| نویسنده |
پیغام |
| احمدي نژاد |
|
بله . تعجب نکنيد .
باور نداريد . پس ادامه رو بخونيد تا متوجه بشيد :
- رستم اسفنديار را با حيله و نيرنگ کشت . با تير زهرآلود . با کمک افسانه و جادو و کمک گرفتن از سيمرغ .
- رستم با يک دختر توراني ازدواج کرد . دختري از سرزمين دشمن .
- رستم ، سهراب پسر خود را تنها گذاشت و به ايران بازگشت و در حق او پدري نکرد . به گونه اي که پسر تا لحظه مرگ پدر خود را نشناخت .
- رستم سهراب را هم با نيرنگ کشت . وقتي بار اول سهراب رستم را به زمين زد رستم به دروغ به او گفت در رسم ما نيست که بار اول کسي را بکشيم در حالي که وقتي خودش پشت سهراب را به خاک رساند بلا فاصله او را کشت .
- رستم آنقدر کينه توز بود که حاضر نشد نام خود را به کسي که با او مبارزه مي کرد يعني سهراب بگويد با اينکه سهراب بارها از احساس محبت خود نسبت به او صحبت کرد .
اينست قهرمان ملي و مايه مباهات ايرانيان . |
|
_________________ هموطن گرامي. در مصرف برق صرفه جويي نماييد .
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1454 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 11 مرداد 1386، ساعت 6:37 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#2
|
| |
|
منبع مطلب ذکر نشده . آهاي نارنجينه ها کجاييد/ |
|
_________________ رابرت دنيرو:
بر اساس يک نظرسنجي تازه زنان ميگويند راحتتر هستند که جلوي مردها لخت بشوند تا جلوي زنها. آنها ميگويند که زنها خيلي با قضاوت نگاه ميکنند اما مردها فقط ممنون هستند.
|
|
|
|
|
 |
احمدي نژاد  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 22 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 376 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 11 مرداد 1386، ساعت 9:49 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#3
|
| |
| پسر شجاع نوشته بود: |
| منبع مطلب ذکر نشده . آهاي نارنجينه ها کجاييد/ |
يعني اين قدر به copy & paste عادت کرديد ؟ |
|
_________________ هموطن گرامي. در مصرف برق صرفه جويي نماييد .
|
|
|
|
|
 |
ehsaneyazdanpanah  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 390 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: ها آمو شيرازيِـَم من جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 11 مرداد 1386، ساعت 12:10 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#4
|
| |
فردوسي اگه بود ميگفت :هر کسي از ظن خود شد يار من .......از درون من نجست اسرار من
و من هم ميگم:کار هرکس نيست خرمن کوفتن.....گاو نر ميخواهد و مرد کهن |
|
_________________ براي شعري که بي تو خواهم گفت...
قافيه کم دارم ...
و...
تجربه ي با تو بودن را...
اي کاش به اندازه ي سلامي با هم بوديم...
|
|
|
|
|
 |
احمدي نژاد  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 22 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 376 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 11 مرداد 1386، ساعت 12:36 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#5
|
| |
| ehsaneyazdanpanah نوشته بود: |
فردوسي اگه بود ميگفت :هر کسي از ظن خود شد يار من .......از درون من نجست اسرار من
و من هم ميگم:کار هرکس نيست خرمن کوفتن.....گاو نر ميخواهد و مرد کهن |
آفرين بر تو اي مرد کهن . |
|
_________________ هموطن گرامي. در مصرف برق صرفه جويي نماييد .
|
|
|
|
|
 |
ehsaneyazdanpanah  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 390 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: ها آمو شيرازيِـَم من جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 11 مرداد 1386، ساعت 13:12 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#6
|
| |
| احمدي نژاد نوشته بود: |
| ehsaneyazdanpanah نوشته بود: |
فردوسي اگه بود ميگفت :هر کسي از ظن خود شد يار من .......از درون من نجست اسرار من
و من هم ميگم:کار هرکس نيست خرمن کوفتن.....گاو نر ميخواهد و مرد کهن |
آفرين بر تو اي مرد کهن . |
منظورم اصلا اين نبود منظورم اين بود که تو هر بحثي شرکت کردن نشان دهنده يه نوع گم کردن راهه
يه نوع سردر گمي
همه جا دويدن و اظهار نظر کردن ، حالا هر جا، توي تالار يا جامعه ،اصلا وجهه خوبي نداره
برات ارزوي موفقيت ميکنم |
|
_________________ براي شعري که بي تو خواهم گفت...
قافيه کم دارم ...
و...
تجربه ي با تو بودن را...
اي کاش به اندازه ي سلامي با هم بوديم...
|
|
|
|
|
 |
s_mr66  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 545 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همه جاي ايران سراي من است جنسيت: مرد |
 |
شنبه 13 مرداد 1386، ساعت 4:16 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#7
|
| |
| احمدي نژاد نوشته بود: |
بله . تعجب نکنيد .
باور نداريد . پس ادامه رو بخونيد تا متوجه بشيد :
- رستم اسفنديار را با حيله و نيرنگ کشت . با تير زهرآلود . با کمک افسانه و جادو و کمک گرفتن از سيمرغ .
- رستم با يک دختر توراني ازدواج کرد . دختري از سرزمين دشمن .
- رستم ، سهراب پسر خود را تنها گذاشت و به ايران بازگشت و در حق او پدري نکرد . به گونه اي که پسر تا لحظه مرگ پدر خود را نشناخت .
- رستم سهراب را هم با نيرنگ کشت . وقتي بار اول سهراب رستم را به زمين زد رستم به دروغ به او گفت در رسم ما نيست که بار اول کسي را بکشيم در حالي که وقتي خودش پشت سهراب را به خاک رساند بلا فاصله او را کشت .
- رستم آنقدر کينه توز بود که حاضر نشد نام خود را به کسي که با او مبارزه مي کرد يعني سهراب بگويد با اينکه سهراب بارها از احساس محبت خود نسبت به او صحبت کرد .
اينست قهرمان ملي و مايه مباهات ايرانيان . |
سلام
هر کس تو زندگيش اشتباهايي ميکنه اگه رستم تو زندگيش اشتباهي نميکرد که ادم نبود همين اشتباهات رستم بوده که اين شخصيت رو در حد يک انسان و نه بيشتر جلوه ميده
اما در مورد دختره که اصلا قبول ندارم که اشتباهي رخ داده انشاوالله گلوت پيش يه دختر اسرائيلي گير کنه ميفهمي که عشق مرز نميشناسه!
در مورد سهراب حتما ميدوني واسه چي سهراب به ايران اومد اومد که باباشو پيداکنه و دو پادشاه دو سرزمين رو به زير به کشه وخودشون (خودش وباباش)حکومت کنه که اين(جکومت) از نظر رستم واز نظر فردوسي درجيگاه مثبتي قرار نداره پس اگي رستم ميفهميد که اين پسرشه وبعد به زور حرف پسر حکومت ايران رو در دست ميگرفت که قهرمان نبود!
در مورد اسفنديار چون خود اسفنديار رويين تن بود رستم با استفاده از جادو (نصايح سيمرغ) تازه با زبون خود اسفنديار با خودش حرف زد
رستم قهرمان ما بوده چون در حالي که ميتونست حکومت کنه از قدرت دور شد و زندگيشو وقف کشورش کرد نه خودش
(در شاهنامه کيخسرو هم تقريبا همين حالتو داره اما چون حضورش تو داستان کمه نمبتونه نقش يا قهرمان رو در حد رستم بازي کنه) |
|
|
|
|
|
|
 |
سالم پرچونه!!
مجموع ارسالها: 594 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 13 مرداد 1386، ساعت 10:46 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#8
|
| |
|
در مورد ناجوانمردانه کشتن فرزند هم اگر مقداري قلم فرسايي بفرماييد ممنون مي شوم! |
|
|
|
|
|
|
 |
| احمدي نژاد |
|
| s_mr66 نوشته بود: |
سلام
هر کس تو زندگيش اشتباهايي ميکنه اگه رستم تو زندگيش اشتباهي نميکرد که ادم نبود همين اشتباهات رستم بوده که اين شخصيت رو در حد يک انسان و نه بيشتر جلوه ميده
اما در مورد دختره که اصلا قبول ندارم که اشتباهي رخ داده انشاوالله گلوت پيش يه دختر اسرائيلي گير کنه ميفهمي که عشق مرز نميشناسه!
در مورد سهراب حتما ميدوني واسه چي سهراب به ايران اومد اومد که باباشو پيداکنه و دو پادشاه دو سرزمين رو به زير به کشه وخودشون (خودش وباباش)حکومت کنه که اين(جکومت) از نظر رستم واز نظر فردوسي درجيگاه مثبتي قرار نداره پس اگي رستم ميفهميد که اين پسرشه وبعد به زور حرف پسر حکومت ايران رو در دست ميگرفت که قهرمان نبود!
در مورد اسفنديار چون خود اسفنديار رويين تن بود رستم با استفاده از جادو (نصايح سيمرغ) تازه با زبون خود اسفنديار با خودش حرف زد
رستم قهرمان ما بوده چون در حالي که ميتونست حکومت کنه از قدرت دور شد و زندگيشو وقف کشورش کرد نه خودش
(در شاهنامه کيخسرو هم تقريبا همين حالتو داره اما چون حضورش تو داستان کمه نمبتونه نقش يا قهرمان رو در حد رستم بازي کنه) |
عليکم السلام .
اگر رستم سهراب رو درست تربيت مي کرد اون مشکل پيش نمي اومد .
کشتن با زهر در تمام ادبيات ها نشانه ناجوانمردي است . |
|
_________________ هموطن گرامي. در مصرف برق صرفه جويي نماييد .
|
|
 |
خزان بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 164 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 15 اسفند 1386، ساعت 0:55 |
|
 |
9 ماه و 2 روز پيش |
|
#10
|
| |
آخه جالب اينجاست
يک نفر اين همه اشتباه بکنه و بهش بگن مرد دلير ؟
موفق باشيد |
|
|
|
|
|
|
 |
s.m.s  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384 مجموع ارسالها: 895 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: سن: 23 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 15 اسفند 1386، ساعت 21:13 |
|
 |
9 ماه و 1 روز پيش |
|
#11
|
| |
| احمدي نژاد نوشته بود: |
بله . تعجب نکنيد .
باور نداريد . پس ادامه رو بخونيد تا متوجه بشيد :
- رستم اسفنديار را با حيله و نيرنگ کشت . با تير زهرآلود . با کمک افسانه و جادو و کمک گرفتن از سيمرغ .
- رستم با يک دختر توراني ازدواج کرد . دختري از سرزمين دشمن .
- رستم ، سهراب پسر خود را تنها گذاشت و به ايران بازگشت و در حق او پدري نکرد . به گونه اي که پسر تا لحظه مرگ پدر خود را نشناخت .
- رستم سهراب را هم با نيرنگ کشت . وقتي بار اول سهراب رستم را به زمين زد رستم به دروغ به او گفت در رسم ما نيست که بار اول کسي را بکشيم در حالي که وقتي خودش پشت سهراب را به خاک رساند بلا فاصله او را کشت .
- رستم آنقدر کينه توز بود که حاضر نشد نام خود را به کسي که با او مبارزه مي کرد يعني سهراب بگويد با اينکه سهراب بارها از احساس محبت خود نسبت به او صحبت کرد .
اينست قهرمان ملي و مايه مباهات ايرانيان . |
اگر يه بار کتاب "شاهنامه آخرش خوش است " رو خونده بودي،الان اينطوري با فردوسي در نمي افتادي!
اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست
عرض خود ميبري و زحمت ما ميداري |
|
_________________
من اگر که هستم ستاره ام کو در آسمانها
من گر اهل دردم نشانه ام کو به داستانها
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
شنبه 18 اسفند 1386، ساعت 16:13 |
|
 |
8 ماه و 28 روز پيش |
|
#12
|
| |
هميشه فردوسي برام ارزش و اعتباري بسيار والا داشته و يکي از بزرگترين آرزوهام اينه که يه روز بتونم شاهنامه رو تمام و کمال بخونم. هميشه از صلابت متن و حماسه هاش و تصويرسازي هاش لذت بردم.
با اين حال حرف احمدي نژاد حرف بي ربطي نيست.
در بسياري از نوشته هاي شعرا و ادباي بزرگ يه اين خيانتها در شاهنامه اشاره شده.
اين رفتارها اختصاص به رستم هم نداره.
رفتارهاي پادشاههاي ايران نسبت به رستم، سياوش و اسفنديار نيز مکارانه است.
همچنين برادران ايرج نسبت به وي.
خيانت برادر رستم به او و کشتن او.
رفتار سام نسبت به زال پسرش.
رستم بسيار محبوب من است؛ ولي نمي توانم انکار کنم که مرد کاملي نيست.
من نيز کامل نيستم؛ ولي بايد از اشتباهات قهرمان محبوب خودم تجربه کسب کنم.
اشتباهات دشمن من به درد من نمي خورد.
اين تفاوت بزرگ کتاب فردوسي براي ايرانيان است با ديگر متون ملي و ناسيوناليستي. اين کتاب به دنبال اعتلاي مردم ايراني به دليل برتري نژادي نيست؛ بلکه به دنبال احياي اين جامعه است که دچار رخوت و سستي شده بود.
شاهنامه آينه زندگي ماست.
آينه جامعه ايراني و بلکه جامعه انساني است.
قدرت طلبي ها و مبارزه ها؛ سقوط ها و صعودها؛ دوستي ها و دشمني ها؛ وفاداري و خيانت؛ عشق و نفرت و بسياري ديگر از حقايق روح انسان در اين اثر بزرگ حکيم بزرگ ادب فارسي نهفته است.
بد است اگر کسي کتاب يک حکيم بزرگ را بخواند و فقط برداشت يک قصه ناسيوناليستي و نژاد پرستانه داشته باشد.
اگر اينگونه بود که ما آلمان نازي و يا اسرائيل و يا انگليس مي شديم.
در جامعه امروز خود نيز بسيار از اين مشکلات را مي بينيم.
درود بر روح فردوسي بزرگمرد حکيم ايراني. |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
|
|