| نویسنده |
پیغام |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4948 اعتبار کسب شده: 9885 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 10 شهريور 1386، ساعت 22:28 |
|
 |
8 ماه و 18 روز پيش |
|
#1
|
| |
اصولا تصور ميکنيد علمي به نام پيشگوئي وجود داشته باشد؟
آيا پيشگوئي پيشگويان را مبتني بر اصول علمي خاصي ميدانيد؟ |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 6268 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 10 شهريور 1386، ساعت 22:50 |
|
 |
8 ماه و 18 روز پيش |
|
#2
|
| |
بنده به چند تا چيز اعتقاد دارم:
- قدرت خارج از تصور و فوق العاده ذهن انسان
- قدرتهاي مافوق بشري موجودات ناشناخته
- ماوراء الطبيعه
هر سه اينها مي تونه توجيه کننده "پيشگويي" باشه. پس به طور کلي به پيشگويي اعتقاد دارم؛ اما نه اين که هر اراجيفي رو تحت عنوان پيشگويي بپذيرم. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
majidjon13 آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2067 اعتبار کسب شده: 2986 محل سکونت: پرشيا جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 10 شهريور 1386، ساعت 23:32 |
|
 |
8 ماه و 18 روز پيش |
|
#3
|
| |
من به 3 موردي که وحيد گفت..
قدرت ماوراي تصور روح انسان رو هم اضافه ميکنم./ |
|
|
|
|
|
|
 |
s_mr66  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 499 اعتبار کسب شده: 2536 محل سکونت: همه جاي ايران سراي من است جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 11 شهريور 1386، ساعت 3:26 |
|
 |
8 ماه و 18 روز پيش |
|
#4
|
| |
سلام
من تو قران خوندم که حضرت نوح ميگفت که من قدرت غيب بيني ندارم(به نظر من يعني همه قدرتا از ان خداست)
به نظر من هر قشر از جامعه ميتونه ميتونه پيشگويي کنه متناسب با زمان ومکان |
|
|
|
|
|
|
 |
احمدي نژاد  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 22 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 376 اعتبار کسب شده: -93 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 11 شهريور 1386، ساعت 10:36 |
|
 |
8 ماه و 18 روز پيش |
|
#5
|
| |
براي اينکه بدونيم ميشه پيشگويي کرد يا نه اول بايد انسان رو بشناسيم و جايگاهش رو در عالم طبيعت و توانايي هاي انسان رو .
اول از همه بايد بگم که پيشگويي به معني غيب گويي نيست .
عالم ماده يا جمادات داراي محدوديت هايي است . يکي از اين محدوديت ها فضا است . يعني مواد محصور به فضا هستند . مثلا بدن انسان حجم معيني داره و همينطور وزن معيني . بنابر اين هر چيزي که مربوط به جسم انسان ميشه اين محدوديت براي اون وجود داره . مثلا جسم انسان نميتونه همزمان دو جا باشه .
يکي ديگه از اين محدوديت ها زمان است . زمان هم يکي از خصوصيات ماده است . به عنوان مثال يک واکنش شيميايي در طي زمان مشخصي انجام ميشه . و همچنين براي جابجا شدن اجسام در محدوده فضا به زمان نياز هست .
اصطلاحا ماده يکي از پست ترين مراحل وجود مي باشد . يعني داراي قدرت کم و محدوديت بسيار .
اما غير از ماده مراتب ديگه اي از خلقت هم وجود داره .
عالم نباتات مرحله بعد از جمادات است . يک گياه رشد و نمو مي کنه درحالي که يک سنگ رشد و نمو نمي کنه . همچنين رشد و نمو يک گياه با يک واکنش شيمايي يا تغيير فيزيکي فرق اساسي داره . اين نوع رشد و نمو مبتني بر يک هدف و هوشمنديه و خودش رو با شرايط مختلف تطبيق ميده . درحالي که تغيير در جمادات اين طور نيست .
عالم حيوانات مرحله بعد از نباتات است . مقايسه اين دو نياز به توضيح نداره .
و اما بعد از عالم حيوانات مرتبه بالاتري از خلقت وجود داره . موجودات در اين مرحله از خلقت داراي قدرتي غير قابل قياس با مراحل قبلي هستند . چون در اين مرحله بعد زمان و مکان محدود نيستند . بلکه موجودات در اين مرحله وراي زمان و مکان هستند . يکي از اين موجودات انسان است . انساني که از دو بعد روح و جسم تشکيل شده . بعد جسماني انسان داراي محدوديت هاي عالم جمادات ، نباتات و حيوانات است و بعد روح که نه تنها داراي اين محدوديت ها نيست بلکه داراي قدرتي بسيار بالا تر است .
به عنوان مثال غذا خوردن يک انسان حد مشخصي دارد و همچنين زور بازوي او حدي دارد . ولي براي علم آموزي يک انسان نمي توان حدي متصور شد . سوال : يک انسان چقدر مي تواند دانش بياموزد . مسلما کسي نمي تواند به اين سوال جواب بدهد . چون علم حد و مرزي ندارد . همانطور که اعداد حد و مرزي ندارد . سوال : بزرگترين عددي که يک انسان مي تواند تصور کند چقدر است ؟ مسلما اين سوال نيز پاسخي ندارد زيرا محدوديتي براي اعداد وجود ندارد . موارد بسيار زيادي از آنچه که انسان به طور نا محدود مي تواند کسب کند وجود دارد : صداقت ، عشق و علاقه ، تنفر ....
به موضوع علم بر گرديم . گفتيم که براي يک انسان در علم آموزي محدوديت وجود ندارد .شايد بتوان گفت که اعداد فرضي هستند و هر عدد بزرگي را مي توان متصور شد اما مسلما کسي نخواهد گفت که علم وجود خارجي ندارد و موضوعي ذهني و فرضي است . زيرا آثاري که از علم پديدار مي شود را نمي توان فرضي و خيالي تصور کرد . بنابر اين انسان مي تواند چيزي را در خود جا بدهد که براي آن محدوديتي وجود ندارد .
نتيجه اينکه انسان هم محدوديتي ندارد .
بقيه اش براي بعد ..... |
|
_________________ هموطن گرامي. در مصرف برق صرفه جويي نماييد .
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 2106 اعتبار کسب شده: 3896 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 11 شهريور 1386، ساعت 10:53 |
|
 |
8 ماه و 18 روز پيش |
|
#6
|
| |
به نظر من انسان ميتونه.حالا دليل اين حذفم چيه >
شايد باورتون نشه اما من بعضي از خواب هايي که مي بينم چند سال بعد واقعا برام اتفاق مي افته. مسخره نکنيد ولي من اگر خواب نزديکانم رو ببينم که مشکلي دارن يا هر چيز ديگه چند روز بعد همون اتفاق مي افته.اين براي خودم هم جالبه. |
_________________ شکل تو گل اسم تو گل اما خودت خاري و بس
بغض مني نمي شکني گرفته اي راه نفس
ظالم ظالم
منو مي آزاري و بس
ظالم ظالم
براي من روحيهء خودم مهمه که افسرده نباشه.پس گير به من نده که برام مهم نيستي.___________
بيخود تلاش هم نکن به حالم ب.... 
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2981 اعتبار کسب شده: 2345 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 11 شهريور 1386، ساعت 19:31 |
|
 |
8 ماه و 17 روز پيش |
|
#7
|
| |
"Prediction is very difficult, especially about the future."
Niels Bohr |
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
سالم پرچونه!!
مجموع ارسالها: 594 اعتبار کسب شده: -491 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 11 شهريور 1386، ساعت 20:56 |
|
 |
8 ماه و 17 روز پيش |
|
#8
|
| |
انسانها توانايي هاي ناشناخته بسياري دارند که در حوزه علم که نمي گنجد هيچ به عقل ديگر تنابندگان نيز راه نمي يابد!
علاوه بر انسانها بعضي از ديگر از انواع موجودات مانند بندپايان- کرم ها- دوزيستان و حتي گونه هاي از بين رفته مانند دايناسورها توانايي پيش بيني حوادث و رويدادها را داشته اند و مي توانستند قبل از وقوع بلا ! دم ! يا بقيه وسايل ضروري زندگي خود را جمع کرده و پا به فرار بگذارند و در نقطه اي ديگر از کره زمين به کپي سازي از خود بپردازند .
لينک منبع
هرچي تو دلت گفتي از آن تو!!!!!!!!!! |
|
|
|
|
|
|
 |
احمدي نژاد  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 22 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 376 اعتبار کسب شده: -93 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 14 شهريور 1386، ساعت 11:33 |
|
 |
8 ماه و 15 روز پيش |
|
#9
|
| |
ادامه .....
در مورد علم گفتم که براي علم آموزي محدوديتي وجود ندارد . بنابر اين آنچه که علم در آن جاي مي گيرد نيز نبايد محدوديتي داشته باشد . يعني ظرف علم بايد از جنس علم باشد . يعني ظرف علم هم نا محدود باشد .
حال در مورد علم و روش هاي کسب علم و روشهاي انتقال آن صحبت مي کنم .
يکي از روشهاي انتقال علم استفاده از حواس پنجگانه است . يعني ديدن ، شنيدن ، لمس کردن ، بوييدن و چشيدن .
با ديدن اشيا علم به ما منتقل مي شود . براي مثال با خواندن يک کتاب علم به ما منتقل مي شود . ولي کتاب چيست ؟ کاغذ ؟ جوهر ؟ مجموعه اي از جملات و کلمات ؟ جمله چيست ؟ کلمه چيست ؟ حرف چيست ؟ چگونه با رديف شدن حروف و کلمات علم پديد مي آيد ؟ چگونه با ريختن جوهر بر روي کاغذ علم پديد مي آيد ؟ آيا علم درون کتاب است ؟ آيا علم مقوله اي مادي است ؟ آيا از بين رفتن يک کتاب به معني از بين رفتن علم است ؟ و از همه مهمتر چگونه با نوشتن يک کتاب و خواندن آن علم که از يک فرد به ديگري يا ديگران منتقل مي شود ؟ چگونه علم که مقوله اي غير مادي است توسط ابزار مادي منتقل مي شود ؟
در مورد شنيدن نيز همين مطلب صادق است . وقتي کسي حرف مي زند امواج صوتي را که همان ارتعاش هوا است از دهان خود خارج و در هوا منتشر مي کند . اين امواج در اثر برخورد با گوش دريافت شده و در ذهن پردازش مي شود و در اثر اين پردازش در انسان علم بوجود مي آيد . هر حرفي بسامد خودش را دارد . با جابجا شدن حروف و تغيير در ترتيب آنها کلمات مختلف بوجود مي آيد و با جابجا نمودن کلمات جملات مختلف و با جابجانمودن جملات معاني مختلف . ممکن است گوش دو کلمه را به طور يکسان بشنود ولي با جابجا نمودن اين دو کلمه دو معني مختلف بوجود بيايد . در اين جا نيز آن علمي که در شخصي بوده توسط ابزار مادي به شخص ديگري منتقل شده است .
يک نمونه از اين ابزار هاي انتقال وسايل رايانه اي هستند . ابزار هاي ذخيره اطلاعات تاکنون بارها تغيير کرده اند . زماني از کارت هاي سوراخ دار براي ذخيره اطلاعات استفاده مي شد . سپس وسايل مغناطيسي و بعد از آن تکنيک هاي نوري بوجود آمد . در تمام اين وسايل مجموعه اي از صفر ها و يک ها ذخيره مي شد . يک برنامه رايانه اي از هزاران صفر و يک تشکيل شده است . اين ترتيب خاص باعث ايجاد مفهومي به نام برنامه شده و رايانه درست کار مي کند . در حالي که با تغيير دادن يکي از اين اعداد به ديگري مثلا صفر به يک و يا يک به صفر برنامه درست کار نخواهد کرد . موقعي که فايلي از يک رايانه به رايانه ديگر منتقل مي شود دقيقا همان ترتيب اوليه صفر ها و يک ها حفظ مي شود . اين يک مثال از انتقال اطلاعات به روش مادي است ولي آنچه در ذهن انسان مي گذرد کاملا با آن متفاوت است .
گاهي مفهومي با استفاده از جملاتي به ديگري منتقل مي شود و آن شخص با استفاده از جملات ديگري همان مفهوم را به شخص ديگر منتقل مي کند . يک مفهوم منتقل شده ولي به دو شکل متفاوت .
اغلب اوقات با انتقال مفاهيم از شخصي به شخص ديگر در وي احساساتي نيز پديد مي آيد . مثلا از شنيدن خبري متاثر شده و يا خوشحال مي شود . سوال ديگري که مطرح مي شود اين است که چگونه احساسات که مقوله اي غير مادي هستند از طريق ابزارهاي مادي منتقل مي شوند ؟ وحتي مهمتر از آن چگونه کسي که خود از مطلبي ناراحت نيست با انتقال آن مطلب باعث بوجود آمدن ناراحتي در ديگري مي شود ؟
آيا احساسات هم مقوله اي مادي هستند ؟
اينها چند نمونه از روشهاي انتقال علم و ساير مقولات مادي در بين انسانها بود ولي روش ديگري نيز وجود دارد که نمي توان آن را انتقال علم ناميد و آن تفکر است . ما انسانها از قدرت تفکر برخورداريم . زماني که بر روي موضوعي فکر مي کنيم به نتيجه اي مي رسيم و به دانش ما افزوده مي شود . بسياري از مواقع به نتايجي مي رسيم که هيچ نمونه خارجي براي آن وجود ندارد . در اين جا علم چگونه بوجود آمده است ؟ چه کسي آن را بوجود آورده است ؟ ميزان علم توليد شده چقدر است ؟
ادامه دارد .... |
|
_________________ هموطن گرامي. در مصرف برق صرفه جويي نماييد .
|
|
|
|
|
 |
حيف!  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 19 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 613 اعتبار کسب شده: 868 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 14 شهريور 1386، ساعت 17:44 |
|
 |
8 ماه و 14 روز پيش |
|
#10
|
| |
|
چرا که نه... قانون عمل و عکس العمل هم يه نوع پيشگويه....بنظر من وقتي عملي اتفاق ميفته..عکس العملش هم همون موقع بصورت يه انرژي بوجود مياد..و بهاعتقاد من نميشه بگي در آينده اين کار انجام ميشه و بعد اونجور مگر اينکه به دنبال يه اتفاق در حال يا گذشته باشه..اما در کل زندگي يکسري قوانين داره ..يعني از قبل بايد بدوني اگه يه نوع انرژي رو توليد کردي اين بهت برميگرده و در جايي طبيعت خودشو تنظيم ميکنه...خيلي از موارد ضمير ناخودآگاه خودش بر اساس کاري که ازش سر زده با توجه به تصوير هاي قبلي تصوير سازي مي کنه و در پي جبران يا خلاصي از انرژي منفي بر مياد و در واقع خودش تعيين ميکنه که چطور انجام بشه و شروع ميکنه به عمل بر اساس اين نقشه..و در ابعاد بزرگتر ضمير ناخود آگاه جمعي هم ميتونه همين جور عمل کنه....و ديگه اينکه يه فکر يه انرژي معلقه.. و انرژي ..انرژيه..گاهي يه فکر اگه مسيرو هموار ببينه ميره و در جايي عملي ميشه..و اين بستگي به قدرت اون فکر داره...حالا چه در مورد خودمون يا بقيه...بعضي اشخاص قدرت بيشتري در مشاهده انرژي هاي موجود در عالم دارن... تصويري که هر ذهن از يه انرژي ميسازه ممکنه با بقيه متفاوت باشه..خيلي از موارد مي بينيم که در مورد يه موضوع اشخاص پيش بيني هاي کم و بيش متفاوتي ميکنن..نفس اينکه حادثه اي باشه هست و اتفاق ميفته ..اينکه ذهني بتونه دقيقآ ببينه تصوير اصلي يه انرژي چيه بنظر غير عادي مياد....گرچه بنظر من ميشه اسم ها رو هم پيشگويي کرد چون اسمها از قبل هستن فقط ميمونه ارتباط اسمها با موقعيت ها ..اما اينکه بگيم دقيقآ اين عمل خاص اتفاق ميفته غير منطقيه... |
|
_________________ سر آن ندارد امشب ..که برآيد آفتابي....
|
|
|
|
|
 |
بچه تخس  سال صفري!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 24 مرداد 1386 مجموع ارسالها: 35 اعتبار کسب شده: 153 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 15 شهريور 1386، ساعت 22:36 |
|
 |
8 ماه و 13 روز پيش |
|
#11
|
| |
|
من به پيشگويي معتقد نيستم ولي به پسگويي و چيز گويي اعتقاد راسخ دارم |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|