| نویسنده |
پیغام |
بچه برقي 78  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 960 اعتبار کسب شده: 2300 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 24 دي 1386، ساعت 12:49 |
|
 |
4 ماه و 3 روز پيش |
|
#106
|
| |
با اين تاپيک
حال نمي کنم!
پنجره آي. اي را
مي
بندم! |
_________________
“When you are happy, you’re always good. But, When you are good, you’re not always happy.”
“The picture of Dorian Gray” by Oscar Wilde
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1764 اعتبار کسب شده: 6875 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 24 دي 1386، ساعت 20:31 |
|
 |
4 ماه و 3 روز پيش |
|
#107
|
| |
فايرفاکس را باز مي کنم
مي نويسم
هر چه شد
شايد ترانه اي غمگين
که با خواندنش سرشار از درد شوي
يا آهنگي گوش خراش
که گوش هايت از درد سوت بکشند
يا دردي مجسم
که سنگيني اش را بر سينه ات لمس کني
راه فراري نيست
اينجا کوچه ي بن بست درد است
خروجي نيست
رهگذري نيست
عبوري نيست
بيهوده در اينجا پاي نگذار
خوش باش با همه چيزهايي که داري
با دلخوشي هاي کوچکت زندگي کن
دليلي بر رنج بردن نيست
شاد باش , چونان هميشه
درد چيزي وراي انسان است
شايد هرگز نتواني آن را درک کني! |
|
_________________ مهم نيست که چي داري ميگي!!
مردم اون چيزي رو که دوست دارن ميشنون
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1764 اعتبار کسب شده: 6875 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 26 دي 1386، ساعت 11:19 |
|
 |
4 ماه و 1 روز پيش |
|
#108
|
| |
جاده مي رود
تو مي روي
من نيز مي روم |
|
_________________ مهم نيست که چي داري ميگي!!
مردم اون چيزي رو که دوست دارن ميشنون
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1764 اعتبار کسب شده: 6875 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 06 بهمن 1386، ساعت 15:57 |
|
 |
3 ماه و 21 روز پيش |
|
#109
|
| |
يکي بود يکي نبود ، اون قديم ها که هنوز کوه قاف رو واسه ساختن جاده خراب نکرده بودن ، اگر ازش بالا ميرفتي و ميرسيدي اون طرفش ، مي ديدي که يه روستاي کوچيک درست دقيقا پشت کوه قاف بود که همه مردم هاش توي صلح و صفا داشتن زندگي مي کردن.
توي اين روستا يه آدمي بود به اسم هپلي ؛ اين هپلي بنده خدا کلا علاقه خاصي به دخترهاي دهشون داشت و از صبح تا شب کارش اين بود که بشينه لب چشمه و منتظر بشه که دخترهاي دهشون بياد و اون ها رو ديد بزنه !!
خلاصه يه روز باباي هپلي تصميم گرفت که اين پسر هپليش رو بفرسته اون صرف کوه توي شهر تا شايد از اين روز و احوال بياد بيرون ؛
هپلي رفت توي شهر و چند سالي موند و برگشت به ده خودشون و همه مردم رو جمع کرد توي ميدون ده و يه بلندگو دستش گرفت و گفت : هاي مردم ، چه نشستيد آقا که همه شما گاو و گوسفند و خر هستيد!
در برابر اين حرف حکيمانه هپلي مردم ده سه دسته شدن :::>>
يه عده از اون ها که فکر مي کردن آقا هر کي رفت اون طرف کوه و برگشت ديگه خدا شده و هر چي ميگه درسته ، نعره ها کشيدن و خودشون رو زدن به زمين و شروع کردن به ما ما و عر عر و بع بع کردن و کف به دهن آوردن که چه نشسته بوديم که اين همه مدت فکر مي کرديم آدميم و نبودم!!
يه عده ديگه که ديدن اين يارو داره چرت و پرت ميگه و حالا که رفته اون طرف چيزي شده و يادش رفته که همون هپلي سابق بوده شروع کردن به داد و بيداد و مي خواستن که هپلي رو از هستي ساقط کنن!!
يه عده ديگه هم که چهار تا پيرهن بيشتر پاره کرده بودن و مي دونستن که دنيا دست کيه ؛ ساکت يه گوشه نشستن و توي دلشون يه دل سير به هپلي خنديدن و گذاشتن که هر چي مي خواد بگه ، چون مي دونستن که خودش هم نمي دونه چي داره ميگه و همين جوري يه چيزي ميگه و اگر کسي دورش جمه نشه خودش خسته ميشه ميره ؛ ولش کردن که به حرفهاش ادامه بده
خوب داستان کلش همين بود !! تنيجه گيري اخلاقي هم نداشت. اون ده هم چي شد که هيچي ديگه اومدن واسه جاده ساختن ، کوه قاف رو خراب کردن و اون ده هم خراب شد و آخرش معلوم نشد که داستان هپلي و ده و باقي قضايا چي شد!! |
|
_________________ مهم نيست که چي داري ميگي!!
مردم اون چيزي رو که دوست دارن ميشنون
|
|
|
|
|
 |
مارمولک  پرچونه!!
تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386 مجموع ارسالها: 662 اعتبار کسب شده: 8285 محل سکونت: بين آدمها جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 06 بهمن 1386، ساعت 16:15 |
|
 |
3 ماه و 21 روز پيش |
|
#110
|
| |
با خوندن اين قصه ات احساس کردم هپلي همين نزديکيهاست! توي يه کوچه که اسمش خيلي شبيه همين کوچه است! |
|
_________________ بيدار شو رفيق!
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1764 اعتبار کسب شده: 6875 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 06 بهمن 1386، ساعت 22:44 |
|
 |
3 ماه و 21 روز پيش |
|
#111
|
| |
بدون شرح!
امروز يه خبر جالب ديدم ؛ البته جالب هم که نه؟! خودتون بخونيدش!
| نقل قول: |
در يک حادثه عجيب و پس از تصادف خونين ميان يک دستگاه خودروي حامل پول بانک و يک خودروي سواري ، برخي مسافران اتوبوس به جاي کمک به مصدومان پول ها را سرقت کردند.
به گزارش«جهان» سيدحسين توکلي ، بازپرس شعبه 5 دادسراي جنايي با اشاره به اين حادثه به «جام جم» گفت: چند روز پيش به دنبال برودت هوا و بارش برف ، يک خودروي حامل پول در نزديکي فيروزکوه با يک خودروي سواري پرايد تصادف کرد. در اين تصادف ، يک اتوبوس مسافربري که در حال عبور از جاده بود، با مشاهده اين وضعيت متوقف شد و مسافران براي کمک به مجروحان از اتوبوس پياده شدند.
سرقت پول هاي بانک
بازپرس جنايي در ادامه گفت: چند نفر از مسافران که قصد کمک به مجروحان خودروي حامل پول بانک را داشتند، با مشاهده پول هاي موجود که پس از تصادف در اتاقک خودرو پخش شده بود، به يکباره وظيفه انساني خود را فراموش کردند و با سرقت مقاديري از چک هاي مسافرتي متعلق به بانک بدون آن که به مجروحان حادثه کمک کنند، بار ديگر سوار اتوبوس شدند و محل را ترک کردند.
شکايت و پيگيري
بازپرس توکلي افزود: به دنبال اين ماجرا، ماموران امدادي با حضور در محل ، امدادرساني به حادثه ديدگان را آغاز کردند و راننده خودروي پرايد بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد. برادر جوان فوت شده پس از اين حادثه عنوان کرد: برادرم پس از تصادف و در آخرين لحظات عمرش در تماس تلفني گفت: ميان صندلي و فرمان خودرو گرفتار شده است و مسافران اتوبوس را مشاهده مي کند که براي کمک پياده شده اند، اما به جاي کمک به او سراغ خودروي بانک مي روند.
بازپرس شعبه 5 دادسراي جنايي افزود: به دليلي شکستگي دنده اين جوان و فرورفتن در ريه وي ، اگر مسافران او را از ميان آهن پاره بيرون مي آوردند، به طور قطع نجات مي يافت ، اما افسوس که آنها با مشاهده پول هاي درون خودرو، وظيفه انساني شان را فراموش کرده و بدون هيچ مساعدتي محل را ترک کرده اند.
توکلي بيان کرد: پس از سرقت پول ها و بررسي هاي بعدي معلوم شد 148 ميليون تومان از پول هاي درون خودرو به سرقت رفته است و افراد سارق در مرحله بعدي با چک هاي مسافرتي سرقت شده ، به خريد طلا، لوازم خانه و... اقدام کرده اند.
دستگيري يک متهم
بازپرس جنايي افزود: با آغاز تحقيقات در اين زمينه ماموران در مرحله بعدي يک نفر از مسافران سارق را به همراه 38 ميليون تومان از چک هاي مسافرتي دستگير کردند.
متهم در تحقيقات گفت: وقتي صحنه تصادف را مشاهده کرديم ، ابتدا قصد کمک به مصدومان را داشتيم و ما بوضوح فريادهاي کمک خواهي راننده خودروي پرايد را مي شنيديم ، اما با مشاهده چک هاي مسافرتي درون خودرو، هر کدام از ما که از اتوبوس پياده شده بوديم ، سعي مي کرديم پول بيشتري برداريم.
بازپرس جنايي تصريح کرد: با ثبت اين اظهارات پرونده متهم به دادسراي دماوند ارسال شده و يک تيم ويژه از ماموران تحقيقات گسترده خود را براي دستگيري مسافران سارق آغاز کرده اند.
لينک
|
|
|
_________________ مهم نيست که چي داري ميگي!!
مردم اون چيزي رو که دوست دارن ميشنون
|
|
|
|
|
 |
مارمولک  پرچونه!!
تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386 مجموع ارسالها: 662 اعتبار کسب شده: 8285 محل سکونت: بين آدمها جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 07 بهمن 1386، ساعت 11:11 |
|
 |
3 ماه و 20 روز پيش |
|
#112
|
| |
سان سان جان!.(مثل چينيها دارم حرف ميزنم!)
اين خبرت قبلا تو تالارها آورده شده بود (فکر کنم توي تاپيک خبر داغ) |
|
_________________ بيدار شو رفيق!
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1764 اعتبار کسب شده: 6875 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 07 بهمن 1386، ساعت 11:40 |
|
 |
3 ماه و 20 روز پيش |
|
#113
|
| |
بايد؟
نبايد!
شد؟
نشد!
ميشه؟
نميشه!
بعضي چيزا نبايد شروع بشه ؛ هر وقت شروع شد بايد تمومش کرد ؛ هر چي ديرتر تموم بشه اوضاع بدتر ميشه ؛ يکي از اين چيزا مي تونه زندگي باشه!!
بعضي چيزها هم هيچ وقت تموم نميشن! درست مثل اين خودکار بيک!
|
|
_________________ مهم نيست که چي داري ميگي!!
مردم اون چيزي رو که دوست دارن ميشنون
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1764 اعتبار کسب شده: 6875 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 08 بهمن 1386، ساعت 12:44 |
|
 |
3 ماه و 19 روز پيش |
|
#114
|
| |
هميشه وقتي مي خواي تماس بگيري ، يا مشترکت در دسترس نيست يا پول خرد توي جيبت! |
|
_________________ مهم نيست که چي داري ميگي!!
مردم اون چيزي رو که دوست دارن ميشنون
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1764 اعتبار کسب شده: 6875 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 12 بهمن 1386، ساعت 22:26 |
|
 |
3 ماه و 15 روز پيش |
|
#115
|
| |
من چي ميگم!
تو ، توي چه فکر هستي!! |
|
_________________ مهم نيست که چي داري ميگي!!
مردم اون چيزي رو که دوست دارن ميشنون
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1764 اعتبار کسب شده: 6875 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 15 بهمن 1386، ساعت 9:27 |
|
 |
3 ماه و 13 روز پيش |
|
#116
|
| |
حقيقت چيست؟
آنچه هر روز با آن مواجه مي شويم
يا
آنچه مواجه مي شويم با آن هر روز؟ |
|
_________________ مهم نيست که چي داري ميگي!!
مردم اون چيزي رو که دوست دارن ميشنون
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1764 اعتبار کسب شده: 6875 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 16 بهمن 1386، ساعت 15:38 |
|
 |
3 ماه و 11 روز پيش |
|
#117
|
| |
من خسته شدم
تو به راحت ادامه بده! |
|
_________________ مهم نيست که چي داري ميگي!!
مردم اون چيزي رو که دوست دارن ميشنون
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1764 اعتبار کسب شده: 6875 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 23 بهمن 1386، ساعت 13:43 |
|
 |
3 ماه و 4 روز پيش |
|
#118
|
| |
فقط چند ثانيه
عکسي هم در کار نيست
مرگ به همين سادگي اتفاق ميفتد!! |
|
_________________ مهم نيست که چي داري ميگي!!
مردم اون چيزي رو که دوست دارن ميشنون
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1764 اعتبار کسب شده: 6875 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 23 بهمن 1386، ساعت 19:00 |
|
 |
3 ماه و 4 روز پيش |
|
#119
|
| |
ميگذري
مانده ام اينجا
دور ميشوي
برايت دست تکان مي دهم
نگاهت رو به بينهايت هاست
مسخ شده اي
فرياد ميکشم
صدايم گم مي شود
گم مي شوي در غبار
گم مي شوم در خود
به خواب مي روم |
|
_________________ مهم نيست که چي داري ميگي!!
مردم اون چيزي رو که دوست دارن ميشنون
|
|
|
|
|
 |
sunson  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1764 اعتبار کسب شده: 6875 محل سکونت: پشت هيچستان! جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 15 اسفند 1386، ساعت 12:58 |
|
 |
2 ماه و 12 روز پيش |
|
#120
|
| |
چه خيالي
چه خيالي
ميدانم
تنگ من بي ماهيست |
|
_________________ مهم نيست که چي داري ميگي!!
مردم اون چيزي رو که دوست دارن ميشنون
|
|
|
|
|
 |
|
|