| نویسنده |
پیغام |
رايکا  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 11 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 616 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: دراعماق درياي عشق .... سن: 21 جنسيت: زن |
 |
جمعه 22 تير 1386، ساعت 0:07 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#1
|
| |
از همون اوايلي که عضوي از اعضاي اين خراباد شدم تصميم داشتم همچين تاپيکي رو راه بندازم...
که همه از خودشون و زندگيشون بگن..
يه بيوگرافيه خودموني..
که همه بيشتر با هم آشنا بشن..
اگه تا يه هته تو اين تاپيک پست گذاشته شد...
اين تاپيک ادامه خواهد يافت در غير اين صورت...
ما سراپا گوشيم... |
|
_________________ هيچ فکر نمي کردم...
که روزي وقتي افتاب خودش را روي بام خيال تو پهن مي کند
عشق من را برنزه ببيني
اگر مي دانستم...
کرم ضد افتاب بوسه به تو هديه مي کردم...
|
|
|
|
|
 |
hadi  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 19 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 955 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شهر ري سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 22 تير 1386، ساعت 1:07 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#2
|
| |
| رايکا نوشته بود: |
از همون اوايلي که عضوي از اعضاي اين خراباد شدم تصميم داشتم همچين تاپيکي رو راه بندازم...
که همه از خودشون و زندگيشون بگن..
يه بيوگرافيه خودموني..
که همه بيشتر با هم آشنا بشن..
اگه تا يه هته تو اين تاپيک پست گذاشته شد...
اين تاپيک ادامه خواهد يافت در غير اين صورت...
ما سراپا گوشيم... |
من يه همچين تاپيکي ساختم کسي تحويل نگرفت
ببينيم شما چيکار ميکنيد |
|
|
|
|
|
|
 |
honey  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 05 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 982 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
جمعه 22 تير 1386، ساعت 1:17 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#3
|
| |
و اين بود حکايت من
|
|
_________________ چترها را بايد بست.
زير باران بايد رفت.
فکر را، خاطره را، زير باران بايد برد.
با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت.
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 22 تير 1386، ساعت 1:26 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#4
|
| |
ادامه مطلب در موضوع "و اين بود حکايت من"
با اجازه موضوع قفل شد. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
جمعه 22 تير 1386، ساعت 19:20 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#5
|
| |
| رايکا نوشته بود: |
از همون اوايلي که عضوي از اعضاي اين خراباد شدم تصميم داشتم همچين تاپيکي رو راه بندازم...
|
خراب آباد، شاعرانه اش (يا بهتر بگم، معتادانه!) ميشه: خرابات.
اومدم همين کار وحيد رو بکنم که موقع "Send" ديدم اينترنتم قطع شده. |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |