صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4997
اعتبار کسب شده: 6569
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 19 دي 1382، ساعت 10:39
 4 سال و 10 ماه پيش
#1
 
به منظور آشنايي هر چه بيشتر دوستان محترم قشر تحصيل کرده با واژه هاي روز، تعدادي از واژگان و اصطلاحات پارسي را با هم مرور مي کنيم.

مشق :
پروژه‌ي دانشگاه، عملگي براي استاد!


تلفن:
وسيله اي براي بيهوده نماندن شماره که توسط گراهام بل اختراع شد.


شماره:
از کنار هم قرار دادن چند عدد تک رقمي تشکيل شده که بصورت زنجيروار پشت هم آورده ميشوند.


چ:
هفتمين حرف از حروف الفباي فارسي است که داراي يک گردالي و سه نقطه در داخل آن ميباشد.


چت: ( به فتح چ)
گفتگويي است کامپيوتري. من تايپ ميکنم تو ميخوني، ‌تو تايپ ميکني من ميخونم.


چتاب:
مجموعه نوشته شده يا کتاب که در تبريز چاپ و منتشر شده باشد!


چماق:
‌شيئي طولاني که راس آن قطورتر از ذيل آن باشد. از چوب بسازند. بحث را خاتمه دهد. براي اثبات مواضع فرهنگي استفاده مي‌شود. اگر با موتور هوندا 125 استفاده شود اثر قطعي دارد. محکم و غير قابل استحاله.

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط احسان در تاريخ جمعه 19 دي 1382، ساعت 11:11 ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4997
اعتبار کسب شده: 6569
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 19 دي 1382، ساعت 10:58
 4 سال و 10 ماه پيش
#2
 
چرتکه:
وسيله‌اي است که با آن حساب و کتاب دوستان و دشمنان را رسيدگي ميکنند. نوع قديمي کامپيوتر که با آن نميشود Chat کرد.


چراق:
وسيله روشنايي بي‌سوادان، همچنين قارچي که اشتباهي از اون طرفي روييده باشد!


چلمبق:
والا نميدونم يعني چي!


چماق:
وسيله‌اي براي برقراري عدل و برابري.


چوخلص:
کلمه اي است به دو مفهوم: «چاکر و مخلص»!


شوت:
1- دست نيافتني، دور از اين حوالي بسر مي‌برد.2- ضربه‌ي حاصل از عقده‌هاي بازيکن

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4997
اعتبار کسب شده: 6569
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 13 شهريور 1385، ساعت 5:42
 2 سال و 3 ماه پيش
#3
 
با توجه به رابطه تنگاتنگ ديوونه خونه با دانشگاه، در اين قسمت تصميم گرفتيم شما را اندکي بااصطلاحات دانشجويي آشنا کنيم. باشد که مقبول افتد.

مصيبت: ستم، حضور و غياب کردن در هر جلسه.

دوزار ده شاهي :مدرک دانشگاه آزاد.

سشوار :وسيله اي که باد گرم توليد ميکند،کولر دانشگاه.

شناسنامه:مشخصات اصطلا حات دانشجويي که نام و نام خانوادگي،نام پدر،شماره دانشجويي همره با تعداد واحد هاي يک دانشجو را از جنس مخالف حفظ باشد.متخصصّ در امور خواستگاري و بعله برون و عشق و لبخند.

زوج خوشبخت:کساني که در دانشگاه دست همديگر را ميگيرند تا گم نشوند.نديد.پديد

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
zohre khanoomآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 10 تير 1385
مجموع ارسالها: 876
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: karaj
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 27 شهريور 1385، ساعت 20:09
 2 سال و 2 ماه پيش
#4
 
مطمئني چراق با ق هست فکر کنم با غ باشه ها

_________________
ميوه نخور نشسته وايسا بخور
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4997
اعتبار کسب شده: 6569
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 27 شهريور 1385، ساعت 20:56
 2 سال و 2 ماه پيش
#5
 
zohre khanoom نوشته بود:
مطمئني چراق با ق هست فکر کنم با غ باشه ها


چلمبق گرامي! اين چراق با اون چراغي که شما ميشناسيد تفاوت دارد، لطفا گيرنده هاي خود را دستمالي نکنيد!

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
zohre khanoomآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 10 تير 1385
مجموع ارسالها: 876
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: karaj
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 04 مهر 1385، ساعت 14:57
 2 سال و 2 ماه پيش
#6
 
فکر ميکردم با ادب باشيد!!! Not talking

_________________
ميوه نخور نشسته وايسا بخور
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4997
اعتبار کسب شده: 6569
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 04 مهر 1385، ساعت 15:04
 2 سال و 2 ماه پيش
#7
 
zohre khanoom نوشته بود:
فکر ميکردم با ادب باشيد!!! Not talking


البته اشتباه فکر ميکرديد! Rolling Eyes Wink اما واقعا مگه من بي ادبي کردم؟ چلمبق معني بدي نميده! d'oh! به هر حال ببخشيد!

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ehsaneyazdanpanahآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 390
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: ها آمو شيرازيِـَم من
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 10 مرداد 1386، ساعت 13:31
 1 سال و 4 ماه پيش
#8
 
شلفته:
کلمه سازمان يافته و مورد استفاده براي قزاهاي تازه اروس هايمحترم

قوزقلاقک:
ميوه کاج که خيلي خومشزه است و تخم انرا "انچوچک " يا"انجوجک" ناميدندي

چلقوز:
فردي با توانايي هاي بسيار بدني و استاد پياده روي بر مغز اطرافيان.

شلغم:
1..نوعي ميوه زمستاني از خونواده ي تربيزه 2.فردي با استعداد هاي بلقوه و بلفعل ضياد

شاسکول:
مخفف دو کلمه شاه+اسکول،شاه اسکول ها(نبشته بودند اسکول پرنده ايست که ...........)

_________________
براي شعري که بي تو خواهم گفت...
قافيه کم دارم ...
و...
تجربه ي با تو بودن را...
اي کاش به اندازه ي سلامي با هم بوديم...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
قطرهآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 197
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 01 دي 1386، ساعت 20:40
 11 ماه و 15 روز پيش
#9
 
ريشه يابي زن در کلمات

برزن :ريشه تاريخي کلمه زن ، بر + زن ، زن برتر ، زن برتر از مرد ، هر زني

راهزن : راننده اي که مونث باشد (مثال : راهزن کاميون ، راهزن اتوبوس ، راهزن وانت ، راهزن تاکسي ، راهزن موتور ؛ راهزن الاغ)

زنجان : سرور ، همان زن اس به شيوه صميمانه ، چيزي که همه مردها مجبورند بگويند

نازنين : مرد ، نا+زن+اين(اين يارو که زن نيست)، يک نوع فحش رکيک ، عبارتي براي تحقير جنس دوم

مرزنگوش : کاربرد خاصي ندارد اما با توجه به ريشه تاريخي آن (مرد + زن + گوش) نتايج زير برداشت مي شود : 1. مردي که به حرف زنش گوش مي کند.

2. زني که گوش مردش را مي کشد.

3. مردي که گوش زنش گوشواره مي کند.

4. ...

زنگوله : مرد خرفت ، هر مردي ، يکي از کساني که زنها به راحتي گولشان مي زنند.

زنبيل : نيروي امنيتي اجتماعات زنانه ، زني که با بيل دفاع مي کند ، گاهي در معاني زن کشاورز نيز آمده است

همزن : بدبخت ، مردي که همزمان چند زن دارد

کف زن : زن کار درست ، خانمي که همه را در کف مي گذارد.

زنبور : ترجمه تحت الفظي لغات در زبان انگليسي

زندان : (به فتح ز)محل اجتماعات بانوان ، رديف اول کلاس

_________________
سبک بار باشيد تا برسيد.
امام علي(ع)
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
قطرهآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 197
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 05 خرداد 1387، ساعت 22:39
 6 ماه و 10 روز پيش
#10
 
خاله

معناي لغوي: خواهر مادر

معناي استعاره اي: هر زني که با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.

نقش سمبليک: يک خانم مهربان و دوست داشتني که خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد.

غذاي مورد علاقه: آش کشک.

ضرب المثل: خاله رو ميخواهند براي درزو دوز وگرنه چه خاله چه يوز . اگه خاله ام ريش داشت آقا داييم بود.


زير شاخه ها: شوهر خاله: يک مرد مهربان که پيژامه مي پوشد و به ادبيات و شکار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازي دوران کودکي که يا در بزرگسالي عاشقش مي شويد اما با يکي ديگه ازدواج مي کنيد يا باهاش ازدواج مي کنيد اما عاشق يکي ديگه هستيد. وقتي هم ازدواج کرديد امکان اسگل شدن بچه تون زياده..

مشاغل کاذب: خاله زنک بازي، خاله خانباجي.

چهره هاي معروف: خاله خرسه، خاله سوسکه

_________________
سبک بار باشيد تا برسيد.
امام علي(ع)
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
قطرهآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 197
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 05 خرداد 1387، ساعت 22:42
 6 ماه و 10 روز پيش
#11
 
عمه

معناي لغوي: خواهر پدر

معناي استعاره اي: هر زني که با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر زني که مادر چشم ديدنش را نداشته باشد.

نقش سمبليک: به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل: ۱- جواب همه ي فحش هايي که مي د هيد. مثال: عمته... ۲- جواب همه ي محبت هايي که مي کنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره...
و توجيه براي بيقوارگي ها.(براي دختر ها صدق مي کند) به عمه ات رفتي
و خيلي چيزاي ديگه که به دليل بي ادبي از گفتن آن معذوريم

ضرب المثل: ندارد (تخفيف به دليل تعدد در نقش هاي سمبليک)

زير شاخه ها: شوهر عمه: يک مرد پولدار که سيبيل قيطاني دارد و چندش آور است. پسرعمه/دختر عمه: همبازي دوران کودکي که در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند.

چهره هاي معروف: عمه ليلا.

ترجيع بند: دختر که رسيد به بيست، بايد به حالش گريست. داشتن يک عمه که در توصيفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسي هاي زندگي است

_________________
سبک بار باشيد تا برسيد.
امام علي(ع)
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
قطرهآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 197
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 05 خرداد 1387، ساعت 22:48
 6 ماه و 10 روز پيش
#12
 
دايي

معناي لغوي: برادر مادر

معناي استعاره اي: هر مردي که با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر مردي که پتانسيل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد.

نقش سمبليک: يکي از معدود مرداني که هر چند به سياست علاقه مند است اما حس گرمي به شما مي دهد، هميشه حرفهايتان را مي فهمد و مي شود پيشش درددل کرد.

غذاي مورد علاقه: فسنجون.

ضرب المثل: عروس را که مادرش تعريف کنه، براي آقا داييش خوبه. اگه خاله ام ريش داشت آقا داييم بود (مشترک با خاله).

زير شاخه ها: زن دايي: يک زن چاق و شاد که خيلي کدبانو است و جلوي مادر قپي مي آيد. پسردايي/دختردايي: همبازي دوران کودکي که در بزرگسالي مثل يک همرزم ساپورتتان مي کنند.

چهره هاي معروف: علي دايي، دايي جان ناپلئون ، داي(ي) ناسور يا دايي ناصر

ترجيع بند: همه چيز زير سر اين انگليساست.

سعي کنيد حتما حداقل يک دايي داشته باشيد
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
قطرهآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 197
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 05 خرداد 1387، ساعت 22:50
 6 ماه و 10 روز پيش
#13
 
عمو

معناي لغوي: برادر پدر

معناي استعاره اي: هر مردي که با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.

نقش سمبليک: يکي از مرداني که شما هميشه بايد بهش بوس بدهيد و بعد برويد کارتون ببينيد تا او با پدر حرفهاي جدي بزند. يکي از مرداني که مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزي مي پزد و هميشه وقتي مي رود پدر ساکت شده، به فکر فرو مي رود..

غذاي مورد علاقه: قرمه سبزي، آبگوشت.

ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.

زير شاخه ها: زن عمو: يک زن که زياد به شما توجه نمي کند و خودش را براي مادر مي گيرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازي دوران کودکي که اگر تا هجده-بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نکنيد خطر را از سر گذرانده ايد.

مشاغل کاذب: بازي در قصه هاي ايراني-اسلامي.

چهره هاي معروف: عمو زنجيرباف، عمو يادگار، عمو پورنگ.

داشتن يک عمو ي پولدار خيلي خوب است

_________________
سبک بار باشيد تا برسيد.
امام علي(ع)
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است زبان برنامه نويسي براي ديوونه ها
2
پاسخها: 7 بیننده: 291 نویسنده: Al3x
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است ديوونه هاي رسمي
3
پاسخها: 111 بیننده: 4113 نویسنده: مهدي پلنگ
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است بهداري ديوونه خونه
2
پاسخها: 17 بیننده: 728 نویسنده: علي بابا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است فرهنگ واژگان بسازيم!(convert farsi to english easily)
1
پاسخها: 28 بیننده: 598 نویسنده: pantea

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: