| نویسنده |
پیغام |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2299 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 01 مهر 1386، ساعت 12:33 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#1
|
| |
درآمد ماهانه ۲۰ ميليون توماني زبالهدزدهاي تهران
اکونيوز: زبالهدزدي در پايتخت قدمتي طولاني دارد. قدمتي که به سال 1302 بر ميگردد و هم اکنون با وجود مکانيزه شدن سيستم خدمات شهري اين سودجويي غيرقانوني همچنان ادامه دارد.
در سال 1289 بلديه به دو بخش احتسابيه و تنظيفيه تقسيم شد.
چند سال بعد و در زمان بوذرجمهري شهردار وقت پايتخت، در اقداميجديد اعلام کرد که اهالي پايتخت بايد زبالههاي خود را اول شب جلوي در خانههايشان بگذارند تا سپور جماعت، شب نشده زبالهها را جمع کنند اما در آن دوران برخي از رفتگرهاي سودجو زبالههاي تر را بار قاطرهاي احتسابيه ميکردند و به باغ دارهاي اطراف تهران ميفروختند.
وقتياين موضوع بين رفتگرها باب شد، بلديه اين اقدام را ممنوع اعلام کرد اما رفتگرها به دليل کم بودن مواجب ماهانه به صورت پنهانياين کار را ادامه ميدادند.
اين روند تداوم پيدا کرد تا در سالهاي اخير، عدهاي دورهگرد در قالب «نون خشکي» يا زبالهگرد گوني به دست به دنبال نان خشک، پلاستيک، آهن و کاغذ در سطلهاي زباله، منافع ميليوني سودجويان را تامين ميکنند.
نان خشکيهاي قديميبيشتر ايراني و افراد فقيري بودند که شغل و تخصص خاص يا توان جسمي و فکري کارهاي درآمدزا را نداشتند. آنها از روستاهاي اطراف به شهرها ميآمدند و به تدريج براي خود گروههايي تشکيل ميدادند و در حاشيهء شهرها يا در مکانهاي اسکان غيررسمي در داخل شهرها مسکن اختيار ميکردند.
براي ساليان طولاني پتانسيل سودآوري زباله براي مسوولان شهرداري پنهان بود، ولي در يک دههء اخير شهرداري تهران گامهايي را براي بازيافت براي بازتوليد مواد خام و نيز کسب درآمد برداشته است.
بازيافت کل زبالههاي تهران، سالانه 200 ميليون دلار صرفهجويي ارزي به همراه ميآورد. مثلا، پنج درصد زبالههاي تهران را پلاستيک تشکيل ميدهد که بازيافت آن ميتواند تامينکنندهء کيسههاي زبالهء همين شهر باشد.
روزانه حدود هفت هزار تن انواع زباله، به وسيلهء صدها دستگاه خودرو از چهار گوشهء پايتخت به گورستان زبالهها منتقل مي شوند که فقط هزار و صد تن از آن بازيافت و بقيه دفن شده و اين يک ضايعهء بزرگ براي سرمايهء ملي کشور شمرده ميشود.
70 درصد کل اين زبالهها خانگي است و بقيه شامل 140 تن زبالهء بيمارستاني و 33 تن زبالهء پلاستيکي و 500 تن کاغذ است.
چنانچه فقط در بيناين زبالهها کاغذ بازيافت شود، ماهانه درآمدي افزون بر دو ميليارد تومان به دست خواهد آمد. همچنين بازيافت هر تن کاغذ، ماهانه از تخريب 90 هکتار جنگل، مصرف 12 ميليون ليتر آب و 120 هزار کيلووات برق ميکاهد.
روند کار زبالهدزدها که منجر به بازيافت غيرقانوني مواد ميشود را توضيح ميدهد: «اينها افراد گوني به دستي هستند که بعد از جمعآوري مواد خشک بازيافتي، آنها را به واسطههايي که در محلههاي مختلف وجود دارند ميفروشند که در نهايت افراد واسطه هم زبالهها را به کارگاههاي اطراف تهران حمل ميکنند. در آنجا يا به طور مستقيم کار بازيافت صورت ميگيرد و يا اينکه به کارخانههاي مختلف تحويل داده ميشود.»
به دليل ساماندهي نشدن اين فعاليت در کشور، بازيافت مواد به اين طريق، غيررسمي و غيربهداشتي است که تبعات زيستمحيطي و بهداشتي فراواني را به دنبال دارد.
«براي بازيافت مواد بايد يک چرخهء کاملايجاد شود اما چيزي که توسطاين افراد سودجو دنبال ميشود تنها توليد مواد است.»
«تمامي افرادي که در اين چرخهء غيرقانوني حضور دارند دچار مشکلات روحي و جسميهستند.»
گويا موضوع ازاين حادتر است به طوريکه عبدلي با قاطعيت ميگويد که افراد زبالهدزد به دليل اينکه دستشان در تماس مستقيم با زبالههاي غيربهداشتي است امکان زخم شدن دستشان با اشياي نوک تيز و انتقال بيماريهاي عفوني مانند ايدز و هپاتيت در آنها بسيار زياد است.
اما دراين روند بازيافت غيرقانوني، موادي هم توليد ميشود که تمام اين محصولات غيربهداشتي هستند.
: «از پلاستيکهاي بازيافتي، اسباببازي و لوازمالتحرير مانند خطکش توليد ميشود که اغلب در اختيار روستاييان با قيمت پايين گذاشته ميشود.»
«توليد شانههاي تخممرغ و جعبههاي شيريني از ديگر موادي است که توسط بازيافت غيرقانوني و غيربهداشتي توليد ميشود که در تمام اينها آلودگيها حمل شده است.»
مکانيزه شدن و ادامه زبالهدزدي
در سالهاي اخير و با مکانيزه شدن سيستم جمعآوري زباله اين اميد وجود داشت که کار افراد سودجو تعطيل شود اما آنها در اقدامي ديگر با سرک کشيدن در سطلهاي جمعآوري مکانيزهء زباله و حتي دزديدن يا آتش زدن اين سطلها خسارتهايي را به شهر وارد ميکنند.
مکانيزه شدن سيستم جمعآوري زباله در پايتخت ميگويد: «در حال حاضر 90 درصد خودروهاي جمعآوري زباله در شهرداري به صورت مکانيزه هستند که 65 هزار مخزن را شامل ميشوند.»
«مهمترين عاملي که ميتواند مانع سرقت اين سطلها توسط دورهگردها شود فرهنگ سازي است يعني مردم بدانند اين مخازن اموال خصوصي نيستند و هزينهء آنها از جيب خودشان تهيه شدهاند.»
دربارهء علت سرقت برخي ازاين مخازن : «سطلهاي پلاستيکي قابل بازيافت هستند و اغلب هم از مواد مرغوب ساخته شدهاند پس سرقت آنها براي سودجويان مقرون به صرفه است.»
سليمياز مکانيزه شدن جمعآوري زباله و به نسبت آن کاهش زبالهدزدي دفاع ميکند و ميگويد: «زماني هفت هزار تن زبالهء شهروندان تهران روي سطح زمين پراکنده بود و فرصتطلبهاي دورهگرد با پاره کردن پلاستيک زبالهء آنها را پخش ميکردند اما هم اکنون و با اين سطلهاي بزرگ اين امکان به آن سهولت سابق فراهم نيست.»
وي دربارهء شبکههاي زبالهدزد ميگويد: «اينها شبکههاي وسيعي هستند که به شکل غيررسمي و پنهان در لايههاي زيرين شهر وجود دارند.»
«اين مسايل قبلا هم وجود داشتند اما ديده نميشدند ولي هماکنون حضور اين افراد سر مخزنها به چشم ميآيد.»
تفکيک درست زباله از مبدا يکي ديگر از راهکارهايي است که مديرعامل سازمان خدمات موتوري به آن اشاره ميکند و ميگويد: «در مکانهايي که شهروندان پلاستيک، شيشه، مقوا و نان خشک را تفکيک کردند تا حد بسيار زيادي سودجوييها را خنثي کردند.»
سودهاي ميليوني زبالهدزدها
روزانهبيشاز 3/5 ميليون تنزباله در جهانتوليد ميشود کهسهمکشور ما از اينميزان40 هزار تنو سهمکشور آلمان90 هزار تندر روز است. بااينتفاوتکهدر کشورهايتوسعهيافتهمانند آلمان80 درصد زبالهو در ايرانهشت درصد زباله بازيافت ميشود .
ايالاتمتحدهءآمريکا روزانه_13 ميليوندلار از راهبازيافت قانوني زبالهدرآمد دارد اما در ايران سود اصلي را در بازيافت غيرقانوني زباله، دلالها ميبرند.
ميزان دستمزد براي خريد و فروش طلاي کثيف روند متفاوتي دارد به طوري که افراد زبالهگرد که نخستين حلقهء اين شبکه هستند مزد عادي يا حتي کمتر از آن را دريافت ميکنند اما در اين بين واسطهها و کارگاههاي اطراف تهران سود اصلي را ميبرند.
«چند سال پيش دووهاي بازيافتي در مازندران معروف بودند.» اين گفتهء دکتر عبدلي است که وقتي در مقابل ميزان دستمزد واسطههاي زباله فروش قرار ميگيرد به اين اصطلاح اشاره ميکند که وضع مالي اين افراد آنقدر خوب بود که در مازندران خودروهاي دوو آنها به «دووهاي بازيافتي» معروف شده بود.
«اين ماجرا مربوط به يکي از شهرهاي کوچک کشور ميشد. قطعا در شهر بزرگي مانند تهران سودها کلانتر است.»
اينگونه که بازار اين مواد مشخص کرده است، زبالههاي خشک توسط گوني بهدستها تا کيلويي 200 تومان هم به واسطهها فروخته ميشود. در شمال شهر تهران به دليل استفادهء زياد از اجناس بستهبندي و حجم بيشتر توليد زبالهء خشک، اين مبلغ بيشتر و در مناطق جنوبي کمتر است.
اما واسطهها به قيمتي بالاتر اين زبالهها را به کارخانههاي زباله خردکني ميفروشند و اينگونه که گفته ميشود و مسوولان شهرداري هم تاييد ميکنند تا ماهي 20 ميليون تومان درآمد دارند. عبدلي براي مبارزه با اين مشکل طولاني قدمت پايتخت پيشنهاد ميدهد: «زبالهدزديمعنياش ايناستکهبازيافت، سودآور استاما مساله ايناستکه اينافراد به طور غيررسمي درگير اينکار هستند و بهصورتبدوي براي بازيافت اقدام ميکنند.
بنابراين ميتوان با برنامهريزي مناسبهمينافراد را براي بازيافت صحيحبهکار گرفت چونبههر جهت آنها راهو چاهرا تا حدوديبلد هستند. اگر تجهيزاتي نياز دارند بايد در اختيارشانگذاشته شود و در عوض برکارشان کنترلو نظارت صورت گيرد.»
وي ميافزايد: «اگر سيستم بازيافت از ابتدا تا انتها به صورت بهداشتي و قانوني ايجاد شود ميتواند يکي از موارد اشتغالزايي به حساب آيد و به راحتي اين چرخهء غيرقانوني حذف شود.»
بارها شهرداري در کلام خواستار مبارزه با اين موضوع بود اما گذشته از اين موضوع، شايعهاي وجود دارد که خود شهرداري در اين بين و در اين شبکهء پيچيده سودهاي کلاني ميبرد اما اقدامات کوچکي هم توسط اين نهاد صورت گرفته است به طوري که چند ماه پيش مسوولان خدمات شهري از مغازههايي در جنوب شهر خبر داده بودند که در آنها خريد و فروش غيرقانوني زبالهء خشک صورت ميگرفت.
«اغلب اين مغازههايي که به عنوان مراکز غيرمجاز تفکيک زبالههاي خشک نظير پلاستيک، کاغذ، فولاد و آهن مطرح ميشوند در منطقهء 18 تهران قرار دارند که به زودي از سوي شهرداري جمعآوري ميشوند چون وجود اين مغازهها سبب افزايش تعداد زبالهدزدها ميشود.»
وي با تاکيد بر اينکه اين مغازهدارها زبالههاي خشک خود را از زبالهدزدها ميخرند، ميگويد: «در صورت تعطيلي اين مغازهها، اين افراد ديگر مکاني براي فروش زبالهها نخواهند داشت که در اين صورت يا اين کار را کنار گذاشته و يا با پيمانکاران مجاز در اين حوزه همکاري خواهند کرد.»
اما شايد جالب باشد که بدانيم زبالهدزدي تنها مختص سيستم بيمار جمعآوري زبالهء ايران نيست بلکه در برخي از شهرهاي جهان با پي بردن به اهميت ارزش بالاي زباله اين تجارت دنبال ميشود به طوريکه چند وقت پيش در خبرها اعلام شد: «پيرزني از اهالي شهر لندن، با ثروت فراوان خود يکي از مجموعههاي نفيس تابلوهاي نقاشي را گردآوري کرده بود; شغل او زبالهدزدي بود.» |
_________________ 
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |