صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3420
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 09 بهمن 1382، ساعت 14:29
 4 سال و 10 ماه پيش
#16
 
فلفلو نوشته بود:

...
تو چون ليلي و من مجنون تو ................ در کوي و برزن حيرون تو
تو چون شيرين و من فرهاد تو ............. تيشه بر کوه زنم با ياد تو
اي که از عشقت چو رستم پهلوان .........بگذشتم از هزاران 7 خان
فلفلو را نظري کن عمه جان .............. تا که جان را نباخته بهر جان


به به.
واقعا نميشه اين اشعار زيبا رو خوند و همين جوري از کنارش رد شد...
واقعا تاثيرگذاره. من الان دارم گريه ميکنم و شعر ميگم Crying or Very sad Crying or Very sad:

اي که چون ويسي و من رامين تو ............. کاش باشم يک شبي ماشين تو!
اي منيژه! بيژنت من ميشوم ................... همنشين و همدمت من ميشوم
شور شيرين کردي و فرهاد گشتم عاقبت*.... در گلوي کوچه هافرياد گشتم عاقبت Shocked

-------------------------------
اشاره به "شور شيرين منما تا نکني فرهادم"

_________________
گنجشک ها خوبند
گنجشک ها نازند
بر دامنم آنها
در حال پروازند...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مهدي پلنگآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 مهر 1382
مجموع ارسالها: 379
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: کرج
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 09 بهمن 1382، ساعت 18:19
 4 سال و 10 ماه پيش
#17
 
فصل چهارم:
***************** جوابيه عمه پلنگ براي فلفلو ********************************


الا يا ايها الفلفل ---------------------- منم اون عمه خوشگل
مرا ديدي، چه خنديدي -------------- مگر در من تو چه ديدي؟
به من گفتي که چه ماهم! ---------- چرا در دامت افتادم؟
مگر "احسان" چه کم دارد ----------- که شبها زنده مي دارد؟
چرا او بهر من هر دم ---------------- زند يک چشمکي در دم
"غريب" من مگر آخر ----------------- چه کم دارد از اين دلبر!
عزيز من تو که آخر ------------------- نداري پاترولي چار در!
تو که هر دم روي به سلف ---------- چرا آخر کني تو کيف؟
چگونه گويمت آخر ------------------- برو! ول کن مرا ديگر!
نمي خواهم تو را اي جان!---------- برو از غم بپر تو وان!
اگر جانم مرا خواهي --------------- همين حالا بکش آهي!
همي خواهم يکي بهتر ------------ که باشد لا اقل او، خر!
بگو بر آن "پلنگ" خر ---------------- نمي خواهم چنين شوهر!
مگر عاشق نبودي تو -------------- همين حالا برو گمشو!

_________________
I was born tomorrow, toaday I live, yesterday killed me! - Parviz Owsia
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ناشناس
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

مجموع ارسالها: 198
اعتبار کسب شده: 0
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 10 بهمن 1382، ساعت 16:31
 4 سال و 10 ماه پيش
#18
 
و اين داستان همچنان ادامه دارد... Wink
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
فلفلوآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 آبان 1382
مجموع ارسالها: 702
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 10 بهمن 1382، ساعت 20:35
 4 سال و 10 ماه پيش
#19
 
عمه خر از تو بيشر عشق حاليشه Shocked Brick wall

_________________
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
فلفلوآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 آبان 1382
مجموع ارسالها: 702
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 12 بهمن 1382، ساعت 9:53
 4 سال و 10 ماه پيش
#20
 
عمه جان،گر عقل داري،بگوش .................... در عمل کردن به پندم تو بکوش
شوي بهر چه خواهي اي پلنگ ................... تا که پاترول آري به چنگ ؟ Shocked
يا که شويت خوش صورت بود ..................... کار به سيرت تو نداري، خوب و بد ؟ :-&
گر عشق تو پول و شهرت بود ..................... شويت را سن پنجاه و شصت بود
آنکه را پيشه اش چون تو بود ....................... همي ترشيدنش واجب بود Shame on you

Speak to the hand

_________________
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مهدي پلنگآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 مهر 1382
مجموع ارسالها: 379
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: کرج
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 12 بهمن 1382، ساعت 18:07
 4 سال و 10 ماه پيش
#21
 
فصل پنجم:
******************** عمه پلنگ در فراق فلفلو ******************************


الا يا ايها الفلفل ------------------- سلام آي بچه خوشگل
مگر عاشق نبودي تو؟ ------------ تو را گفتم برو گمشو
تو را من عشوه مي کردم -------- برايت ناز مي کردم
چرا با من چنين کردي؟ ---------- چرا بي من سفر رفتي؟
تو ديدي پنجه هايم را ------------- تو ديدي خالهايم را
تو گفتي: وه چه زيبايي! ---------- تو را گفتم: چه چاخاني!
چه قبل از تو بديدم من ----------- هزاران عاشق کودن
به هر که دادم اين دل را ---------- شکست او اين دل ما را
تو رامن گويمت مشکل --------- نبودي عاشقم ، خوشگل!
بديدي که عشق افسانه است - که مجنون هم ،در اين قصه است

_________________
I was born tomorrow, toaday I live, yesterday killed me! - Parviz Owsia
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
فلفلوآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 آبان 1382
مجموع ارسالها: 702
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 20 بهمن 1382، ساعت 13:20
 4 سال و 9 ماه پيش
#22
 
*********************** اميد **************
از عشق تو من زنده ام اي عمه جان .................. وز روي تو من بنده ام اي عمه جان
ناز و عشوه نيست عيبي اي دلا ...................ليک پاسخ بي منطقت عيب است اي بلا
هر چه خواهي از برايم ناز کن ................... ليک با خرد سخن آغاز کن
گر به کوه ودره و صحرا که باشم ................... دور نيستم چون به ياد عمه باشم


@};-

_________________
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
فلفلوآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 آبان 1382
مجموع ارسالها: 702
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 06 اسفند 1382، ساعت 12:29
 4 سال و 9 ماه پيش
#23
 
******************** تو *****************************

اي که تو شمع و من پروانه ................. اي که ز رويت ، من ، ديوانه
اي که به کويت عاقل و بيگانه ............... اي که فلفلويت تنها و بي خانه
اي که تو دلبر و دردانه ...................... اي که تو ساقي ميخانه
اي تو جان من و جانانه ..................... اي که عالم ز پيت حيرانه

_________________
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
فلفلوآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 آبان 1382
مجموع ارسالها: 702
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 03 ارديبهشت 1383، ساعت 14:54
 4 سال و 7 ماه پيش
#24
 
************************ درد دل ************************

بسي رنج بردم در اين سال سي .................. تا به ترک حالي کردم فارسي
بگفتم بدو : الا اي پلنگ ! .......................... بکوش تا نيفتي به چاهي تنگ
گرت دل بود اي قشنگ ! ........................... بدان کو دلم گشته تنگ
گرت عقل بود اي مشنگ ! ......................... بدان کو سرم گشته منگ
مزن بر سر عاشقان دست زور ...................... که روزي بگردي ذليل تر ز مور
مگو نه تا که نه نشنوي .............................. بگو به تا که به به شوي
تو که با فلفلان نا خوشي ............................ نشايد که نامت نهند آدمي

_________________
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
harvardآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382
مجموع ارسالها: 1595
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!!
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 06 ارديبهشت 1383، ساعت 11:45
 4 سال و 7 ماه پيش
#25
 
طبق اخبار شنيده شده پلنگ ضمن خيانت به فلفلو در نظر دارد که تدارک ازدواج عمه در پيت خود را با ريچال(سوکس فارسي) فراهم کند
فلفلو پس کو اون غيرتت Shame on you Wink Wink Wink Wink

_________________
عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .

اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
فلفلوآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 آبان 1382
مجموع ارسالها: 702
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 07 ارديبهشت 1383، ساعت 12:03
 4 سال و 7 ماه پيش
#26
 
harward نوشته بود:
طبق اخبار شنيده شده پلنگ ضمن خيانت به فلفلو در نظر دارد که تدارک ازدواج عمه در پيت خود را با ريچال(سوکس فارسي) فراهم کند
فلفلو پس کو اون غيرتت Shame on you Wink Wink Wink Wink


اولا ، اين خبر رو مهدي پلنگ بايد تاييد کنه
ثانيا ، مگر عمه پلنگ ، خره که با سوکس فارسي ازدواج کنه Eh?
ثالثا ، تو چکار داري که غيرتم کجا رفته Not talking

_________________
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است آلبوم عکس عمه پلنگ!!
1
پاسخها: 18 بیننده: 1458 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است موسسه شوهريابي پلنگ و رفقا
4
پاسخها: 17 بیننده: 1844 نویسنده: مهدي پلنگ
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است نامه اي به مشاور خانوداگي!
1
پاسخها: 21 بیننده: 853 نویسنده: mhaji
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است پايان نامه خرگوش !!!!
1
پاسخها: 4 بیننده: 512 نویسنده: رويا

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: