختلف ( افغان و تاجيک و ... )، هم در حوزهء جغرافيائي ايران، و هم در خارج از اين حوزه ( يعني حوزهء نفوذ ايران قديم )، است. اين زبان، نه تنها وسيلهء ارتباطي ميليونها انسان در طي هزاره ها بوده، بلکه همچنين نماد و شاخصهء بخشي از فرهنگ بشري است که سنتها و آداب و رسوم و هنر و تاريخ مردمان بسياري را در نقاط مختلف جهان، باز مي نماياند. بخش بزرگي از عظمت و روح انديشهء انساني در طي هزاه ها، با اين زبان پيوند دارد و با اين زبان خود را بيان کرده است و اکنون جزو ميراث گرانقدر همهء بشريت، بخصوص در مناطقي است که هنوز به اين زبان تکلم مي کنند و يا آنرا مي نگارند.
تا پيش از ورود استعمار به خاور ميانه، تنها مورد فارسي ستيزي د رتاريخ اين منطقه، مربوط به دورهء حمله و سلطهء اعراب بوده است که آنهم در طي زمان ( در برابر عظمت فرهنگي اين زبان ) رنگ باخته است و اما پس از ورود استعمار و بخصوص، همزمان با سلطهء کمپاني هند شرقي و استعمار حيله گر انگليس، فارسي ستيزي، تبديل به يک راهبرد اساسي در سياست غارتگران بين المللي ( بخصوص انگليس و آمريکا ) شد. تعيين اين راهبرد، به مبارزهء همه جانبه اي تبديل شده است که به اشکال مختلف در دويست سال گذشته، پيش برده شده و تا حدودي متأسفانه توانسته است از حوزهء نفوذ فرهنگي زبان فارسي در بين ملل خارج از جغرافياي سياسي ايران، بکاهد. ( بياد آوريد تغيير زبان مردم هند را از فارسي به انگليسي) .
اکنون که راهبرد جديد سياسي امپرياليسم براي منطقه، بر تکه تکه کردن کشورهاي بزرگ و تشکيل فدراتيوها و مناطق کوچک قابل کنترل، قرار گرفته است، سياست کهنهء فارسي ستيزي، با تزريق دلار و امکانات، جان تازه اي يافته است و متأسفانه مسئولين ايران غافل هستند، و بخش بزرگي از روشنفکران؛ بازي خورده و يا خائن و ناآگاه!
هم از اينروست که يکشبه، جنايتکاران بين المللي، مدافع حقوق زباني اقوام ايراني شده اند!! صدها صفحهء اينترنتي در هويت سازي براي مردمان با گويشها و زبانهاي مختلف ايجاد شده، راديو و تلويزيون به زبانهاي محلي علم شده، نظريه پردازان استعمار به تاريخ سازي و تاريخ نويسي مشغول گشته اند و براي ظلم مضاعف به غير فارس زبانها، اشک تمساح مي ريزند!
کسانيکه در طي يکصد و پنجاه سال، زبان انگليسي را با زور سرنيزه و بقيمت ريختن خون ميليونها انسان در سراسر جهان، به زبان بين المللي تبديل کرده و موجبات نابودي رسمي صدها زبان و گويش محلي و فرهنگهاي غني وابسته به ان را فراهم نموده اند، اکنون به منبر رفته و براي اصالت گويشها و زبانهاي محلي ايران، روضهء علمي مي خوانند !!!
ناگفته پيداست که آنچه در آن بحث نيست، ارزش برابر همه زبانها و گويشهاي مردمان ، نه تنها در ايران، بلکه در همهء جهان است و صد البته اين حق طبيعي هر انساني ست که با زباني که دوست مي دارد زندگي کند و با جهان روبرو شود. دقت شود که د راينجا بهيچوجه، مسئله، مسئلهء تحليل تمايزات و تفاوتهاي زباني، و اثبات و انکار هيچکدام نيست، بلکه بحث بر سر سياست کثيفي است که، با دستمايه قرار دادن تفاوتهاي گويشي و زباني، تلاش دارد تا مردماني را به قتلگاه فرستاده، زمينه را براي فروپاشاندن کشورها فراهم آورد.
اين تقريبأ اصلي پذيرفته شده در سطح بين الملل است که اقوام و طوايف و ملل گوناگون، ضمن استفاده از لهجه ها، گويشها و زبانهاي متفاوت، به جهت ارتباطات گسترده تر و زندگي در جامعه اي نظام مند که کشور ناميده مي شود، از زباني مشترک، که معمولا رسمي خوانده مي شود، استفاده نمايند و امور کشوري، از ارتباط و آموزش سراسري گرفته، تا ثبت اسناد را، با آن زبان انجام دهند.
در کشورهاي بزرگ جهان، همچون چين و هند و آمريکا و کانادا و روسيه و ... مردماني بسيار متفاوت از هر جهت، با داشتن صدها زبان و گويش مختلف، از طريق زباني مشترک با هم ارتباط دارند و سازندهء يک نظام و يک هويت ملي گشته اند.
در ايران نيز که پيشگام همهء کشورهاي فوق در شهر نشيني و تشکيل کشور و ملت و دولت واحد است، اين موضوع، يعني بکارگيري زبان مشترک، هزاران سال است که عمل کرده و مي کند و هرگز هيچ قوم و طايفه اي منکر اصل بديهي وجود زبان مشترک نبوده است و اکنون بطريق اولي، زبان مشترک ايرانيان، ديگر، تنها يک زبان براي ارتباط نيست، بلکه همچنين يک هويت و تاريخ و فرهنگ مشترک و حتي توليد يک ملت واحد است که ايراني خوانده مي شود! دقيقأ به همين دليل است که استعمار تلاش زايدالوصفي را در جهت فروپاشي زباني ملت ايران بکار گرفته است ! چرا که خوب مي داند که: تنها و تنها چيزي که قادر است ساختار مستحکم نظام ملي و فرهنگي ايران را در هم بريزد و ملت ايران را دچاراز هم گسيختگي و چند پارگي کند، به زير ضرب بردن زبان فارسي است!
آنها از روشهاي متفاوتي در جهت رسيدن به هدف فوق الذکر استفاده مي کنند که در مقالهء جداگانه اي به انها پرداخته ام. مهمترين اين روشها: 1- در تقابل قرار دادن گويشها و زبانهاي محلي با زبان فارسي و 2- هجوم فرهنگي از طريق زبان انگليسي است!
***
در کشور سيصد ميليوني آمريکا ، با وجود صدها قوميت و زبان متفاوت، هنگاميکه عده اي از اعراب جمع مي شوند تا مدرسه اي را بر پا دارند که جدا از نظام آموزشي سراسري، فرزندانشان را با زبان عربي آموزش دهد، بيکباره تمامي جامعهء امريکا و رسانه ها و مسئولين و احزاب به حرکت د رمي آيند که: نه! هرگز!! چنين چيزي نظام آموزش هماهنگ را در آمريکا زير سوال مي برد و جامعهء آمريکا را دچار چند گا نگي !؟ مي کند!!!
جالبي قضيه اينستکه سياستمداران همين جامعه، که اينگونه مي انديشند، از زبان روشنفکر و نويسنده و فعال سياسي و حکومتگر ايراني ( مسئولين قومگراي جمهوري اسلامي )، به سخن مي آيند که اقوام ايراني بايد بزبان خويش آموزش ببينند!!! دقت کنيد که قضيه، قضيهء آموختن زبان مادري بعنوان يک واحد درسي نيست، بلکه آموختن به! زبان مادري و گويشهاي محلي است!
بر اين اساس است که مي بينيم آقاي اعلمي، نمايندهء تبريز در مجلس به منبر رفته و مي گويد که چرا فرمانداري تبريز بخشنامه صادر کرده و گفته تابلوهاي اصناف بايد بفارسي باشد؟!! براستي يعني اين آقا نمي داند که اگر قرار باشد هر منطقهء کشور تابلوهاي خود را بزبان و گويش محلي بنگارند، نظام آموزشي بزبان خود داشته باشند، راديو و تلويزيون با زبان محلي داشته باشند و همهء امور خود را با زبان و گويش محلي خود رتق و فتق کنند، آنگاه چه چيزي از کشوري بنام ايران باقي مي ماند؟
نه ايران، که هر کشوري در سطح جهان بخواهد به ساز اين آقايان قومگرا برقصد، بايد فاتحه خود را بخواند! يعني اين آقا نمي فهمد و يا نمي داند که بر اساس نگرش آنجناب ، هر روستا در منطقه اروميه، صلاحيت تبديل شدن به يک کشور را دارد!!! اين آقايان، واقعا اين بلاهت بي حد را چگونه توجيه مي کنند؟ آنهم درست در زماني که تمامي امپرياليستها، همچون گرگ هاي گرسنه، در کمين نشسته اند تا اين ميهن کهن و ميراث گرانقدر آنرا تکه تکه کنند و به يغما ببرند!
آقاي اعلمي و ديگر قومگرايان عزيز بايد بفهمند که وجب به وجب خاک ايران، متعلق به همه ء مردمي است که در هر نقطهء آن زندگي مي کنند. خاک آذربايجان به همان اندازه که به آذربايجاني ها تعلق دارد، به خراساني ها و بلوچها و لرها و ... هم تعلق دارد و بالعکس ! بر اين اساس، گويش و زبان متفاوت، بهيچوجه براي آنجنابان ايجاد حق نمي کند. بلکه اين مازندراني و گيلک و خراساني و عرب و لر و کرد و بلوچ است که حق دارد وقتي به استان آذربايجان سفر کرده و يا آنجا را براي زندگي بر مي گزيند، بدون هيچ مشکلي از طريق زبان مشترک، بتواند امور خود را بگذراند و خود را در خانهء خويش احساس کند نه يک مملکت بيگانه!!! به همانصورت که وقتي يک آذري به جهت تفريح و يا زندگي به گيلان و مازندارن سفر مي کند ، ساکنين آن منطقه با زبان فارسي، و نه زبان محلي!، با او سخن گفته و با آغوش باز از وي استقبال مي کنند، چرا که او را ايراني مي دانند و هموطن !
آيا آقاي اعلمي تا کنون به اين انديشيده است که هنگام سفر به مازندارن، اگر تابلوهاي مازندراني ها به زبان محلي باشد، ممکن است او بجاي غذا خوري به آبريزگاه برود ؟! و بجاي خانهء استاد غلامرضا از خانهء مشهدي حسن سر در آورد؟!
از شوخي گذشته، در پايان مي خواهم فقط بگويم که تک تک هموطنان گرامي ، از هر قوم و قبيله اي و با هر گويش و زباني، در حفظ ميراث مشترک، يعني زبان فارسي، مسئولند و هر گونه کوتاهي د راينمورد، ضربات جبران ناپذيري به آيندهء فرزندان آنان خواهد زد!
مشکل استعمار با زبان فارسي، نهفته در حقارتي است که از منظر تاريخي نسبت به فرهنگ ايجاد شده توسط اين زبان، احساس مي کند! از سوي ديگر، همين فرهنگ، تبديل به سد محکمي در برابر اشاعهء فرهنگ بورژوائي و اعمال سلطهء او شده است!! هم از اينروست که يک کينهءتاريخي و يک مانع در راه سلطهء همه جانبه، دست در دست هم داده، ايشان را به فکر تقابل نرم افزاري با اين زبان انداخته است، آنهم زباني که پيش قراولان انديشه و هنر و فلسفهء غرب در برابر آن سر تعظيم فرود آورده اند گوته، پوشکين، انگلس،... ).
زبان فارسي، هويت و هستي تاريخي ايران است، دشمني استعمار با آن، ريشه در دشمني با همين هويت و هستي فرهنگي و تاريخي دارد. درست بر همين اساس است که مزدوران قلم بدست ايشان، بجاي دشمني با سياستمداران ايران، به حکيم و انديشمند بي نظير و فرزانهء انساندوست توس، ابوالقاسم فردوسي، حمله مي کنند!!!
آقاي اعلمي نيز، اگر براستي ايراني هستند و ريگي به کفش ندارند، بايد در برابر فرهنگ و زباني که انگلس و گوته را به تعظيم واداشته، زانو زده و بخاک افتند!...، لازم به گفتن نيست که در غير اينصورت، ما هم، نه بعنوان يک هموطن، بلکه بعنوان يک بيگانهء متجاوز، با ايشان روبرو خواهيم شد!
www.maghalatemazdak.blogspot.com
www.m-farhaderfani.blogspot.com
www.farhadeerfani.blogspot.com |
|
|
|
|
|
|
 |
salambarhame  زبون بسته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 مرداد 1386 مجموع ارسالها: 16 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: يه جاي خوب! جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 15 مهر 1386، ساعت 3:28 |
|
 |
1 سال و 1 ماه پيش |
|
#2
|
| |
|
|
|
|
 |
شازده کوچولو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385 مجموع ارسالها: 1102 اعتبار کسب شده: 5859 محل سکونت: هيدالو سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 15 مهر 1386، ساعت 16:36 |
|
 |
1 سال و 1 ماه پيش |
|
#3
|
| |
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |