| نویسنده |
پیغام |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1320 اعتبار کسب شده: 2352 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 29 تير 1386، ساعت 7:27 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#1
|
| |
زيارتنامه ـ که مجازاً زيارت هم گفته ميشود ـ گفتاري است که ائمة معصومين(ع) و بزرگان دين تقرير کردهاند، و معانيي است که شايسته است زائر در حضور مزار بر زبان آورد، و آنچه عقيده و باورش ميباشد بيان کند. زيارتنامههاي مروّي از امامان دفتري است معرفتآموز در شناخت امام و مقامات معنوياش که همه فضل و عطاي پروردگار به آنهاست، و حاکي از توحيد ناب و يکتاپرستي.
زيارتنامهها معمولاً با سلام آغاز ميشود. سلام به امامي که زنده و شنوندة سخن زائر است، چون شهيد راه حق است و شهيدان به صريح قرآن زندهاند و بهرهمند از فيوضات رباني.2 پس سلام به امام زنده و حجت حق داده مي شود و بعد اوصافش ذکر ميگردد و اين نوعي آموزش امامشناسي و يادآوري عقايد شيعه است دربارة امامان خود.
از زيارتنامههاي مأثور و معتبر بعضي اهميت بيشتر دارد و در توصيف مقامات روحاني و مناقب معصومين و توحيد ربالعالمين بليغتر و شيواتر است، مانند زيارت «جامعة کبيره»، «زيارت امينالله»، «زيارت آل ياسين» که اينک در پي توضيح و شرح آنيم.
نخست بايد يادآور شوم زيارت آل ياسين مانند زيارتهاي ديگر، مناقب و فضايلي را که براي ائمة معصومين ميشمرد همه مستند به قرآن مجيد است، يعني با تأويل بعضي آيات، مصداق پنهان آيه را که در بطن آن است، ظاهر ميکند. ميدانيم شيوة بيان در قرآن، ذکر وصف و عمل خير يا شرّ افراد است، نه نام خاصشان. مانند آية 5 سورة مائده:
إنّما وليکّم الله و رسوله و الّذين آمنوا الّذين يقيمون الصّلوة و يؤتون الزّکوة و هم راکعون.
که ولي و سرپرست مسلمانان را خدا و رسولش و کساني که ايمان آورده و نماز ميخوانند و در حال رکوع زکات ميدهند معرفي ميکند. اين آيه به نقل مفسران شيعي و بسياري از اهل سنت در مورد حضرت علي بن ابيطالب(ع) فرود آمد، هنگامي که در مسجد نماز مستحب ميخواندند و در حال رکوع انگشتري خود را به سائلي که مستمند بود دادند. بنابراين، تأويل روشنگر مراد خداي تعالي از آيات ميباشد، و چون مستند به قول امام معصوم و منصوص است ترديدي در درستياش نيست.
نکتة ديگر اينکه در متون اسلامي ـ از قرآن و حديث ـ کلماتي به کار رفته که مرادف و معادل آن را در فارسي کمتر مييابيم. چون گاه لفظ چند بعدي است و بار معنايي زيادي دارد، و بسا که لازم شود پس از شرح ريشة کلمه و معني اصطلاحياش خود آن را در ترجمه بياوريم.
اکنون ده تعبير را که در اين زيارت آمده به ترتيب الفبايي توضيح ميدهيم |
|
|
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1320 اعتبار کسب شده: 2352 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 29 تير 1386، ساعت 7:29 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#2
|
| |
1. آل يس (آل ياسين):
قرائتي است از «إلْ ياسين» که در آية 130 سورة صافّات آمده: «سلامٌ علي ال ياسين.»
ابوالفتوح رازي ـ مفسّر بزرگ سدة ششم ـ ذيل آية نامبرده مينويسد: «سلام بر ال ياسين باد». ابن عامر و نافع و يعقوب خواندند: «آل ياسين» به مدّ، و باقي قرّاء «إلياسين» خواندند. آنان که «آل ياسين» خواندند گفتند که معنياش آن است که «سلام بر آل محمد» و ياسين نامي است از نامهاي رسول ما، و گفتند «اهل قرآن». و آنان که «إلياسين» خواندند، گفتند اين لغتي است در الياس، چنانکه اسماعيل و اسمعين و ميکايل و ميکايين و ميکال.3 شيخ طوسي در تفسير تبيان نزديک به همين معاني را ذکر کرده است، چنان که طبرسي نيز در مجمعالبيان همانند اين اقوال را آورده است.
علامة طباطبايي در بحث روايي ذيل آيه از معاني الأخبار به اسنادش از امام جعفر صادق(ع) و نيز از عيون اخبارالرضا نقل ميکند که فرمودند:
«يس» محمد(ص) و ما «آل يس»، هستيم.
که البته مبتني بر قرائت «آل يس» است.4
در تفسير نمونه پس از نقل اقوال مختلف در قرائت «إل ياسين» و معاني که بنابر هر قرائت پيدا ميکند آمده است:
بنابر اين «آل ياسين» به معني خاندان پيغمبر گرامي اسلام(ص) يا خاندان «ياسين» پدر الياس ميباشند.5
«قرائن روشني در خود قرآن است که همان معني اول را تأييد ميکند که منظور از «إلياسين» همان «الياس» است، زيرا بعد از آيه « سلام علي الياسين» به فاصلة يک آيه ميگويد « انّه من عبادنا المؤمنين؛ «او از بندگان مؤمن ما بود» بازگشت ضمير مفرد به الياسين دليل بر اين است که او يک نفر بيشتر نبوده يعني همان الياس.
ضمن تأييد استدلال روشني که نقل شد يادآور ميشود که در قرآن مجيد و آثار ادبي فاخر، گاه کلمهاي به دو صورت خوانده ميشود که در هر دو صورت داراي معني مناسب پذيرفتني است، و اين گونه تعبيرها نوعي هنر ادبي و حاکي از قدرت بيان گوينده است. وجود اين گونه تعبيرها سبب ميشود که يک آيه متضمن دو يا سه معني و همه در درجات گوناگون مراد گوينده باشد، که جاي شرح آن نيست.
عترت پيامبر اکرم(ص) که عالم به ظاهر و بطن و بطنِ آيات هستند، گاه در استدلال به مقامات معنوي خودشان که همه موهبت الهي و افزون بخشي پروردگار است. از اين گونه تعبيرهاي قرآني بهره ميجستند که نمونة آن جملة اول همين زيارت است |
|
|
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1320 اعتبار کسب شده: 2352 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 29 تير 1386، ساعت 7:29 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#3
|
| |
2. بقيةالله
نيز تعبيرقرآني است که در آية 86 سورة هود آمده:
بقيةّالله خيرٌ لکم إن کنتم مؤمنين.
اگر مؤمن باشيد باقي مانده (حلال) خدا براي شما بهتر است.
چون به آيات پيش از آية مذکور مراجعه کنيم ميبينيم دربارة قوم شعيب و مردم مديَن است که نه تنها بت، بلکه درهم و دينار، معبودشان شده بود و کمفروشي ميکردند. به اين سبب قرآن ميفرمايد: پيمانه و وزن را به قسط و عدل دهيد، و چيزي از آنها نکاهيد و به اين گونه، فساد اقتصادي در جامعه ايجاد نکنيد. در پايان ميفرمايد: «باقي مانده حلال که براي شما بماند ـ اگر ايمان داشته، بپذيريد ـ برايتان بهتر از مال حرام اندوختن است.» پس در اين آيه بقيّةالله سود حلال اندک است. اما اين تعبيرپذيراي معاني ديگر هم ميباشد، چنان که در آية 116 سورة هود آمده: « اولوا بقيةّ ٍ ينهون عن الفساد في الأرض»، به معني «اولواالفضل، صاحبان فضيلت و شخصيت، نيکان و پاکان» آمده، به اين مناسبت که اشيا و اجناس بهتر و نفيس را ذخيره ميکنند و نگاه ميدارند. همچنين در اجتماع و صحنة مبارزه، ضعيفان زودتر از بين ميروند يا از ميدان فرار ميکنند و به اين گونه، باقيماندگان قويترند. با توجه به اين معني است که در زبان عربي اين مثل گفته ميشود: « في الزّوايا خبايا و فيالرجال بقايا؛ در زاويهها هنوز مسائل مخفي وجود دارد و در ميان رجال شخصيتهايي باقي مانده»، علاوه بر اين، لفظ «بقيه» که سه بار در قرآن مجيد آمده همين معني را در بر دارد.6 چنان که در المصحفُ المُيّسر که لغات قرآن را با دقت در حاشيه صفحات معني کرده، البقيه را فضل و خير دانسته است.7
کوتاه سخن اينکه « بقيةّ باقي مانده» از چيزي است، اما اين باقي مانده چيزي است نفيس و ارزشمند و در مورد انسان يعني صاحب فضل و فضيلت و ماية خير که چون به الله اضافه شود، از مضافٌاليه کسب شرافت ميکند، مانند بيتالله و قدر و مرتبة آن افزونتر ميشود، و مصداق تامّ و کاملش حضرت حجت بن الحسن المهدي(عج) هستند که آخرين حجت و ذخيرة پر خير آفريدگار متعال ميباشند |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |