| نویسنده |
پیغام |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2299 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 29 شهريور 1386، ساعت 16:12 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#1
|
| |
نامه اي براي تو
نيمه شب است ....
خواب بر بيداري مغلوب ... و دوباره ياد تو بر همه ي افکارم غالب گشته.فکر تو که هميشه با آمدنش اشک را همراه دارد.
عزيز ترينم ، تا سر حد يک انفجار نا بهنگام ناراحتم
ميدانم که تا روز ديدارت بايد چندين بهار ديگر را سپري کنم.
ميدانم که شايد سرنوشت ما آنطور که ميخواهيم نباشد.
اينها را – و خيلي چيز هاي ديگر را – ميدانم. ولي احساس ميکنم شيون مدام شبانه ي من بالاخره آنچه را که ميخواهم به من ميدهد.
احساس ميکنم آسمان هم ميخواهد در اندوهم با من شريک شود. او هم ابر هاي سياهش را براي ياري ام در دل خود گسترانيده . ابر ها هم ميخواهند با من هم گريه شوند.
آسمان ميگريد و بادها شيون کنان فرياد ميکشند:بريز...!اي آسمان اشک بريز..
گويي آنها هم عظمت غم و اندوه قلبم را درک کرده اند.
.... و اين گناه من نيست.گناه تو هم نيست.خودم هم نميدانم بايد چه کسي را مقصر کنم.شايد هم سرنوشت!!!
در چنين روزهايي من نميتوانم با اين کلمات اندکي از غم واندوهم را کم کنم ولي فقط ميتوانم بگويم :
به اميد روزيکه نزديکي دلها و دست ها و ديده ها فکر نامه را از سر هايمان بيرون کند.
" تا کدامين پنجه بگشايد قباي صبح آن ديدار
عشق من
تا نامه اي ديگر خداحافظ" |
_________________ 
|
|
|
|
|
 |
حامد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 1240 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 29 شهريور 1386، ساعت 16:27 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#2
|
| |
هيييييييييييييييييييييييييييييييييييي
امروز زدي تو خط متون ادبي جالب
دلم کباب شده بيد |
|
_________________ دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.
|
|
|
|
|
 |
honey  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 05 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 982 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 29 شهريور 1386، ساعت 16:36 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#3
|
| |
جالب نوشتي
چيزي براي گفتن ندارم
ولي ميفهمم
|
|
_________________ چترها را بايد بست.
زير باران بايد رفت.
فکر را، خاطره را، زير باران بايد برد.
با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت.
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 6754 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 29 شهريور 1386، ساعت 19:09 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#4
|
| |
به ياد يکي از شاهکارهاي "ابي" به نام "گريز" افتادم. شعر خيلي زيباش از "اردلان سرافراز" هست:
"به تو از تو مي نويسم، به تو اي هميشه در ياد
اي هميشه از تو زنده لحظه هاي رفته بر باد ..."
آهنگ و شعرش رو اينجا گذاشتم. |
|
_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
|
|
|
|
|
 |
asemanekabud  زبون بسته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 24 مرداد 1386 مجموع ارسالها: 7 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: مشهد جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 29 شهريور 1386، ساعت 23:17 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#5
|
| |
در جواب نامۀ عشقم ، مينويسم :
سلام عشق من نامه ات رو خوندم و گريستم. دوستت دارم و از راه دور با بوسه هاي آتشينم تو را ميبوسم. هميشه به ياد و به فکر تو هستم نازنينم . اي عشق خوب و با محبت من چشم انتظار فردايي هستم که دستان تو را در دست هاي عاشقم بگيرم و ... ديگر آن موقع از آينده نميترسم زيرا که با تو نازنين به تمامي خواسته هايمان خواهيم رسيد . دوستت دارم و ميبوسمت . عشق من
ميخواهمت با تمام وجود
دوست دار و چشم انتظارت : مهدي |
|
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2299 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 01 مهر 1386، ساعت 21:19 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#6
|
| |
تو يه دزدي.
دل من را چه آسان و راحت ربودي .خيلي ساده اما تند و با دقت. |
_________________ 
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط ستاره’ غريب در تاريخ يکشنبه 01 مهر 1386، ساعت 22:35 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
asemanekabud  زبون بسته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 24 مرداد 1386 مجموع ارسالها: 7 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: مشهد جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 01 مهر 1386، ساعت 21:57 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#7
|
| |
|
دوستت دارم من خانمي . تو تنها عشق خوب و گل خانم خودم هستي . ميبوسمت |
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط asemanekabud در تاريخ سهشنبه 03 مهر 1386، ساعت 12:34 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
asemanekabud  زبون بسته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 24 مرداد 1386 مجموع ارسالها: 7 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: مشهد جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 02 مهر 1386، ساعت 21:36 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#8
|
| |
سلام به تو عشق خوب و گلم
تو هم دل من رو بردي همون جوري که خودت گفتي . اما هيچ وقت به اين فکر نکردم که دوستت نخواهم داشت قربونت برم من . من دزدم ؟ تو هم دل من رو بردي و هر روز هم دارم بهت اين رو ميگم که تو اولين عشق من هستي و خواهي بود . خوشحالم که اون چهرۀ لبخند رو لا اقل گذاشتي وگرنه . خيلي از اين حرفت دل خور ميشدم . تو فکر ميکني من احساس ندارم و دارم بازي ميکنم باهات ؟ . اي کاش من رو از نزديک ميديدي اون وقت که من رو ميشناختي خدا وکيلي ديگه من رو متهم به ظلم و ...... خيلي چيزهاي ديگر نمي کردي . من نديده ازت خوشم اومده و عاشقتم هميشه هم واسه گفتن عشقم به تو خط هاي زيادي واست نوشتم و گفتم باور کن که عاشقتم گلم . دلت رو بردم ، آره الان دلت پيشمه واسه همينه که گرماي قلبت هميشه به من آرامش ميده . دل من هم آيا پيش توست ؟ آخه هر چي ميگردم پيداش نميکنم . اگر پيش توست خوشحالم که دست يک خانم مهربونه و بهش دل داري ميده تا ديگه احساس تنهايي نکنه عشق خودم . ميبوسمت عزيزم . |
|
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2299 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
دوشنبه 02 مهر 1386، ساعت 21:58 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#9
|
| |
ترجيح دادم ÷اک بشه.
ممنونم |
_________________ 
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط ستاره’ غريب در تاريخ سهشنبه 24 مهر 1386، ساعت 21:32 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
asemanekabud  زبون بسته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 24 مرداد 1386 مجموع ارسالها: 7 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: مشهد جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 02 مهر 1386، ساعت 21:58 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#10
|
| |
باورت ميشه توي زندگي هيچ وقت برام مدرک تحصيلي مهم نبوده؟ من هميشه به دنبال عشق و محبت مي گشتم هر چي ميگشتم کمتر پيدا مي کردم تا اين که ........ به تو رسيدم . و معني عشق و علاقه رو فهميدم . و ديگه هم ولت نميکنم . عشقي که به اين سختي بدست آوردم رو ديگه از دست نميدم . تو واسم همه چيزي خوشگل خانمم . ميبوسمت عزيزم . |
|
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2299 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 03 مهر 1386، ساعت 17:34 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#11
|
| |
ترجيح دادم پاک بشه.
ممنونم |
_________________ 
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط ستاره’ غريب در تاريخ سهشنبه 24 مهر 1386، ساعت 21:30 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2299 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 24 مهر 1386، ساعت 21:25 |
|
 |
1 سال و 1 ماه پيش |
|
#12
|
| |
شعري براي تو
اگر به خاطر زيبايي ، دوست ام ميداري دوستم مدار!
خورشيدرا دوست بدار با گيسوان زرينش .
اگر به خاطر جواني دوستم ميداري دوستم مدار!
به بهار عشق بورز که هر ساله جوان است.
اگر به خاطر دارايي دوستم مي داري دوستم مدار!
پري دريايي را دوست بدار که مرواريد و ياقوت ، بسيار دارد.
اگر دوستم مي داري به خاطر عشق پس هر آينه دوستم بدار!
دوستم بدار هماره من هماره عاشق ات خواهم بود |
_________________ 
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2299 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 26 مهر 1386، ساعت 19:15 |
|
 |
1 سال و 1 ماه پيش |
|
#13
|
| |
شعري براي تو
اي همه گل هاي از سرما کبود
خنده هاتان را که از لب ها ربود ؟
مهر، هرگز اين چنين غمگين نيافت
باغ، هرگز اين چنين تنها نبود
تاج هاي نازتان بر سر شکست
باد وحشي چنگ زد در سينه تان
صبح مي خندد خودآرايي کنيد!
اشک هاي يخ زده، آيينه تان
رنگ عطر آويزتان بر باد رفت
عطر رنگ آميزتان نابود شد
زندگي در لاي رگ هاتان فسرد
آتش رخساره هاتان دود شد!
روزگاري، شام غمگين خزان
خوش تر از صبح بهارم مي نمود
اين زمان – حال شما، حال من است
اي همه گل هاي از سرما کبود !
روزگاري، چشم پوشيدم ز خواب
تا بخوانم قصه ي مهتاب را
اين زمان – دور از ملامت هاي ماه –
چشم مي بندم که جويم خواب را
روزگاري، يک تبسّم، يک نگاه
خوش تر از گرماي صد آغوش بود
اين زمان بر هر که دل بستم دريغ
آتش آغوش او خاموش بود
روزگاري، هستي ام را مي نواخت
آفتابِ عشقِ شورانگيزِ من
اين زمان خاموش و خالي مانده است
سينه ي از آرزو لبريز من
تاج عشقم عاقبت بر سر شکست
خنده ام را اشکِ غم از لب ربود
زندگي در لاي رگ هايم فسرد
اي همه گل هاي از سرما کبود... !
فريدون مشيري
خوشبختانه يا بدبختانه هر جور که خودتون دوست داريد ولي اين تو هنوزم پيدا نشده البته من هنوز خيلي کوچولو هستم. |
_________________ 
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2299 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 26 مهر 1386، ساعت 19:29 |
|
 |
1 سال و 1 ماه پيش |
|
#14
|
| |
وقتي من از تو بي خبر مي مونم ،ميميرم
وقتي به يادت تا سحر ميخونم ، ميميرم
بدون تو دنيا برام زندونه ، ميميرم
يه روز کنج اين زندون ويرونه ، ميميرم
من بي تو ميميرم ،ميميرم ، ميميرم
هر جا ميرم چشماي تو پيش رومه
روي تو چون آيينه اي پيش رومه
مي پيچه تو خاطر من عطر خوبت
با تو بودن تا به ابد آرزومه
به تو محتاجم من
اي هواي تازه
نفس من با تو زندگي مي سازه
بي تو ميميرم
تو منو دعوت کن به شهر چشمات
تو منو دعوت کن به روشنايي ها
از تموم غمها دلو رها کن
هر جا ميرم چشماي تو پيش رومه
با تو بودن تا به ابد آرزوم |
_________________ 
|
|
|
|
|
 |
شيطونک داره راه ميفته!
مجموع ارسالها: 286 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 27 مهر 1386، ساعت 0:34 |
|
 |
1 سال و 1 ماه پيش |
|
#15
|
| |
| وحيد نوشته بود: |
به ياد يکي از شاهکارهاي "ابي" به نام "گريز" افتادم. شعر خيلي زيباش از "اردلان سرافراز" هست:
"به تو از تو مي نويسم، به تو اي هميشه در ياد
اي هميشه از تو زنده لحظه هاي رفته بر باد ..."
آهنگ و شعرش رو اينجا گذاشتم. |
من که هر وقت اين بيت رو ميبينم
دلم مي خواد فرياد بزنم
آه تمام وجودم رو ميگيره |
|
_________________ غم عشقت بيابون پرورم کرد
هواي وصل بي بال و پرم کرد
|
|
|
|
|
 |
|
|