| نویسنده |
پیغام |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1276 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
شنبه 15 مرداد 1384، ساعت 11:47 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#91
|
| |
يه معماي ساده وباحال !
ان چيست که دارد يک پا و هزاران سر
مٌرده اش راديده اي بر روي خَر |
|
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3420 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
شنبه 15 مرداد 1384، ساعت 12:53 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#92
|
| |
| armoazn نوشته بود: |
يه معماي ساده وباحال !
ان چيست که دارد يک پا و هزاران سر
مٌرده اش راديده اي بر روي خَر |
هزار پا که نميتونه باشه...
هزار سر نيست؟ |
|
|
|
|
|
|
 |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1276 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
شنبه 15 مرداد 1384، ساعت 14:53 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#93
|
| |
نه متاسفانه!
فعلا فکر کنيد! |
|
|
|
|
|
|
 |
ice.plus  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 29 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 862 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: کاخ سفيد جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 01 خرداد 1386، ساعت 21:09 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#94
|
| |
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3420 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 01 خرداد 1386، ساعت 21:31 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#95
|
| |
|
|
|
|
 |
ice.plus  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 29 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 862 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: کاخ سفيد جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 01 خرداد 1386، ساعت 21:42 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#96
|
| |
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1454 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 10 شهريور 1386، ساعت 3:51 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#97
|
| |
|
|
|
|
 |
majidjon13  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2181 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: پرشيا جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 22 شهريور 1386، ساعت 10:39 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#98
|
| |
دروود
چند تا سوال جالب و راحت.
البته سوالهاي براي جواب سريع و فوق العاده سريع طراحي شدن وي در کل خالي از لطف نيست.
سوأل اول :
فرض کنيد در يک مسابقه دوي سرعت شرکت کرده ايد. شما از نفر دوم سبقت مي گيريد حالا نفر چندم هستيد؟
سوأل دوم:
اگر شما توي همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگيريد، نفر چندم خواهيد شد؟
سوأل سوم:
رياضيات فريبنده!!! اين سوأل رو فقط ذهني حل کنيد. از قلم و کاغذ و ماشين حساب استفاده نکنيد.
عدد 1000 رو فرض کنيد. 40 رو به اون اضافه کنيد. حاصل رو با يک 1000 ديگه جمع کنيد. عدد 30 رو به جواب اضافه کنيد. با يک هزار ديگه جمع کنيد. حالا 20 تا ديگه به حاصل جمع، اضافه کنيد.
1000 تاي ديگه جمع کنيد و نهايتاً 10 تا ديگه به حاصل اضافه کنيد. حاصل جمع بالا چنده؟
سوال چهارم و آخر:
پدر ماري، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمي چيه؟ |
|
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4997 اعتبار کسب شده: 6569 محل سکونت: شيراز سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 08 آذر 1386، ساعت 13:14 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#99
|
| |
تست آي کيو(حتما امتحان کنيد)
بايد پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانيه به آن جواب درست را بدهيد در پايان تعداد پاسخهاي درست شما ضرب در 10 ميشود و ميزان آي کيو شما را نشان ميدهد
1=بعضي از ماهها 30 روز دارند بعضي 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2=اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگويد هر نيم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول ميکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3=من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتي با صداي زنگ ساعت از خواب بيدار شدم چند ساعت خوابيده بودم؟
4=عدد 30 را به نيم تقسيم کنيد وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنيد چه عددي به دست مي ايد؟
5=مزرعه داري 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هايش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برايش باقي مانده است؟
6=اگر تنها يک کبريت داشته باشيد و وارد يک اتاق سرد و تاريک شويد که در آن يک بخاري نفتي يک چراغ نفتي و يک شمع باشد اول کداميک را روشن ميکنيد؟
7=فردي خانه اي ساخته که هر چهار ديوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسي بزرگ به اين خانه نزديک ميشود اين خرس چه رنگي است؟
8=اگر 2 سيب از 3 سيب بردارين چند سيب داريد؟
9=حضرت موسي از هر حيوان چند تا با خود به کشتي برد؟
10=اگر اتوبوسي را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانيد و در نيشابور 5 مسافر را پياده کنيد و 7 مسافر جديد را سوار کنيد و در دامغان 8 مسافر پياده و 4 نفر را سوار کنيد و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسيد حالا نام راننده اتوبوس چيست؟
ارزيابي تست براساس تعداد جوابهاي نادرست سطح هوش
7تا و بيشتر دانش اموز دبستان
6 تا دانش اموز دبيرستان
5 تا دانشجو
2-3 استاد دانشگاه
1 مديران ارشد
------------------
پاسخ تست ها
1= تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند
2=يک ساعت( شما يک قرص را در ساعت 1 و ديگري را درساعت 1/5و بعدي را در ساعت 2 مي خوريد)
3=ساعت کوکي نميتواند شب و روز را تشخيص دهد پس به اولين ساعت 9 که برسد زنگ ميزند که ساعت 9 شب است
4=70(تقسيم بر نيم معادل ضرب در 2 است)
5=9 گوسفند
6=کبريت
7=سفيد چون خانه اي که هر چهار ديوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد بايد در نوک قطب جنوب باشد
8=2سيب
9=هيچ(حضرت نوح بود نه حضرت موسي
10=خوب خودتونيد ديگه (نام خودتان |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
مارمولک  پرچونه!!
تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386 مجموع ارسالها: 837 اعتبار کسب شده: 8743 محل سکونت: بين آدمها جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 13 آذر 1386، ساعت 15:00 |
|
 |
12 ماه و 3 روز پيش |
|
#100
|
| |
توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش اندازه گرفت؟"
سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود.
يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد: "به فشار سنج يک نخ بلند مي بنديم. سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه ي طول فشارسنج خواهد بود."
پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ي خود کرد. يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد.
نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد.
دانشجو در پنج دقيقه ي اول ساکت نشسته بود و فکر مي کرد. قاضي به او يادآوري کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است. دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولي نمي تواند تصميم گيري کند که کدام يک بهترين مي باشد.
قاضي به او گفت که عجله کند، و دانشجو پاسخ داد: "روش اول اين است که فشارسنج را از بالاي آسمان خراش رها کنيم و مدت زماني که طول مي کشد به زمين برسد را اندازه گيري کنيم. ارتفاع ساختمان را مي توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولي که روي کاغذ نوشته ام محاسبه کرد."
دانشجو بلافاصله افزود: "ولي من اين روش را پيشنهاد نمي کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود!"
"روش ديگر اين است که اگر خورشيد مي تابد، طول فشارسنج را اندازه بگيريم، سپس طول سايه ي فشارسنج را اندازه بگيريم، و آنگاه طول سايه ي ساختمان را اندازه بگيريم. با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسي ساده مي توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيري کرد. رابطه ي اين روش را نيز روي کاغذ نوشته ام."
"ولي اگر بخواهيم با روشي علمي تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم، مي توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهاي فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام آسمان خراش به نوسان درآوريم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروي گرانش دو سطح بدست آوريم. من رابطه هاي مربوط به اين روش را که بسيار طولاني و پيچيده مي باشند در اين کاغذ نوشته ام."
"آها! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست: اگر آسمان خراش پله ي اضطراري داشته باشد، مي توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيروني آن را علامت گذاري کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم."
"ولي اگر شما خيلي سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج براي اندازه گيري ارتفاع استفاده کنيد، مي توانيد فشار هوا در بالاي ساختمان را اندازه گيري کنيد، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيري کنيد، سپس با استفاده از تفاضل فشارهاي حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد."
"ولي بدون شک بهترين راه اين مي باشد که در خانه ي سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود، مي تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم!"
دانشجويي که داستان او را خوانديد، نيلز بور، فيزيکدان بزرگ دانمارکي بود!!! |
|
_________________ نظرم عوض شد : از مارمولک بازي خوشم مياد!
|
|
|
|
|
 |
حيف!  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 19 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 658 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 29 ارديبهشت 1387، ساعت 17:29 |
|
 |
6 ماه و 17 روز پيش |
|
#101
|
| |
پدري از دو پسر تيز هوش خود مي خواهد که هر کدام يک عدد انتخاب نمايند و بدون آنکه ديگري متوجه شود ، عدد خود را به او بگويند . پدر بعد از شنيدن اعداد مي گويد : حاصلضرب دو عددي که آنها انتخاب کرده اند ، 8 يا 16 مي باشد .
سپس از پسر بزرگتر سوال مي کند : " آيا مي داني عددي که برادرت انتخاب کرده است چند مي باشد ؟ "
پسر بزرگ : " نمي دانم ! "
پدر از پسر کوچکتر همين سوال را مي پرسد .
پسر کوچک : " نمي دانم ! "
پدر از پسر بزرگ مجددا همين سوال را مي پرسد .
پسر بزرگ : " نمي دانم ! "
پدر از پسر کوچکتر مجدداهمين سوال را مي پرسد .
پسر کوچک : " نمي دانم ! "
پدر از پسر بزرگ باز هم همين سوال را مي پرسد .
پسر بزرگ : " مي دانم ! "
شما مي دانيد عددي که پسر کوچک انتخاب نموده است چند است ؟
فقط يه راهنمايي مي کنم ! ...
هه هه! خيط شدي! ....هيچ راهنمايي در کار نيست برو خودت حلش کن!
|
|
_________________ سر آن ندارد امشب ..که برآيد آفتابي....
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2299 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 29 ارديبهشت 1387، ساعت 17:55 |
|
 |
6 ماه و 17 روز پيش |
|
#102
|
| |
|
دو ؟ |
_________________ 
|
|
|
|
|
 |
شاکي  سال صفري!
تاريخ عضويت: سهشنبه 21 اسفند 1386 مجموع ارسالها: 52 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 29 ارديبهشت 1387، ساعت 18:28 |
|
 |
6 ماه و 17 روز پيش |
|
#103
|
| |
4 |
|
|
|
|
|
|
 |
Oranium  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385 مجموع ارسالها: 316 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 30 ارديبهشت 1387، ساعت 11:54 |
|
 |
6 ماه و 16 روز پيش |
|
#104
|
| |
| حيف! نوشته بود: |
پدري از دو پسر تيز هوش خود مي خواهد که هر کدام يک عدد انتخاب نمايند و بدون آنکه ديگري متوجه شود ، عدد خود را به او بگويند . پدر بعد از شنيدن اعداد مي گويد : حاصلضرب دو عددي که آنها انتخاب کرده اند ، 8 يا 16 مي باشد .
سپس از پسر بزرگتر سوال مي کند : " آيا مي داني عددي که برادرت انتخاب کرده است چند مي باشد ؟ "
پسر بزرگ : " نمي دانم ! "
پدر از پسر کوچکتر همين سوال را مي پرسد .
پسر کوچک : " نمي دانم ! "
پدر از پسر بزرگ مجددا همين سوال را مي پرسد .
پسر بزرگ : " نمي دانم ! "
پدر از پسر کوچکتر مجدداهمين سوال را مي پرسد .
پسر کوچک : " نمي دانم ! "
پدر از پسر بزرگ باز هم همين سوال را مي پرسد .
پسر بزرگ : " مي دانم ! "
شما مي دانيد عددي که پسر کوچک انتخاب نموده است چند است ؟
فقط يه راهنمايي مي کنم ! ...
هه هه! خيط شدي! ....هيچ راهنمايي در کار نيست برو خودت حلش کن!
|
تمام انتخابهاي ممکن شامل زوجهاي زير است
( 8 و 1 )
( 1 و 8 )
( 2 و 4 )
( 4 و 2 )
( 16 و 1 )
( 1 و 16 )
( 8 و 2 )
( 2 و 8 )
( 4 و 4 )
پسر بزرگ ميگويد نميدانم ===> عدد 16 انتخاب پسر کوچک نيست ===> زوجهاي ( 16 و 1 ) و ( 1 و 16 ) حذف ميشوند
پسر کوچک ميگويد نميدانم ===> عدد 1 انتخاب پسر بزرگ نيست ===> زوجهاي (1 و 8 ) و ( 8 و 1) حذف ميشوند
پسر بزرگ ميگويد نميدانم ===> عدد 8 انتخاب پسر کوچک نيست ===> زوجهاي ( 8 و 2 ) و ( 2 و 8 ) حذف ميشوند
پسر کوچک ميگويد نميدانم ===> عدد 2 انتخاب پسر بزرگ نيست ===> زوجهاي ( 2 و 4 ) و ( 4 و 2 ) حذف ميشوند
پسر بزرگ ميگويد ميدانم ===> تنها زوج باقي مانده (4 و 4) ميباشد ===> انتخاب هر دو پسر 4 است. |
|
_________________ من يک اورانيم غني شده هستم
"سلطان همه عناصر"
|
|
|
|
|
 |
شاکي  سال صفري!
تاريخ عضويت: سهشنبه 21 اسفند 1386 مجموع ارسالها: 52 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 30 ارديبهشت 1387، ساعت 12:29 |
|
 |
6 ماه و 16 روز پيش |
|
#105
|
| |
پسر بزرگ ميگويد نميدانم ===> عدد 16 انتخاب پسر بزرگ نيست ===>
مرحله اول اگه پسر بزرگ بگه نميدونم ميشه مطمئن شد که عددش 16 نبوده..چون اگه 16 انتخاب کرده باشه قطعا عدد پسر کوچيکه يک هست و بايد پسر بزرگه بگه که عدد داداش کوچيکه رو ميدونم ولي ميگه نميدونم پس دقيقا برعکس گفتي.
مثلا فرض کن داداش بزرگه عددش يکه و نميدونه داداش کوچيکه 8 هست يا 16 پس ميگه نميدونم پس دليل نداره داداش کوچيکه نتونه 16 باشه
ولي خوب جوابت درسته |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|