| نویسنده |
پیغام |
سالم پرچونه!!
مجموع ارسالها: 594 اعتبار کسب شده: -1053 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 11 مرداد 1386، ساعت 22:25 |
|
 |
11 ماه و 27 روز پيش |
|
#1
|
| |
يک شرکت بسيار معتبر ! نرم افزاري جهت توليد بازي هاي رايانه اي و يژه کودکان و خردسالان اقدام به خريد سناريوي بازي مي کند.
شرايط
1- سناريو دزدي نباشد.
2- سناريو با توجه به گروه سني مورد نظر نوشته شده باشد.
3- سليقه و فرهنگ جامعه ايراني در آن در نظر گرفته شده باشد.
دستمزد پس از توافق با نويسنده به حساب غريب آشنا واريز مي گردد و ايشان پس از احراز هويت به نويسنده مسترد مي کنند.
pm بزنيد. |
|
|
|
|
|
|
 |
ice.plus  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 29 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 862 اعتبار کسب شده: 3601 محل سکونت: کاخ سفيد جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 11 مرداد 1386، ساعت 23:08 |
|
 |
11 ماه و 27 روز پيش |
|
#2
|
| |
|
مي تونه اتفاقات در راه رسيدن يک دانش آموز به مدرسه اش اتفاق بيفته! |
_________________ پرسپوليس اول ميشي،ولي آخرم بشي دوسِت داريم
|
|
|
|
|
 |
شازده کوچولو  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385 مجموع ارسالها: 985 اعتبار کسب شده: 6357 محل سکونت: هيدالو سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 12 مرداد 1386، ساعت 0:56 |
|
 |
11 ماه و 27 روز پيش |
|
#3
|
| |
تعطيلات و گردش نوروزي يک بچه به همراه پدر و مادرش به نقاط ديدني و عمدتا باستاني ايران. هر جا که ميرن اين بچه آثار باستاني با ارزش و جديدي رو پيدا مي کنه و اونها رو از دست دزدهاي آثار باستاني نجات ميده.
آشنايي با طبيعت زيباي ايران و مراسم نوروز.
آشنايي با آثار باستاني ايران و اهميت حفظ اونها.
مبارزه با افراد زورگو.
کنترل بازي بايد فقط با ماوس و مثل بازي Neverhood باشه. |
|
_________________ نکند من هم يک خرده به آدم بزرگها رفتهام؟ «بايد پير شده باشم».
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنتگزوپهري)
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3392 اعتبار کسب شده: 3478 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
جمعه 12 مرداد 1386، ساعت 1:05 |
|
 |
11 ماه و 27 روز پيش |
|
#4
|
| |
آقا اين سناريوي منه. پول هم نميخوام. همينجوري مرامي براتون نوشتم:
نام بازي: ازدواج موقت
سبک بازي: اکشن
شما در اين بازي نقش يک کودک خردسال را بازي ميکنيد که ميخواهد از خانه خارج شود تا با زني در اطراف حرم ازدواج موقت کند اما در اين راه با مخالفتهاي مادرش روبرو ميشود. بازي اينطور شروع ميشود که قادر، قهرمان داستان، در خانه زنداني است و بايد سعي کند مادر خود را منهدم کند. اين کار ميتواند با پرتاب چاقو يا ضربات پي در پي مشت و لگد انجام شود. پس از آن، بايد کليد خروجي را پيدا کنيد و از خانه خارج شويد. اين مرحله از بازي در همينجا تمام ميشود. در مرحله بعدي، در يک پياده روي شلوغ قرار داريد. در اينجا بايد سعي کنيد هرچه ميتوانيد جيب بري کنيد تا پول لازم را براي متعه به دست آوريد اما بايد مراقب ماموران نيروي انتظامي باشيد چون اگر شما را بگيرند مجبوريد همه پولي را که جمع کرده ايد به عنوان رشوه به آنها بدهيد و از اول شروع کنيد. اگر بتوانيد اين مرحله را با موفقيت پشت بگذاريد، وارد مرحله سوم و آخر بازي ميشويد. اين مرحله هيجان انگيزترين و جالبترين قسمت بازيست. در اينجا پس از تايپ کردن متن خطبه ازدواج موقت و پاسخگويي به سوالاتي درباره احکام ازدواج موقت، يک آلبوم عکس به شما داده ميشود که از بين آنها ميتوانيد همسر موقتتان را انتخاب کنيد. در اينجا هرچه پول بيشتري در مرحله قبل جمع کرده باشيد، زنهاي بيشتري در آلبومتان فعال هستند. و در نهايت بازي با نمايش يک دموي کوتاه از اعمال ثواب به پايان ميرسد!
آقا، اگه بازم سناريو خواستيد خبر بديد. |
|
|
|
|
|
|
 |
علي بابا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 14 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 1059 اعتبار کسب شده: 1572 محل سکونت: کهکشان راه شيري درب اول سمت راست !!! سن: 29 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 12 مرداد 1386، ساعت 4:23 |
|
 |
11 ماه و 27 روز پيش |
|
#5
|
| |
ام حاجي عزيز
ميدونم که سرت خيلي شلوغه ولي:
يه شرکتي هم اينجا مي خواد بازي براي گروه سني 25 تا 30 سال بنويسه و از نظر فني هم هيچ مشکلي نداره ولي پروژه به خاطر نداشتن سناريو داره fail مي شه. اگه مي شه يه سناريو هم براي اين شرکت بدين. |
|
|
|
|
|
|
 |
سالم پرچونه!!
مجموع ارسالها: 594 اعتبار کسب شده: -1053 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 13 مرداد 1386، ساعت 10:43 |
|
 |
11 ماه و 26 روز پيش |
|
#6
|
| |
| mhaji نوشته بود: |
آقا اين سناريوي منه. پول هم نميخوام. همينجوري مرامي براتون نوشتم:
نام بازي: ازدواج موقت
سبک بازي: اکشن
شما در اين بازي نقش يک کودک خردسال را بازي ميکنيد که ميخواهد از خانه خارج شود تا با زني در اطراف حرم ازدواج موقت کند اما در اين راه با مخالفتهاي مادرش روبرو ميشود. بازي اينطور شروع ميشود که قادر، قهرمان داستان، در خانه زنداني است و بايد سعي کند مادر خود را منهدم کند. اين کار ميتواند با پرتاب چاقو يا ضربات پي در پي مشت و لگد انجام شود. پس از آن، بايد کليد خروجي را پيدا کنيد و از خانه خارج شويد. اين مرحله از بازي در همينجا تمام ميشود. در مرحله بعدي، در يک پياده روي شلوغ قرار داريد. در اينجا بايد سعي کنيد هرچه ميتوانيد جيب بري کنيد تا پول لازم را براي متعه به دست آوريد اما بايد مراقب ماموران نيروي انتظامي باشيد چون اگر شما را بگيرند مجبوريد همه پولي را که جمع کرده ايد به عنوان رشوه به آنها بدهيد و از اول شروع کنيد. اگر بتوانيد اين مرحله را با موفقيت پشت بگذاريد، وارد مرحله سوم و آخر بازي ميشويد. اين مرحله هيجان انگيزترين و جالبترين قسمت بازيست. در اينجا پس از تايپ کردن متن خطبه ازدواج موقت و پاسخگويي به سوالاتي درباره احکام ازدواج موقت، يک آلبوم عکس به شما داده ميشود که از بين آنها ميتوانيد همسر موقتتان را انتخاب کنيد. در اينجا هرچه پول بيشتري در مرحله قبل جمع کرده باشيد، زنهاي بيشتري در آلبومتان فعال هستند. و در نهايت بازي با نمايش يک دموي کوتاه از اعمال ثواب به پايان ميرسد!
آقا، اگه بازم سناريو خواستيد خبر بديد. |
قبلت! مي سازيمش! فقط چون برو بچ دوست ندارن بهت بدهکار باقي بمونن يه چندتا عکس پشت و رو از خودت ( لخت و عور باشه بهتر) برامون بفرست تا حداقل کارکتر اول بازي رو شبيه خودت دربياريم ( همينجور مرامي!) |
|
|
|
|
|
|
 |
علي بابا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 14 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 1059 اعتبار کسب شده: 1572 محل سکونت: کهکشان راه شيري درب اول سمت راست !!! سن: 29 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 13 مرداد 1386، ساعت 11:48 |
|
 |
11 ماه و 26 روز پيش |
|
#7
|
| |
| سالم نوشته بود: |
| mhaji نوشته بود: |
آقا اين سناريوي منه. پول هم نميخوام. همينجوري مرامي براتون نوشتم:
نام بازي: ازدواج موقت
سبک بازي: اکشن
شما در اين بازي نقش يک کودک خردسال را بازي ميکنيد که ميخواهد از خانه خارج شود تا با زني در اطراف حرم ازدواج موقت کند اما در اين راه با مخالفتهاي مادرش روبرو ميشود. بازي اينطور شروع ميشود که قادر، قهرمان داستان، در خانه زنداني است و بايد سعي کند مادر خود را منهدم کند. اين کار ميتواند با پرتاب چاقو يا ضربات پي در پي مشت و لگد انجام شود. پس از آن، بايد کليد خروجي را پيدا کنيد و از خانه خارج شويد. اين مرحله از بازي در همينجا تمام ميشود. در مرحله بعدي، در يک پياده روي شلوغ قرار داريد. در اينجا بايد سعي کنيد هرچه ميتوانيد جيب بري کنيد تا پول لازم را براي متعه به دست آوريد اما بايد مراقب ماموران نيروي انتظامي باشيد چون اگر شما را بگيرند مجبوريد همه پولي را که جمع کرده ايد به عنوان رشوه به آنها بدهيد و از اول شروع کنيد. اگر بتوانيد اين مرحله را با موفقيت پشت بگذاريد، وارد مرحله سوم و آخر بازي ميشويد. اين مرحله هيجان انگيزترين و جالبترين قسمت بازيست. در اينجا پس از تايپ کردن متن خطبه ازدواج موقت و پاسخگويي به سوالاتي درباره احکام ازدواج موقت، يک آلبوم عکس به شما داده ميشود که از بين آنها ميتوانيد همسر موقتتان را انتخاب کنيد. در اينجا هرچه پول بيشتري در مرحله قبل جمع کرده باشيد، زنهاي بيشتري در آلبومتان فعال هستند. و در نهايت بازي با نمايش يک دموي کوتاه از اعمال ثواب به پايان ميرسد!
آقا، اگه بازم سناريو خواستيد خبر بديد. |
قبلت! مي سازيمش! فقط چون برو بچ دوست ندارن بهت بدهکار باقي بمونن يه چندتا عکس پشت و رو از خودت ( لخت و عور باشه بهتر) برامون بفرست تا حداقل کارکتر اول بازي رو شبيه خودت دربياريم ( همينجور مرامي!) |
ام حاجي عزيز
اين دوست ما هيکل زيبايي داره
دارن شکسته نفسي ميکنن
اگه ميشه بذارين کارکتر اول بازي رو شبيه خودش دربياره
پيشاپيش از همکاري شما ممنون |
|
|
|
|
|
|
 |
سالم پرچونه!!
مجموع ارسالها: 594 اعتبار کسب شده: -1053 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 13 مرداد 1386، ساعت 20:48 |
|
 |
11 ماه و 25 روز پيش |
|
#8
|
| |
1-براي شناسايي نويسنده يک هفته زمان در نظر گر فته شده است.( يعني تا يوم يبعثون فرصت نداريد)
2- داستان بازي براي گروه سني 10-7 سال در نظر گرفته شود.( يعني ....)
3- قبل از شروع به نوشتن اول چند بازي متناسب با اين گروه سني رو ببينيد بد نيست!( از فکر صيغه بياييد بيرون!)
4- بازي نبايد صحنه هاي خشن داشته باشد!(بدون خون وخونريزي - بدون فحش و ناسزا و ...)
5- فقط موس!
فعلا همين! |
|
|
|
|
|
|
 |
حيف!  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 19 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 649 اعتبار کسب شده: 1058 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 14 مرداد 1386، ساعت 17:09 |
|
 |
11 ماه و 25 روز پيش |
|
#9
|
| |
اينکه کاري نداره....
...يک برنامه کلي هفتگي انتخاب مي کنيد..شامل تفريح..درس ..خريد..مطالعه..ورزش و....و براي هر روز جداگانه وظايف جزئي تر..يک نقش انتخاب مي کنيد..مامان..بابا..فرزند..براي هر روز ممکنه يک سري اتفاقات پيش بيني نشده اتفاق بيفنه..مثلأ خانوم همسايه بچه عقب افتاده ذهنيشو ميزاره نگه داريد..يا مهموني دعوت ميشيد..يا کارت حساب بانکيتون گم ميشه..يا مسموم ميشيد...يا توي بانک يک مقدار پول برنده ميشيد اگه قبلأ حساب باز کرده باشيد..يا اگه ساعتهاي درسي و مطالعاتي بيشتري انتخاب کرده باشيد..ممکنه براي جايزه بريد گردش..يا اردوي تفريحي..يا يه کارتون خنده دار..يا باغ وحش و..
بايد براي شرايط جديد بهترين برنامه يزي رو داشته باشيد..مثلأ اگه براي نماز وقت نذاشته بايد ميريد بيرون گير مي کنيد به يه کاميون دستتون کنده ميشه..همون موقع يه لوح از آسمون ميخوره تو سرتون با يه سري تصاوير وحشتناک و دليل اتافاقو با يه دموي مختصر از کاراري نکرده نشون ميده..
مثلأ اگه برادر کوچولوتون نگه ميداريد..اگه داد بزنيد ممکنه يه بار يا چند بار بترسه و اذيت نکنه.اما بعدش با يه چهار پايه ناغافل بکوبونه تو سرتون و بميريد و بريد اون دنيا و بازي به جمع بندي نهايي برسه..در آخر هر بازيکن بالاخره ميميره..و جمع بندي و امتياز بندي نهايي اونجا انجام ميشه..
خلاصه يه جور بازي زندگي... |
|
_________________ سر آن ندارد امشب ..که برآيد آفتابي....
|
|
|
|
|
 |
manisa  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 تير 1385 مجموع ارسالها: 333 اعتبار کسب شده: 914 محل سکونت: tehran سن: 30 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 14 مرداد 1386، ساعت 17:28 |
|
 |
11 ماه و 25 روز پيش |
|
#10
|
| |
| mhaji نوشته بود: |
آقا اين سناريوي منه. پول هم نميخوام. همينجوري مرامي براتون نوشتم:
نام بازي: ازدواج موقت
سبک بازي: اکشن
شما در اين بازي نقش يک کودک خردسال را بازي ميکنيد که ميخواهد از خانه خارج شود تا با زني در اطراف حرم ازدواج موقت کند اما در اين راه با مخالفتهاي مادرش روبرو ميشود. بازي اينطور شروع ميشود که قادر، قهرمان داستان، در خانه زنداني است و بايد سعي کند مادر خود را منهدم کند. اين کار ميتواند با پرتاب چاقو يا ضربات پي در پي مشت و لگد انجام شود. پس از آن، بايد کليد خروجي را پيدا کنيد و از خانه خارج شويد. اين مرحله از بازي در همينجا تمام ميشود. در مرحله بعدي، در يک پياده روي شلوغ قرار داريد. در اينجا بايد سعي کنيد هرچه ميتوانيد جيب بري کنيد تا پول لازم را براي متعه به دست آوريد اما بايد مراقب ماموران نيروي انتظامي باشيد چون اگر شما را بگيرند مجبوريد همه پولي را که جمع کرده ايد به عنوان رشوه به آنها بدهيد و از اول شروع کنيد. اگر بتوانيد اين مرحله را با موفقيت پشت بگذاريد، وارد مرحله سوم و آخر بازي ميشويد. اين مرحله هيجان انگيزترين و جالبترين قسمت بازيست. در اينجا پس از تايپ کردن متن خطبه ازدواج موقت و پاسخگويي به سوالاتي درباره احکام ازدواج موقت، يک آلبوم عکس به شما داده ميشود که از بين آنها ميتوانيد همسر موقتتان را انتخاب کنيد. در اينجا هرچه پول بيشتري در مرحله قبل جمع کرده باشيد، زنهاي بيشتري در آلبومتان فعال هستند. و در نهايت بازي با نمايش يک دموي کوتاه از اعمال ثواب به پايان ميرسد!
آقا، اگه بازم سناريو خواستيد خبر بديد. |
مهدي جان تو اين همه خلاقيت داشتي من نمي دونستم افتخار ملي |
|
|
|
|
|
|
 |
سالم پرچونه!!
مجموع ارسالها: 594 اعتبار کسب شده: -1053 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 15 مرداد 1386، ساعت 22:16 |
|
 |
11 ماه و 23 روز پيش |
|
#11
|
| |
خوب! قرار داد سناريو بسته شد!
دوستاني که توانايي فعاليت در زمينه ساخت انجين دو بعدي رو دارن ( بر اساس دايرکت اکس) pm بزنن ! |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|