صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
5
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1208
اعتبار کسب شده: 11745
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 16 شهريور 1386، ساعت 23:31
 11 ماه و 25 روز پيش
#16
 
حکاياتى از عارفان و بزرگان علم و دين

گفته اند که : در کوهى از لبنان ، زاهدى ، دور از مردم ، در غارى مى زيست . روزها روزه مى داشت و هر شب براى او گرده نانى مى رسيد؛ که نيمى از آن را به هنگام گشودن روزه مى خورد و نيم ديگر را به هنگام سحر. و اين حال ، روزگارى دراز پاييد، و مرد از کوه به زير نيامد، تا اين که چنين شد، که در شبى از شب ها، نان از او برگرفته شد و گرسنگى شدت يافت و خواب از چشم زاهد رفت . پس نماز گزارد و آن شب را در اميد خوردنى ، بيدار ماند، تا گرسنگى بدان دفع کند. اما غذايى نرسيد.
در پايين آن کوه ، روستايى بود که ساکنان آن ، بر دين عيسى بودند و هنگامى که بامدادان زاهد به نزد آنان رفت و خوردنى خواست ، پيرمردى از آنان ، دو گرده نان جوين او را داد. زاهد دو گرده نان را گرفت و به بسوى کوه روانه شد. و در خانه آن پيرمرد، سگى بود لاغر و به بيمارى گرى دردمند. که به زاهد در آويخت و بر او بانگ کرد و به دامن جامه او آويزان شد.
مرد زاهد، يکى از آن دو نان را به سگ داد، تا از او دست بردارد. سگ نان را خورد و بار ديگر به زاهد در آويخت و عوعو کرد و زوزه کشيد. زاهد نان ديگر را جلوى او انداخت . سگ نان را خورد و براى سومين بار به زاهد در آويخت و زوزه خود را بلندتر کرد و دامن جامه او را به دندان گرفت و پاره کرد.
زاهد گفت : سبحان الله ! من ، سگى از تو بى حياتر نديده ام . صاحب تو دو نان بيشتر به من نداده است ، و تو هر دو را از من گرفته اى . اين زوزه و عوعو و جامه دريدنت چيست ؟
آنگاه پروردگار، سگ را به سخن آورد. و گفت : من بى حيا نيستم . در خانه اين مسيحى پرورده شدم . گوسفندانش را نگهبانى مى کنم ، خانه اش را پاس مى دارم . و به لقمه نانى يا پاره استخوانى که به من مى دهد؛ بسنده مى کنم ، و چه بسيار که مرا از ياد مى برند و روزها گرسنه مى مانم . گاه ، او، براى خود نيز چيزى نمى يابد. با اين همه ، خانه اش را رها نمى کنم . از آن گاه که خود را شناخته ام ، به در خانه بى گانه اى نرفته ام . و شيوه من ، همواره اين بوده است ، که اگر غذايى يافته ام ، شکر کرده ام و اگر نه ، شکيبا بوده ام . اما تو، همين که يک شب گرده نانى از تو قطع شد، بردبار نبودى و چنان شد که از در خانه روزى دهنده بندگان به خانه مردى مسيحى آمدى . از پروردگار خويش ، روى برتافتى و با دشمن رياکارش در ساختى . حالا، بگو! کدام يک از ما بى حياست ؟ من ؟ يا تو؟
زاهد همين که چنين ، شنيد، دست خويش به سر کوفت و بيهوش به زمين افتاد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1208
اعتبار کسب شده: 11745
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 16 شهريور 1386، ساعت 23:32
 11 ماه و 25 روز پيش
#17
 
سخن پيامبر اکرم (ص ) و ائمه اطهار (ع )، پيامبران الهى

(غزالى ) در (احياء) (العلوم الدين ) از امام صادق (ع ) نقل کرده است که فرمود: دوستى يک روزه ، (پيوند)است و دوستى يک ماهه ، (خويشى )ست و دوستى يک ساله (صله رحم ) است و کسى که به تکبر آن را ببرد، خدااو را از خود نااميد مى سازد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1208
اعتبار کسب شده: 11745
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 16 شهريور 1386، ساعت 23:33
 11 ماه و 25 روز پيش
#18
 
سخن حکيمان و دانشمندان ، مشاهير...

حکيمى را گفتند: کداميک را دوست تر دارى ؟ برادرت ؟ يا دوستت را؟ گفت : برادرم را دوست دارم که دوست من باشد، محبت من نسبت به او، از راه حقوق برادرى است .


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط ALPHA در تاريخ شنبه 17 شهريور 1386، ساعت 2:56 ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1208
اعتبار کسب شده: 11745
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 16 شهريور 1386، ساعت 23:33
 11 ماه و 25 روز پيش
#19
 
شعر فارسى

اهلى گفته است :
اگر به دست اشارت کنى جانب من ... پرد به سوى تو روحم ، چو مرغ دست آموز
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1208
اعتبار کسب شده: 11745
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 16 شهريور 1386، ساعت 23:34
 11 ماه و 25 روز پيش
#20
 
نکته هاى پندآموز، امثال و حکم

از سخنان بزرگان :
آن که سرانجام خويش را نيکو سازد، از زشتى ها رويگردانست و آن که به کتاب خدا ايمان آورد، توبه کند و آن که از عذاب دردناک بپرهيزد، آب شود. پس ، اى نشسته اى ! که مرگ تو ايستاده است . اينک ! از سخن ما، در خوابى ؟ يا از کرده خويش پشيمانى ؟ پيش از مردنت ، از لغزش هاى خويش توبه کن ! که مرگ ، در تعقيب زندگانست .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Tylerآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 16 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 92
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: جهنم
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 17 شهريور 1386، ساعت 0:20
 11 ماه و 25 روز پيش
#21
 
Applause Dancing آفرين به خاطر اين مطالب خوبت. ممنونم.

_________________
ما شیاطین قانونی داریم: آمدنمان دست خودمان است اما رفتنمان با خودمان نیست.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1208
اعتبار کسب شده: 11745
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 17 شهريور 1386، ساعت 2:57
 11 ماه و 25 روز پيش
#22
 
حکايات تاريخى ، پادشاهان و خلفاى اسلامى

کسرى را خوان گستردند. چون قدح ها نهاده شد، از يکى از آنها، ريزه اى غذا بر سفره اى افتاد. خسرو در خوان سالار به خشم نگريست . و او دانست که بدين لغزش ، کشته خواهد شد. پس ، محتواى قدحى را بر سفره ريخت . خسرو او را گقت : چرا چنين کردى ؟ گفت : شاها! به يقين دانستم که بدان لغزش ، که کشتن مرا ايجاب نمى کرد، مرا خواهى کشت . و مردم تو را سرزنش خواهند گرفت . از اين رو خواستم ، اگر مرا کشتى ، بدان خطاى کوچک سرزنش نشوى . خسرو او را بخشيد و به خود نزديک کرد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1208
اعتبار کسب شده: 11745
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 20 شهريور 1386، ساعت 16:12
 11 ماه و 21 روز پيش
#23
 
معارف اسلامى

از خطبه روز غدير: و بدانيد! که اين روز، روزى ست که پروردگار آن را گرامى داشته و پايگاه آن را بزرگ دانسته . و آن را در (کتاب عزيزى ) بيان کرده است . که فرمود: (در اين روز، دين شما را کمال بخشيدم و نعمت خويش را بر شما تمام کردم ، و دين اسلام برايتان پسنديدم ) امروز، روز کامل کردن دين است . روز تمام کردن نعمت بر جهانيان است . روز آشکار شدن حق و يقين است . روزخوار ساختن دشمنان و دورويان است . امروز، روز غدير است . روز اظهار حقيقت در دل نهفته است . روز بالا رفتن پردهاست . روز آشکار شدن رازهاست . روز ارشاد بندگان است . روز اقرار حسودان است . روز سرور اوصياست . روز فرشتگان آسمانست . روز خبر بزرگ است . روز راه راست است . روز کشف و بيان است . روز دليل و برهانست . روز (کلام روشن معتبر) است . روزيست که دشمنان گويند: آفرين بر تو يا على ! امروز، (روز اين کلام است که ): (آنکه من مولايش بودم ، اينک ! على مولاى اوست .) امروز (روز اين سخن است که ): (پروردگارا دوستدار او را دوست بدار و با دشمنش ‍ دشمنى کن !) امروز، روز روشنگرى است . امروز، روز زبان آورى ست . روز پيمان هاست . روز گواه شدنست . روز شناخت است . امروز، روز يقين کردنست . امروز، روز راهنمايى به راه راست است . امروز، روز وصيت است . روز حکم به حق است . امروز، روز پيمانست . امروز، روز (تنصيص ) و (تخصيص ) است . امروز، روز (شيعه )ى اميرمؤمنانست . امروز روز حجت بر همه خلايق است
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1208
اعتبار کسب شده: 11745
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 20 شهريور 1386، ساعت 16:13
 11 ماه و 21 روز پيش
#24
 
شرح حال مشاهير، مردان و زنان بزرگوار

داستان اين که شيخ مفيد فاطمه (ع ) را به خواب ديد، که دو فرزند خود (حسن ) و (حسين ) را به نزد او آورد و گفت : به دو فرزند من دانش ‍ بياموز! و روز ديگر (فاطمه ) - دختر (الناصر) - فرزندان خويش ‍ (شيخ رضى و شيخ مرتضى ) را آورد و گفت : اين دو را علم بياموز! .
(و اين دو بزرگوار بعدها از فقيهان بزرگ عصر خويش شدند)
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1208
اعتبار کسب شده: 11745
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 20 شهريور 1386، ساعت 16:13
 11 ماه و 21 روز پيش
#25
 
حکايات تاريخى ، پادشاهان

حجاج روزى خطبه مى خواند، و گفت : پروردگار فرمان داده است ، تا در ساختن توشه آخرت باشيم ، که خود توشه دنيامان کفايت کند. و ايکاش ‍ که او توشه آخرتمان مى ساخت ! که ما به توشه دنيا مى پرداختيم . حسن بصرى اين سخن شنيد و گفت : سخن گمشده مؤمنى ست که از دل منافقى سر بر کرده است .

_________________
نه چندان بزرگم ... که کوچک بيابم خودم را ... نه آنقدر کوچک ... که خود را بزرگ ...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1208
اعتبار کسب شده: 11745
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 20 شهريور 1386، ساعت 16:14
 11 ماه و 21 روز پيش
#26
 
نکته هاى پندآموز، امثال و حکم

از سخنان حکيمان : نيکوترين کار، آنست که : به مال خود، پاس آبروى خويش بدارى . و چون با فروتر از خويش نشينى ، پاس آبروى خويش ‍ بدار! و به نيک ، يا بد، پند از برادر خويش دريغ مدار! و از بيقدران بپرهيز! تا شکوهت پايدار ماند و آن که به ناچيزى ، به خشم آيد، به ناچيزى خرسند شود. پاسخ به نادان ، خاموشى ست . فرومايه را فروتنى مکن ! که فرمانبرى نخواهد کرد

_________________
نه چندان بزرگم ... که کوچک بيابم خودم را ... نه آنقدر کوچک ... که خود را بزرگ ...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1208
اعتبار کسب شده: 11745
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 20 شهريور 1386، ساعت 16:15
 11 ماه و 21 روز پيش
#27
 
تفسير آياتى از قرآن کريم

مفسرى در ذيل آيه شريفه که مى گويد: (و ينجى الله الذين اتقوا بمفازتهم من العذب ) هنگام مشاهده سختى هاى قيامت ، کار نيک به صاحبش ‍ مى گويد بر پشت من نشين ! و چه بسا که در دنيا بر تو سوار شدم . آنگاه نيکوکار بر پشت عمل نيک خود مى نشيند و از سختى هاى قيامت مى گذرد

_________________
نه چندان بزرگم ... که کوچک بيابم خودم را ... نه آنقدر کوچک ... که خود را بزرگ ...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1208
اعتبار کسب شده: 11745
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 20 شهريور 1386، ساعت 16:15
 11 ماه و 21 روز پيش
#28
 
سخن پيامبر اکرم (ص ) و ائمه اطهار (ع )، پيامبران الهى

از سخنان اميرالمؤمنين (ع ): سه کار، از همه سخت تر است : در همه حال به ياد خدا بودن برادران را به اموال خويش يارى دادن داد مردم را از خويش دادن
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1208
اعتبار کسب شده: 11745
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 20 شهريور 1386، ساعت 16:16
 11 ماه و 21 روز پيش
#29
 
سخن حکيمان و دانشمندان ، مشاهير...

از سخنان افلاطون :
آن که در مقام خرسندى ، تو را به صفتى بستايد، که در تو نيست ، به هنگام ناخرسندى ، به صفتى نکوهش کند، که در تو نيست .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1208
اعتبار کسب شده: 11745
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 20 شهريور 1386، ساعت 16:17
 11 ماه و 21 روز پيش
#30
 
لطيفه ها، سخنان نغز و شيرين

يکى از بزرگان بصره خانه اى ساخت و در کنار آن کوخى از آن پير زنى بود که به بيست دينار مى ارزيد. آن کس ، خانه پير زن به دويست دينار مى خريد تا خانه خويش مربع سازد و پير زن نداد. پير زن را گفتند. بدين سبب که دويست دينار تباه کردى ، قاضى به صفاهت تو حکم خواهد کرد. و او گفت : قاضى چرا به سفاهت آن که ملکى که بيست دينار ارزد و به دويست دينار خرد، حکم نکند؟ قاضى و پيرامونيانش در جواب فرو ماندند و خانه از آن پير زن ماند، تا در گذشت .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است زيباترين متون ...
1
پاسخها: 93 بیننده: 2685 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است و خداوند شيخ را حفظ کند!
1
پاسخها: 6 بیننده: 296 نویسنده: sunson
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است شيخ زانا:بريدن سر قربانيانمان فقط به خاطر اين بود که......
1
پاسخها: 0 بیننده: 572 نویسنده: armoazn
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است معرفي علما و عرفا
1
پاسخها: 2 بیننده: 286 نویسنده: rahmanian

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: