| نویسنده |
پیغام |
اميرحسين  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 06 مهر 1384 مجموع ارسالها: 1616 اعتبار کسب شده: 5329 محل سکونت: ايران جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 2:51 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#16
|
| |
| مسافر کوير نوشته بود: |
اونايي که اهل دل هستن! بيايد به اين سوال جواب بديد:
فرض کنيد توي موقعيتي هستيد که مجبوريد فقط از بين دونفر زير يکي رو براي ازدواج انتخاب کنيد:
1- شما اون رو عاشقانه دوست داريد اما اون هيچ حسي نسبت به شما نداره
2- اون شما رو عاشقانه دوست داره اما شما هيچ حسي نسبت به اون نداريد
حالا:
انتخاب شما کدومه؟ و چرا؟ |
سوال قشنگي رو مطرح کردين. ولي اين دو گزينه مثل همن که! فقط وقتي شما گزينه ي 1 رو انتخاب کنين، طرف شما گزينه ي 2 رو انتخاب مي کنه و وقتي شما گزينه ي 2 رو انتخاب مي کنين، اون گزينه ي 1 رو بايد در پيش بگيره.
نمي دونم اگر مجبور بودم چه گزينه اي رو انتخاب مي کردم، ولي به نظر من گزينه ي سوم بهتره! علاقه ي طرفين به يکديگر. شايد هم بشه يک گزينه رو انتخاب کرد و بعد سعي کرد به گزينه ي 3 رسيد!
هر چند براي عشق تعريف هاي مختلفي مي شه، و اون طوري که ابن عربي مي گه کسي که عشق رو نشناخته اون رو تعريف مي کنه، اما معمولاً در يک چيز توافق هست، و اون هم اينه که «عشق يک علاقه ي دوطرفه است».
باباطاهر که خيلي شعرهاش رو دوست دارم مي گه:
اگر مجنون دل شوريده اي داشت
دل ليلي از آن شوريده تر بي
علاقه ي يک طرفه هم البته ممکن است و بسيار اتفاق مي افتد. در حالتي که اين علاقه بسيار باشد، «شيدايي» واژه ي مناسبي براي بيان آن است.
در نهايت بايد بگويم که عشق بهترين گزينه است؛ و چه بهتر که پس از ازدواج رخ دهد، چرا که اگر پيش از ازدواج باشد و حتي پاک و شايد از نوع افلاطوني، ممکن است در نهايت به وصال و ازدواج نيانجامد و ناکامي در عشق عاشق و معشوق را افسرده سازد. |
|
|
|
|
|
|
 |
سراب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2351 اعتبار کسب شده: 3487 محل سکونت: شيراز سن: 20 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 4:57 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#17
|
| |
من دوست دارم در آينده با همسرآينده ام ازدواج کنم |
_________________ I Am SO Cute!!! 
|
|
|
|
|
 |
احمدي نژاد  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 22 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 376 اعتبار کسب شده: -653 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 10:14 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#18
|
| |
من با هر دو تا ازدواج موقت مي کنم .
حالت اول : من به خواسته ام مي رسم .
حالت دوم : اون به خواسته اش مي رسه .
فايده : هيچ کس لازم نيست اون يکي رو خيلي تحمل کنه .
ضرر : باز هم سرم بي کلاه مي مونه . |
|
_________________ هموطن گرامي. در مصرف برق صرفه جويي نماييد .
|
|
|
|
|
 |
رايکا  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 11 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 616 اعتبار کسب شده: 524 محل سکونت: دراعماق درياي عشق .... سن: 21 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 13:23 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#19
|
| |
| غريب آشنا نوشته بود: |
من گزينه دوم رو انتخاب مي کنم. ترجيح مي دم کسي رو انتخاب کنم که من رو عاشقانه دوست داره؛ اما من هيچ حسي نسبت به اون ندارم.
و اما علت اين انتختب:
از اونجايي که به نسبت خوب مي تونم با شرايط مختلف کنار بيام، مي تونم اميدوار باشم در آينده نظرم عوض بشه و بتونم دوستش داشته باشم. در ضمن زندگي کردن با کسي که دوستش نداري، يه جور زجر کشيدنه. چون قدرت تحمل خودم رو مي دونم چقدره، در همچين مواردي ترجيح مي دم خودم زجر و سختي بکشم تا اين که اين شرايط رو شريک زندگيم داشته باشه. تازه وقتي مطمئن باشي همسرت بهت علاقه داره، اين خودش بزرگترين دلخوشي زندگي مشترک و اطمينان نسبت به اون مي تونه باشه.  |
خوب مسلما انتخاب نبوده , بلکه... بوده!!!!!!!!!!!!
و البته خود شيفتگي از نوع درمان ناشدني...
آدم (توجه داشته باشيد گفتم آدم!) مي تونه گز ينه ي يکو رو انتخاب کنه ولي با محبت نظر اونو جلب کنه و دلشو بدست بياره...
و اون موقع هست که زندگي شيرين مي شه و ...
اينطوري احساس خوبي بهت دست مي ده که تو هم تونستي روي يه نفر اونقدر تاثير بذاري که اونم همون قدر تو رو دوست داره که تو اونو دوست داري...
والسلام عليکم و رحمته الله و برکاته
صلوات |
|
_________________ هيچ فکر نمي کردم...
که روزي وقتي افتاب خودش را روي بام خيال تو پهن مي کند
عشق من را برنزه ببيني
اگر مي دانستم...
کرم ضد افتاب بوسه به تو هديه مي کردم...
|
|
|
|
|
 |
احمدي نژاد  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 22 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 376 اعتبار کسب شده: -653 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 13:28 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#20
|
| |
| رايکا نوشته بود: |
| غريب آشنا نوشته بود: |
من گزينه دوم رو انتخاب مي کنم. ترجيح مي دم کسي رو انتخاب کنم که من رو عاشقانه دوست داره؛ اما من هيچ حسي نسبت به اون ندارم.
و اما علت اين انتختب:
از اونجايي که به نسبت خوب مي تونم با شرايط مختلف کنار بيام، مي تونم اميدوار باشم در آينده نظرم عوض بشه و بتونم دوستش داشته باشم. در ضمن زندگي کردن با کسي که دوستش نداري، يه جور زجر کشيدنه. چون قدرت تحمل خودم رو مي دونم چقدره، در همچين مواردي ترجيح مي دم خودم زجر و سختي بکشم تا اين که اين شرايط رو شريک زندگيم داشته باشه. تازه وقتي مطمئن باشي همسرت بهت علاقه داره، اين خودش بزرگترين دلخوشي زندگي مشترک و اطمينان نسبت به اون مي تونه باشه.  |
خوب مسلما انتخاب نبوده , بلکه... بوده!!!!!!!!!!!!
و البته خود شيفتگي از نوع درمان ناشدني...
آدم (توجه داشته باشيد گفتم آدم!) مي تونه گز ينه ي يکو رو انتخاب کنه ولي با محبت نظر اونو جلب کنه و دلشو بدست بياره...
و اون موقع هست که زندگي شيرين مي شه و ...
اينطوري احساس خوبي بهت دست مي ده که تو هم تونستي روي يه نفر اونقدر تاثير بذاري که اونم همون قدر تو رو دوست داره که تو اونو دوست داري...
والسلام عليکم و رحمته الله و برکاته |
چطور ميشه با کسي ازدواج کني که تو رو دوست نداره ؟
ممکنه مجبور به ازدواج باشي يا بتوني احساست رو مخفي کني اما شايد نتوني طرف رو مجبور به ازدواج کني .
به نظر من غريب آشنا درست مي گه . |
|
_________________ هموطن گرامي. در مصرف برق صرفه جويي نماييد .
|
|
|
|
|
 |
حامد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 1233 اعتبار کسب شده: 1448 محل سکونت: خوشا شيراز و وصف بي مثالش سن: 22 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 13:28 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#21
|
| |
کاش گزينه ي سومي وجود داشت:
3. تو اونو يه کم دوست داري اون هم تو رو يه کم دوست داره.
ولي اگه در اون حالت باشم گزينه ي 1 رو انتخاب مي کنم. شايد بتونم نظرش رو تغيير بدم. |
|
_________________ دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.
|
|
|
|
|
 |
کلاغ سفيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: شنبه 20 آبان 1385 مجموع ارسالها: 621 اعتبار کسب شده: 852 محل سکونت: آخر قصه... سن: 23 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 13:36 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#22
|
| |
| احمدي نژاد نوشته بود: |
| رايکا نوشته بود: |
| غريب آشنا نوشته بود: |
من گزينه دوم رو انتخاب مي کنم. ترجيح مي دم کسي رو انتخاب کنم که من رو عاشقانه دوست داره؛ اما من هيچ حسي نسبت به اون ندارم.
و اما علت اين انتختب:
از اونجايي که به نسبت خوب مي تونم با شرايط مختلف کنار بيام، مي تونم اميدوار باشم در آينده نظرم عوض بشه و بتونم دوستش داشته باشم. در ضمن زندگي کردن با کسي که دوستش نداري، يه جور زجر کشيدنه. چون قدرت تحمل خودم رو مي دونم چقدره، در همچين مواردي ترجيح مي دم خودم زجر و سختي بکشم تا اين که اين شرايط رو شريک زندگيم داشته باشه. تازه وقتي مطمئن باشي همسرت بهت علاقه داره، اين خودش بزرگترين دلخوشي زندگي مشترک و اطمينان نسبت به اون مي تونه باشه.  |
خوب مسلما انتخاب نبوده , بلکه... بوده!!!!!!!!!!!!
و البته خود شيفتگي از نوع درمان ناشدني...
آدم (توجه داشته باشيد گفتم آدم!) مي تونه گز ينه ي يکو رو انتخاب کنه ولي با محبت نظر اونو جلب کنه و دلشو بدست بياره...
و اون موقع هست که زندگي شيرين مي شه و ...
اينطوري احساس خوبي بهت دست مي ده که تو هم تونستي روي يه نفر اونقدر تاثير بذاري که اونم همون قدر تو رو دوست داره که تو اونو دوست داري...
والسلام عليکم و رحمته الله و برکاته |
چطور ميشه با کسي ازدواج کني که تو رو دوست نداره ؟
ممکنه مجبور به ازدواج باشي يا بتوني احساست رو مخفي کني اما شايد نتوني طرف رو مجبور به ازدواج کني .
به نظر من غريب آشنا درست مي گه . |
چه ريطي داشت که تو اينو نقل قول کردي؟!؟!؟
شما نظر خودتو بده کاري به ديگران نداشته باش... |
|
_________________ باور کردني نيست....
|
|
|
|
|
 |
eastgirl  پرچونه!!
تاريخ عضويت: دوشنبه 25 دي 1385 مجموع ارسالها: 582 اعتبار کسب شده: 619 محل سکونت: همانجايي که ماهي ها زندگي مي کنند! جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 13:37 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#23
|
| |
| حامد نوشته بود: |
کاش گزينه ي سومي وجود داشت:
3. تو اونو يه کم دوست داري اون هم تو رو يه کم دوست داره.
ولي اگه در اون حالت باشم گزينه ي 1 رو انتخاب مي کنم. شايد بتونم نظرش رو تغيير بدم. |
يعني انقدر بهش ابراز عشق کني که نظرش تغيير پيدا کنه؟/؟يا نه انقدر بهش زور بگي که مجبور بشه دوستت داشته باشه؟؟؟؟
بعدش اين يه کم يعني چي؟يعني يه پيمونه؟؟يه قاشق مربا خوري؟يه بشکه؟يه سطل؟يا يه دنيا؟.......... |
|
_________________ من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند
افسوس که قصه مادربزرگ درست بود
هميشه يکي بود و يکي نبود...
|
|
|
|
|
 |
احمدي نژاد  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 22 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 376 اعتبار کسب شده: -653 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 13:51 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#24
|
| |
| کلاغ سفيد نوشته بود: |
| احمدي نژاد نوشته بود: |
| رايکا نوشته بود: |
| غريب آشنا نوشته بود: |
من گزينه دوم رو انتخاب مي کنم. ترجيح مي دم کسي رو انتخاب کنم که من رو عاشقانه دوست داره؛ اما من هيچ حسي نسبت به اون ندارم.
و اما علت اين انتختب:
از اونجايي که به نسبت خوب مي تونم با شرايط مختلف کنار بيام، مي تونم اميدوار باشم در آينده نظرم عوض بشه و بتونم دوستش داشته باشم. در ضمن زندگي کردن با کسي که دوستش نداري، يه جور زجر کشيدنه. چون قدرت تحمل خودم رو مي دونم چقدره، در همچين مواردي ترجيح مي دم خودم زجر و سختي بکشم تا اين که اين شرايط رو شريک زندگيم داشته باشه. تازه وقتي مطمئن باشي همسرت بهت علاقه داره، اين خودش بزرگترين دلخوشي زندگي مشترک و اطمينان نسبت به اون مي تونه باشه.  |
خوب مسلما انتخاب نبوده , بلکه... بوده!!!!!!!!!!!!
و البته خود شيفتگي از نوع درمان ناشدني...
آدم (توجه داشته باشيد گفتم آدم!) مي تونه گز ينه ي يکو رو انتخاب کنه ولي با محبت نظر اونو جلب کنه و دلشو بدست بياره...
و اون موقع هست که زندگي شيرين مي شه و ...
اينطوري احساس خوبي بهت دست مي ده که تو هم تونستي روي يه نفر اونقدر تاثير بذاري که اونم همون قدر تو رو دوست داره که تو اونو دوست داري...
والسلام عليکم و رحمته الله و برکاته |
چطور ميشه با کسي ازدواج کني که تو رو دوست نداره ؟
ممکنه مجبور به ازدواج باشي يا بتوني احساست رو مخفي کني اما شايد نتوني طرف رو مجبور به ازدواج کني .
به نظر من غريب آشنا درست مي گه . |
چه ريطي داشت که تو اينو نقل قول کردي؟!؟!؟
شما نظر خودتو بده کاري به ديگران نداشته باش... |
تو چه کار به نقل قول من داشتي که نقل قول کردي .
نظرت خودت رو بده و کاري به من نداشته باش . |
|
_________________ هموطن گرامي. در مصرف برق صرفه جويي نماييد .
|
|
|
|
|
 |
علي بابا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 14 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 1059 اعتبار کسب شده: 1572 محل سکونت: کهکشان راه شيري درب اول سمت راست !!! سن: 29 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 13:51 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#25
|
| |
| حامد نوشته بود: |
کاش گزينه ي سومي وجود داشت:
3. تو اونو يه کم دوست داري اون هم تو رو يه کم دوست داره.
ولي اگه در اون حالت باشم گزينه ي 1 رو انتخاب مي کنم. شايد بتونم نظرش رو تغيير بدم. |
حامد جان
از خودت مايه بذار
گزينه 2 رو انتخاب کن و سعي کن نظر خودتو تغيير بدي.
چرا همه ميخوان دنيا رو يجوري تغيير بدن که باب ميلشون باشه ؟
چرا خودشونو يه جوري تغيير نميدن که دنيا باب ميلشون باشه ؟ |
|
|
|
|
|
|
 |
حامد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 1233 اعتبار کسب شده: 1448 محل سکونت: خوشا شيراز و وصف بي مثالش سن: 22 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 14:05 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#26
|
| |
| eastgirl نوشته بود: |
| حامد نوشته بود: |
کاش گزينه ي سومي وجود داشت:
3. تو اونو يه کم دوست داري اون هم تو رو يه کم دوست داره.
ولي اگه در اون حالت باشم گزينه ي 1 رو انتخاب مي کنم. شايد بتونم نظرش رو تغيير بدم. |
يعني انقدر بهش ابراز عشق کني که نظرش تغيير پيدا کنه؟/؟يا نه انقدر بهش زور بگي که مجبور بشه دوستت داشته باشه؟؟؟؟
بعدش اين يه کم يعني چي؟يعني يه پيمونه؟؟يه قاشق مربا خوري؟يه بشکه؟يه سطل؟يا يه دنيا؟.......... |
يعني هر کاري ميکنم تا بهش بفهمونم که ديگه عاشق تر از من پيدا نمي کنه!
به کسي که عاشقشي زور مي گي؟
با اندازه ي يه سر سوزن هم که باشه، بهتر از نبودنشه! ولي به نظرم اگه اندازه ي يه قابلمه باشه بهتره! |
|
_________________ دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.
|
|
|
|
|
 |
-faghatyedoost-  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: دوشنبه 15 آبان 1385 مجموع ارسالها: 315 اعتبار کسب شده: 743 محل سکونت: تالار گفتمان سن: 21 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 14:19 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#27
|
| |
اين سوال رو يه نفر از من پرسيد
من اون موقع گفتم:
چون هيشکي منو دوست نداره پس من اولي رو انتخاب مي کنم
ولي الان....
امضاي يکي از بچه هاي تالار (يه زماني )اين بود:
بازي روزگار را نمي فهمم،من تو را دوست دارم،تو ديگري را و ديگري مرا،و همه ي ما تنهاييم |
|
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2272 اعتبار کسب شده: 4505 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 14:39 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#28
|
| |
اين دو تا سوال به نظر من مشکلش اينه که اولي مربوط به آقايون و دومي مر بوط به خانوماس. |
|
|
|
|
|
|
 |
خورشيد خانم  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 24 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 101 اعتبار کسب شده: 1011 محل سکونت: آسمان سن: 23 جنسيت: زن |
 |
دوشنبه 18 تير 1386، ساعت 0:42 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#29
|
| |
| نقل قول: |
1- شما اون رو عاشقانه دوست داريد اما اون هيچ حسي نسبت به شما نداره
2- اون شما رو عاشقانه دوست داره اما شما هيچ حسي نسبت به اون نداريد
|
اولا که بايد مشخص بشه ازعشق چه تعريفي داريم! به نظر من حقيقت عشق يک رابطه و جذبه دو سويه است.
اما اگه عشق رو يک سويه بدونيم، در ازدواج با کسي که عاشقانه دوستش داري، ممکنه هيچ وقت نتوني نظرش رو جلب کني و يا حتي بدتر، قبل از اينکه بتوني نظرش رو به خودت جلب کني، تو هم از اين رابطه دلسرد بشي.
اگر هم با کسي ازدواج کني که عاشقانه دوستت داره، باز هم همين اتفاق ممکنه بيافته. هيچ تضميني نيست که به طرفت علاقه مند بشي، مگر اينکه واقعا معيارهاي ديگه اي که براي ازدواج داري در اون شخص وجود داشته باشه وجاي اميدواري باشه.
رنج و سختي کشيدن يکي از مهمترين عوامل رشد عقلي و شخصيتي آدم هست، ولي به نظر من هر دو اينها زجر کشيدن از نوع غير مفيد و غيرسازنده است و آدم رو از درک خيلي مسائل که فقط درعشق کمال يافته بهش مي رسه، محروم ميکنه.
عشق مجازي، به خودي خود، پايدار نيست و دوامي نداره، حالا اگه بخواد از همون روز اول يه طرفش هم سست باشه و يا اصلا وجود نداشته باشه که کمالي در اون نيست.
کمال عشق در دوطرفه بودنش هست. به قول ابوسعيد ابوالخير:
آن روز که آتش محبت افروخت-------- عاشق روش سوز ز معشوق آموخت
از جانب دوست سر زد اين سوز و گداز--- تا در نگرفت شمع پروانه نسوخت
اين جا واقعا جاي گزينه سوم خاليه. البته ظاهرا هر کسي به فراخور حال خودش يه گزينه سوم تعريف کرده. من هم گزينه سوم خودم رو انتخاب ميکنم : هيچکدام.
انتخاب بايد آگاهانه و عاقلانه باشه نه عاشقانه و احساسي. |
|
_________________
دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر..........کز ديو و دل ملولم و انسانم آرزوست
گفتند يافت مي نشود گشته ايم ما.............گفت آنچه يافت مي نشود آنم آرزوست
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3582 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 18 تير 1386، ساعت 9:49 |
|
 |
1 سال پيش |
|
#30
|
| |
| honey نوشته بود: |
...پس با اجازه من گزينه سوم رو اضافه ميکنم :
3- اون به شما علاقه داشته باشه و شما بدوني ميتوني درآينده بهش علاقه مند بشي ... |
من با اين سبک تفکر در مورد ازدواج مخالفم. به نظرم موقع ازدواج بايد کاملاً واقع بين بود و شرايط فعلي رو در نظر گرفت و نه اميدوها و آرزوهاي آينده رو. هيچ حسابي نيست که در آينده به اون چيزي که تو ذهنت هست برسي؛ پس بهتره واقع بين باشي نه ايدا آل گرا. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
|
|