صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3420
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 23 دي 1382، ساعت 16:22
 4 سال و 10 ماه پيش
#1
 
نوشته هاي عشقي روي در و ديوارهاي شهر ما، صندلي هاي اتوبوس، سپر کاميونها، درختان کهنسال و ... به هر حال بخشي از فرهنگ جامعه ماست Shocked
بعضي از اين نوشته ها، کاملا قابل فهمه، مثلا نوشته I love you Embarassed اما بعضي ديگه از اين نوشته ها، معنا و مفهوم مشخصي ندارند Rolling Eyes مثلا روي يک ديوار ديدم نوشته بود "خودت حدس بزن" حيفم اومد از اين شکل جديد ابراز علاقه به معشوق! عکس نگيرم:

Image

به هر حال من که نفهميدم mmm يعني چي؟ خيلي گنگه! و عجيب اينه که اين عاشق کم رو، نتونسته حتي با يک نوشته روي ديوار به معشوق، ابراز علاقه کنه Think چرا؟

_________________
گنجشک ها خوبند
گنجشک ها نازند
بر دامنم آنها
در حال پروازند...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
عبودآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1317
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 23 دي 1382، ساعت 16:38
 4 سال و 10 ماه پيش
#2
 
mhaji نوشته بود:
به هر حال من که نفهميدم mmm يعني چي؟ خيلي گنگه! و عجيب اينه که اين عاشق کم رو، نتونسته حتي با يک نوشته روي ديوار به معشوق، ابراز علاقه کنه Think چرا؟


شايد هم ديده که تو داري با اون دوربين کذايي ات مياي و قبل از اينکه بتونه ابراز علاقه خاصي کنه فرار کرده ! Anxious
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 23 دي 1382، ساعت 16:54
 4 سال و 10 ماه پيش
#3
 
mhaji نوشته بود:
...به هر حال من که نفهميدم mmm يعني چي؟...

شايد منظورش mhaji بوده! آخه شهرت مولانا mhaji تمام آفاق رو در بر گرفته!

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4997
اعتبار کسب شده: 6569
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 23 دي 1382، ساعت 17:03
 4 سال و 10 ماه پيش
#4
 
mhaji نوشته بود:

به هر حال من که نفهميدم mmm يعني چي؟ خيلي گنگه! و عجيب اينه که اين عاشق کم رو، نتونسته حتي با يک نوشته روي ديوار به معشوق، ابراز علاقه کنه Think چرا؟


واقعا بايد خجالت بکشيد!! :!: :!:
شما ها مگه مدار و رياضي مهندسي با کي پاس کردين؟؟؟ Confused: Confused:

اولا که اون سه تا m نيست و چهار تاست!!
ثانيا معنيش هم ميشه:

مهندس محمد علي مبرهن محلاتي Laughing Laughing Laughing

اينکه ميبينيد يکي از m ها جدا افتاده هم به خاطر اينه که مهندس، از اولش که مهندس نبودن! بعدا مهندس شدن!! Rolling Eyes Rolling Eyes

اضافه کنم اون عاشق (و يا شايد عاشق هاي) کم رو هم، خيل عظيم مشتاقان حضرت مهندس بودن!!

ايـــــــــــــــــــــــــــــنـــه!...

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
فلفلوآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 آبان 1382
مجموع ارسالها: 702
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 23 دي 1382، ساعت 17:53
 4 سال و 10 ماه پيش
#5
 
کي گفته که اينا m هستن؟
اينجا داره روند تبديل Mرو به W نشون ميده

Laughing Laughing

:!: :!: :!:

_________________
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3420
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 24 دي 1382، ساعت 11:55
 4 سال و 10 ماه پيش
#6
 
عبود نوشته بود:
mhaji نوشته بود:
به هر حال من که نفهميدم mmm يعني چي؟ خيلي گنگه! و عجيب اينه که اين عاشق کم رو، نتونسته حتي با يک نوشته روي ديوار به معشوق، ابراز علاقه کنه Think چرا؟


شايد هم ديده که تو داري با اون دوربين کذايي ات مياي و قبل از اينکه بتونه ابراز علاقه خاصي کنه فرار کرده ! Anxious


اولا که من هنوز اونقدر ترسناک نشدم که مردم با ديدنم پا به فرار بگذارند. دليلش هم اينه که تاکسي ها هنوز من رو سوار ميکنند. Very Happy

ثانبا، من وقتي اين عکس رو گرفتم هيچ کس اونجا نبود. اگه بدونيد چقدر الکي اونجا ايستادم تا خلوت بشه. Sad

ثالثا، اگه قرار باشه مدعي عشق، با ديدن يک غريبه، فرار کنه و همه چيز، حتي اسم معشوق! رو فراموش کنه، همون بهتر که بره گمشه. Drool

_________________
گنجشک ها خوبند
گنجشک ها نازند
بر دامنم آنها
در حال پروازند...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3420
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 24 دي 1382، ساعت 11:58
 4 سال و 10 ماه پيش
#7
 
غريب آشنا نوشته بود:
mhaji نوشته بود:
...به هر حال من که نفهميدم mmm يعني چي؟...

شايد منظورش mhaji بوده! آخه شهرت مولانا mhaji تمام آفاق رو در بر گرفته!



"غريب آشنا" به بنده خيلي لطف دارند. بايد عرض کنم که من مولاناي تالارهاي گفتمان هستم و هنوز عوام (مردم کوچه و بازار) من رو نميشناسند. پس منظور از MMM نميتونه Mowlana M.M.Haji باشه.

_________________
گنجشک ها خوبند
گنجشک ها نازند
بر دامنم آنها
در حال پروازند...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3420
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 24 دي 1382، ساعت 12:02
 4 سال و 10 ماه پيش
#8
 
احسان نوشته بود:
mhaji نوشته بود:

به هر حال من که نفهميدم mmm يعني چي؟


...
اولا که اون سه تا m نيست و چهار تاست!!
...
اينکه ميبينيد يکي از m ها جدا افتاده هم به خاطر اينه که مهندس، از اولش که مهندس نبودن! بعدا مهندس شدن!! Rolling Eyes Rolling Eyes

اضافه کنم اون عاشق (و يا شايد عاشق هاي) کم رو هم، خيل عظيم مشتاقان حضرت مهندس بودن!!

ايـــــــــــــــــــــــــــــنـــه!...
[/color]


:mrgreen: Mr. Green Mr. Green
اين فرضيه محکم احسان، مستدل و مستند به نظر ميرسه.

_________________
گنجشک ها خوبند
گنجشک ها نازند
بر دامنم آنها
در حال پروازند...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3420
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 24 دي 1382، ساعت 12:08
 4 سال و 10 ماه پيش
#9
 
فلفلو نوشته بود:
کي گفته که اينا m هستن؟
اينجا داره روند تبديل Mرو به W نشون ميده

Laughing Laughing

:!: :!: :!:



فلفلوي کبير، با ديد علمي به اين قضيه نگاه کردند. نه ديد عاشقانه!
درست بودن اين نظريه بستگي به اين داره که ما بفهميم شعار نويس عاشق کي بوده. که در حال حاضر چنين امکاني نيست. اما مکاني که عکس گرفته شده، نشاني از يک مکان علمي نداره d'oh! Anxious

_________________
گنجشک ها خوبند
گنجشک ها نازند
بر دامنم آنها
در حال پروازند...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ساحلآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 15 دي 1382
مجموع ارسالها: 51
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 24 دي 1382، ساعت 15:41
 4 سال و 10 ماه پيش
#10
 
عجب عکسيه!!!!!
جناب mhaji عاليه اما دفعه بعد سعي کن به موقع برسي که بچه ها نخوان حدس برنن.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
فلفلوآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 آبان 1382
مجموع ارسالها: 702
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 27 دي 1382، ساعت 18:27
 4 سال و 10 ماه پيش
#11
 
شايد مي خاسته بگه :

مولانا
mhaji
مشکوک
ميزنه

Wink

_________________
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3420
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 27 دي 1382، ساعت 21:00
 4 سال و 10 ماه پيش
#12
 
هرچي خواستم نفهمم که mmm کي بوده، نشد! Shocked
البته من باز به محل جرم نرفتم. ولي از همين عکس فهميدم معشوق کسي نبوده مگر "مينا"
اگه خوب دقت کنيد متوجه ميشيد که جلوي m اولي (که جدا افتاده) يک خط خوردگي وجود داره که چيزي نيست مگر: ina d'oh!

و حالا شکي ندارم که عاشق ابتدا به mina ابراز علاقه کرده ولي بعدا به دلايل نامعلومي ina رو خط زده و اين کار رو به عهده معشوق گذاشته (خودت حدس بزن) شايد هم از چيزي ترسيده و اسم مينا رو خط زده ولي بعد چندبار اسم mina اومده سر زبونش ( ...m)


اگه هويت عاشق رو هم معلوم کنيم، ديگه پرونده مختومه اعلام ميشه!
Laughing

_________________
گنجشک ها خوبند
گنجشک ها نازند
بر دامنم آنها
در حال پروازند...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Mohammadآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 05 آذر 1382
مجموع ارسالها: 18
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 30 دي 1382، ساعت 17:41
 4 سال و 10 ماه پيش
#13
 
mhaji نوشته بود:
عبود نوشته بود:
mhaji نوشته بود:
به هر حال من که نفهميدم mmm يعني چي؟ خيلي گنگه! و عجيب اينه که اين عاشق کم رو، نتونسته حتي با يک نوشته روي ديوار به معشوق، ابراز علاقه کنه Think چرا؟


شايد هم ديده که تو داري با اون دوربين کذايي ات مياي و قبل از اينکه بتونه ابراز علاقه خاصي کنه فرار کرده ! Anxious


اولا که من هنوز اونقدر ترسناک نشدم که مردم با ديدنم پا به فرار بگذارند. دليلش هم اينه که تاکسي ها هنوز من رو سوار ميکنند. Very Happy

ثانبا، من وقتي اين عکس رو گرفتم هيچ کس اونجا نبود. اگه بدونيد چقدر الکي اونجا ايستادم تا خلوت بشه. Sad

ثالثا، اگه قرار باشه مدعي عشق، با ديدن يک غريبه، فرار کنه و همه چيز، حتي اسم معشوق! رو فراموش کنه، همون بهتر که بره گمشه. Drool



---------------------------------------------------------------------------------------------
عشق مقدس تر از اونيه که روي در و ديوار ابراز بشه
مگر عشقاي در ديواري ، دري بري ، در پيتي و از اين دست
عشق ولو مجازي ، خاکي و زميني هم که باشه مقدسه و کسي جز عاشق و معشوق نبايد از اون خبر داشته باشن.(پس عاشق بيچاره حق داشته که در بره و فرار کنه وگرنه الان عکس اونم همين بالا شهره ي آفاق مي شد)
اگر هم مي بينيد که مجنون روي زمين (خاک) اسم معشوقشو مي ني وي سه اولا به خاطر اينه که اون فلک زده تو بيا بون بوده و انتظار نداشته که احد الناسي رو اونجا ببينه يا احد الناسي اونو ببينه که داره چيکار مي کنه و نمي دونسته که از بخت بدش نظامي داشته زاغ سياشو چوب ميزده
ثانيا کار از کار مجنون گذشته بوده و رسواي جهان شده بوده و خيالي نبوده که کسي هم در حين ابراز احساسات عاشقانه اونو ببينه ( که در اين فرض اگر عاشق فوق الذکر ديوارنويس پرونده هم کارش به اينجاها رسيده بلا اشکال است)
ثالثا مجنون بيچاره اونقدر هجر و محنت کشيده بوده که ديگه تاب و تحمل نداشته لا جرم اينجوري خودشو راضي کرده : ((چون مرا نبود ميسر کام او عشقبازي ميکنم با نام او))

البته شما خاطرتون نيست که اون سال و زمونه موبايلو اينتر نتو چتو و .... نبوده ولي حالا ها که هست پس اون معشوق ديوار نويس اونقدرا هم بيچاره نبوده .
:idea: :!: :idea:

_________________
mhd chl
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3420
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 30 دي 1382، ساعت 21:17
 4 سال و 10 ماه پيش
#14
 
Mohammad نوشته بود:

عشق مقدس تر از اونيه که روي در و ديوار ابراز بشه
مگر عشقاي در ديواري ، دري بري ، در پيتي و از اين دست
عشق ولو مجازي ، خاکي و زميني هم که باشه مقدسه و کسي جز عاشق و معشوق نبايد از اون خبر داشته باشن.(پس عاشق بيچاره حق داشته که در بره و فرار کنه وگرنه الان عکس اونم همين بالا شهره ي آفاق مي شد)

اگر هم مي بينيد که مجنون روي زمين (خاک) اسم معشوقشو مي ني وي سه اولا به خاطر اينه که اون فلک زده تو بيابون بوده و انتظار نداشته که احد الناسي رو اونجا ببينه يا احد الناسي اونو ببينه که داره چيکار مي کنه و نمي دونسته که از بخت بدش نظامي داشته زاغ سياشو چوب ميزده
...


1. از صحبتهاي شما اينطور استنتاج ميشه:
- عشق مقدس = عشق درپيتي
- بيابون = کوچه هاي شهر شيراز
- نظامي = عکاس، دانشجو

2. از نوشته هاي قديمي روي ديوار (که تقريبا در حال پاک شدن هست) کاملا مشخصه که عکس حداقل چند ماه بعد از نوشته شدن اون مطالب گرفته شده.

3. هيچ فکر کرديد اگه توي اون کوچه يا محله واقعا مينايي وجود داشته باشه، اين نوشته روي ديوار يک توهينه؟ تا حالا نشنيدم که يک عاشق همه عالم و آدم رو خبر کنه که من فلاني رو دوست دارم. کاملا برعکسه!

4. قسمتهاي آخر صحبتهاي شما اينقدر نامفهوم هست که قابل جواب دادن نيست. به نظرم ميرسه شما حرفها و تجربه هاي جالبي در زمينه عشق داشته باشي. براي اينکه از عشق حرف بزني، نيازي نيست به بقيه توهين کني Shame on you

_________________
گنجشک ها خوبند
گنجشک ها نازند
بر دامنم آنها
در حال پروازند...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Mohammadآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 05 آذر 1382
مجموع ارسالها: 18
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 02 بهمن 1382، ساعت 8:10
 4 سال و 10 ماه پيش
#15
 
mhaji نوشته بود:
Mohammad نوشته بود:

عشق مقدس تر از اونيه که روي در و ديوار ابراز بشه
مگر عشقاي در ديواري ، دري بري ، در پيتي و از اين دست
عشق ولو مجازي ، خاکي و زميني هم که باشه مقدسه و کسي جز عاشق و معشوق نبايد از اون خبر داشته باشن.(پس عاشق بيچاره حق داشته که در بره و فرار کنه وگرنه الان عکس اونم همين بالا شهره ي آفاق مي شد)

اگر هم مي بينيد که مجنون روي زمين (خاک) اسم معشوقشو مي ني وي سه اولا به خاطر اينه که اون فلک زده تو بيابون بوده و انتظار نداشته که احد الناسي رو اونجا ببينه يا احد الناسي اونو ببينه که داره چيکار مي کنه و نمي دونسته که از بخت بدش نظامي داشته زاغ سياشو چوب ميزده
...


1. از صحبتهاي شما اينطور استنتاج ميشه:
- عشق مقدس = عشق درپيتي
- بيابون = کوچه هاي شهر شيراز
- نظامي = عکاس، دانشجو

2. از نوشته هاي قديمي روي ديوار (که تقريبا در حال پاک شدن هست) کاملا مشخصه که عکس حداقل چند ماه بعد از نوشته شدن اون مطالب گرفته شده.

3. هيچ فکر کرديد اگه توي اون کوچه يا محله واقعا مينايي وجود داشته باشه، اين نوشته روي ديوار يک توهينه؟ تا حالا نشنيدم که يک عاشق همه عالم و آدم رو خبر کنه که من فلاني رو دوست دارم. کاملا برعکسه!

4. قسمتهاي آخر صحبتهاي شما اينقدر نامفهوم هست که قابل جواب دادن نيست. به نظرم ميرسه شما حرفها و تجربه هاي جالبي در زمينه عشق داشته باشي. براي اينکه از عشق حرف بزني، نيازي نيست به بقيه توهين کني Shame on you


1- خيلي ببخشيد ! کجاي حرف من توهين بود ؟ توهين به کي Confused: :!:
2- شما که مي فرماييد ((تا حالا نشنيديد که يک عاشق همه عالم و آدم رو خبر کنه که من فلاني رو دوست دارم)) خوب منم همينو گفتم ديگه . گفتم عشق مقدسه و کسي جز عاشق و معشوق نبايد از او ن خبر داشته باشه Brick wall
3- آخه از کجا به نظر مي رسه که من تجربه ي خوبي در عشق داشته باشم Confused:
4- بله عزيزم اتفاقا منم همينو مي خوام بگم که شما استنتاج کردي ولي استنتاج شما يه مقدار ايراد داره:
اين طور که شما نوشتي: ((- عشق مقدس = عشق درپيتي ))
به اين معناست که تنها عشق در پيتي مقدسه يعني وقتي عشق مقدس مساوي شد با عشق درپي به اين معناست که هر عشق مقدسي در پيتي است و هر عشق در پيتي مقدس است . در حاليکه من اصلا همچين حرفي نزدم . اما اين درست است که من مي خواستم بگويم که حتي عشق درپيتي هم مقدس است _ به شرطي که عشق باشد _ اول صحبتم هم گفتم که ((عشق ولو مجازي، زميني و خاکي هم که باشه مقدسه و هيچ کس جز ....)) پس عشق هر چي که باشه چون عشقه مقدسه و عشقاي درپيتي (مجازي، زميني،خاکي) ان شا’الله مقدمه عشق حقيقي خواهند بود.
5- حرف آخر شما هم انقدر بي ربطه که قابل جواب دادن نيست.(البته اگه باز نفرماييد که توهينه . در هر صورت قبلا معذرت مي خوام)

اما گذشته از همه ي اين حرفا من تنها در صدد نوشتن مطالبي از باب مزاح بودم _ همچنانکه اغلب بر و بچه ها (بلکه همشون) راجع به اين موضوع همين کارو کردن شما خودتم بعضا از همين جوابا دادي _ و اصلا بنا نداشتم حرفي دقيق و منطقي و حساب شده بزنم . حالا چطور شده که شما اينقدر جدي گرفتي نمي دونم :!:

اما در هر صورت عذر ميخوام اگه به شما توهين شد Pray

_________________
mhd chl
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است ابتکارات باورنکردني!
2
پاسخها: 11 بیننده: 378 نویسنده: احسان

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید