صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3959
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 9:02
 4 سال و 6 ماه پيش
#1
 
الان من تو دفتر گروه علمي هستم. اگه اشتباه نکنم، همين الان اينجا زلزله اومد! نه! من نميخام بميرم!

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4955
اعتبار کسب شده: 9273
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 11:09
 4 سال و 6 ماه پيش
#2
 
غريب آشنا نوشته بود:
الان من تو دفتر گروه علمي هستم. اگه اشتباه نکنم، همين الان اينجا زلزله اومد! نه! من نميخام بميرم!


نميخوام!!! Applause Applause Applause
(بعد از 16 سال درس خوندن زشته!!!) Brick wall Brick wall Brick wall

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3959
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 11:26
 4 سال و 6 ماه پيش
#3
 
احسان نوشته بود:
غريب آشنا نوشته بود:
الان من تو دفتر گروه علمي هستم. اگه اشتباه نکنم، همين الان اينجا زلزله اومد! نه! من نميخام بميرم!


نميخوام!!! =D> =D> =D>
(بعد از 16 سال درس خوندن زشته!!!) Brick wall Brick wall Brick wall

خودم حواسم بود دانشمند!!! به زبون خودموني نوشتم؛ وگرنه بايد مي نوشتم "نمي خواهم"!!!
من دارم مي ميرم و تو به چه چيزايي گير ميدي!

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4955
اعتبار کسب شده: 9273
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 11:53
 4 سال و 6 ماه پيش
#4
 
غريب آشنا نوشته بود:
احسان نوشته بود:
غريب آشنا نوشته بود:
الان من تو دفتر گروه علمي هستم. اگه اشتباه نکنم، همين الان اينجا زلزله اومد! نه! من نميخام بميرم!


نميخوام!!! Applause Applause Applause
(بعد از 16 سال درس خوندن زشته!!!) Brick wall Brick wall Brick wall

خودم حواسم بود دانشمند!!! به زبون خودموني نوشتم؛ وگرنه بايد مي نوشتم "نمي خواهم"!!!
من دارم مي ميرم و تو به چه چيزايي گير ميدي!

اينکه بدوني و بميري بهتره يا اينکه نادانسته و جاهل از اين دنيا بري؟؟؟ Think Think Think Shame on you Shame on you Shame on you Mr. Green Mr. Green Mr. Green

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3386
اعتبار کسب شده: 3779
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 15:08
 4 سال و 6 ماه پيش
#5
 
احسان نوشته بود:

اينکه بدوني و بميري بهتره يا اينکه نادانسته و جاهل از اين دنيا بري؟؟؟ Think Think Think Shame on you Shame on you Shame on you Mr. Green Mr. Green Mr. Green


پس توي تالار علاوه بر مولانا، ابوريحان هم داريم Applause

_________________
گنجشک ها خوبند
گنجشک ها نازند
بر دامنم آنها
در حال پروازند...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نقابآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

تاريخ عضويت: يکشنبه 02 آذر 1382
مجموع ارسالها: 15
اعتبار کسب شده: 103
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 16:43
 4 سال و 6 ماه پيش
#6
 
غريب آشنا نوشته بود:
الان من تو دفتر گروه علمي هستم. اگه اشتباه نکنم، همين الان اينجا زلزله اومد! نه! من نميخام بميرم!




ما که از اين شانس ها نداريم!!!!! Laughing Laughing Laughing
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3959
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 17:11
 4 سال و 6 ماه پيش
#7
 
نقاب نوشته بود:
غريب آشنا نوشته بود:
الان من تو دفتر گروه علمي هستم. اگه اشتباه نکنم، همين الان اينجا زلزله اومد! نه! من نميخام بميرم!

ما که از اين شانس ها نداريم!!!!! Laughing Laughing Laughing

دست شما درد نکنه! مگه مامان من چند تا گل پسر داره؟ فقط يه دونه! ملاحظه منو نمي کنين، لااقل ملاحظه مامان بيچاره ام رو بکنين!

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نقابآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

تاريخ عضويت: يکشنبه 02 آذر 1382
مجموع ارسالها: 15
اعتبار کسب شده: 103
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 17:17
 4 سال و 6 ماه پيش
#8
 
غريب آشنا نوشته بود:
نقاب نوشته بود:
غريب آشنا نوشته بود:
الان من تو دفتر گروه علمي هستم. اگه اشتباه نکنم، همين الان اينجا زلزله اومد! نه! من نميخام بميرم!

ما که از اين شانس ها نداريم!!!!! Laughing Laughing Laughing

دست شما درد نکنه! مگه مامان من چند تا گل پسر داره؟ فقط يه دونه! ملاحظه منو نمي کنين، لااقل ملاحظه مامان بيچاره ام رو بکنين!


Think Think Think Think
البته در بچه ننه بودن شما که شکي نيست!!!!ولي در گل پسر بودن...... d'oh! d'oh! d'oh! d'oh!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
gol_kouآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

تاريخ عضويت: يکشنبه 14 دي 1382
مجموع ارسالها: 11
اعتبار کسب شده: 107
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 17:47
 4 سال و 6 ماه پيش
#9
 
نقاب نوشته بود:
غريب آشنا نوشته بود:
نقاب نوشته بود:
غريب آشنا نوشته بود:
الان من تو دفتر گروه علمي هستم. اگه اشتباه نکنم، همين الان اينجا زلزله اومد! نه! من نميخام بميرم!

ما که از اين شانس ها نداريم!!!!! Laughing Laughing Laughing

دست شما درد نکنه! مگه مامان من چند تا گل پسر داره؟ فقط يه دونه! ملاحظه منو نمي کنين، لااقل ملاحظه مامان بيچاره ام رو بکنين!


Think Think Think Think
البته در بچه ننه بودن شما که شکي نيست!!!!ولي در گل پسر بودن...... d'oh! d'oh! d'oh! d'oh!



گل گفتي.بچه چقدر خودشو تحويل ميگيره. Laughing Laughing Laughing Laughing

_________________
فراقت سخت مي آيد وليکن صبر مي بايد
که گر بگريزم از سختي رفيق سست پيمانم
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3959
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 18:11
 4 سال و 6 ماه پيش
#10
 
نقاب نوشته بود:
Think Think Think Think
البته در بچه ننه بودن شما که شکي نيست!!!!ولي در گل پسر بودن...... d'oh! d'oh! d'oh! d'oh!

خيلي لوسي خانم! بي ادب! باهات قهرم. Not talking
-مامان! اين دختره به من حرفهاي زشت زد. ماماااااااااان! Crying or Very sad Crying or Very sad Crying or Very sad

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3959
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 18:14
 4 سال و 6 ماه پيش
#11
 
gol_kou نوشته بود:
گل گفتي.بچه چقدر خودشو تحويل ميگيره. Laughing Laughing Laughing Laughing

تو هم خيلي بدي. با تو هم قهرم. به مامانم ميگم بهم چي گفتي. قهر قهر تا روز قيامت. Not talking

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط غريب آشنا در تاريخ سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 18:35 ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4955
اعتبار کسب شده: 9273
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 18:33
 4 سال و 6 ماه پيش
#12
 
mhaji نوشته بود:
احسان نوشته بود:

اينکه بدوني و بميري بهتره يا اينکه نادانسته و جاهل از اين دنيا بري؟؟؟ Think Think Think Shame on you Shame on you Shame on you Mr. Green Mr. Green Mr. Green


پس توي تالار علاوه بر مولانا، ابوريحان هم داريم Applause


يه مدتيه نسنجيده نظر ميدي! يا شايدم موضوع رو درست نميخوني!!
ابوريحان خودش مي خواست بميره که اين جمله رو گفت! و الان هم اينجا غريب آشناست که ميخواد با عزرائيل بره سيزده به در!! Wink Wink

به من چه ربطي داره؟؟؟؟ Think

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
harvardآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382
مجموع ارسالها: 1595
اعتبار کسب شده: 1347
محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!!
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 19:21
 4 سال و 6 ماه پيش
#13
 
غريب آشنا نوشته بود:
نقاب نوشته بود:
Think Think Think Think
البته در بچه ننه بودن شما که شکي نيست!!!!ولي در گل پسر بودن...... d'oh! d'oh! d'oh! d'oh!

خيلي لوسي خانم! بي ادب! باهات قهرم. Not talking
-مامان! اين دختره به من حرفهاي زشت زد. ماماااااااااان! Crying or Very sad Crying or Very sad Crying or Very sad

Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing
منو ياد سال صفري ها(نه سال اولي ها) انداختي
Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نقابآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

تاريخ عضويت: يکشنبه 02 آذر 1382
مجموع ارسالها: 15
اعتبار کسب شده: 103
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 20:50
 4 سال و 6 ماه پيش
#14
 
غريب آشنا نوشته بود:
نقاب نوشته بود:
Think Think Think Think
البته در بچه ننه بودن شما که شکي نيست!!!!ولي در گل پسر بودن...... d'oh! d'oh! d'oh! d'oh!

خيلي لوسي خانم! بي ادب! باهات قهرم. Not talking
-مامان! اين دختره به من حرفهاي زشت زد. ماماااااااااان! Crying or Very sad Crying or Very sad Crying or Very sad


اقا پسر!!!بهتره به جاي قهر کردن زودتر بري خونه والا مامانت نگرانت ميشه!!!! Shame on you Shame on you Shame on you Shame on you Dancing Dancing Dancing
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مهدي پلنگآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 مهر 1382
مجموع ارسالها: 373
اعتبار کسب شده: 1086
محل سکونت: کرج
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 دي 1382، ساعت 22:25
 4 سال و 6 ماه پيش
#15
 
نقاب نوشته بود:
غريب آشنا نوشته بود:
نقاب نوشته بود:
غريب آشنا نوشته بود:
الان من تو دفتر گروه علمي هستم. اگه اشتباه نکنم، همين الان اينجا زلزله اومد! نه! من نميخام بميرم!

ما که از اين شانس ها نداريم!!!!! Laughing Laughing Laughing

دست شما درد نکنه! مگه مامان من چند تا گل پسر داره؟ فقط يه دونه! ملاحظه منو نمي کنين، لااقل ملاحظه مامان بيچاره ام رو بکنين!


Think Think Think Think
البته در بچه ننه بودن شما که شکي نيست!!!!ولي در گل پسر بودن...... d'oh! d'oh! d'oh! d'oh!


غريب آشنا ي عزيز :
متاسفانه در اين يک مورد بخصوص بنده هم با اونوريا موافقم.

_________________
خدايا به من آرامش بده تا بپذيرم انچه را که نمي توانم تغيير دهم
به من دليري ده تا تغيير دهم انچه را که مي توانم تغيير دهم
به من بينش ده تا تفاوت بين اين دو را بفهمم. (دکتر علي شريعتي)
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است زلزله
1
پاسخها: 14 بیننده: 597 نویسنده: ستاره’ غريب
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است