صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
سالم
پرچونه!!
پرچونه!!

مجموع ارسالها: 594
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 02 مرداد 1386، ساعت 18:16
 1 سال و 4 ماه پيش
#1
 
ورود به دنياي مدرن بدون تحول در زير ساخت ها باعث پيچيده تر شدن روابط و افزايش هزينه است! اينکه طراحي و انجام فرايند هاي مبتني بر معماري سازماني از چه نقطه اي بايد آغاز شود به شکل و مدل سيستم حاکم و غالب بستگي تام دارد آنچه در زير مطالعه مي فرماييد فقط براي اشنايي با علوم حوزه مديريت فناوري اطلاعات ذکر گشته و کمتر جنبه عملي دارد.



مقدمه
در دنيايي که شتاب فزاينده تحولات عنان اختياراز کف انسانها ربوده است در دوراني که پيچيدگي در تمامي عرصه هاي زندگي و سيستم هاي اجتماعي رخنه کرده است در عصري که فناوري ارتباطات و اطلاعات سبب ظهور الگوهاي نويني از کسب و کار و تعاملات اجتماعي گشته است سازمانها با چالشهاي جدي مواجهند.

سازمانها به عنوان نهادهاي اجتماعي متأثر از تحولات دچار پيچيدگيهاي روزافزوني در سيستم هـــــا و تعاملات خويش گشته اند و به ناچار براي همراهي و يارهبري در عصر تحول& نيازمند برنامه ريزي و بازنگري خويش هستنـــد. در اين شرايط معماري به عنوان واژه اي آشنـــا در عرصه سازماني از نقش ويژه اي برخوردار شده است. همان طور که توانايي هر موجود زنده اي تاحد زيادي تحت تاثير معماري اندام و سيستم هاي زيستي وي است همانگونه که زيبايي و کارايي يک ساختمان از نوع معماري آن نشأت مي گيرد به همان دليل و دلايلي ديگر معماري سازماني نقش عمده اي در بازنگري و برنامه ريزي سازمانها بر دوش دارد. (O’ROURKE ET AL 2003) از آنجا که حجم وسيعي از تحولات عصر جديد ناشي از فناوري اطلاعات و ارتباطات شمرده مي شود& سازمانها نيازمند آنند که چيستي خو يش را حول مفاهيم و واژگان عصر جديد باز تعريف کنند. به عبارتي طرحي نو دراندازند و معماري جديدي برپايه فناوري اطلاعات و ارتباطات بنا نهند.

تاريخچه
به دنبال ظهور و گستـــرش کاربري سيستم هاي رايانه اي در دهه 1950 و 60 به تدريج با گسترش و پيچيده شدن سيستم هاي مبتني بــر رايانه سازمانها دريافتند که براي بهره گيري بهتر و دوختن قبايي مناسب از سيستم هاي اطلاعاتي به قواره اندامشان نيازمند برنامه ريزي و استفاده از روشهاي مدون و استاندارد توسعه سيستم ها هستند لذا بحث متدولوژي هاي توسعه سيستم هاي اطلاعاتي مطرح شدند. به مــرور زمان با گسترش و پيچيده تر شدن سيستم هاي اطلاعاتي در سازمانها نياز به رويکردي جامع نگر در طراحي سيستم ها احســــاس شد از اين رو متدولوژي هاي سازمان نگر پابه عرصه وجود نهادند متدولوژي هــايي که براي توسعه سيستم ها وراي نيازمنديهاي بخشي اهداف و نيازمنديهاي سطح بالاي سازمان يعني اهداف و استــراتژي هاي کلان سازماني را نيز در نظر مي گرفتند. (اخوان نياکي 1380)

تقريباً در اوايل دهه 1990 ميلادي با گسترش و رشد کاربري فنـــاوري اطلاعات به ويژه با فراگير شدن اينترنت سازمانهاي خصوصي و دولتي در کشورهــــاي پيشرفته به ويژه در آمريکا به ناگاه خود را با طيف وسيعي از کاربردهاي فناوري اطلاعات و پارادايم هاي جديدي از فعاليتهاي مبتني بر فناوري اطلاعات مواجه ديدند. ظهور و متداول شدن واژگاني جديد همچون دولت الکترونيک خدمات الکترونيک کسب و کار الکترونيک و... همگي فشارها و فرصتهاي تکنولوژيک اقتصادي و اجتماعي شديدي برگرده سازمانها و نهادها وارد مي آورد تا به سوي به کارگيري اين فناوريهاي نوين بشتابند. از طرفي به کارگيري اين فناوريها مستلزم سرمايه گذاري هنگفتي در اين زمينه بود که انجام آنها توجيهات اقتصادي و تکنولوژيک کافي و برنامه هاي راهبردي را مي طلبيد. ضمن اينکه مسائلي نيز از قبيل سيستم ها و تجهيزات موروثي عدم يکپارچگي ميان منابع موجود فناوري اطلاعات سازمانها تفاوت و ناسازگاري ميان بستـــرهاي تکنولوژيک سيستم هاي متعدد سازمانها و دهها مشکل ديگر گريبانگير سازمانهاي مذکور بود. اين امر به ويژه براي نهادهاي دولتي که جهت تامين مالي خويش به منابع دولتي متکي بودند از اهميت خاصي برخوردار بود.

علاوه بر آن در سال 1996 قانوني در کنگره آمريکا به تصويب رسيد که به قانون کلينگر - کوهن معروف شد و به موجب آن سازمانها و نهادهاي دولتي ملزم شدند معماري فناوري اطلاعات سازمان خود را تدوين کنند. (CLINGER - COHEN ACT 1996)

مجموع عوامل مذکور اقدام جهت تنظيم و تدوين شاکله سازماني در زمينه فناوري اطلاعات را براي سازمانها به ويژه ارگانهاي دولتي درکشور ايالت متحده ايجاب مي کرد.

معماري سازماني: واژه معماري معنايي عام را در اذهان ما تداعي مي کند که ناشي از سابقه آن در تمدن بشري است. براي اين واژه در بستر سازمان و فناوري اطلاعات تعاريف کمابيش مشابهي ارائه شده است. شايد بتوان معماري را ساختاري بنيادين از سيستم ها اجزا و ارتباطات دروني و بيروني و اصول حاکم بر طراحي و نمو آنها دانست. (ANSI/IEEE STD 1471-2000)

ازطــرفي واژه ENTERPRISE به هر مجموعه اي از سازمان اطلاق مي شود که داراي اهداف مشترک و عمليات مشترک باشد. اين مجموعه مي تواند شامل کل سازمان و يا بخشي متمايز دريک سازمان و يا دامنه هاي وظيفه اي از يک سيستم و گاهي حتي مجموعه اي ميان سازماني باشد. (CIO COUNCIL 2000)

مجموعاً مي توان اصطلاح معماري سازماني (ENTERPRISE ARCHITECTURE) را چنين تعريف کرد: يک نقشه سازماني است که ساختار مأموريت و اطلاعات موردنياز سازمان و فناوريهاي لازم براي پشتيباني از آنها را تشريح کرده و فرايند گذار براي پياده سازي اين فناوريها را تعريف مي کند (CIO COUNCIL 1999) . در تعريف موردنظر ما در اين نوشتار& معماري سازماني عبارتست از ساختار کلي نظام برنـــــــامه ريزي فناوري اطلاعات که به کارگيري بهينه از فناوري اطلاعات را درجهت دستيابي به استراتژي هاي کسب و کار هدايت مي کند. (PERKS & BEVERIDGE 2003)

هرم معماري سازماني
براي سهولت جامع نگري در شناخت حوزه عمل فناوري اطلاعات و بازآفريني سازمان مبتني بر فناوري اطلاعات رويکرد معماري سازماني عمدتاً از مدل هرم معماري فناوري اطلاعات ارائه شده توسط موسسه ملي استانداردهاي فناوري آمريکا تبعيت مي کند.



لايه هاي مختلف برنامه ريزي و استقرار فناوري اطلاعات در يک سازمان که از آن به عنوان هرم معماري اطلاعات سازمان و يا به اختصار معماري سازماني نام برده مي شود.

همان طور که گفته شد براي معماري سازماني مبتني بر فناوري اطلاعات رويکردي لايه اي به کار گرفته شده است که از پايين به بالاي هرم هر لايه بستر و محمل لايه بالادستي خود است و ازطرفي برنامه ريزي براي پياده ســازي آن از بالا به پايين صورت مي گيرد. همچنين اين هرم نشانگر آن است که معماري سازمان برمبناي فناوري اطلاعات مستلزم مشارکت تمامي سطوح استراتژيک مياني و عملياتي سازمان در فرايند معماري است که اين خط سير در هرم مشهود است يعني از سطوح بالا به پايين ماهيت استراتژيک به عملياتي نزديک مي شود و اين بدان جهت است که اين فناوري تمام سطوح سازماني را متأثر ساخته و در تصميم گيريهاي تمامي اين سطوح حضور دارد.

درواقع امروزه اطلاعات به عنوان منبعي استراتژيک به موازات ساير منابع سازماني (منابع مالي نيروي انساني تجهيزات و تکنولوژي) شناخته مي شود. از اين رو فناوريهاي مربوط به تهيه و به کارگيري اطلاعات نيز اهميتي استراتژيک براي سازمانها يافته است.

حال براي شناخت بهتر رويکرد معماري سازماني بهتر است هرم معماري سازماني را با دقت بيشتــــري بنگريم. لذا از بالا به پايين لايه هــــاي مختلف آن را به اجمال بررسي مي کنيم.

1 - لايه کسب و کار: نوک هرم معماري فناوري اطلاعات جنبه هاي مربوط به کسب و کار و تجارت سازمان را تشريح مي کند. در اين سطح مباحثي چون استراتژي هاي کسب و کار و فناوري سازمان خط مشي ها دامنـــه و تصميم گيري درمورد پارادايم هاي تجاري فناوري اطلاعات مانند کسب و کار الکترونيک و... از فعاليتهايي است که در اين سطح انجام مي شود.
همچنين در اين لايه مواردي چون ساختار سازماني فرايندهاي کسب و کار سيستم هاي برنامه ريزي و کنترل و همچنين مکانيسم هاي اداري و مديريتي براي حصول به استراتژي ها و اهداف سازماني تشريح و ارتباط ميان آنها مدل سازي مي شود.

2 - لايه اطلاعات: با ظهور سيستم هاي رايــــانه اي و گسترش استفاده از آنها در سازمانها به مرور زمان مشخص شد که مکانيزاسيون فرايندها و عمليات الزاماً صحت و کارايي آنها را تضمين نمي کند. به عبارت ديگر اينکه فرايندهاي ناقص و غيربهينه باشد مکانيزاسيون آن تنها سبب تسريع در انجام «يک کار اشتباه» مي شود لذا براي کاربرد بهينه فناوري اطلاعات بايد اطلاعات موردنياز و در جريان فرايندهاي سازمـــان بهينه سازي و مدل سازي شود. سپس برمبناي خوشه بندي اطلاعات و ارتباطات گروههــاي اطلاعاتي با فرايندهاي کاري سيستم هاي موردنياز ســـــازمان مشخص مي شوند. در اين لايه مباحثي چون مهندسي مجدد فرايندها (BPR) براي اصلاح و بهينه سازي گردش کار و اطلاعات مطرح مي گردد.

اطلاعات اصلي موردنياز براي انجام وظايف سازماني در لايه معماري اطلاعات شناسايي مي شوند. در اين لايه مدلهاي منطقي اطلاعات دسته هاي داده مخازن داده و ارتباط آنها با وظايف سازمـــــان و سيستم هاي برنامه هاي کاربردي شنـــــاسايي و تعريف مي گردند. ابتدا نواحي موضوعي سازمان شناسايي و دسته بندي شده و از طريق آن مدل اطلاعاتي تهيه مي شود. در ادامه بانکهاي اطلاعاتي منطقي و ارتباط بين نواحي موضوعي و وظايف سازماني در غالب نمودارهاي مختلف مدل سازي مي شوند. مباحثي چون مکانيسم ها و رويه هاي مديريت دانش نيز در اين لايه مطرح مي شود.

3 - لايه برنامه هاي کاربردي: اين لايه دربرگيرنده سيستم هاي کاربردي است که براي دستيابي به کارکردهـــــاي تعريف شده در لايه هاي بالايي لازم مي آيند.

سيستم هايي چون برنامه ريزي منابع سازمان (ERP) مديريت ارتباطات با مشتري (CRM) سيستم هاي اطلاعاتي مديريت (MIS) سيستم هاي مديريت زنجيره عرضه (SCM) و... در اين لايه لحاظ شده اند.

شناسايي و توصيف برنامه هاي کاربردي و ماژولها و ارتباط آنها با فرايندهاي سازمان و ساير برنامه هاي کاربردي در لايه معماري برنامه هاي کاربردي انجام مي شود. ارتباط بين برنامه هاي کاربردي با وظايف سازمان و همچنين با نواحي وظيفه اي سازمان از موارد ديگري است که در ادامه طراحي اين لايه از معماري تدوين مي شوند.

4 - لايه فناوري يا زيرساختها: اين لايه در حقيقت پيکره ظاهري فناوري اطلاعات و آن چيزي است که در اذهان عموم از فناوري اطلاعات (IT) متصور است. اين سطح از فناوري اطلاعات دربـــرگيرنده فناوريهاي سخت افزاري و نرم افزاري ازجمله ريزپردازنده ها رايانه هاي شخصي شبکه هاي رايانه اي زيرساختهاي مخابراتي و الکترونيکي بسترهاي نرم افزاري و... مي شود. درحقيقت استقرار سيستم هاي اطلاعاتي سازمان بر محمل اين لايه انجام مي گردد. در لايه معماري زيرســـــاختها فناوريهاي سخت افزاري نرم افزاري و شبکه هاي مخابراتي موردنياز براي استقرار سيستم هاي کاربردي سازمان شناسايي و تبيين مي گردند. نيازمنديها و موجوديهاي تکنولوژيکي سازمان براساس چهار ناحيه تکنولوژيکي اصلي (بستر نرم افزاري مديريت داده ها و سيستم هاي عامل سخت افزارهاي پردازش اطلاعات فناوريهاي مخابراتي و ميان افزارها) طبقه بندي مي گردند.

به هرحال آنچه از فناوري اطلاعات در وهله اول به چشم مي آيد همين جنبه هاي تکنولوژيک آن است که شيفتگي بيش از حد به اين لايه سرابي است که چشم اغلب سازمانهاي ما را به خود معطوف کرده و آنها را از فهم فلسفه و مباني (لايه هاي بالاتر) کاربردهاي فناوري اطلاعات غافل داشته است. چه بسيارند سازمانهايي که به آخرين مدل فناوريهاي رايانه اي مجهزند اما کمترين درصد منافع مترتب بر آن را جذب مي کنند.

مزايا
به زعم «جان زکمن» نظريه پرداز عرصه معماري سازماني: «ضرورت تغيير به روز بودن کيفيت گرايي و شتاب تغييرات شرايطي را فراهم آورده که ما را مجبور به روي آوردن به سوي معماري سازماني مي کند. در قرن 21 معماري عامل تعيين کننده در موفقيت يا شکست بقا و يا فناي سازمانهاست. (ZACHMAN 1997)

اما به طور مشخص مزايا و منافع ناظر بر رويکرد معماري سازماني را مي توان در دو دسته کلي گروه بندي کرد. (1) منافع عام مترتب بر کسب و کار سازمان (2) منافع مترتب بر بخش فناوري اطلاعات و سيستم هاي اطلاعاتي و منابع فناوري اطلاعات پشتيبان کسب و کار.
الف ) مزاياي عام مترتب بر کسب و کار
تبعيت از استراتژي: طراحي سازمان مبتني بر مقاصد استراتژيک& هدايت گر تغييرات سازماني و توسعه سيستم هاي سازمان خواهدبود. به جاي تاکيد صرف بر انجام درست کارها& انجام کارهاي درست نيز مدنظر خواهدبود.
کاهش فعاليتهاي زايد و بخشي نگري: اگرچه کارهاي زايد و تکراري يکي از دغدغه هاي اصلي بخش فناوري اطلاعات است اما با رويکرد معماري سازماني مي توان اضافات و کارهاي زايد بخشهاي مختلف سازماني را نيز شناسايي و حذف کرد.

ماهيت فرايند معماري سازماني: همان طور که در تشريح هرم معماري سازماني عنوان شد ماهيت اين فرايند مشارکت تمامي سطوح سازماني را طلب مي کند که اين خود مزاياي بسياري را درپي خواهد داشت ازجمله: افزايش آگاهي کارکنان بخشهاي مختلف از کليت سازمان و فرايندهاي آن به ويژه بخش فناوري اطلاعات تسهيم و اشاعه دانش و مهمتر از همه اينکه فرايند معماري سازماني يک فرايند تغيير است که مطمئناً مزايا و البته ريسک هاي مترتب بر فرايند تغيير را نيز به همراه دارد.

ب) مزاياي مترتب بر بخش فناوري اطلاعات
کاهش اضــافات: کاهش تکرار و اضافات داده ها و فرايندها که اولي سبب افزايش دقت و دومي سبب سهولت نگهداري سيستم ها خواهدشد و مجموعاً کاهش هزينه را در سيستم هاي اطلاعاتي به بار خواهد آورد.

سيستم هاي اثربخش: به واسطه تلفيق استراتژي هاي کسب و کار و فناوري اطلاعات سيستم هاي توسعه يافته هدفمندتر و همراستاي محور کسب و کار سازمان خواهندبود؛

افزايش کيفيت سيستم ها: تحليل فرابخشي در معماري سازماني سبب مي شود توسعه سيستم ها برمبناي رويکردي جامع نگر و هدف محور و درنتيجه کيفي تر صورت گيرد؛
يکپارچگي سيستم ها: رويکرد جامع نگر معماري سازماني توجهي ويـــــژه به يکپارچــه سازي و حاکميت استانداردها و تعامل پذيري سيستم ها دارد که اين سبب کاهش و رفع معضل سنتي سيستم هـــاي جزيره اي و پراکنده در سازمان خواهدشد.

چشم انداز آتي
نظرسنجي هاي به عمل آمده از تعداد 200 مدير ارشد اطلاعاتي شرکتهاي پيشرو اروپايي و آمريکايي ده اولويت زير را به عنوان مهمترين دغدغه هاي سازمانها در حوزه فناوري اطلاعات طي سال 2002 و بعد از آن عنوان کرده است:
1 - کاهش / تثبيت هزينه ها؛
2 - همسوسازي هزينه ها و خريدهاي مربوط به فناوري اطلاعات با راستاي کسب و کار؛
3 - خدمت دهي عالي در بخش فناوري اطلاعات<؛
4 - پيمان سپاري (تامين از خارج شرکت)؛
5 - مديريت منابع؛
6 - امنيت؛
7 - تدوين و نگهداري معماري سازماني؛
8 - امور مربوط به يکپارچه سازي سيستم ها؛
9 - افزايش ارزش و اعتبار خدمات بخش فناوري اطلاعات؛
10 - تدوين فرايند برنامه ريزي رسمي براي سرمايه گذاري در بخش فناوري اطلاعات.
آنچه باتوجه به اين نظرات جالب به نظر مي رسد اين است که اولاً: معماري سازماني به عنوان يکي از 10 اولويت برتر مديران ارشد اطلاعاتي ذکر شده است. ديگر اينکه معماري سازماني يکي از معدود عناويني است که در اين فهرست به صراحت موردتاکيد واقع شده است درحالي که ديگر عناوين کلي و مبهم هستند و مهمتر از همه اينکه معماري سازماني تقريباً دربرگيرنده و مکانيسم پشتيبان براي تمامي موارد ذکر شده در فهرست مزبور است.

علاوه بر موارد مذکور ساير آمارها نيز حکايت از روند روبه رشد و فراگير رويکرد معماري سازماني در موسسات و نهادهاي خصوصي و دولتي دارد. طبق گزارش گروه «متا» مورخ اکتبر 2000: «تا پايــان سال 2005 تيم هاي معماري سازماني بازيگران کليدي در عرصه استــراتژي هاي کسب و کار براي برنامه ريزي تغيير و ادغامها خواهندبود». (TANNENBAUM 2001)

نتيجه گيري
رويکرد معماري سازماني نگره جديدي است که در آن کليه فعاليتها و فناوريهاي پشتيبان آن به صورت هرمي سلسله مراتبي و در لايه هاي کسب و کار اطلاعات سيستم هاي کاربردي و زيرساختها تدوين مي شود. اين رويکرد بسيار فراتر از متدولوژي هاي ايجاد سيستم هاي اطلاعاتي عمل کرده و دامنه آن کل منابع اطلاعاتي و فرايندهاي کسب و کار سازمان را دربرمي گيرد. اين رويکرد بيشتر در سازمانهاي بزرگ و داراي سيستم هاي موروثي کاربرديافته که در آن سعي بر ساماندهي کليه منابع اطلاعاتي سازمان همراستا با استراتژي ها و اهداف کلان تجاري بنگاه است. اهميت کاربريهاي فناوري اطلاعات در عصر جديد و قابليتها و مزاياي معماري سازماني چشم انداز گسترده تر و فراگيري بيشتر اين رويکرد را نويد مي دهد.

منابع و مأخذ
1 - اخوان نياکي انوشيروان مقايسه متدولوژيهاي ايجاد وتوسعه سيستم هاي اطلاعاتي انستيتوي ايزايران تهران 1380
2 - O’ROUKER, CAROL, AND ET AL, “ENTERPRISE ARCHITECTURE: USING THE ZACHMAN FRAMEWORK”, USA: THOMSON LEARNING INC, 2003.
3 - PERKS, CORL. & BEVERIDGE, TONY, “GUIDE TO ENTERPRISE IT ARCHITECTURE”, NEW YORK: SPRINGER INC, 2003.
4 - FEDERAL CHIEF INFORMATION OFFICER (CIO) COUNCIL, FEDERAL ENTERPRISE ARCHITECTURE, VERSIONAL, FEBRUARY 2001.
5 - JOHN ZACHMAN, ENTERPRISE ARCHITECTURE: THE ISSUE OF CENTURY - 1997, www.zifa.com
6 - TANNENBAUM, ADRIAN, “METADATA SOLUTIONS”, 2001, ADDISON WESLEY.

امير محترمي: کارشناس ارشد مديريت فناوري اطلاعات و عضو گروه مطالعات تکنولوژي شرکت همراهان مديريت و فناوري اطلاعات
رحمان پوردهزاد: کارشناس ارشد مديريت فناوري اطلاعات و عضو گروه مطالعات تکنولوژي شرکت همراهان مديريت و فناوري اطلاعات


منابع مفيد ديگري نيز چه به فارسي و چه به انگليسي موجود است که علاقه مندان مي توانند براي دريافت آن به اينجانب اطلاع دهند.
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سالم
پرچونه!!
پرچونه!!

مجموع ارسالها: 594
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 08 مرداد 1386، ساعت 22:48
 1 سال و 3 ماه پيش
#2
 
سيستم تصميم گيرا يا DSS (Decision Support System) چيست؟

سيستم پشتيبان تصميم گيري DSS (Decision Support System) يک سيستم اطلاعاتي کامپيوتري دوطرفه (Interactive) انعطاف پذير و وفق پذير است که بطور اختصاصي براي پشتيباني حل يک مسئله مديريتي در

تصميم گيري بهبود يافته ، توسعه يافته است . اين سيستم از داده استفاده کرده، رابط کاربر ساده اي در اختيار کاربر قرار داده و ميتواند نظرات و ديدگاههاي خود تصميم گيران را در تصميم گيري دخيل کند. يک DSS بعلاوه ممکن است از مدلهايي که بوسيله يک فرايند دوطرفه بوجود آمده اند استفاده کند . اين سيستم همچنين تمامي فازهاي تصميم گيري را پشتيباني کرده و ممکن است داراي مولفه دانش باشد .

برخي خصوصيات:DSS

:DSS .1تصميم گيران سازمان را با کنارهم آوردن قضاوت انساني و اطلاعات کامپيوتري شده در حل مسائل ياري مي کند، که اينگونه مسائل قابل حل با سيستمهاي کامپيوتري ديگر و يا ابزارها و متدهاي استاندارد نيستند.

.2 پشتيباني براي سطوح مختلف مديريتي از سطوح استراتژيک گرفته تا مديران عملياتي فراهم ميشود.

.3 پشتيباني هم براي تصميم گيري انفرادي و هم تصميم گيري گروهي وجود دارد.

DSS .4براي چندين تصميم گيري مرتبط با هم و يا تصميم گيريهاي متوالي پشتيباني فراهم ميکند.

DSS .5تمام مراحل تصميم گيري را که: هوش (جستجوي شرايطي که نياز به تصميم گيري دارند). طراحي

(اختراع, توسعه و بررسي گزينه هاي موجود براي پياده کردن تصميم), انتخاب(انتخاب يکي از گزينه هاي ممکن(و پياده سازي است را پشتيباني ميکند.

.6انواع مختلف فرايندهاي تصميم گيري را پشتيباني ميکند.

DSS .7انعطاف پذير است طوريکه کاربران بر حسب تغييراتي که بوجود مي آيد ميتوانند سيستم را نسبت به نياز خود شکل دهند، به اين معني که عناصر اصلي را اضافه، حذف، ترکيب و يا سازماندهي دوباره کنند..

DSS.8در تلاش است که تاثيرگذار بودن تصميم گيري يعني دقت، کيفيت، بروز بودن تصميمات را بهبود ببخشد.

.9تصميم گيرنده بر تمامي مراحل تصميم گيري در حل يک مسئله تسلط دارد.

DSS .10از مدلها براي ارزيابي موقعيتهاي تصميم گيري استفاده مي کند . توانايي مدل کردن باعث مي شود که

استراتژيهاي مختلف را در ترکيبها و شرايط مختلف بتوانيم بررسي کنيم.

DSS .11دستيابي به انواع مختلف منابع داده با فرمتهاي گوناگون را فراهم ميکند.



نقش سيستمهاي پشتيبان تصميم گيري در سازمانهاي مبتني بر فنآوري اطلاعات:

دلايل زيادي براي استفاده از سيستمهاي کامپيوتري تصميم گيرا در سازمانهاي مبتني بر اطلاعات وجود دارد، که از جمله آنها ميتوانيم دلايل زير را نام ببريم:

• محاسبه سريع : کامپيوتر به تصميم گيرنده اجازه ميدهد مقادير بسيار زيادي از داده را در مدت زمان کوتاه و با هزينه کمي پردازش کند . مدت زمان تصميم گيري در برخي موارد از جمله تصميم يک پزشک در اتاق اورژانس يا تصميمگيري يک خريدار سهام براي خريد يا فروش سهامي خاص بسيار مهم است.

• غلبه بر محدوديتهاي انساني محاسبات و ذخيره سازي : مغز انسان در تجزيه و تحليل اطلاعات و همچنين يادآوري آنها داراي محدوديت است . همچنين انسان ممکن است در يادآوري اطلاعات در زمان مورد نياز و با دقت بالا دچار مشکل شود.

• محدوديتهاي انساني : قدرت حل مسئله يک فرد داراي محدوديت است مخصوصا زمانيکه براي حل يک مسئله به اطلاعات و دانشهاي مختلفي نياز باشد . با تصميم گيري گروهي مي توان بر اين مشکل فائق آمد ولي مشکلات هماهنگي و يا ارتباط بين اعضاي گروه ممکن است بوجود بيايد که سيستمهاي کامپيوتري اين مشکلات را به اندازه قابل توجهي کاهش ميدهند.

• کاهش هزينه : کنار هم آوردن گروهي از تصميم گيران مخصوصا کارشناسان ممکن است هزينه زيادي داشته باشد . پشتيباني کامپيوتري ممکن است باعث کاهش تعداد اعضاي گروه شده و همچنين با بوجود آوردن امکان ارتباط اعضاي گروه از مکانهاي مختلف باعث کاهش هزينه مسافرت و يا سکونت مي شود . همچنين استفاده از اين سيستمها ممکن است بهره وري را افزايش دهد که چنين پشتيباني اي از طرف تصميم گيران مورد نياز است :

افزايش بهرهوري به معني کاهش هزينه خواهد بود.

• پشتيباني فني : يسياري از تصميمات محاسبات پيچيده اي را مي طلبند. داده مي تواند در پايگاه داده هاي مختلفي ذخيره شده باشد، براي مثال در پايگاه داده هايي خارج از سازمان، و يا ممکن است داراي فرمتهاي صدا يا گرافيک باشد و همچنين امکان دارد که انتقال سريع آنها از مناطق دور مورد نياز باشد که در اين زمينه کامپيوترها مي توا نند جستجو، ذخيره و انتقال داده مورد نياز را با سرعت و با کمترين هزينه انجام دهند.

• پشتيباني کيفيت : سيستمهاي کامپيوتري تصميم گيرا مي توانند کيفيت تصميمات اتخاذ شده را بهبود بخشند.. براي مثال گزينه هاي بيشتري توسط تصميم گيران قابل بررسي بوده، آناليز ريسک به سرعت قابل انجام است . همچنين نظرات کارشناسان مختلف که ممکن است در مکانهاي متفاوتي باشند به سرعت قابل جمع آوري هستند . با استفاده از کامپيوترها ، تصميم گيران مي توانند شبيه سازيهاي پيچيده اي انجام داده و بسياري از سناريوهاي ممکن را بررسي کرده و اثرات متفاوت آنها را به سرعت و با هزينه کم بررسي کنند.

• رقابت:فشار رقابتي تصميم گيري را مشکل مي کند. رقابت فقط بر سر قيمت نيست بلکه در کيفيت کالا ، بروز بودن محصول، اختصاصي سازي محصولات براي مثال منطقه اي کردن محصولات و خدمات پس از فروش و پشتيباني مشتري نيز وجود دارد . سازمانها بايد قادر به ايجاد تغييرات در رو ند فعاليتها و ساختارها و همچنين نوآوري بطور متناوب و سر يع باشند . فن آوريهاي پشتيبان تصميم گيري همانند سيستمهاي خبره باعث بوجود آمدن قدرت مي شوند به اين طريق که انسانها مي توانند تصميمات مناسبي را به سرعت اتخاذ کنند حتي اگر برخي دانشها را نداشته باشند. همچنين در زمينه تحقيقات بر فعاليتهاي رقبا، اختصاصي سازي کالاها و سرويسهاي مشتري مي توانند اثر بسزايي داشته باشند.

اگر بخواهيم تمامي اين موارد را بطور خلاصه بيان کنيم مي توانيم مزاياي استفاده از يک سيستم تصميم گيرا را در عبارات زير خلاصه کنيم:

o کيفيت بالاتر تصميم

o ارتباطات بهبود يافته

o کاهش هزينه

o افزايش بهرهوري

o صرفهجويي در زمان

O رضايت خاطربيشتربراي مشتري و کاربر

و با کمي دقت مي توان دريافت فاکتورهايي مانند ميزان رقابت سازمان، اندازه سازمان وuser-friendly بودن سيستم بر ميزان مفيد بودن آن براي سازمان تاثير بسزايي دارد . کاربران برنامه نويس نيستند بنابراين آنها به ابزارها و رويه هاي ساده اي نياز دارند.

پيادهسازي اين سيستم مطمئنا تاثير بسزايي در پيشرفت تجارت سازمان خواهد داشت.

منبع: وزارت ارتباطات و فن آوري اطلاعات


 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است چارت سازماني پيامبران
2
پاسخها: 1 بیننده: 238 نویسنده: Bayas Gool
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است برترين هاي معماري در سال 2006
1
پاسخها: 0 بیننده: 565 نویسنده: pantea
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است بزرگ ترين طنز معماري در منطقه ماست
1
پاسخها: 3 بیننده: 1134 نویسنده: سياسفيد
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است آزمايشگاه معماري
1
پاسخها: 4 بیننده: 1009 نویسنده: mhaji

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: