| نویسنده |
پیغام |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1207 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 25 جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 05 ارديبهشت 1387، ساعت 10:54 |
|
 |
2 سال و 3 ماه پيش |
|
#136
|
| |
| sunson نوشته بود: |
| چقدر مردم حرف براي نگفتن دارند که اگر خوب گوش دهيم شايد کمي از آن ها را بشنويم |
اگر کسي باشد که بشنود...
اگر کسي باشد...
اگر .... ! |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2035 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 17 ارديبهشت 1387، ساعت 15:03 |
|
 |
2 سال و 2 ماه پيش |
|
#137
|
| |
چقدر حرف هايم بوي نا ميدهند
بوي آب چند روز مانده شايد
شايد هم بوي لانه خالي کبوتر
هر چه هست تازه نيست
مال گذشته هست
تاريخ مصرفشان تمام شده
بايد جمعشان کرد و سوزاندشان
تا چراغي باشد شايد
يا نوري در تاريکي
تاريخ مصرف خودم هم گذشته هست
به متن هايم پيوسته ام
به جايي در گذشته
يا شايد هم جايي در آينده گذشته
هر چه هست مدفون شده ام |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1207 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 25 جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 17 ارديبهشت 1387، ساعت 23:36 |
|
 |
2 سال و 2 ماه پيش |
|
#138
|
| |
| نقل قول: |
مهم نيست که چي داري ميگي!!
مردم اون چيزي رو که دوست دارن ميشنون
|
چشم آنکس که مي بيند مهم نيست.
روح آنکس که ديده مي شود مهم است...! |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1207 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 25 جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 17 ارديبهشت 1387، ساعت 23:40 |
|
 |
2 سال و 2 ماه پيش |
|
#139
|
| |
| sunson نوشته بود: |
چقدر حرف هايم بوي نا ميدهند
بوي آب چند روز مانده شايد
شايد هم بوي لانه خالي کبوتر
هر چه هست تازه نيست
مال گذشته هست
تاريخ مصرفشان تمام شده
بايد جمعشان کرد و سوزاندشان
تا چراغي باشد شايد
يا نوري در تاريکي
تاريخ مصرف خودم هم گذشته هست
به متن هايم پيوسته ام
به جايي در گذشته
يا شايد هم جايي در آينده گذشته
هر چه هست مدفون شده ام |
اما...
من و حرفهايم
با هم
در گلوي بغض دفن شده ايم... |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2035 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387، ساعت 11:32 |
|
 |
2 سال و 2 ماه پيش |
|
#140
|
| |
ميترسم
از خودم شايد
که نميتوانم
باشم آنچه بايد
و نيستم آنچه نبايد
تو نمي داني
بارها گفته بودم
و اين بار بيشتر از هميشه
اشتباه از تو نيست
شايد
ذهن ملتهب من ديگر جواب نمي دهد
بوي سوختگي ميدهد
تمام شده
چيزي ديگر جاي آنرا گرفته است
مايعي شفاف و لزج
ذهني سيال و بي مصرف
ظرفي پر از غذاي شب مانده |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2035 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 09 خرداد 1387، ساعت 23:39 |
|
 |
2 سال و 2 ماه پيش |
|
#141
|
| |
و چقدر دلم تنگ ميشود
زود به زود
براي دوستان قديم
براي گذشته
براي حال
براي آينده اي که نيامده
و چقدر دل شوره دارم براي لحظه هاي اکنونم
که نيامده ميروند
که ناخوانده پاک ميشوند
که لجوجانه جلو ميروند
که ايستاده بر چهارراه زندگي فال مرگ ميفروشند
و چقدر دلم
و چقدر دلم
و چقدر دلم |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2035 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 10 خرداد 1387، ساعت 22:16 |
|
 |
2 سال و 2 ماه پيش |
|
#142
|
| |
در غروب ، غروب ميکنم
و به شب مي پيوندم
در شب گم ميشوم
با شب ميشوم
بي من ميشوم
شب ميشوم
بي شک با طلوع آفتاب خواهم مرد! |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2035 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 11 خرداد 1387، ساعت 21:43 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#143
|
| |
چه بيهوده انتظار دارم
که يادشان بماند
که يادشان نماند براي يادهايشان
که فراموش کنند اگر نميتوانند به ياد بياورند |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2035 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 17 خرداد 1387، ساعت 0:57 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#144
|
| |
معناي اين همه سکوت چيست؟
معناي اين همه آسمان بي ستاره
اين همه شب آمده و نرفته
اين همه سکوت ممتد جاده ها
اين همه حرف هايي که هر روز آوار ميشوند در ذهن خسته ام
اين همه مسيري که هرگز نرفته ايم و شايد هرگز هم نرويم
معناي اين همه ... |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2035 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 22 خرداد 1387، ساعت 23:40 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#145
|
| |
1 2 3 4 5 ......... 27
27 قرص
يک ليوان آب
قاشق مانده از ظهر
چربي روي آب کدر
بسته هاي خالي قرص
و اتفاقي که هرگز نمي افتد
ليوان شکسته گل هاي قالي را سيراب ميکتد |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1207 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 25 جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 23 خرداد 1387، ساعت 18:18 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#146
|
| |
| sunson نوشته بود: |
1 2 3 4 5 ......... 27
27 قرص
يک ليوان آب
قاشق مانده از ظهر
چربي روي آب کدر
بسته هاي خالي قرص
و اتفاقي که هرگز نمي افتد
ليوان شکسته گل هاي قالي را سيراب ميکتد |
و انديشه اين ماهي کبود
به تورم نفس هاي هيچ صيادي خطور نکرد!
ببار بر رحلت برگهاي گوشه گير،
آيات باران، نشانه بيدريغ خاک نبودند.
بي خبر اشک مي ريزد آسمان!
اما تو
بر دل مگير.
که اين کولي
با چه دردي، در آينه مي زايد.
با اشکي که در استمرار آکواريوم دفن مي شود.
در خلوت گيج ماهي هاي دريا نديده. |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2035 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 24 خرداد 1387، ساعت 0:43 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#147
|
| |
هر روز صبح
با صداي هميشگي ساعتي که سال هاست مرده است
بيدار ميشوم
و ميروم به سوي ناکجاي روز
به سوي نميدوانم هاي بي پايان
به سوي چيزي مبهم
تا شب فرا رسد
شب دوست داشتني من
با هزاران پري
با چراغهايي روشن در بي نهايت تاريکي |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2035 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 02 تير 1387، ساعت 13:23 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#148
|
| |
آه اي تمام آروزهاي سوخته من
اي شاپرکان هراسان از روشني
که در انتهاي معبد تاريک بودن من
حجره هاي خالي ذهنم را پرواز ميکنيد
چه دور هستيد
و چه بي هنگام تنها |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2035 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 07 تير 1387، ساعت 21:48 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#149
|
| |
روز ها مي آيند و ميروند
سفير کشان
چونان کودکاني با سوت سوتک هايي در دست
سرشار از صداي پاي زندگي
و من اينجا نشسته ام
خسته تر از هميشه
بر مدار صفر درجه انحناي ثانيه ها ! |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2035 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 17 تير 1387، ساعت 20:31 |
|
 |
2 سال پيش |
|
#150
|
| |
آنجا تن ها بودم
و
اينجا تنها! |
|
_________________ برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!
"فلفلو"
|
|
|
|
|
 |
|
|