| نویسنده |
پیغام |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1815 اعتبار کسب شده: 6588 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 15 آذر 1386، ساعت 19:31 |
|
 |
7 ماه و 1 روز پيش |
|
#46
|
| |
اشتباه نکن!
داستان همان است که بود
شخصيت ها اين بار عوض شده اند! |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1815 اعتبار کسب شده: 6588 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 16 آذر 1386، ساعت 19:17 |
|
 |
7 ماه پيش |
|
#47
|
| |
يه جمعه ديگه
يه کوله بار ديگه که شونه ها رو خم کرده
يه انتظار بي نتيجه ديگه
يه تکرار ديگه
شما پول خرد نداري؟؟
يه تلفن فوري دارم!! |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1815 اعتبار کسب شده: 6588 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 18 آذر 1386، ساعت 15:58 |
|
 |
6 ماه و 28 روز پيش |
|
#48
|
| |
مي رقصم
با کوله بار غم هايم
با شانه هايي که خم شده اند زير چيزي مجهول
مي رقصم
با چشماني خيس و لب هايي خشک
با دستاني بسته و آسماني آزاد
مي رقصم
مي چرخم
مي لرزم
به عرش مي روم
حتي با وجودي در بند
مي رقصم |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
sarab  سال صفري!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 آذر 1386 مجموع ارسالها: 74 اعتبار کسب شده: 565 محل سکونت: نرسيده به درخت کوچه باغي ست که از خواب خدا سبز تر است . . . جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 20 آذر 1386، ساعت 0:02 |
|
 |
6 ماه و 27 روز پيش |
|
#49
|
| |
آدمک آخر دنياست بخند
آدمک مرگ همين جاست بخند
آن خدايي که بزرگش خواندي
به خدا مثل تو تنهاست بخند
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گريه چه زيباست بخند
آدمک نغمه آغاز مکن
به خدا آخر دنياست بخند |
|
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1815 اعتبار کسب شده: 6588 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 20 آذر 1386، ساعت 0:13 |
|
 |
6 ماه و 27 روز پيش |
|
#50
|
| |
دل خوش کرده ايم به چه؟
مي رنجيم از چه؟
از چه سرمست مي شويم؟
چقدر دنياي ما کوچک شده است!
چقدر از بادبادک هامان دور شده ايم
چقدر دلتنگ لحظه هاي اکنون نمي شويم! |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
sarab  سال صفري!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 آذر 1386 مجموع ارسالها: 74 اعتبار کسب شده: 565 محل سکونت: نرسيده به درخت کوچه باغي ست که از خواب خدا سبز تر است . . . جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 20 آذر 1386، ساعت 0:24 |
|
 |
6 ماه و 27 روز پيش |
|
#51
|
| |
|
شايد زندگي آن جشني نباشد که انتظارش را داشتي اما حال که به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص |
|
_________________ زندگي خالي نيست
مهرباني هست،
سيب هست،
ايمان هست،
آري تا شقايق هست زندگي بايد کرد!
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1815 اعتبار کسب شده: 6588 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 21 آذر 1386، ساعت 20:07 |
|
 |
6 ماه و 25 روز پيش |
|
#52
|
| |
داستان اتفاقي است که افتاد
داستان همان چيزي است که هست و بود
چيزي فرقي نخواهد کرد
اتفاقي نخواهد افتاد
تهي تهي تهي
از تهي سرشار
جويبار لحظه ها جاريست |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1815 اعتبار کسب شده: 6588 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 25 آذر 1386، ساعت 1:04 |
|
 |
6 ماه و 22 روز پيش |
|
#53
|
| |
اين روزها
بر سر هر گذري
دلتنگي مي فروشند |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
-faghatyedoost-  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: دوشنبه 15 آبان 1385 مجموع ارسالها: 315 اعتبار کسب شده: 743 محل سکونت: تالار گفتمان سن: 21 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 25 آذر 1386، ساعت 5:03 |
|
 |
6 ماه و 22 روز پيش |
|
#54
|
| |
و چه بسيار مي فروشند
بارهامان سنگين شده
کي تمام مي شود؟ |
|
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1815 اعتبار کسب شده: 6588 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 25 آذر 1386، ساعت 23:41 |
|
 |
6 ماه و 21 روز پيش |
|
#55
|
| |
وقتي آدم سه روز افتاده باشه توي رختخواب يه جورايي حس زندگي از سرش مي پره!! ما که از اولش هم نداشتيم!!
مي خواستم يه داستان کوتاه تازه رو شروع کنم، خيلي وقته که ميخوام اين کار رو بکنم و امروز هم شروع نکردم
مردم عاشق چيز هاي فانتزي هستن ، مثل عشق
ولي به شدت از چيزهاي جدي مي ترسن ، مثل مرگ |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
مهرنوشي اميدوار  سال صفري!
تاريخ عضويت: شنبه 07 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 27 اعتبار کسب شده: 203 محل سکونت: سن: 18 جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 26 آذر 1386، ساعت 20:33 |
|
 |
6 ماه و 20 روز پيش |
|
#56
|
| |
بابا بي خيال يه روز مياييد مي بينيد مهرنوشي اميدوار خودشو به لوستر خونشون آويزون کرده ها!
ببين مي توني رنگي قشنگ تر از آسمون (ظهر) پيدا کني ، ببين مي توني مي توني کشيده تر از کاج پيدا کني ، ببين نارنجي تر از غروب هست؟ آخ اگه رود خونه دم دستم بود بهت نشون مي دادم چند برابر طلوع خورشيد از پشتش قشنگ تره
بيبين فکم درد گرفت مخم سوت سوت مي کنه بازم هست ، فقط کافيه چشماتو بشوري جور ديگر ميبيني! |
|
_________________ چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد!
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1815 اعتبار کسب شده: 6588 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 30 آذر 1386، ساعت 1:29 |
|
 |
6 ماه و 17 روز پيش |
|
#57
|
| |
فکر مي کردم که لا اقل توي نوشتن يه نموره از خودم استعداد دارم! اما امروز ديدم که اين جوري هم نيست! بايد بيش از اين ها تلاش کرد.
وقتي يه نفر از آدم بدش مياد چرا سعي مي کنه خودش رو طوري نشون بده که انگار اين طوري نيست؟؟؟؟؟ |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
-faghatyedoost-  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: دوشنبه 15 آبان 1385 مجموع ارسالها: 315 اعتبار کسب شده: 743 محل سکونت: تالار گفتمان سن: 21 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 30 آذر 1386، ساعت 1:51 |
|
 |
6 ماه و 17 روز پيش |
|
#58
|
| |
خوب چون نمي خواد دل آدمو بشکنه وانمود ميکنه که از آدم بدش نمياد
غافل از اينکه آدم خيلي وقته دلش شکسته
زيادم شکسته
اونقدي که چسب دو قلو هم اثر نکنه!
در مورد استعدادم
مي دونم از اين حرفا خوشت نمياد ولي استعداد داري
يکم ديگه تلاش کني ميشي يه استاد واسه خودت
استادمون گفت دلسرد نشيد ، يه کم ديگه تلاش کنيد ،کارتون از ايني که هست حتما بهتر ميشه |
|
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1815 اعتبار کسب شده: 6588 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 30 آذر 1386، ساعت 20:39 |
|
 |
6 ماه و 16 روز پيش |
|
#59
|
| |
امشب شب يلداست و دوستان فکر کنم که بيشترشون واسه خودشون رفتن پارتي و مهموني و خلاصه حالي به حولي.....، البته به حال ما که هيچي فرقي نداره! اين هم يه شب مث همه شب ها
امروز يه کمي بارون اومد ، خيلي کم بود و زود باز آفتاب شد! از بالا سقف همه خونه ها داشت برق مي زد
فريدون فروغي داره اون پشت داره واسه خودش مي خونه!
تن تو ظهر تابستون و به يادم مياره
رنگ چشماي تو بارون و به يادم مياره
وقتي نيستي رندگيم فرقي با زنون نداره
قهر تو تلخي زندون و به يادم مياره
من نيازم تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه
يه زماني سعي کردم که اين تو رو پيدا کنم ، اما خوب تقريبا هيچ چيزي دستم رو نگرفت! جز خيالاتي مبهم از سراب هايي معلق در اعماق خيالي کوتاه! |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1815 اعتبار کسب شده: 6588 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 30 آذر 1386، ساعت 22:20 |
|
 |
6 ماه و 16 روز پيش |
|
#60
|
| |
فنجون قهوه حالا ديگه خالي شده بود٬ سرش رو گرفت توي دست هاش و زل زد به عقربه هاي ساعتي که به کندي و سنگيني به جلو حرکت مي کردن ! تيک تاک تيک تاک ....٬ اون شب٬ شب يلدا بود!
دلم گرفته ٬ به اندازه تموم ساعت هاي شب يلدا که مي گذرن!
چه زود فراموش مي شويم از شاديهاي ديگران! |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
|
|