صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
5
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1151
اعتبار کسب شده: 11522
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 مرداد 1386، ساعت 23:05
 11 ماه و 2 روز پيش
#1
 
توي اين تاپيک من بخش هايي از کتاب کشکول شيخ بهايي رو که به نظرم جالب و خواندني بود آوردم
که اميدوارم شما هم از خوندنش لذت ببريد ...
شما هم اگر از اين کتاب چيز جالبي داريد حتما ارسال کنيد تا بقيه هم استفاده کنند و لذت ببرند ...

نظر بديد اگه طرفدار داشت هر روز بخشي از کتاب رو براتون ارسال مي کنم ... Very Happy Cool


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط ALPHA در تاريخ سه‌شنبه 16 مرداد 1386، ساعت 23:16 ويرايش شده است.
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1151
اعتبار کسب شده: 11522
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 مرداد 1386، ساعت 23:06
 11 ماه و 2 روز پيش
#2
 
سخنان مؤلف کتاب

به نام پروردگار بخشنده مهربان
سپاس پروردگار يگانه يارى رسان را، و درود بر سرورمان محمّد(ص) و دودمانش !
... آن را همانند سبدى قرار دادم ، که در آن ، ارزان بها و گران قيمت در کنار هم قرار گيرند، يا همچون گردنبدى که دانه هاى آن ، از هم بپاشد. و آن را (کشکول ) ناميدم ، تا با نام آن کتاب ديگرم برابرى کنم . و از آن کتاب ، در اين يکى ، چيزى نياوردم و برخى از صفحات آن را سپيد گذاشتم تا به هنگام خود، از رويدادها پر سازم تا کشکول پر نباشد، زيرا، بينوايى که کشکول ، آلت گدايى اوست ، چون کشکولش پر شود، از خواستن روى بر تابد.
اکنون ديدگانت را در باغ هاى آن ، به گردش در آور! و ذوق خود را از نهرهاى آن سيراب کن ! و طبع خويش در باغ هاى آن ، به چرا درآور! و نورهاى حکمت و دانش را از مشرق آن ، بر گير! و دندان طمع خويش را برهم بفشار! تا مبادا در انديشه طمع ورزى بر آيى . اين کتاب ، و آن کتاب ديگر را مونس تنهايى و انيس بى همدمى و مايه آرامش خويش ساز! تا اين دو، هم صحبتان خلوت و رفيقان سفر و نديمان حضر تو باشد، زيرا که اين دو، هم سايگان نيک و داستان سرايان عالى تبار و استادان فروتن و معلمان متواضعند، و بلکه اين دو کتاب ، دو باغند، که گل هايش شکفته شده است و زنهاى صاحب جمالند، که گونه هايشان دو گل سرخ به بار آورده است ، و آواز خوان هاى پرغرورى هستند که چهره خود را پوشانده اند. پس ، آنان را از آن که نمى خواهد، دور کن ! و اين دو را جز به آن که طالب است عرضه مدار!
کسى که دانشى را در اختيار نادانان بگذارد، آن دانش را تباه کرده است و آن که شايستگان را از دانش باز دارد، به آنها ستم کرده است .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1151
اعتبار کسب شده: 11522
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 مرداد 1386، ساعت 23:09
 11 ماه و 2 روز پيش
#3
 
تفسير آياتى از قرآن کريم

بيان مفسران ، در (اياک نعبد و اياک نستعين )
در اين که آيه شريفه (اياک نعبد و اياک نستعين ) متکلم به (نون جمع ) است و نمازگزار، در مقام فروتنى و شکستگى ، چند وجه آورده اند، و نيکوترين آنها، اينست که : (امام رازى ) در (تفسير کبير) آورده است . و خلاصه آن ، چنين است که : در شريعت مطهر (اسلام ) کسى که چند جنس گوناگون را در يک معامله بفروشد، و برخى از آنها معيوب باشد، مشترى مى تواند، يا همه آنها را بخرد، و يا همه آنها را پس بدهد. اما اختيار ندارد که معيوب ها را پس بدهد و بى عيبها را بردارد و در اين مورد، چون نمازگزارى بيند که عبادت او معيوب و ناقض است ، آن را به تنهايى به پيشگاه پروردگار عرضه نمى کند، بلکه آن را به انضمام عبادت همه عبادت کنندگان : از انبيا و اوليا و نيکان ضمن يک معامله عرضه مى دارد. بدان اميد، که عبادت او در اين ضمن پذيرفته شود. زيرا که تمامى آن عبادات ها رد نمى شود. زيرا، هرگاه ، برخى پذيرفته شوند، برخى پذيرفته نشوند. پذيرفتن سالم و نپذيرفتن معيوب ، تبعيض در يک صفقه (عقد ربيع ) است و اين ، موردى است که پروردگار، بندگان خويش را از آن ، باز داشته است . پس ، چگونه شايسته کرم پروردگارى اوست ؟ او راهى جز پذيرش همه در پيش نيست و مراد حاصل است .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1151
اعتبار کسب شده: 11522
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 مرداد 1386، ساعت 23:10
 11 ماه و 2 روز پيش
#4
 
حکاياتى از عارفان و بزرگان علم و دين

زاهدى گفته است : نماز سى ساله خود را که در صف نخست نمازگزاران ، به جا آورده بودم ، به ناچار، به قضا برگرداندم . از آن روى ، که روزى به سببى درنگ کردم و در صف نخست ، جايى نيافتم . پس در صف دوم ايستادم . اما خود را بدين سبب ، از ديگران شرمسار ديدم ، و پيشى گرفتم و به صف نخست آمدم و از آنگاه دانستم که همه نمازهايم ، آلوده به ريا و آگنده از لذت توجه مردم به من بوده است و اين که ببينند که من ، از پيشگامان کارهاى نيک بوده ام .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1151
اعتبار کسب شده: 11522
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 مرداد 1386، ساعت 23:17
 11 ماه و 2 روز پيش
#5
 
سخن حکيمان و دانشمندان و مشاهير و...

بزرگى گفته است : (عزلت ) بدون (عين ) علم ، (زلت ) (يعنى لغزش ) است و بدون (زاء) زهد، علت (يعنى بيمارى ) است .
از سخنان بزرگمهر: دشمنان با من دشمنى کردند. اما، دشمنى را دشمن تر از نفس خود نديدم .
و نيز گفته است : با دلاوران و درندگان ستيزيدم و هيچ يک از آنها چون دوست بد بر من چيره نشدند.
و نيز گفته است : از همه گونه غذاهاى لذيد خوردم و با زنان زيبا روى همبستر شدم و هيچيک را لذيذتر از تندرستى نيافتم .
و نيز گفته است : صبر زرد را خوردم و شربت تلخ را آشاميدم . اما هيچيک را تلخ ‌تر از نيازمندى نيافتم .
و نيز گفته است : با همانندان خود کشتى گرفتم و با دلاوران پيکار کردم . اما هيچيک از آنها، چون زن بد زبان ، بر من پيروز نشد.
و نيز گفته است : تيرها و سنگها به سوى من رها شد و هيچيک را سخت تر از سخن بدى که از دهان بستانکار بيرون آيد، نيافتم .
و نيز گفته است : از مال اندوخته هاى خود صدقه ها دادم و هيچ صدقه اى را سودمندتر از رهبرى يک گمراه به راه راست نيافتم .
و نيز گفته است : از نزديکى به پادشاهان و بخشش هاى آنان شادمان شدم اما، هيچ چيز برايم نيکوتر از رهايى از آنها نبود.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1151
اعتبار کسب شده: 11522
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 مرداد 1386، ساعت 23:19
 11 ماه و 2 روز پيش
#6
 
نکته هاى پندآموز، امثال و حکم

تنى از ابدال گفته است که : در بلاد مغرب ، گذرم به پزشکى افتاد، که بيمارانى ، نزد او بودند. و براى آنان شيوه درمانشان مى گفت . پس ، پيش ‍ رفتم و گفتم : - خدا بر تو ببخشايد بيمارى مرا درمان کن ! ساعتى در چهره من نگريست
و گفت : ريشه هاى فقر و برگ صبر و هليله فروتنى را بگير! و در ظرف يقين جمع کن !
و آب خوف بر آن ريز! و آتش اندوه در زير آن بيفروز! سپس آن را در صافى مراقبه بپالاى !
و در جام خرسندى ريز! و با شراب توکل بياميز و با دست صدق آن را بخور و با کاسه استغفار آن را بياشام !
و سپس ، با آب پرهيزگارى دهان خود را شستشو ده ! و از حرص بپرهيز! پس ، اميد که پروردگار، تو را شفا دهد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1151
اعتبار کسب شده: 11522
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 مرداد 1386، ساعت 23:21
 11 ماه و 2 روز پيش
#7
 
سخن حکيمان و دانشمندان ، مشاهير...

صاحب کمالى مى گفت : آنگاه که شب روى مى کند، شادمان مى شود. و مى گويد: با پرودگار خود خلوت مى کنم و هنگامى که صبح فرا مى رسد، به وحشت مى افتم از زشتى ديدار آنان که مرا از پروردگارم باز مى دارند.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1151
اعتبار کسب شده: 11522
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 مرداد 1386، ساعت 23:23
 11 ماه و 2 روز پيش
#8
 
سخن پيامبر اکرم (ص ) و ائمه اطهار (ع )، پيامبران الهى

پيامبر (ص ) گفت : بنده از پرهيزگاران به شمار نمى آيد، مگر آن که آن چه را که براى او سودمند نيست ، رها کند.

اميرالمؤمنين على (ع ) گفت : براى دلهاى مؤمنان چيزى را زيانبخش تر از صداى گام هاى (مريدانى )
که از پشت سر آنان مى آيد، نمى بينم .

عبدالله بن زراره از امام صادق (ع ) کرد که گفت : پرورگار براى هر مؤمنى از ايمانش همدمى نهاده است ، که به او آرام مى گيرد، که حتى اگر بر فراز کوهى باشد، از تنهايى وحشت نمى کند.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1151
اعتبار کسب شده: 11522
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 مرداد 1386، ساعت 23:23
 11 ماه و 2 روز پيش
#9
 
سخن حکيمان و دانشمندان ، مشاهير...

افلاطون گفت :
عشق نيرويى است که از وسوسه هاى آز و صورت هاى خيالى هيکل طبيعى در انسان زاييده مى شود.
در دلاور ايجاد ايجاد ترس مى کند و در ترسو دلاورى مى آفريند و هر کسى را به صفتى به ضد آنچه هست ، متصف مى دارد.
يکى از حکيمان گفته است : زيبايى ، مغناطيس روحانى است ، که دلربائيش به خاصيتش باز بسته است .

ديگرى گفته است : عشق ، اشتياقى ست که پروردگار، به موجودات زنده مى بخشد، تا با آن ، ممکن سازند، آن چه را که براى ديگرى ناممکن است .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1151
اعتبار کسب شده: 11522
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 مرداد 1386، ساعت 23:26
 11 ماه و 2 روز پيش
#10
 
شعر فارسى

مولوى (604- 672) فرمايد:

مؤمنان بيحد، ولى ايمان يکى ... جسمشان معدود، ليکن جان يکى
جان گرگان و سگان از هم جداست ... متحد، جان هاى شيران خداست
همچون آن يک نور خورشيد سما ... صد بود نسبت به صحن خانه ها
ليک ، يک باشد همه انوارشان ... چون که برگيرى تو ديوار از ميان
چون نماند خانه ها را قاعده ... مؤمنان باشد نفس واحده
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1151
اعتبار کسب شده: 11522
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 16 شهريور 1386، ساعت 19:37
 10 ماه و 1 روز پيش
#11
 
حکايات متفرقه ، کوتاه و خواندنى

بهرام گور فرزندى يگانه داشت . امّا او همّتى پست داشت ، چنان که کنيزان و نوازندگان بر او چيره بودند و حتّى ، به يکى از آن کنيزان مهر مى ورزيد. چون پادشاه ، آگاه شد، کنيز را گفت به او بگويد که من خود را در اختيار عاشقى مى گذارم که بلند همّت و بزرگوار باشد. و بدين سان فرزند بهرام شيوه پيشين را ترک کرد تا به پادشاهى رسيد و از حيث اراده و دليرى از بهترين پادشاهان شد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
majidjon13
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2086
اعتبار کسب شده: 3850
محل سکونت: پرشيا
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 16 شهريور 1386، ساعت 22:05
 10 ماه و 1 روز پيش
#12
 
Applause

افرين الفا واقعا جالبه

ادامه بده ...
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1151
اعتبار کسب شده: 11522
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 16 شهريور 1386، ساعت 23:28
 10 ماه و 1 روز پيش
#13
 
سخن پيامبر اکرم (ص ) و ائمه اطهار (ع )، پيامبران الهى

عبدالله گفت : (روزى ) پيامبر خدا(ص ) مربعى ترسيم کرد و در ميان آن ، خطى کشيد که تا بيرون آن مربع آمد، و در کنار آن خط، خطهاى کوچک ديگرى کشيد. و گفت : آيا مى دانيد که اين ، چيست ؟ گفتيم : پروردگار و پيامبرش بهتر دانند. گفت خط ميانه ، آدمى ست و خطهاى پيرامون مربع ، مرگ اند، که او را در ميان گرفته اند و اين خطهاى کوچک ، ناخوشى هايى هستند که پيرامون اويند، و او را آسيب مى رسانند. و اگر اين يکى از خطا کند، آن ديگرى به او گزند مى رساند. و آن خط بيرون از مربع ، آرزوى آدمى ست .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1151
اعتبار کسب شده: 11522
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 16 شهريور 1386، ساعت 23:29
 10 ماه و 1 روز پيش
#14
 
شرح حال مشاهير، مردان و زنان بزرگوار

ابن اثير،- مجدالدين ابو السعادت - صاحب (جامع الاصول ) و (النهايه در حديث ) از بزرگانى بود که در نزد پادشاهان منزلت فراوان داشت . و سرپرستى کارهاى مهمى با او بود. تا که بيمار شد و دست و پايش از کار باز ماند. و خانه نشين شد و کارهاى خود را ترک گفت و از آميزش با مردم دورى جست . اما بزرگان همچنان به خانه اش آمد و شد داشتند و برخى از پزشکان نيز به ديدنش مى رفتند و عهده دار بهبود او بودند. تا اين که پزشکى به ديدنش آمد و به بهبودى نزديک شد. ابن اثير او را مبلغى زر داد و گفت به راه خويش برو! اما دوستان و يارانش او را به نکوهش گرفتند و گفتند: نمى گذارى تا تندرست شوى . ابن اثير گفت : هنگامى که تندرستى خويش بازيابم ، به کارم فرا خوانند، و به ناچار، بپذيريم . ليکن ، تا بدين حالتم ، شايسته آن کارها نيستم . و از اين رو، اوقات من صرف کامل کردن خودم و مطالعه کتاب مى شود. و در کارهايى وارد نمى شوم که انگيزه خوشنودى آنانست . اما ناخوشنودى پروردگار را در پى دارد. و روزى نيز به ناچار مى رسد. پس ، رهايى از آن کارها را برگزيد تا به دانش آموختن بپردازد، و به سبب دورى از منصب ها، در آن مدت ، کتاب (جامع الاصول ) و (النهايه ) و چيزهاى ديگر را تاءليف کرد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1151
اعتبار کسب شده: 11522
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 16 شهريور 1386، ساعت 23:30
 10 ماه و 1 روز پيش
#15
 
حکايات پيامبران الهى ، معصومين (ع )

از امام صادق (ع ) نقل شده ، که بينوايى به نزد پيامبر آمد. و مرد ثروتمندى در حضور رسول (ص ) بود. مالدار، جامعه خويش از بينوا در کشيد. پيامبر (ص ) گفت : چه چيز تو را بر آن داشت ؟ آيا ترسيدى که بينوايى او، ترا نيز در گيرد؟ يا بى نيازى تو به او بچسبد؟ ثروتمند گفت : چون چنين فرمودى ؛ چون چنين فرمودى ؛ نيمى از دارايى من از آن او باشد. آنگاه پيامبر به مرد بينوا گفت : آيا از او مى پذيرى ؟ و تهيدست گفت : نه : گفت چرا؟ گفت از آن مى ترسم ، که چنان شوم که او شده است .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است زيباترين متون ...
1
پاسخها: 93 بیننده: 2605 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است و خداوند شيخ را حفظ کند!
1
پاسخها: 6 بیننده: 274 نویسنده: sunson
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است شيخ زانا:بريدن سر قربانيانمان فقط به خاطر اين بود که......
1
پاسخها: 0 بیننده: 530 نویسنده: armoazn
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است معرفي علما و عرفا
1
پاسخها: 2 بیننده: 279 نویسنده: rahmanian

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: